مجموعه سخنرانی های اولین نشست از اولین کنگره بین المللی
ضرت احمد بن اسحاق اشعری قمی رحمة الله علیه
شهرستان کرمانشاه
کرمانشاه 11 اسفند 1389
بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدّظلّه العالی)
در دیدار اعضای ستاد کنگره بزرگداشت احمد بن اسحاق اشعری قمی رحمة الله علیه
.... برگزاری این کنگره،کار بسیار باارزشی است. علت هم این است که بزرگان نام آور شیعه در عهد محدثین،در بین عامه مردم ما ناشناخته اند،اگر چه در دوران فقاهت استدلالی هم،بسیاری از بزرگان ناشناخته اند، لکن در آن مجموعۀ دوره اول یعنی قرن های سوم و چهارم، محدثین و علمای بزرگ شیعه به خصوص در قم،ری،بغداد و غیره اغلب ناشناخته اند.
یکی از برجسته ترینِ این افراد،جناب احمد بن اسحاق اشعری قمی است که ایشان مقام بالایی از جمله در بین خودِ اشعریین دارد،یعنی کسانی مثل احمد بن ادریس، محمد بن احمد بن یحیی عطار،احمد بن محمد بن عیسی، این بزرگان و شخصیت های برجسته،بعضی شاگردان نزدیک او هستند که پیش او می رفتند و مشکلات اعتقادی،دینی،فقهی را حل می کردند و بعضی هم محدثینی هستند که از او روایت کرده اند؛ ولو شاگرد نزدیک او نبوده اند، لکن از او روایت کرده اند.
در احوالات احمد بن اسحاق دارد که «وافد القمیین» معنایش این است که ایشان،نمایندۀ قمّی ها بوده در خدمت ائمه علیهم السلام. این خیلی چیز مهمی است. اگر اهالی قم کاری با ائمۀ اطهار علیهم السلام داشتند، به وسیله ایشان انجام می گرفت؛پول ها و مسائل دینی مردم را ایشان می برد. خدمت حضرت جواد و حضرت هادی و حضرت عسگری علیهم السلام رسیده و در روایت است که خدمت حضرت حجت سلام الله علیه و عجّل الله فرجه در دوران حیات حضرت عسگری علیه السلام رسیده است.
بعد از دوران حیات حضرت عسگری علیه السلام هم جزو کسانی است که به عنوان وکیل حضرت معرفی می شده اند،البته جزو نوّاب اربعه نیست، اما شبیه آنهاست. توقیع یا نامه ای می آمده برای ایشان،سئوال می کرده است.
در احوالات ایشان ،نجاشی نقل می کند:«کَانَ مِن خَواصِّ أبِی مُحمَّد علیه السلام» یعنی جزو اصحاب حضرت جواد،حضرت هادی و حضرت عسگری است، اما در مورد حضرت عسگری جزو خواص و رفقای این بزرگوار است. دلیلش هم این است که طبق یک روایت حضرت عسگری ولادت حضرت حجت را به او خبر دادند و نامه نوشتند که خداوند فرزندی به ما داده،ما خوشحال شده خواستیم تو هم خوشحال بشوی.این نشان دهنده کمال رفاقت حضرت با این بزرگوار است. روایت دیگری هم دارد که او خدمت حضرت رسید و پرسید: نایب شما کیست؟ حضرت رفتند و فرزند عزیز و بزرگوارشان را در آغوش گرفتند و آوردند حالا اینها چه جور با هم جمع می شود که البته قابل جمع است.غرض این است که شخصیت احمد بن اسحاق شخصیت خیلی بالا و بلندی است. خوب است مردم بشناسند. حالا ممکن است در تودۀ مردم خیلی انعکاس آنچنانی داده نشود، لکن در بین اهل علم و کسانی که با حدیث و فقه سرو کار دارند،این شخصیت برجسته، معرفی بشود.
سعی بشود که ان شاء الله کار را علمی از آب در بیاورید. حالا همین مُسند احمد بن اسحاق که حالا باید نگاه کنیم. روایات ایشان را از ائمه علیهم السلام همه را نقل کرده اند، این چیز خوبی است. می شود روی مجموعه روایات و احوالات او کار کرد. روی جهت گیری های آنها کار کرد و وضعیت آن روز فکری و اعتقادی قم را از خلال روایات و حالات او به دست آورد و فهمید که وضع قم در آن روزگار،زمان اشعریین که خیلی مهم اند چگونه بوده است؟ یعنی اینقدر در بین اینها راوی و استاد وجود داردکه انسان حیرت می کند. احمد بن اسحاق اتفاقاً از اولاد آن کسی است که اول بار وارد قم شده، یعنی از بین برادران ابناء صائب،اولین کس،همین جدّ او احوص بن صائب است که وارد قم شده و طرح شهر قم را اینها ریخته اند. شهر قم را در واقع اینها ایجاد کرده اند. ان شاء الله این کنگره، راهی باشد برای اینکه معرفت بیشتری نسبت به این سابقه درخشان میراث فرهنگی شیعی خودمان پیدا کنیم. ان شاء الله موفق باشید.
آیت الله شیخ مصطفی علماء
نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه کرمانشاه
بسم الله الرحمن الرحیم.اَلحَمدُ لله رَبِّ العَالَمِین و العَاقِبَةُ لِأهلِ التَّقوَی وَ الیَقِین وَ الصَّلاَةُ وَ السَّلامُ عَلَی خَیرِ خَلقِهِ وَ أشرَفِ بَریّةِ سَیِّدِنَا وَ مَولانَا اَبَاالقَاسِم مُحَمَّد.
قالَ رسول الله صَلّی الله علیهِ وَ آلِه: « مَن حَفِظَ مِن اُمَّتِی اَربَعِینَ حَدِیثاً مِمَّا یَحتَاجُونَ إلیهِ مِن أمرِ دِینِهِم و؟؟؟؟؟؟؟؟ الله یَومَ القِیامَهِ فَقِیهاً عَالِماً»
رسول خدا صلی الله علیه و آله از همان لحظه اول به حدیث و نگهداری و انتقال حدیث،عنایت داشتند.اینکه می فرماید: اگر کسی چهل حدیث که مربوط به امر دینش باشد، حفظ کند و انتقال دهد از جایگاه ویژه ای برخوردار است؛یعنی حدیث تمام شئون زندگی را مدیریت می کند؛ از حکومت تا پایین را. بعد از قرآن کریم،حدیث تمام شئون زندگی را مدیریت می کند و قرآن هم بدون حدیث قابل پیاده شدن نیست،حتماً باید توسط حدیث،روایات و سنت تفسیر شود؛لذا حدیث در فرهنگ اسلام و فرهنگ ما از یک جایگاه ویژه برخوردار است،چه شیعه و چه سنی از همان اول به احادیث نظر داشتند؛ کتب اربعه،صحاح ستّه و... اینها اسباب و ابزار کار بزرگان،علما،فقها و شخصیت های علمی بوده و هست و بدون حدیث هیچ دری به روی ما باز نمی شود.اگر فقه،اصول،تفسیر،کلام،عرفان و مسائل عقلی و فلسفه وجود دارد، همه محتاج حدیث و روایات هستند؛ لذا شما ملاحظه بفرمایید این روایاتِ اینچنین: «لاَ تَنقُضُ الیَقِینَ بِالشَّک» از زمان شیخِ اکبر به بعد چقدر روی این یک جمله کار شده:«کُلُّ شَیءٍ لَکَ طَاهِر حَتَّی تَعلَمَ اَنَّهُ نجسٌ» از زمان شیخ تا به امروز تحقیق و تدریس و تقریر و تألیف و همه را نگاه کنید، ببینید چه خبر می شود با چند جملۀ «لاَ تَنقُضُ الیَقِینَ بِالشَّک»، این وقتی دست مجتهد داده می شود چه کارش می کنند؟ مثل قاعده فراغ یا قاعده لا ضرر یا قواعد دیگر فقه، همه آثار و برکات حدیث است. به یک نگاه بدون حدیث نمی شود زندگی کرد،چون سرمایه است، مگر بدون سرمایه می شود زندگی کرد.
حدیث از متن قرآن گرفته شده است ...
چه حدیث چه دعا چه نهج البلاغه و چه صحیفۀ سجادیه هرچه که داریم برگشتش به قرآن است و به طور کلی باید به قرآن
عرضه شود و امروز مسلمین از یک چنین سرمایه ی گرانبهایی برخوردارند؛ لذا رسول خدا صلی الله علیه و آله در خطبه ای که در مسجد خیف ایراد فرمودند،دعا کردند:« به کسانی که کلام مرا می شنوند و می فهمند ومنتقل می کنند» شما 1400 سال پیش را در نظر بگیرید،ببینید چه توجه و چه دقتی بوده که رسول خدا صلی الله علیه و آله دعا می کند برای آنهایی که اینها {احادیث} را منتقل می کنند و از افتخارات عالم اسلام است که 23 سال در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و 250 سال در زمان حضرات ائمه معصومین علیهم السلام حدیث و روایات جمع آوری شده اند،لذا مسلمین هر جا که ورود می کنند از یک غنای فوق العاده ای برخوردار است.
1400 سال است که در فقه مثل یک اقیانوس کار و تحقیق می کنند. آن آقایی که قبلاً در سازمان ملل بود - ظاهراً آقای رجایی خراسانی- زمانی که به قم آمده بود به جامعۀ مدرسین گفته بود: قوانین حقوق بشر را باید قم بنویسد. این کار از هر جایی و از هر کسی ساخته نیست،این توان اسلامی،توان کتاب و سنت و توان کتاب و آل بیت است که ما 273 سال سرمایه جمع کردیم.
احمد بن اسحاق رحمة الله علیه یک سرمایه ارزشمند است...
این اجلاسیه و این حرکت که به وسیله ی مسئولین استان ایجاد شد، پیرو فرمایش مقام معظم رهبری که فرمودند:«بقاع متبرکه باید به قطب فرهنگی تبدیل شود» انجام گرفت، این یک حرکت مبارک است. کارهای فرهنگیِ زیادی انجام می شود اما این حرکت،یک کار فرهنگی دلچسب و مهم است. معروف است چنین شخصیتی{جناب احمد بن اسحاق رحمة الله علیه}،خدمت امام زمان علیه السلام رسیده وچهار امام معصوم را درک کرده، ما یک چنین سرمایه ی سنگینی داریم.
مقام معظم رهبری نکات خوبی را در فرمایشات خود راجع به احمد بن اسحاق رحمة الله علیه داشتند، از جمله اینکه فرمودند: « ایشان وافدالقمیین بوده» اصلاً ایشان واسطه بین مردم و حضرت عسگری علیه السلام بودند. خصوصاً اینکه ایشان فرمودند:«صمیمیت و رفاقت و نزدیکی ای که با حضرت عسگری علیه السلام داشتند،تقریباً بیشتر از امام جواد و امام هادی بوده» لذا دارد که واسطه بین قمیین و حضرات معصومین علیهم السلام بوده اند و خبر تولد امام مهدی علیه السلام به ایشان داده شده است که مقام معظم رهبری فرمودند:» در عبارت دارد:« همین طور که ما خوشحال شدیم، می خواهیم تو هم خوشحال شوی» و باز ایشان در فرمایشاتشان داشتند که:«من سئوال کردم از امام حسن عسگری علیه السلام که بعد از شما چه کسی است؟حضرت جواب ندادند و رفتند در اتاق دیگر و حضرت مهدی علیه السلام را بغل گرفتند و آوردند و معرفی کردند»
باید حرم احمد بن اسحاق رحمة الله علیه تبدیل به یک جمکران ثانی و مرکز حدیث و فقه و قرآن گردد...
ان شاء الله حرم احمد بن اسحاق رحمة الله علیه تبدیل به یک جمکران ثانی و مرکز حدیث و فقه و قرآن شود. اینها پیش بینی شده که ان شاء الله انجام گیرد و یکی از کسانی که سعی و تلاش بر این داشت که این مبانی به قوّت خود و به محتوای خود باقی بماند،مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی بود که به شدت به حفظ آثار روات و احادیث و آنچه که مربوط به دین و اسلام است،حساس بودند.این شخصیت با آن کهولت سن همیشه اولین کسی بود که درس را شروع و آخرین کسی هم بود که درس را تعطیل می کرد. من به خاطر دارم که یک سال 13 فروردین که همه بیرون می روند، ایشان برای درس به مسجد اعظم آمدند،که همیشه پر می شد از جمعیت که آن روز جمعیت 50 تا 60 نفر بیشتر نبود، اما ایشان عنایت داشتند که احادیث محفوظ بماند، لذا احادیث، روح الله ها را تحویل می دهد؛آیت الله العظمی گلپایگانی ها را تحویل می دهد.
احمد بن اسحاق رحمة الله علیه از برجستگان روات است...
ما روات جلیل القدر و وکلا از ائمه معصومین علیهم السلام زیاد داشتیم، اما احمد بن اسحاق رحمة الله علیه جزء برجسته های آنهاست و امروز همه شما عزیزانِ فضلا و علما به عنوان تجلیل از یکی از شاگردان آل بیت و یکی از شخصیت هایی که چهار امام معصوم را درک و بیش از 150 حدیث روایت کرده اینجا گردهم آمده اید. باز مقام معظم رهبری فرمودند:«تأسیس قم به دست اشعری ها بوده و اول کسی که ورود به قم داشته جدّ احمد بن اسحاق رحمة الله علیه بوده» اکنون نیز آن کوچه عربستان قم در خیابان آذر هنوز محفوظ است و مربوط به اشعری ها می شود، اینها اصالتاً یمنی هستند و حق بزرگی بر گردن اسلام و مسلمین دارند.
از حضور همه شما عزیزان که از راه دور و نزدیک تشریف آورده اید، خصوصاً آیت الله مقتدایی مدیر حوزه های علمیه و حوزه علمیه قم،حضرت آیت الله احمدی فقیه یزدی،آیت الله فیض،آیت الله غروی و حضرات حجج اسلامی که از بیوت مراجع تشریف آوردند و سایر مسئولین استانی اعم از ائمه جمعه و جماعات استان، استاندار محترم که همراهی و کمک های خوبی در این رابطه داشتند و دارند،فرماندهان محترم ارتش و سپاه، هیئت علمی که انصافاً در یک مدت کمی مُسند احمد بن اسحاق و 12 جلد کتاب را تدوین کردند و مقام معظم رهبری نیز از تدوین این مسند خیلی خوشحال شدند، کمال تقدیر و تشکر را دارم ان شاء الله همه موفق و مؤید باشند.
ابراز رضایت مقام معظم رهبری و مراجع عظام تقلید از برگزاری کنگره احمد بن اسحاق رحمة الله علیه...
از حاج آقای حسینی مقدم تقدیر و تشکر ویژه دارم، که انصافاً با وجود اینکه جوان هستند، اما کار بزرگی را طراحی و در سطح کشور و بین الملل گسترش دادند. الان از هند،پاکستان،نجف اشرف و... میهمانانی در این اجلاس داریم که این خیلی باارزش ومهم است و مقام معظم رهبری و مراجع و بزرگان هم از چنین حرکتی خیلی خوشحال شدند، زیرا اینها آثار اسلامی ماست که باید حفظ و نگهداری شود.
بنده به خاطر دارم -درسن 7-8 سالگی- یکی از دغدغه های علمای کرمانشاه احمد بن اسحاق رحمة الله علیه بود،چون سابقاً مرقد ایشان در یک گودالی قرار گرفته بود و یک جوی آبی از کنارش رد می شد،چند درخت هم بود و در کل، حالت مخروبه داشت اما طی دو سه دوره به این وضع فعلی رسیده است.
این جلسات با یک جلسه و دو جلسه تمام نمی شود،کار یک کار علمی است که استارت آن در استان کرمانشاه زده شد ان شاء الله مبارک باشد. از آیت الله مقتدایی می خواهیم یک عنایت ویژه نسبت به حوزه های علمیه استان داشته باشند، به خاطر اینکه شاید ما حدود 35-40 سال از کاروان عقب ماندیم که ان شاء الله باید جبران شود و مرقد احمد بن اسحاق رحمة الله علیه یک مرکز علمی - تحقیقی گردد.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
مهندس سیّد دادوش هاشمی
استاندار کرمانشاه
أعُوذُ بالله مِنَ الشَّیطاَنِ الرَّجِیم.بِسم الله الرَّحمَن الرَّحِیم
عرض سلام و ادب و احترام دارم به پیشگاه حضرت بقیة الله الاعظم ارواحنا لتراب مقدمه الفداه. به روح پرفتوح و مطهر و منور حضرت امام رحمة الله علیه درود می فرستم و آرزوی سلامتی و طول عمر برای مقام عظمای ولایت و توفیق روز افزون برای دولت خدمت گزار دارم.
خیرمقدم عرض می کنم به محضر حضرت آیت الله مقتدایی مدیریت محترم حوزه های علمیه سراسر کشور،حضرات آیات گلپایگانی،احمدی فقیه یزدی،آیت الله فیض،آیت الله غروی،حضرت حجت الاسلام و المسلمین حاج آقا حسینی، آیت الله علماء و آیت الله ممدوحی که خودِ این عزیزان میزبان این محفل هستند.
همچنین خدمت میهمانان عزیز و ارجمند که در این جلسه شرف حضور دارند؛روحانیت معظم ومعزز حاضر در این مجلس خوش آمد می گوییم.
احمد بن اسحاق رحمة الله علیه موجب فخر شیعه است...
امروز همه ما میهمان شخصیت معنوی حضرت احمد بن اسحاق قمی رحمة الله علیه هستیم. بزرگ مردی که شخصیتش موجب فخر شیعه است،ایشان کانون توجه بسیاری از عالمان و شیفتگان فرهنگ اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام بودند،چرا که واسطه فیض زلال احادیث و گوهر ناب کلمات اهل بیت گرامی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بودند،درک شرف دیدار آخرین ذخیره الهی و بازمانده انبیا و اولیا حضرت حجت ابن الحسن علیه السلام از جمله امتیازات برجسته و کم نظیری است که هر کس را لیاقت دستیابی به آن نیست که جناب احمد بن اسحاق رحمة الله علیه از جمله کسانی است که به این فضیلت و مکرمت نائل شده و دیده اش به دیدار آن عزیز و موعود اُمم روشن گردیده است. امروز ما به خود افتخار می کنیم که دیار کرمانشاهان گوهری چون این بزرگ را در سینه خویش دارد و زیارت گاه و بارگاه و مزارش آرام بخش دل های زائرانش است.
برگزاری کنگره احمد بن اسحاق رحمة الله علیه نقطه عطفی در تاریخ کرمانشاه است...
این کنگرۀ عظیم که به خاطر بزرگداشت مقام علمی و ارزشی جناب احمد بن اسحاق رحمة الله علیه ، با حمایت معنوی آیات عظام و فضلا و برجستگان علمی و بذل توجه نماینده محترم ولی فقیه و سرپرست سازمان اوقاف و امورخیریه و همچنین نماینده محترم ولی فقیه در استان و امام جمعه کرمانشاه، نماینده محترم مردم در مجلس خبرگان رهبری حضرت آیت الله ممدوحی، اداره کل اوقاف و امورخیریه و تمام دستگاه های استان برگزار گردیده، نقطۀ عطفی در تاریخ کرمانشاه خواهد بود،چرا که به توصیۀ رهبر معظم انقلاب اسلامی که فرمودند:«بقاع متبرکه باید به قطب فرهنگی تبدیل شود»، بنابراین این اقدام فرهنگی از جمله ناب ترین و ماندگارترین اقداماتی است که در استان و در امتداد کارهای فرهنگی انجام گرفته است و طبعاً موجب برکات معنوی برای استان ما خواهد گردید.
بر خویش لازم می دانم در خاتمه از تمامی عزیزانی که در برپایی این کنگره هر نوع مشارکتی نمودند، تشکر و سپاس گزاری خود را اعلام دارم به خصوص از محضر مبارک رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله العظمی خامنه ای که با صدر پیامشان منزلت و جایگاه این کنگره را اعتبار بخشیدند،صمیمانه تشکر و سپاس گزاری می کنم. از تمامی کسانی که در برپایی این کنگره، ما را همراهی و همگامی فرمودند تقدیر و تشکر می کنم بار دیگر از میهمانان عزیزی که از جای جای ایران اسلامی در این کنگره حضور پیدا کردند؛ نماینده ولی فقیه در استان کردستان، ائمه جمعه و جماعات استان کرمانشاه، نمایندگان محترم در مجلس شورای اسلامی کمال سپاس گزاری را دارم.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
نطق آیت الله سیّد جواد گلپایگانی قبل از قرائت پیام
مرجع عالیقدر جهان تشیع حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی دامت برکاته
بِسم الله الرَّحمَنِ الرَّحِیم. اَلحَمدُللهِ رَبِّ العَالَمِین وَ الصَلَّوةُ وَ السّلاَمُ عَلَی سَیِّدِنَا وَ مَولاَنَا وَ حَبِیبِ قُلوبِنَا اَبَالقَاسِمِ المُصطَفَی مُحَمَّد وَ عَلَی آلِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ المَعصُومِینَ المُکَرَّمِین.
جا دارد قبل از شروع قرائت پیام مرجع عالیقدر، تقدیر و تشکر از برگزارکنندگان این کنگره عظیم که به نام یکی از رواة برجسته و نمونه ای که کم نظیر است و در این استان برگزار شده، از زحماتی که آقایان محترم برای برگزاری این کنگره عظیم کشیده اند،امام جمعه محترم،استاندار،نماینده محترم اوقاف و سایرینِ از اعضاء،جا داشت که این تعظیم در این استان خیلی زوتر از این انجام می گرفت و واقعاً ما باید از خودمان بپرسیم و حساب کنیم که آیا تفسیری در این زمینه نداریم که یک شخصیت عظیمی مانند احمد بن اسحاق که واقعاً در بین رواة کم نظیر است،کسی که خدمت چهار امام رسیده باشد، با آن خصوصیات،با آن جهتی که فرمودند در ولادت آقا حجت بن الحسن ،امام حسن عسگری علیه السلام نامه ای بنویسند و به ایشان بفرمایند:«همان طور که ما خوشحال شدیم،می خواهیم شما هم خوشحال شوید» اینجا ما باید بفهمیم که مقام ایشان چه مقامی بوده است و بفرمایند:«که دیگران را هم مطلع نکنید».امیدواریم همین طور که الان قدمی برداشته شده است، در آیندۀ نزدیک این مرکز یکی از مراکز بزرگ فرهنگی، همان طور که آقایان اشاره فرمودند و مورد عنایت و توجه اهالی بوده باشد،مخصوصاً زائری بتواند در اینجا توقف داشته باشد، استراحت داشته باشد و به زیارت بپردازد، چراکه باید چنین شخصیت بزرگی را که اینگونه خدمت امام ارزشمند بوده و خدمت آقا بقیة الله رسیده است این را ماباید واسطه قرار دهیم برای حوائج و برای مسائلمان در خدمت آقا بقیة الله که از خداوند تبارک وتعالی برآورده شدن حوائج مان را بخواهند و توسّلات داشته باشیم.امیدواریم در آیندۀ نزدیک با همت و سعی ای که مسئولین استان دارند و مردم متدین،که ان شاء الله آنها هم در این فیض عظمی مشارکت خواهند کرد و افرادی که متمکن اند از نظر مالی ، عظمتی به این بارگاه ان شاء الله داده خواهد شد که مورد توجه خاص و عام {قرار گیرد} و اگر در گذشته نسبت به این بارگاه تا حدودی کوتاهی شده ان شاء الله در آینده جبران بشود.
متن پیام مرجع عالیقدر جهان تشیّع حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی مد ظله العالی
به همایش گرامیداشت محدّث بزرگ احمد بن اسحاق قمی رضوان الله علیه
بِسمِ اللهِ الرّحمَنِ الرَّحِیم
اَلحَمدُللهِ الَّذِی هَدَانا لهذا وَ مَا کُنَّا لَنَهتَدِی لَولا هَدَانَا الله وَ صلّی الله عَلَی سَیِّدِنَا مَحَمَّد وَ آلِهِ الطَّاهِرِین.
قال الامام ابو عبدالله جعفر الصادق علیه السّلام:
«الروایة لحدیثنا یشد به قلوب شیعتنا افضل من الف عابد» [1]
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
با تقدیر و تشکر از حضار معظم و شخصیت های علمی و مذهبی که این جلسه بزرگ فرهنگی به حضورشان مزیّن است؛ همایش بزرگداشت شخصیت والایِ یکی از مفاخر عالیقدر و اصحاب ائمه علیهم السلام و مشاهیر رُواة احادیث و حاملان علوم قرآن و عترت را گرامی می داریم و به عزیزان فرهیخته که با این برنامه بزرگ و وسیع علمی و مذهبی،تلألؤ انوار معارف و هدایت های اهل بیت علیهم السّلام را به نمایش گذارده اند،تبریک عرض می کنم.
برگزاری این یادبودها و بزرگداشت ها،فقط تعظیم از یک شخصیت و مواضع ارزشمند و آثار و خدمات یک نفر نیست؛ بلکه به نمایش گذاردن اوج تعالی و مدارج انسانی و اعتبار و اعتلای علم و معرفت و احیاء فرهنگ دین و تعالیم اهل بیت علیهم السلام است.
احمد بن اسحاق و دیگر بزرگان صحابه و محدثین عالیقدر قم مثل«زکریا بن آدم» و «علی بن ابراهیم» و «صدوق» تنها به قم تعلق ندارند؛ بلکه آنان به جهان اسلام و مسلمانان در طول اعصار و قرون تعلق دارند.
بزرگداشت این نوابغ علم و عمل،حیات بخش،حرکت آفرین و موجب رشد معرفت و شعور و بصیرت جامعه،مخصوصاً نسل جوان می شود و آنها را به شرافت شخصیت و قداستی که دارند،توجه می دهد. ملت و مکتب و مردمی که این سوابق عظیم را دارند،باید بر خود ببالند و به احمد بن اسحاق ها و دیگر رجال نامدار و صحابه بزرگوار اهل بیت علیهم السلام افتخار کنند و راه و خط و سیره ی آنها را پویا و زنده نگاه دارند و اوج معرفت و علم و صعود بر قله های کمال و عزت و استقلال را وجهه ی همت خود قرار دهند.
علم و حدیث و فقه اکبر و اصغر، وام دار زحمات هزاران محدّث و شخصیت هایی مانند احمد بن اسحاق ها می باشد و سیره آنها باید برای ما درس و دستورالعمل باشد. این تقدیرات الهی است که سرپل ذهاب در استان کرمانشاه مدفن این صحابی جلیل القدر گردد تا در مرور اعصار و ادوار،مردم متدین و غیور آنجا با گرامیداشت یادِ او و زیارتِ بقعه ی متبرکه ی او برای نیل به مقامات بلند معنوی تشویق و تهییج گردند.
اینجانب مطالعه ی مقالات و رساله هایی که فضلای ارجمند پیرامون شخصیت این صحابی جلیل القدر مرقوم داشته اند را به همه،مخصوصاً دانشجویان و طلاب و نسل جوان توصیه می نمایم و به ویژه کتاب ارزشمند و ماندگار «مُسند احمد بن اسحاق» را خدمتی شایان به مکتب حدیث می دانم. این کتاب علاوه بر اینکه متضمن متن احادیثی است که جناب «احمد بن اسحاق» روایت نموده است؛برای اینکه همه ی فارسی زبانان هم از آن بهره مند شوند به زبان شیرین فارسی ترجمه شده است.کسانی که این روایات و احادیث را روایت می کنند و مکتب را به مردم می رسانند،شأن و مقامشان همان است که در روایتی که در صدر پیام از این کتاب روایت نموده ایم،بیان شده است.
مزید توفیقات عزیزان را که در این کنگره ی بزرگ سهمی داشته اند، در ظل عنایات حضرت بقیة الله الاعظم ارواحنا العالمین له الفداه،از خداوند متعال مسئلت دارم.
والسلام علیکم و رحمة الله
ربیع الموعود 1432
لطف الله صافی
آیت الله مقتدایی مدیر حوزه های علمیه کشور
أعوذ بالله من الشیطان الرّجیم. بسم الله الرّحمن الرّحیم
الحمدُللـه رَبِّ العَالَمِینَ وَ صَلَّی الله عَلَی سَیِّدِنَا اَحمَد وَ نَبِیِّنَا ابالقاسِم مُحَمَّد صَلَّی الله علیه و آله وَ عَلَی آلِهِ وَ اَهلِ بَیتِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرینَ الهُداهِ المَهدِییّن.
جلسه بسیار محترم معزز و مبارک است، جمعی از آیات بزرگوار،علماء عزیز، اساتید محترم،محققین، روحانیت معظم، مسئولین محترم،بعضی از روحانیون،برادران اهل تسنن،خواهران گرامی،اقشار مختلف.
جلسه باشکوهی است،جلسه به عنوان بزرگداشت یک شخصیت عظیم جهان اسلام است،یکی از صحابی ها،صحابی ائمه اطهار اصحاب بزرگوار ائمه که درک محضر مبارک حضرت بقیة الله الاعظم ارواحنا لتراب مقدمة الفداه را هم داشته است،بسیار جلسه مبارکی است ان شاء الله امیدوار هستم مورد عنایت ویژه حضرت امام زمان ارواحنا الفداه باشد.
بنده با توجه به هدف از برگزاری جلسه بحثم را در چهار بخش تقدیم می کنم.
یک معرفی شخصیت والای حضرت احمد بن اسحاق رحمة الله علیه؛ گرچه جمعی از بزرگواران و عزیزان مطالعاتی دارند درباره شخصیت ایشان ولی برای اینکه این جلسه برای معرفی ایشان تشکیل شده است این یک موضوع.
دوم رمز اینکه یک نفر به یک همچنین جایگاه عظیمی می رسد که مورد احترام نزد پروردگار، مورد احترام نزد ائمه علیهم السلام و می رسد به جایی که از خواص نزدیک امام معصوم قرار می گیرد، رمز این چیست دوم.
سوم آیا می توانیم ما هم روش او،زندگی او را الگو قرار دهیم برای خودمان،ماهم سعادتمند شویم این سه.
بخش چهارم راجع به استفاده از این فرصت مغتنم که پیش آمده و یک همچنین کنگرۀ عظیمی برپا شده برکاتی که می شود از آن برداشت کرد چیست؟
اما مورد اول،معرفی این شخصیت عظیم،خب شخصیتی است که همین جور که معرفی شد خدمت چهار نفر از امامان بزرگوار رسیده است،شرفیابِ محضر حضرت جوادالائمه شده و بنا به بعضی از نقل ها از ایشان روایت نقل کرده،سپس به محضر مبارک حضرت امام هادی علیه السلام و امام علی النقی علیه السلام رسیده و روایاتی از ایشان نقل کرده. ایشان یکی از یاران،یکی از اصحاب از شاگردان آن حضرت،راویان حدیث آن حضرت بوده،بعداً شرفیاب می شود به محضر امام حسن عسگری علیه السلام و درباره امام حسن عسگری علیه السلام و ارتباطش با آن حضرت مرحوم شیخ طوسی رضوان الله تعالی علیه می فرماید: «کَانَ مِن خَوَاصِّ أبِی مُحَمَّد» نه اینکه از اصحاب اوست «کَانَ مِن خَوَاصِّ أبِی مُحَمَّد» از خِصصین آن حضرت از رفقای آن حضرت از کسانی که ارتباط نزدیکی با امام حسن عسگری علیه السلام دارد «کَانَ مِن خَوَاصِّ أبِی مُحَمَّد علیه السلام وَ رَأی صَاحِبَ الزَّمان» چهارم اینکه توفیق پیدا کرده به محضر مبارک امام زمان علیه الصّلاة و السّلام برسد، آن حضرت را ببیند با آن حضرت صحبت کند، خب این یک بخش از جلالت این مرد بزرگ، فرمودند: که است شما ملاحظه کنید نامه ای که امام حسن عسگری علیه السلام به ایشان می نویسند و خبر می دهند که خداوند یک مولودی به من عطا فرموده است اصل این نامه نوشتن دلالت بر همان که از خواص ایشان است. انسان در یک وقتی می نشیند یک نامه ای می نویسد برای کسی و خبر می دهد که من بچه دار شدم این خیلی نزدیکی می خواهد،خیلی ارتباط صمیمی می خواهد، وجود مبارک امام عسگری علیه السلام بردارند با خط مبارک خودشان {به احمد بن اسحاق رحمه الله علیه نامه بنویسند}کسانی که آشنا بودند و توقیعات از طرف ائمه علیهم السلام به آنها می رسیده و خط امام حسن عسگری علیه السلام را می شناختند نامه را دیدند که به خط مبارک امام حسن عسگری علیه السلام این نامه خطاب به احمد بن اسحاق رحمه الله علیه نوشته شده است.
متن نامه؛ این را عنایت بفرمایید دقت شود امام فرمودند:« وُلِدَ لَنَا مَولُودٌ » ای احمد بن اسحاق! خداوند به ما فرزندی داده است،فرزندی به من متولد شده است «فَلیَکُن عَندَکَ مَستُوراً وَ عَن جَمِیعِ النَّاس مَکتُوماً» به تو اطلاع می دهم که خداوند به من فرزندی داده ولی باید پیش تو امانت باشد برای احدی مطرح نکن «وَ عَن جَمِیعِ النَّاس» از تمام مردم باید پوشیده باشد «فَإنَّا لَم نُظهِرَ عَلَیه» ما این خبر را که خدا فرزندی به من داده اظهار نمی کنیم «إلاّ الأقرَبَ لِقِرَابَتِهِ» آن کسی که نزدیک ترین افراد به ماست. عنایت بفرمایید حال امام این خبر را به احمد بن اسحاق رحمة الله علیه می دهند می فرمایند: ما این خبر را به کسی می دهیم که نزدیک ترین افراد به ما باشد« لِقِرَابَتِهِ» برای همان نزدیکی که به ما دارد این خبر را به او می دهیم «وَ الوَلِیِّ لِوِلاَ یَتِهِ» ما این خبر را به کسی که دوست ماست{می دهیم}این دیگر شهادت امام حسن عسگری علیه السلام است...[2] ...«أحبَبنَا إعلاَمَکَ لِیَسُرَّکَ الله بِهِ مِثلَ مَا سَرَّنَا بِهِ» همین جور که خداوند با این ولادت ما را مسرور کرد،یعنی مسرور شدن احمد بن اسحاق رحمة الله علیه مثل مسرور شدن امام عسگری علیه السلام است در ولادت امام زمان علیه السلام،خیلی مقام است،این روایتی که امام علیه السلام خطاب به او با خط مبارک خودشان مرقوم داشتند. مدتی می گذرد احمد بن اسحاق رحمه الله علیه توفیق پیدا می کند از قم می رود به سامرّا محضر مبارک امام عسگری علیه السلام می رسد حالا صحبت هایی بینشان می شود،سئوالی می کند جوابی می شنود امام عسگری علیه السلام می فرماید: زمین خالی از حجّت نمی ماند تا قیامت در هر زمانی باید حجت در روی زمین باشد. این مذاکرات می شود احمد بن اسحاق رحمه الله علیه یک سئوال می کند:« فَقُلتُ لَه» می گوید: به امام عرض کردم: با بن رسول الله «مَنِ الاِمَام وَ الخَلِیفَهَ بَعدَکَ؟» امام و خلیفه بعد از شما کیست؟شما می فرمایید هیچ موقع زمین خالی از امام و حجت نیست بعد از شما کی خلیفه است؟ «فَنَهَضَ عَلَیهِ السَّلاَم مُسرِعاً» امام می توانستند به او جواب دهند آقای احمد بن اسحاق! همان فرزندی که خبر ولادتش و بشارتش را به شما دادم،همان آقازاده جانشین من است این جوابش می شد باشد اما امام اینجور نفرموده، «فَنَهَضَ مُسرِعاً» با عجله از سر جا بلند شدند داخل بیت شدند «ثُمَّ خَرَجَ وَ عَلَی عَاتِقَهِ غُلامٌ» می گوید دیدم یک آقازاده ای را در آغوش گرفتند «کَأنَّ وَجهَهُ القَمَرُ لَیلَهَ البَدر» یک آقازاده ای در آغوششان بود که صورت مبارکشان مثل ماه شب چهارده می درخشید کأنّ ماهی است، لَیلَهَ البَدر، می درخشد «اَبنَاءَ الثَّلاَثِ سُنِینَ» سه ساله، «فَقَال» آوردند بچه را فرمودند:«یَا احمَدبن اسحاق لَولاَ کَرَامَتُکَ عَلَی الله عَزَّ وَجَلَّ » خوب عنایت بفرمایید تا شخصیت والای این مرد معلوم شود حضرت فرمود: احمد بن اسحاق! اگر این احترامی که تو پیش خدا داری، اگر نبود فضیلت و شأن و مقامی که پیش خدا داری، اگر نبود این «لَولاَ کَرَامَتُکَ عَلَی الله عَزَّ وَجَلَّ وَ عَلَی حُجَجِهِ» اگر این شأن و مقامی که تو پیش حجج الهی از نبی گرامی اسلام گرفته تا امام حسن سکری علیه السلام،این احترانی که پیش این بزرگان داری اگر نبود من این بچه را به تو نشان نمی دادم. خیلی مقا است،نباید دست کم بگیریم شأن و مقام این مرد جلیل القدر. اول «لَولاَ کَرَامَتُکَ عَلَی الله عَزَّ وَجَلَّ وَ عَلَی حُجَجِهِ مَا عَرَضتُ عَلَیکَ اِبنِی هَذَا» ما این بچه را به تو نشان نمی دادیم،اما تو شخصیتی هستی پیش خدا مقام و شأن و جلالتی داری،پیش اهل بیت از پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلّم تا ائمه علیهم السلام گرفته «هَذَا اِنَّهُ سَمِیُّ رَسُولِ الله» اسمش اسم پیغمبر است « وَ کَنِیُّهُ» کنیه اش همان کنیه پیغمبر است، ما درباره پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلّم می گوییم:«اباالقاسم محمّد صلی الله علیه و آله و سلم» اسمش همان اسم پیغمبر صلی الله علیه و آله،کنیه اش همان است. «الَّذِی یَملأُ الارضَ قِسطاً وَ عَدلاً» احمد بن اسحاق! می دانی کی را دارم به تو نشان می دهم؟ این بچه کیست؟ بچه سه ساله؟ «الَّذِی یَملأُ الارضَ قِسطاً وَ عَدلاً» این همان کسی است که دنیا را پر از عدل و داد می کند «بَعدَ مَا مُلِئَت ظُلماً وَ جَوراً» این یک همچنین مولودی است دارم به تو نشان می دهم قدرش را بدان. خب باز ادامه پیدا می کند،بینشان سئوالاتی {رد و بدل می شود} یک سئوالی می کنند: فرمودید آنچه که در نشانه هایی که در خضر بوده در ذی القرنین بوده در این آقا زاده است. اینها را صحبت می شود بعد یک سئوال دیگر احمد بن اسحاق رحمة الله علیه می کند که عرض می کند: یا بن رسول الله آیا می شود که یک نشانه ای بر من بفرمایی در این بچه؟ برای اینکه قلبم اطمینان پیدا کند،مطمئن شوم آیا می شود یک نشانه ای در وجود این بچه به من نشان دهی که دلم مطمئن شود؟ در این حال یک وقت آقا زاده محترم یک نگاهی به احمد بن اسحاق رحمه الله علیه می کند و می فرماید با یک عبارت عربی فصیح:«احمد بن اسحاق اَنَا بَقِیَّهِ الله فِی أرضِهِ وَ المُنتَقِمُ مِن أعدَائِهِ» امید.ار هستم ان شاء الله همین طور که احمد بن اسحاق که از دو لب مبارک حضرت شنیدند که فرمود:«اَنَا بَقِیَّهِ الله فِی أرضِهِ» ان شاء الله ما هم با گوش خودمان صدای مبارکشان را از کنار کعبه وقتی ظاهر می شوند می فرماید:«اَنَا بَقِیَّهِ الله» با این گوشمان بشنویم،ان شاء الله خدا تعجیل کند در ظهور مقدسش به حق خودش ان شاء الله.
«اَنَا بَقِیَّهِ الله فِی أرضِهِ وَ المُنتَقِم مِن أعدَائِهِ فَلاَ تَطلُب أثراً بَعدَ عَینٍ» بعد از اینکه حقیقت را باچشم خودت دیدی، چه علامتی می خواهی،چه نشانه ای می خواهی،چه نشانه های بالاتر از این که من بچۀ سه ساله دارم با تو صریح،فهیم صحبت می کنم خب می گوید:«خَرَجتُ مَسرُوراً فَرِحاً» خوشحال شدم و فردا رفت حضور امام و تشکر «فَقُلتُ یَابنَ رَسُولِ الله عَظُمَ سُرُورِی» عرض کردم به امام عسگری: آقا! خیلی خوشحال شدم «عَظُمَ سُرُورِی بِمَا مَنَنتَ بِهِ عَلَیَّ» منت نهادید بر من آقازاده محترم را به من نشان دادید،لیاقت پیدا کردم،نور جمال او را ملاحظه کنم امام فرمود:«یَا اَحمَد هَذَا أمرٌ مِن أمرِالله» این یکی از اموری است که وابسته به خداست،بستگی به دستور الهی دارد «غیبٌ مِن غَیبِ الله» از امور غیبی است که به تو نشان دادیم«فَخُذ مَا آتَیتُکَ» آنچه را بهت گفتیم امانتی است نگه دار «وَ اکتُمهُ وَ کُن مِنَ الشَّاکِرِین» این را پنهان بدار برای کسی نگو و شکر گزار. ملاحظه کنیدچه جلالت شأنی در این عبارت {وجود دارد} اول که نزدیکی اش به امام علیه السلام تا این حد است که امام با خط خودشان بردارند یک نامه بنویسند،خبر ولادت فرزند بزرگوارشان را به او اطلاع دهند،بفرمایند:برای خاطرکرامتی که پیش خدا داری و جلات و شأنی که پیش امامان و معصومین داری برای این جهت است. خب این دلیل بر شخصیت و عظمت ایشان دارد. بعد از این از وکلای امام زمان است وکیل آن موقع به کسانی می گفتند که از طرف امام اجازه داشت وجوهات،سهم امام،زکوات اینها را بگیرد ببرد حضور امام این از کلای امام زمان است،وکالت به کسی می دهند که مورد وثوقشان باشد،اختیار مال امام زمان در اختیار همه کس نمی گذارند،پس مورد وثوق امام زمان لذا وکیل آن حضرت است، از سفراست،سفیر آن حضرت یعنی کسی که در واسطه است نامه ها را از مردم بگیرد به امام برساند پاسخش را بگیرد به مردم برگرداند،سفارت دارد از امام زمان. سعد بن عبدالله قمی با آن شأن و مقامی که دارد از شاگردان احمد بن اسحاق است،یک ملاقات باهم حضور امام حسن عسگری داشتند می گوید: من دیدم یک کیسه ای،همیانی زیربغل گرفته،مخفی کرده عبایش را دورش پیچیده و گذاشت محضر امام عسگری در او 160 کیسه بود کیسه های سر به مُهر مال افراد مختلف که اینها وجوهاتشان را سهم امامشان را توی آن کیسه ها مُهر کردند به وسیله او برسانند به امام . هم وکیل است مقام و منصب وکالت دارد هم سفیر است. ارادی حاجت دارند مشکلی دارند می آیند پیش او به وسیله او به امام عسگری یا امام زمان رسیده می شود،خب این امر اول که بشناسیم شأن و مقام او را.خب رمز این چیست؟ چطور می شود یک نفری به این مقام برسد؟ رمزش علم و تقواست. عزیزان! تا کسی به مراحل علمی نرسد،لیاقت اینکه امام عسگری همچنین نامه ای به او بنویسند بشود خواصّ امام حسن عسگری {پیدا نمی کند}، اینهمه تألیفاتی دارد در تألیفاتش نوشته اند علل الصلاة،علل الصوم کتابی در رجال این شخصیت عظیم نوشته است،این همه روایت حمل کرده،فراگرفته بیش از 100 و چقدر روایت از او به وسیلۀ ائمه برای مردم، حامل این احادیث است برای مردم، این علمش آن هم انسش با خدا تقوایش که امام می فرماید به او که شأن و مقامی که پیش خدا داری چه کسی می تواند پیش خدا مورد احترام و تکریم قرار گیرد غیر از اینکه کارش و عبادتش خالص برای خدا باشد،شب و روزش وقف عبادت برای خدا باشد یک همچنین مقام و رمزی است که می تواند به این جایگاه برسد بشود مِن خواصِّ امام مورد تکریم باشد،اینهم رمزش علم و تقوی،ویژگی خلوص،صداقت،امانت داری،مورد وثوق امام، وکیل امام شود پس آدمی است پاک، درست می شود مورد وثوق از خواصّ امام.
سوم ما چه وظیفه ای داریم؟ می توانیم با یک مروری بر شرح حال این مرد جلیل القدر او را الگو قرار دهیم برای خودمان؟ بله می شود این کار را کرد این یکی از وظایف ماست،وظیفۀ روشنی است برای ما ببینیم ایشان چه روشی داشت. یکی از کارهایی که این ایشان دارد ولیّ امام است، امام فرمود ما این خطبه را به کسی می گوییم که ولی ماست، یعنی دوست اهل بیت است. این دوستی اهل بیت خیلی مقام است،ولایت و ودوستی نسبت به ائمه اطهار و اهل بیت را در خودمان تقویت کنیم،دیگر اینکه زمان امام عسگری و همچنین قبلش زمان خفقان بوده،امام حسن عسگری،امام جواد،امام هادی،تقریباً مخصوصاً عسگریین در یک پادگان زندگی می کردند،تحت نظر بودند،همه کس نمی توانسته خدمتشان برسد،محدود بودند،محصور بودند،مراقب بودند،شیعیان را اگر می فهمیدند ارتباط با امام دارد از بین می بردند نابود می کردند، آن وقت یک شخصیتی اینجور ارتباط با امام پیدا کندمعلوم است از جان گذشته است،معلوم است باداباد هرچه پیش آمد،دستگیرم کردند بکنند،شهیدم کردند بکنند، با کمال رعایت دقت ارتباطش را با ائمه فراموش نکرده است،در آن زمان می رود به حضور امام برمی گردد وجوهات را می برد،چقدر باخفا باید این وجوهات را برساند به امام، این هم یکی از ویژگی های ایشان است،ما می توانیم سرمشق قرار دهیم برای خودمان الان بحمدالله در نظام جمهوری اسلامی در یک نظام الهی ما داریم زندگی می کنیم،مقام معظم رهبری دامت برکاته در همین سفر پر برکتشان به شهر مقدس قم ایشان فرمودند: هیچ موقع نظام و حوزه اینقدر مورد توجه نبوده و هیچوقت اینقدر دشمن نداشته است الان دنیا متوجه حمهوری اسلامی از اول پیروزی تا حالا بوده،مراقب بودند. الان که این بیداری جهان اسلام پیدا شده بیشتر اینها حساس شدند روی جمهوری اسلامی، لذا یک موقعیت عجیبی است الان حساسیان عجیبی است،حفظ این نظام به دوش ماست حمایت از این نظام به دوش ماست ایجاد وحدت از اول امام فرمود: رمز پیروزی ما وحدت است،رمز بقاء ما وحدت است. خدای نکرده این وحدت از بین برود ایجاد تفرقه همان،سقوط نظام همان اما بحمدالله تا حالا واقعاً جای شکر دارد،مردم ما اینجور پافشاری، استقامت،ایستادگی،مقاومت در روزهایی که لازم می شود،راهپیمایی را چه می کنندمردم، همین ها حمایت است،اینها مشتی است به دهان یاوه گویان و مأیوس کننده دشمنان است،همین اتحاد و و حدتی که بین اقشار مختلف مردم . اینها می خواهند ایجاد تفرقه بین شیعه و سنی بکنند ،این وهابی ها می آیند تکفیر می کنند شیعه را هدفشان این است که ما هم آنها را تکفیر کنیم و ایجاد اختلاف شود ما احترام می گذاریم می گوییم برادران اهل تسنن. مقام معظم رهبری در یک فتوا،فتوای صریح عمومی می فرماید:هتک حرمت زن های پیغمبر،صحابه حرام است. چقدر اثر گذاشت در سطح جهان،آنها می خواهند ایجاد دودستگی،ایجاد نفاق ایجاد تفرقه{کنند} اگر در بین این افراد فریب خورد هم کسانی پیدا شوند،بخواهند ایجاد اختلاف بکنند بعد از 22 بهمن با آن همه جلالت و عظمتی که راهپیمایی پیدا می کند،بیایند اطلاعیه دهند 25 بهمن یک اطلاعیه راهپیمایی! این پیداست یک حرکت ضدّ انقلابی است،این پیداست یک حرکتی است که می خواهند دو دستگی{ایجاد شود} بگویند یک دسته امروز آمدند یک دسته هم پریروز بودند اینها با هم مخالفند و اینجور مورد تشویق و حمایت سران استکبار قرار بگیرند،تمام رسانه ها بیایند اینها را مردم شجاع ،دلیر،مقدم ملت ایران محسوب کنند،پیداست این حرکت ضد انقلابی است. دیدید ملت ما هم چه جور توی دهن اینها زدند،محکوم کردند این را به هر جهت این اتحاد وظیفه ماست،باید حمایت کنیم،الگو بگیریم از مثل احمد بن اسحاق قمی که در آن شرایط ارتباطش را با امام قطع نکرد ما با باید ارتباطمان را با ولی فقیه قطع نکنین،ما باید ببینیم این کلام رهبری فصل الخطاب باشد آخرین فرمایش ایشان وحدت با محوری ولی فقیه، این افتخاریست الان ببینید در این کشورهایی که انقلاب پیش آمده،اینها خلأ دارند و آن خلأ رهبری است اگر یک رهبری مثل امام بزرگوار داشتند این دودستگی ها پیش نمی آمد بینشان. حالا ما هم دعا می کنیم از خدا می خواهیم خداوند کمکشان کند که دشمن ها و استکبار نیاید این انقلاب عظیم اسلامی را منحرف کند از آنها، به فرمایش مقام معظم رهبری: اینها می خواهند منحرف کنند،بگویند این انقلابشان اسلامی نیست،اینها برای اقتصادی و امثال اینها می خواهند انقلاب کنند. در حالی که می بینید نماز می خوانند،نماز جمعه می خوانند بعد از نماز راهپیمایی شان را شروع می کنند،اظهار می کنند اسلام است.
الگو بگیریم از این شخص عظیم و جلیل القدر و واقعاً پافشاری کنیم بر آنچه گه به دست آوردیم و آن نظام، نظام جمهوری اسلامی است.
در آخر عرض کنم که خب کنگره عظیمی منعقد شد،واقعاً تشکر می کنیم از برگزار کنندگان این همایش بزرگ،تشکر می کنیم از آنها که این بارگاه باعظمت را روی قبر ایشان بنا کردند، همین پریشب که ما در قم جلسه ای بودیم یکی از علمای قم بزرگان و معاریف می فرمود: مرحوم حاج شیخ عباس قمی رضوان الله تعالی علیه صاحب کتاب مفاتیح، هر موقع اسم احمد بن اسحاق پیش ایشان مطرح می شد، ایشان اظهار تأثر کرد،اظهارتأسف که یک همچنین شخص عظیمی قبرش مخروبه است.مزاری ندارد،اظهار تأسف می کرده مرحوم حاج شیخ عباس قمی حالا بگوییم ای عالم بزرگوار ای شخص باخلوص که مفاتیح را نوشته ای- ملاحظه می کنید ردیف قرآن {است}توی هرجا برویدیک قرآن است یک مفاتیح،توی هر کدام از مشاهد بروید یک نفر می آید زیر بعلش یک قرآن می گیرد یک مفاتیح این دلیل خلوص ایشان است- اظهار تأسف می کردید، برخیز بیا ببین بحمدالله یک بارگاه همچنینی برای او بنا شده، یک همچنین کنگره عظیمی برای او منعقد شده،تشکیل شده و امیدوار هستیم ان شاء الله در کنار بقعه و باراه و حرم ایشان یک حوزه جامع عظیم برای غرب کشور ان شاء الله تشکیل شود،با تشکیل شدن یک حوزه جامع هم آن ها که مورد انتظار سروران بزرگوار حضرت آیت الله علما نماینده محترم ولی فقیه و امام جمعه شهر،نظر بقیه بزرگان حضرت آیت الله ممدوحی و دیگر عزیزان، مسئولین که می خواهند رشته های تخصصی حدیث دانشگاه علوم حدیث، تفسیر امثال اینها در کنار حوزه همه اش امکانش هست. یک حوزه جامع با هزاران نفر طلبه درس خارج،یک مجتهد فقیه آنجا تدریس خارج داشته باشد،در کنارش دانشکد ها و دانشگاه ها و رشته های تخصصی تربیت مبلّغ تربیت مربی امثال اینها ان شاء الله امید است که به فضل الهی اینها انجام شود، علاوه می تواند یک مقری باشد برای زائرانی که می روند به سمت عتبات،اینها یک شب بمانند امکانش هست،وقتی امکانش گذاشته بشود یک حوزه علمیه ای باشد،طلاب علوم دینی باشد وقتی یک کاروان آمد اینجا،یک روحانی برود کنارشان یک نماز جماعت،یک قدری هم توضیح دهد؛می خواهید بروید کربلا اعمالی دارد،چه کار بکنید چه جور زیارت بکنید،یک زیارت نامه هایی به اینها داده شود خب قطعاً می ماند یک شب می مانند ساید دو شب بمانند،رفتن برگشتن. راهیان نور،اینها که عازم می شوند برای سفر راهیان نور که الان هرسال یک اجتماع عظیمی می شود از حزب اللهی ها،مردم مؤمن،متدین،علاقه مندند ایام نوروزشان را در یک همچنین جاهایی که خاطرات جبهه و جنگ هست بروند بگذرانند، می توانند اینها بیایند یک مقرری داشته باشند بالاخره ان شاء الله می شود فرصتی از این اجتماع عظیم و از این حالتی که پیدا شده معرفی این شخصیت بزرگوار {صورت گیرد} و مردم بزرگوار کشورمان او را بشناسند، مردم عزیز و شریف استان کرمانشاه و بدانند چه نعمتی دارند،قدرش را بدانند و در آینده ان شاء الله یک مرکز تبلیغی برای کشورمان و حتی کشورهای خارج باشد.برادران بزرگوارمان از جامعه المصطفی العالمیه -الان هم حضور دارند- آنها هم می توانند اینجا سرمایه گذاری کنند برای پرورش طلابی که در خارج می توانند در کشورهای مختلف برای تبلیغ بروند. اینجا یک پایگاهی است،می توانند ان شاء الله برای غرب کشور یک افرادی را داشته باشند برای این جهت.
خیلی عذر می خواهم وقت عزیز و شریف شما را گرفتم،باز هم در پایان تقدیر و تشکر خودم را جداًعرض می کنم از بزرادرانی که زحمت کشیدند حدود یکسال،من از ابتدا در جریان بودم یکسال زحمت کشیدند هیئت علمی داوران خدماتی که انجام شد،کتبی که تألیف شد،طبع شد خیلی ارزش دارد از اینها تشکر می کنیم و این هم در پایان عرض کنم واقعاً من با اطمینان می گویم با اطمینان خاطر عرض می کنم که وجود مبارک امام زمان ارواحنا لتراب مقدمه الفداه یا توی این مجلس حضور دارند یا مجلس مورد توجه ایشان است این را با اطمینان عرض می کنم این مجلس را شما برای کسی گرفتید که امام عسگری فرمود: خبر ولادت فرزندم را که به تو می دهم برای این است که تو خوشحال می شوی مثل اینکه ما خوشحال می شویم به اندازه پدر خوشحال شده در ولادت امام زمان این تجلیل مال یک همچنین کسی است. آیا می شود امام زمان در مجلسی که به نام یک همچنین شخصیتی نسبت به خودشان و پدر بزرگوارشان و اجدادشان جلسه تشکیل می شود حضور نداشته باشند یا مورد توجه ایشان.
ان شاء الله امیدوار هستیم به برکت عنایات و توجه ویژه آن حضرت برکاتی که انتظار داریم از این مجلس و از مزار و حرم مطهر ایشان ان شاء الله درآینده به او برسیم . والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
متن پیام مرجع عالیقدر جهان تشیّع حضرت آیت الله العظمی گرامی قمی مد ظله العالی
به کنگره بزرگداشت صحابی بزرگوار احمد بن اسحاق اشعری قمی رحمة الله علیه
بسم الله الرّحمَن الرّحیم.
ستایش و پرستش خدای عزّو جلّ را که برنامه ی حرکت استکمالی انسان ها را به وسیله ی انبیاء عظام فرو فرستاد و درود بر حضرت خاتم النبیین صلی الله علیه و آله و سلّم که آورنده ی برنامه ای اکمل از طرف حضرت حق شد، و سلام و تحیّت بر همه ی امامان معصوم علیهم السلام که بدون کمترین لغزش و خطا، دست ولایت بر سر انسانیت نهادند و با اداء احترام و تبجیل نسبت به اصحاب و یاران آنها که واسطه ی این همه فیوضات شدند.
بسیار مبتهج و خرسندیم که کنگره ای به این شکوه به نام و یادبود مصاحب خاصّ چهار امام همام علیهم السلام برقرار شده است،سپاس و تشکر مضاعف از برگزار کنندگان این کنگره ی نورانی.
گرچه توفیق حضور نداشتم،توفیق درجه ای از حضور روحانی یافته،از طریق کلمات که به تعبیر برخی عرفا است،توانستیم عرض ارادتی کنیم.
سلام به شما فرهیختگان مجتمع در این کنگره که توفیف عظیم شرکت در این محفل با شکوه را نصیلب گشته اید.
اشعریون از جمله موفق ترین خاندانی هستند که توانسته اند تشیّع را به قسمت مرکزی ایران و ناحیۀ قم مقدّسه بیاورند، ظلم بی حدّ و حساب مروانیان و به خصوص شخص «حجّاج ثقفی» موجب مهاجرت این بزرگان به قم شد.
عدو شود سبب خیر خدا اگر خواهد، <لا یزال هذا الدّین مؤیّد برجل فاجر>، «کَذَلِکَ جَعَلنَا لِکُلِّ نَبِیٍّ عَدُوّاً مِّن المُجرِمِینَ»[3]
احمد بن اسحاق یکی از این خاندان است که مصاحبت با چهار امام بزرگوار علیهم السلام نصیبش شده است،موفق به دیدن جمال کل و ختم ولایت شده است، و مهم اینکه خوشحالی او در مقام تشبیه خوشحالی و سرور اهل بیت علیهم السلام حساب شده است، و شاید این تعبیر در بارگاه صحابی دیگری نیامده باشد و مهم تر اینکه برای ایجاد این سرور منتظر سفر احمد بن اسحاق به سامراء نشده به وسیلۀ نامه ای شتابان او را مسرور و خرسند نمودند.
مرحوم صدوق در کمال الدین حدیث نامۀ امام عسگری علیه السلام به احمد بن اسحاق را آورده که به خطّ خود امام عسگری علیه السلام – همان خط که همواره توقیعات حضرت با همان خط بود- نوشته شده بود: «فرزندی برای ما متولد شد،این خبر نزد خودت مخفی باشد و از همگان مکتوم بدار! ما این خبر را جز به نزدیکترین افراد اظهار نکردیم،دوست داشتیم به تو هم اعلام کنیم تا خداوند همچنان که ما را خوشحال نمود تو را نیز بدین وسیله خوشحال کند»
و همچنان مرحوم صدوق از احمد بن اسحاق نقل می کند که: «وارد بر حضرت امام حسن عسگری(ع) و می خواستم از جانشین او سئوال کنم، حضرتش پیش از آنکه من بپرسم فرمود: ای احمد بن اسحاق خداوند از زمان خلقت آدم هرگز زمین را از حجت خود بر خلق خالی نگذاشته و تا قیام قیامت هم خالی نخواهد گذاشت حجتی که دفه بلایا از اهل زمین است و به وسیلۀ او باران نازل می شود و برکات زمین به وسیلۀ او استخراج می گردد. پرسیدم: امام و خلیفۀ پس از شمکا کیست؟ حضرت با عجله وارد اندرون شده و پس از اندکی بیرون آمد در حالی که طفلی حدود سه ساله بر دوش داشت گویا صورتش ماه شب چهارده بود،حضرت فرمود: احمد بن اسحاق اگر نبود که نزد ما اهل بیت و نزد خداوند احترام داری این پسرم را نشانت نمی دادم،او هم نام و هم کنیۀ رسول خداست و زمین را پر از عدل و قسط ککند. همجنان که پر از ظلم و جور گشته باشد،مثل او در این امّت مَثل خضر و ذی القرنین است به خدا قسم چنان غیبتی خواهد داشت که جز آنها که به توفیق الهی بر امامت او ثابت قدمند و دعا برای تعجیل فرجش می کنند کسی از هلاکت و گمراهی نجات نخواهد یافت. احمد بن اسحاق عرض می کند: آیا نشانه ای هست که موجب آرامش قلبم شود؟ آن طفل به زبان فصیح فرمود: من بقیه الله در زمین هستم، و انتقام گیرنده از دشمنان خدا هستم،ای احمد پس از این دیدن به دنبال نشانه نباش....احمد می گوید:بعداً از امام عسگری (ع) پرسیدم آیا غیبت امام بعدی طول می کشد؟ سپس فرمود: این امری الهی و سرّی الهی است،آنچه گفتم نگه دار و مکتوم بدار و سپاس خدا را گو که تو در آخرت در علیّین هستی»
وه که چه زیباست این کلمات صادره از یک مبدأ فاعلی برای یک علت قابلی، و چه ارزشمند است این مقام والا و لیاقت حفظ اسرار؛ حافظ سرّ اهل بیت است، نزد اهل بیت احترام دارد، نزد خداوند مکرّم است،امام دارد او را خرسند ببیند.
امید است پرتو انوار این صحابی الهی، ارواح و انفس همگان را تابناک کند.
برپایی اینگونه محافل موجب ایجاد و توسعۀ جوّ فضیلت و معنویّت است که برق تابش آن همگان را به وادی عشق الهی رهنمون خواهد شد.
امید است موجب توجّه این بزرگان به این عالم طبیعت و پویندگان راه گردد.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
محمد علی گرامی قمی
25/ع1/1432
آیت لله یوسفی غروی
بسم الله الرّحمن الرّحیم وَ لَهُ الحَمدُ وَ المَجد وَ الصَّلاه وَ السَّلام عَلَی سَیِّدِنَا مَحَمَّدٍ وَ آلِه الطَّاهِرِین. ثُمَّ سَلامٌ علیکم جمیعاً و رحمه الله و برکاته.
با تقدیر و تشکر از کسانی که باعث این خیر شدند یا به تعبیر معروف فارسی باعث و بانی این عمل صالح شدند که در مقام تجلیل از عالمی از علمای دین {برآمدند}.
در صحبت های پیشین مخصوصاً صحبت آیت الله ممدوحی فیضی از ایشان به مجلس رسید در جهت - به تعبیر خود ایشان - کبرای قضیه تجلیل از علم و علماء ابتدا در آیات قرآن کریم و بعد هم اشاره ای به احادیث نبوی و اخبار ائمه اطهار علیهم السلام. و نشسته بودیم جناب آقای ابوطالبی برادر محترممان،برادر قاری مان قرآن قرائت کردند در این فصل دوم مجلس آیۀ معروف «مِنَ المُؤمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا الله عَلَیهِ...»[4] را خواندند و برادر گرامیمان جناب آقای حسینی مقدم تشریف داشتند و در کنار ایشان ایشان نشسته بودیم - و ایشان هم از بانیان این مجلس هستند و زحماتشان مذکور و مشکور- دَم گوش من فرمودند: یکی از مصادیق بارز این آیه همین صاحب این کنگره است،مرحوم احمد بن اسحاق اشعری قمی رضوان الله تعالی علیه. همین طور هم هست «مِنَ المُؤمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا الله عَلَیهِ فَمِنهُم مَّن قَضَی نَحبَهُ وَ مِنهُم مَّن یَنتَظِرُ وَ مَا بَدَّلُوا تَبدِیلاً...»[5] گرچه اصل نزول آیه درباره شهدای احد و به خصوص حضرت حمزه روایت شده و نقل شده ولی مافات ندارد که مورد، معنا را تخصیص نمی زند. معنای عام آیه به جای خو باقی است و منطبق بر دیگران،رجال دیگری که این وصف را پیدا می کنند هم هست..
از آیات فضیلتِ علمی که در فرصه پیش از ظهر جناب آیت الله ممدوحی تلاوت کردند آیه شهادت بود در فضل علم و علما «شَهِدَالله انَّهُ...»[6] بنا بر قرائت معروف و مشهور حفص بن غیاث از عبدالرحمن سُلمی،ابو عبدالرحمن سُلمی از امیرالمؤمنین علیه السلام این قرائت مشهور ومعروفی که در دست هست «شَهِدَالله انَّهُ لاَ اِلَهَ اِلاَّ هُوَ وَ المَلاَئِکَهُ وَ اُولُوا العِلمِ...»[7] و محل شاهد هم مقارنت بین ملائکه و اولوالعلم از شهدای بر وحدانیت خدا، بنابر این قرائت است البته من بیش از چهل سال قبل در حوزه نجف اشرف در ماه مبارک رمضان که معمولاً درس های به اصطلاح جانبی یا حاشیه ای تدریس می شد در تعطیلات حوزوی از جمله تعطیلِ ماه مبارک رمضان،مرحوم آقا سید محمد فیروزآبادی مختصری از مجمع البیان راخودشان در مقام تلخیص بودند و چون استاد ما بودند درس های دیگرمان را پهلوی ایشان...[8]
... حال این یک نقل اختلاف قرائتی بود که به طور ضمنی خدمت حضار محترم خوهران و برادران گرامی رساندم و همان طور که قبلاً اشار شد موضوع «شاهد» از این آیه ،همان طور که یادمان هست آن موقع در حوز علمی به عنوان یکی از کتاب های باز جانبی که یا حاشیه ای به تعبیری در حوزه خوانده می شد تاب «مُنیة المرید فی آداب المفید و المستفید» که آقای دکتر سید محمد باقر حجتی هم به زبان فارسی برگردان کردند ترجمه کردند، در آداب تعلیم در اسلام از مرحوم شهید ثانی کتاب ارزشمندی است و از جمله آیات مربوط به فضل علم و علما را آوردند و باز در مقدمه کتاب یکی از کتاب های درسی علم اصول در حوزه،کتاب «معالم الدّین و ملازم المجتهدین» از مرحوم حسن بن زید الدین جبعی عاملی لبنانی یعنی در واقع پسر شهید اول، ایشان کتاب فقهی استدلالی داشتند که در مقدمه اش قسمتی از اصول فقه را آورده بودند و کتاب درسی قرن ها در حوزه، از وقت تألیفش تا این اواخر یکی از کتاب های اصولی یا اولین کتاب اصول فقهی که در حوزه خوانده می شد همین کتاب معالم الدین است که تخفیفاً به عنوان «معالم الاصول» تعبیر می شد که بعد مرحوم آیت الله مشکینی به تلخیص این کتاب دست زده بودند و تلخیصش هم مدتی بعضی ها می خواندند در حوزه قم و مرحوم شهید صدر هم در نجف اشرف معالم را برداشته بودند بازنویسی کرده بودند،اسمش را نوشته بودند «المعالم الجدیدة» و انصافاً کتاب قابل ملاحظه و مخصوصاً حدود 100 صفحه، ایشان در مقدمۀ آن کتاب تاریخ علوم حوزوی و به خصوص علم فقه و بالأخص علم اصول فقه را ایشان متعرض شدند،در مقدمۀ معالم هم آیات فضل علم و علما را آوردند،از جمه همین آیه را عرضم این است که یعنی در جاهای متعدد در حوزه این آیاتی که دلالت بر فضل علم و علما دارد،سابقاً درس داده می شد، درس خوانده می شد، الان هم در ضمن مطالعات جانبی حوزه طبعاً هست خب این از جهت اینکه صاحب کنگرۀ ما احمد بن اسحاق اشعری یکی از این مصادیق است،مصادیق این آیات و در واقع آیات الهی در قرآن کریم در فضیلت علم و علماست در احادیث نبوی و اخبار ائمه اطهار علیهم السلام هم به مقدار کافی در فض علم و علما و حمَله ی علم، حاملان علم و مخصوصاً به معنی اخصش بر شما پوشیده نیست یا نباشد بر بعضی از جوان ترهایمان، که مدت هایی در جهان اسلام در حوزه های علمی اصلاً کلمۀ علم،اطلاق بر علم حدیث می شد،اگر مطلق رها می شد،یعنی مضاف خوانده نمی شد. در کتاب های متعددی مخصوصاً حالا از برادران اهل سنت،علم را اصلاً به عنوان علم حدیث تلقی کردند.خطیب بغدادی کتابی دارد به عنوان «تقیید العلم» وقتی کتاب را بررسی می کنید اتفاقاً چاپ دانشکده شریعت ترکیه است،یعنی آن چاپ که من دیدم چاپ آنجا بود شاید چاپ اولش بود که یکی از اساتید دانشگاه ترکیه تحقیق کرده بود و چاپ شد منتشر شد،بالاخره تقیید العلم معلوم می شود وقتی مقدمه اش را آدم می خواند،کتاب را می بیند،می بیند منظورش از علم و تقوا علم حدیث است و معلوم می شود مدت ها اصطلاح شده بود در اصطلاحات اسلامی اطلاق علم بر علم حدیث. خب در علم حدیث هم به مقدار کافی اخبار و احادیث داریم و اینها هم منطبق بر صاحب این کنگره حضرت احمد بن اسحاق محدث بزرگ یعنی حتی شایسته است به جای تعبیر حضرت، تعبیر کنیم محدث بزرگ یا بزرگوار احمد بن اسحاق اشعری قمی،درباره خود احمد بن اسحاق هم -که از صبح تا حالا به مقدار کافی حتی می شود تعبیر کرد به صورت مکرر- اخباری را یا گوشه هایی را بگوییم از اخباری که دلالت بر شأن و مقام و حیثیت و رتبه خاص احمد بن اسحاق در مصاحبت سه امام معصوم و رؤیت و ملاقات امام معصوم چهارم امام زمان عجل الله تعالی فرجه به مقدار کافی بازگو شد و حصار محترم شنیدند و شاید خودشان هم مطالعه کرده باشند،دیدند. نکته ای قابل ذکر هست ه احیاناً البته در این پیام آیت الله العظمی گرامی اشاره خیلی نزدیکتر بود و نسبت به بعضی از تعبیراتی که احیاناً یک مقداری جدایی داشت تا واقعیت و حقیقت،مثلاً تعبیر شده بود اشعریان، اشعریان یمنی کوفی که از عراق به ایران به کوفه مهاجرت کردند،اصلاً قم را آنها پایه گذاری کردند،تأسیس کردند و این احتیاج به یک تذکر داشت،مخصوصاً چون در همین مجلس هم دو سه بار تکرار شد یا بیش از یکبار تکرار شد لذاست یک مقداری به تعبیر عرب ها «اقتضت؟؟؟؟؟؟» مقتضی این است که اشاره شبه تصحیحی شود یا تعدیلی. صحیح هم این است که در پیام آیت الله گرامی آمده بود از ظلم حجاج اینها هجرت کردند به کوفه، اما باز دقیق ترش این است- این یک تعبیر عامی است دقیق ترش این است- که حجاج بن یوسف ثقفی به عنوان نماینده،نماینده بنی امیه نماینده ظالمِ فاسقِ فاجرِ خونخوارِ سفاکِ بی باکِ فتاک، که اصلاً ضرب المثل در تاریخ اسلام است،صفحات تاریخ اسلام را با ظلمش سیاه کرده است،البته منحصر به او نیست اما در میان سایر ظالمین در تاریخ اسلام شهرت خاصی دارد و ارقام خاصّی پای او نوشته شده، حالا در مقام تفصیل او نیستیم،بالاخره او کار را به جایی رساند یا بگوییک کارد را به جایی از استخوان رساند،استخوان مردم به خصوص مردم عراق و به معنی اخص عراقِ کوفه،ظلم را به جایی رساند که اینها دیگر دادشان درآمد و از شما چه پنهان در تاریخ خیلی از حضار محترم برادران گرامی اهل مطالعه هستند در تاریخ دیده اید، هشتاد هزار نفر، لشکرِ هشتاد هزار نفری برای قیام علیه بنی امیه به سرمردگی یا به نمایندگی حجاج ثقفی، تشکیل شد در میان این هشتاد هزار نفر لشکر که عمود فقری یعنی خمیر مایۀ اصلی این لشکر اهل عراق به معنی اخص کلمه یعنی اهل کوفه بودندو البته دیگران هم از جاهای دیگر اضافه شدند و به خصوص طبقه خواص عمدتاً در این لشکر جمع بودند،یعنی آن وقت طبقه خواص عمدتاً قُراء بودند، قاریان قرآن که به معنی حافظان قرآن بود و طبعاً حافظان قرآن مسأله دان هم بودند و در واقع مراجع عملی خیلی از مردم بودند،مردم وقتی مسأله ای داشتند،چه راجع به خود آیات قرآن کریم یا راجع به سایر مسائل فقهی،شرعی،دینی خیلی وقت ها به همین قراء مراجعه می کردند،آن وقت هنوز طبقه فقهاء بعد تشکیل شد،طبقه قراء آن وقت هنوز عمده مراجع مردم بودند و اینها اعمِ اغلبشان در این لشکر هشتاد هزار نفری عراقیان علیه حجاج{حضور داشتند}. در سرزمین بین کوفه و بصره ولی نزدیک تر به بصره این جنگ واقع شد و نزدیک بود حجاج ازبین برود،چون لشکرش ثلث این عدد بود ولی سبحان الله! حالا مقدرات الهی،حکمت الهی هرچه باشد بالاخره آن لشکری که ثلث این لشکر هشتاد هزار نفری بود،یک مقدارش هم می شود گفت با آن هنکت و درایت و تدبیر شیطنتی حجاج بالاخره غلبه پیدا کردند و تمام این هشتاد هزار نفر را تار و مار کردند و از شهدای این جریان «کمیل بن زیاد نخعی» است. کمیل بن زیاد را بنی امیه به طور کلی در صدد بودند که به دست بیاورند و به عنوان شرکت در قتل خلیفه سوم- عثمان- مثلاً از او انتقام بگیرند بکشند،چون جزء مشارکین در محاصره مثلاً خلیفه سوم عثمان بوده که البته بنی امیه معامیه و عمالش او را متهم به شرکت در خون شرکت در دَم {کرده بودند} چون از خواص اصحاب امیرالمؤمنین علیه السلام شمرده می شد و خود امیرالمؤمنین را متهم به این اتهام کرده بودند، لذا طبعاً خواص اصحاب آن حضرت هم به این بهانه تحت تعقیب بودند،اما چیزی که موجب این شد که حجاج دقیقاً دنبالش را گرفت و به شهادت رساند،همین بهانه بود لذا متأسفانه کتب رجال برادرانمان اهل سنت وقتی که به نام کمیل بن زیاد نخعی می رسند، او را تضعیف می کنند یا بعضی هایشان از او تعبیر به مجهول می کنند،چرا؟ چون یک همچنین اتهاماتی به دنبالش هست و کشته شدۀ به دست حجاج ثقفی است،خب اشعریون یمنیِ مهاجر به عراقِ مهاجر به کوفۀ ساکن در عهد امیرالمؤمنین علیه السلام در کوفه که از همین طایفه یمنی های عراق، یمنی های کوفه {هستند} اولین تظاهرات مخصوصاً زنانه به «وا حسیناه» در کوفه وقتی که بعد از عبیدالله زیاد یک عده ای از به اصطلاح اشراف- حالا مختارنامه را که می بینید-یک عده ای از به اصطلاح اشراف کوفه جمع شدند،- چه پر رویی ای!- عمربن سعد را به عنوان امیر کوفه انتخاب کردند،زن های حمدانیان که حمدان از قبایل اشعریان یمنی هستند یا حالا بعضی ها گفتند دو تیره یک قبیله در اصل هستند،از یک طرف اشعری ها از یک طرف حمدانی ها،زنان حمدان وارد مسجد کوفه شدند واحسیناه می گفتند،عزاداری کردند،نوحه سرایی کردند،اولین دستۀ عزاداری دسته جمعی زنانه که زنان را جلو انداخته بودند،برای ستار پوشش،یعنی کم کسی متعرض مثلاً خواهران می شود،بالاخره اشاره کردند وقتم تمام شده منم داعی تصدیع زیاد ندارم،عرضم این است که در واقع می خواستم این حاشیه تاریخی را یک تصحیحی برآن زده باشم که اینها در اثر شکست در این جنگ با حجاج سال 80 هجری بعضی گفتند 81 هجری،شکست خوردند در به در دنبال سوراخ سنبه ای بودند،که در آن فرار کنند که دور از دسترس باشد و ابتدا قصد و غرض خصوصِ قم را نداشتند،حتی افرادی از قبیله اشعری ها در اطراف خراسان بودند،بعضی ها گفتند اطراف قزوین بودند البته قدیم در تاریخ یعقوبی هست از قزوین تا کابل تا هرات تا بلخ تا بخارا همه ی اینجا را خراسان،خراسان القدیمه،خراسان الکبیر،خراسان کبری توی تاریخ یعقوبی هست،تطبیق می کردند عنوان می کردند بالاخره اینها بعضی ها گفتند: بعد از قزوین در راه خراسان بودند بعضی ها بالاتر گفتند: اینها به قصد آنجا بودند، اما سر راهشان به قم رسیدند. متأسفانه اینجا هم باز یک اشتباه دیگر می شود، یاقوت حموی در معجم البلدان یک خبری را نقل کرده وانمود می کند اشعری ها با اهل قم جنگیدند و بر قم غالب شدند،بر قمی های قم غالب شدند و شکست دادند قمی ها را و وارد قم شدند و قم را از دست آنها به عنوان اقلیتی فرض کنید مقهور و اینها غالب{درآوردند} این تصویر تاریخ ظالم است،تصویر تاریخ ظلم به دست دشمن است و الاّ خبر دیگرش که در کتاب «فِرق الشیعه نوبختی» است و همچنین در کتاب دیگر «المقالات و الفِرََق» سعد بن عبدالله اشعری است و من هم در کتابم «موسوعه التاریخ اسلامی» آوردم این نیست،این است که اصلاً اینها پیاده شدند و اصلاً می خواستند بلند شوند بروند،خود قمی ها از اینها خواهش کردند: یک عده ای از دیلمان یک همچنین روزهایی ایام اواخر سال شمسی نزدیک ایام نوروز شبیخون می زنند و هر ساله حمله به قم می کنند،غارت می کنند،از بین می برند و شما اگر بتوانید امسال ما را نجات بدهید از این حمله خیلی ممنون شما هستیم،خود آنها دعوت کردند و اینها هم همین کار را کردند ماندند تا آن حمله شد و اینها آن حمله را شکست دادند و آنها دیگر درس عبرت گرفتند و دیگر شرّشان از قم شرّ مکرر هرساله شان رفع شد و قمی ها خودشان یک معبد کهنه قدیمی داشتند دو دستی تقدیم کردند،گفتند: این را مسجدتان کنید. اینها مسجدش کردند و ماندند. پس یک تصحیح این است که اینها از ابتدا قاصد قم نبودند،قاصد متواری شدن بودند از سر راهشان به قم عبور کردند،تصحیح دوم اینکه آن خبر جنگ درست نیست متأسفانه در بعضی جاها هم اینطور چاپ شده به نقل از تاریخ قم در دواقع از معجم البلدان یاقوت حموی و از این جهت که مصدع شما شدم برادران گرامی و همچنین خواهران محترم،عذرخوانی می کنم.
والصّلاة و السّلام علی محمّد و اله الطّاهرین
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
حجت الاسلام و المسلمین محزون امام جمعه شهرستان سرپل ذهاب
بسم الله الرحمن الرحیم. اَلحَمدُللـهِ ربِّ العَالَمِین وَ الصَّلاةُ وَ السَّلامُ عَلَی سَیِّدِنَا وَ نَبِیِّنَا مُحَمَّد صَلّی الله عَلیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم وَ عَلَی اَهلِ بَیتِةِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ المَعصُومِن.
خسته نباشید می گویم محضر همه شما خوبان که حوصله به خرج دادید همصبح مخصوصاً بعداز ظهر که اجر همه شما مضاعف است به دلیل اینکه غالب عزیزان تشریف برده اند اما جمعی از خوبان و دانشمندانی که تحمل کردند تا این ساعت،واقعاً جای تشکر دارد از همه شما.
امروز صبح که من خواستم محضر شما برسم در این کنگره اول رفتم زیارت حضرت احمد بن اسحاق ساعت شش و نیم و زیارت کردم بقعه محترم ایشان را و عرض احترام کردم که محضر شما خوبان که می رسم عرض کنم که زیارت حضرت احمد ین اسحاق که فردا هم در آنجا برنامه هست قطعاً بدانید که برای همه شما اجر خواهد داشت،من چون به نوعی هم حالت میزبانی دارم،چون به نوعی امام جمعه آن شهرستان هستم،خیرمقدم عرض می کنم محضر همه شما آقایان و خانم ها به ویژه دانشمندان محترم،علمای عزیز که از شهر قم و استان های مختلف تشریف آوردید،من پیرامون دو موضوع محضر شما عزیزان صحبت می کنم که ان شاء الله کمتر از ده دقیقه باشد.
یکی اشاره خواهم داشت در رابطه با شخصیت حضرت احمد بن اسحاق و اشعریون قم و دوم سئوالی دارم که این سئوال برای خودم هم بیشتر هست؛رمز و راز جاودانگی یک انسان که تبدیل می شود به یک فکری و فرهنگی و تا زمان ها می گذرد مردم متوجه این شخصیت می شوند که از صبح هنگام تا به الان دیدید که علما و مراجع تقلید در رابطه با شخصیت احمد بن اسحاق بیانات مختلفی داشتند که باز هم می گویند: ما نتوانستیم که حق مطلب را ادا کنیم در مورد این شخصیت. رمز و راز جاودانگی این شخصیت و شخصیت های مثل احمد بن اسحاق چیست؟چه رمز و رازی دارد؟ اینها چه کردند که اینچنین صاحب مقام و برتری شده اند؟
اما در مورد موضوع اولم،علماء بزرگ شیعه که عنایت ویژه ای به کتاب کافی به لحاظ سند دارد. که آنجا دارد که اشعریون افتخاراتی داشتند،یکی از افتخارات اشعریون مزارع و املاک شان را بسیار وقف کردند برای ائمه علیهم السلام.اولین کسانی که تشیع را در ایران انتشار دادند، اشعریون در قم بودند. مرحوم مجلسی نقل می فرماید: اکثر اهل قم اشعری هستند. پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله برای همه آنها از صغیر و کبیرشان طلب مغفرت کرده: «اللهمَّ اغفِر للاشعریین صَغِیرُهُم وَ کَبیرُهُم» ائمه علیهم السلام هدایایی را به اشعریون موهبت می کردند.
برادران و خواهران، ما در ایران شخصیت های گمنام زیادی داریم که امیدواریم ان شاء الله در این نظام ارزشی از غربت آنها نجاتشان دهیم و ان شاء الله به نحو احسن بتوانیم معرفی شان کنیم که یکی از آنها حضرت احمد بن اسحاق قمی رحمة الله علیه {است}که الحمدلله تا حدودی در غربت نیست،البته سابقاً یک بقعه داشت که زیبنده نبود و اداره اوقاف زحمت کشید و این بقعه را ساخت،جنگ هم خیرات بسیاری داشت چون در اثر خمپاره ای که به گنبد خورد بعداً درست شد. امیدواریم خداوند متعال ان شاء الله توفیق دهد که در آینده یک مجتمع به نام مجتمع فرهنگی و طرح جامع که فردا کلنگ آن زده می شود در سرپل ذهاب، ان شاء الله به فضل الهـی در کنار بقعه ایشان{تأسیس شود}حالا ان شاء الله با آن صحبت هایی که حضرت آیت الله مقتدایی کردند،بسیار ما را خوشحال و خرسند کردند،یعنی محزون را مسرور کرد با این صحبت هایش و چون امامان جمعه که قبل از من هم بودند و بنده هم آرزوی چنین روزی را داشتیم. و الله قسم که یک روزی برسد،چهره مقدس حضرت احمد بن اسحاق در جهان و به ویژه در ایران اسلامیمان نمایان شود که الحمدالله آن آرزو امروز برآورده شد و ما ان شاء الله بتوانیم به آن نکته ای که معلم اخلاق استان کرمانشاه حضرت آیت الله علماء نماینده محترم ولی فقیه و امام جمعه محترم کرمانشاه فرمودند: بقعه احمد بن اسحاق به جمکران ثانی تبدیل شود و در جوار ایشان این کار را انجام دهیم که بزرگ ترین کار را برای فرهنگ تشیع کرده ایم.
امام قسمت دوم بحثم که عرض کردم سئوال هست رمز و راز جاودانگی انسان در چیست که یک شخصیتی در طول تاریخ تبدیل به یک جریان فرهنگی و ماندگار می شود و می تواند آن شخصیت خیلی چیزها را تحت تاثیر خود قرار دهد؟ آیا علم است،عقلانیت است یا جایگاه دنیایی یا مسائل دیگر است آیا عقلانیت،جایگاه های دنیایی اینها رمز و راز جاودانی یک انسان می تواند بشود من فکر می کنم که اینها نمی تواند نه علم نه عقلانیت و نه جایگاه دنیایی، بلکه باید بگوییم مهم ترین رمز این مسأله فقط تزکیه نفس است.تزکیه نفس و سلامت نفسانی و تقوای الهی است که اگر برای انسان به وجود بیاید کافی است و وقتی که تزکیه نفس و سلامت نفسانی و تقوای الهی برای انسان ایجاد بشود. آن علم و عقلانیت و جایگاه دنیایی انسان را هم تحت تاثیر قرار می دهد،پس مرحله اول رنز و راز این انسان در این عالم دنیا،مسأله تقوا،سلامت نفس فلسفه آزمایش های پیامبران از اول تاریخ بشریت مسأله تزکیه نفس بوده و من فکر می کنم شخصیتی که مورد کنگره هست که با این عظمت مطرح شد در بین مراجع تقلید و شما شخصیت های محترمی که استفاده کردید و شنیدید عظمت شخصیت کنگره را، رمز و رازش در عالِم عامل بودن حضرت احمد بن اسحاق است. حضرت احمد بن اسحاق صاحب تزکیه نفس بود،صاحب سلامت نفسانی و تقوای الهی بود و این هست که باعث شده است که این شخصیت در طول تاریخ باید تبدیل بشود به یک جریان فرهنگی و ماندگار.
امیدوارم که ان شاء الله این نکته آخری که گفتم برای خودم موعظه باشد و پیگیر این مساله باشم که این رمز و راز را پیدا بکنم و برای شما عزیزان و بزرگواران هم یک تذکری عرض کرده باشم از همه شما متشکر هستم. به ویژه از علمای بزرگوار حضرت آیت الله علما که تحمل کردید و تا این ساعت نشستید ادای احترام به این شخصیت کردید برای همه شما آرزوی موفقت دارم.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
آیت لله احمدی فقیه یزدی
بِسمِ اللهِ الرَّحمَن الرَّحِیم. اَلحَمدُللهِ رَبِّ العَالَمِین وَ صَلَّی اللهُ عَلَی سَیِّدِ المُرسَلِین اَبَاالقَاسِم المُصطَفی مَحَمّد، صَّلَی الله علیه و عَلَی اهلِ بَیتِةِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرینَ المَعصُومِینَ المُکَرَّمِین.
أعوذُ باللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرّجیم. بسم الله الرحمن الرحیم.الم. ذَلِکَ الکِتَابُ لاَ رَیبَ فِیهِ هُدًی لِلمُتَّقِین. الَّذِینَ یُؤمِنُونَ بّالغَیبِ وَ یُقِیمونَ الصَّلاهَ وَ مِمَّا رَزَقنَاهُم یُنفِقُونَ.[9]
در ذیل این آیۀ شریفه روایت بسیار شریفی رسیده که بالاترین رزق از همۀ علم ها،رزق علم است و حضرت امام صادق سلام الله علیه می فرماید: که در واقع معنای حقیقی« مِمَّا رَزَقنَاهُم یُنفِقُونَ» بیان حضرت رزق است،علم را انفاق می کنند،انفاق بخشیدن و نتیجه دادن است و بعد از انفاق کردنِ آن فقری که هست،آن ناداری که هست،باید برطرف شود تا حقیقت انفاق صورت گیرد.
علم در جایگاه خودش که ضرورت دارد و باید منتقل شود،این حقیقت انفاق است « مِمَّا رَزَقنَاهُم یُنفِقُونَ» حالا در مقام آن بحث نیستیم که فرق تفسیر و تأویل و تحلیل و تعبیر و اینطور موارد را بیان کنیم ولی حقیقت روشن است به تعبیر علمای بزرگ «قضیّهٌ حقیقیّه» نه «قضیّهٌ خارجیّه» نه «قضیّهٌ ذهنیّه»، قضیۀ حقیقیه اصل حرکت علم است که در روایتی هم بسیار زیبا رسیده«إنَّ حَیَاةَ الأرضِ بّالانسَان» أرض ظاهراً مقابل سماء است،سماء عالم معنا و أرض عالم خاکی و خلقت. «إنَّ حَیَاةَ الأرضِ بِالانسَان» اگر انسان نباشد کل نظام خلقت مرده و حیاتی ندارد «وَ إنَّ حَیَاةَ الانسَانَ بِالعِلم» حیات انسان به علم است،اگر علم نباشد این انسان،انسان مرده است و حیاتش به علم است «وَ إنَّ حَیَاهَ العِلمِ بِالعَمَل» حیات علم به عمل است «وَ إنَّ حَیَاةَ العَمَلِ بِالنِّیَّة» عمل با نیت قمیت پیدا می کند «وَ إنَّ حَیَاةَ النِّیَّةِ بّالإخلاَص» یعنی ارزش عالم خاکی و عالم خلقت در مقابل عالم بزرگ الهی و سماوی به انسان است. صاحب علم است،صاحب عمل است،صاحب نیت است، صاحب اخلاص{است}«مِمَّا رَزَقنَاهُم یُنفِقُونَ»
عرایضی داشتم خیلی لذت بردم از استان عزیزبسیار فرهنگی کرمانشاهان،خب اضطرابی هم داشتم برای جلسه ای که باید در قم بعد از نماز باشیم در رادیو سئوالاتی شد که جواب دادم.تعدادی از عزیزان سئوال کردند،بیشتر حرفهایم را آنجا زدم یک ساعت و خرده ای طول کشید و حرفهایی زدم در رابطه با این شخصیت بزرگ. احمد بن اسحاق یک شخصیت فوق العاده گرانقدری است که نصیب این منطقه شده و معلوم می شود این منطقه دوست داشتنی بوده که این شخصیت نصیبش شده،آیه ای تلاوت کردم،حقیقت مطلب «قضیه حقیقیه» است.« الم. ذَلِکَ الکِتَابُ» این کتاب،کتاب نازل شدۀ الهی« رَیبَ فِیهِ» شک بردار نیست،اگر کسی شک دارد مبروط به خودش است ایراد از خود ش است،قرآن محکم است،راه شک را حتی می بندند،این فهیمی که بفهمد و درک کند « رَیبَ فِیهِ» بعد فرموده: « هُدًی لِلمُتَّقِین» کتاب،کتاب هدایت است،ماما هدایتش برای تپاهل تقواست،صفاتشان را می فرماید: « الَّذِینَ یُؤمِنُونَ بّالغَیبِ» اول اهل ایمان به غیب باشند.خب تقوا،تقوای فطری است،اگر هم تقوای اکتسابی {باشد} مراحل دارد و هر مرحله ای و هر قسمتی تا برسد به مرحلۀ عالی.« الَّذِینَ یُؤمِنُونَ بّالغَیبِ وَ یُقِیمونَ الصَّلاهَ»اینهایی که از قرآن استفاده می کنند و از آیات الهی بهره می برند دارای این صفاتند.« وَ یُقِیمونَ الصَّلاهَ»به پا می دارند،نماز را نه تنها می خوانند،بلکه برپا می دارند،نمازگزا ران را وادار به چنین وظیفۀ بزرگ می کنند «مِمَّا رَزَقنَاهُم یُنفِقُونَ» حالا زکات است،یا انفاق مالی است،آن یک جهت مصداقش،علمکش هم علم است،من یک یادداشت کوچکی دارم،اینجاکه البته قسمتی اش که برادران عزیز مصاحبه ای که گرفته اند،عرایضی داشتم آنجا که ذکر کردم که چطور معصومین صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین روش مکتب علمشان،روش برنامه های فرهنگی و تربیتی آنها چگونه است،خب مفصل است و در فرصتی که دارم این کفایت نمی کند ولی استفاده کردم از محضر عزیزان بزرگان از صبح تا به حال آیات عظام،حجج اسلام که همه مغتنم بود،بسیار ارزشمند بود ولی علی الاجمال به پنج محور می خواهم اشاره کنم که این پنج محور شخصیت ممتاز احمد بن اسحاق را از سایرین جدی به حدی که نمونه قرار گیرد و در ر أس محدثین از این جهت قرار می گیرد،اول محوریت حوزه های علمیه است،همین طور که ذکر فرمودند اشعریین شخصیت هایی بودند که حضرت خانم الانبیا محمّد صلی الله علیه و آله قبل از ورود آنها و {قبل از اینکه}به خدمت حضرت رسیدند،خبر را دادند،فرمودند: اینها می آیند،وقتی اشعریین آمدند،چه طایفه بابرکتی بودند،عاقل،صاحب درایتن در بینشان شهدای عزیز،استقامت در کار،پیشرفت، برنامه ریزی تابع مدیریت قوی و عمده این جهتی که داشتند تشکیل حوزه های علمیه،هرچزی یک خمیرمایه ای می خواهد ،اینها اولین شخصیت هایی بودند که می نشستند و زانو می زدند برای علم و دانش، در حوزه علمیه قم اصل حقیقتِ جریان این حوزه علمیه به واسطه اشعریین است،مطالبی فرمودند،آیت الله غروی که به داستان هجوم و هجمه ای که حجاج با آن خونخواری خاصی که داشت خب عده ای پراکنده شدند به شهرها،کشورهای مختلق من جمله سادات بحرین،آنهایی بودند که جمعی شان در ایران آمدند،اشعریین هم آمدند و امام زادگانی که می بینید اینها هم مبلغین بودند، علما بودند شخصیت های علمی بودند،رواة بودند که برکت عظیم کشور ما این است ،من گاهی که این آقایان اهل پاکستان می بینیم وارد کشور ما می شوند،مثل اینکه ما وارد عراق می شویم و کربلا ،آنها هم به این خاک که می رسند اینقدر قیمت برایش قائلند که امام زاده ها را بروند زیارت بکنند،مر اکز زیارتی بروند، خیلی این کشور ما عزیز است،خیلی عزیز است،پس محوریت اول اشعریین تشکیل حوزه های علمیه است و ایشان «شیخ القمیّین» است.
بسیار عالی حوزه های متعدد تشکیل دادند،فرصت نیست عرایضی در این زمینه عرض کنم البته توی یادداشت ها بعضی هایش اشاره شده و اینکه صبح عرض کردم می ارزد اینجا یک پایگاه علمی قوی، بعضی از رشته ها ی دانشگاهی هست که حتی خیلی ارزش آنچنانی ندارد،180 رشته انواع رشته های گوناگون حتی برای میراث فرهنگی بر ای بعضی چیزها که متناسب نیست اشاره کنم،خیلی سطح نازلی هست،رشته های متعدد هم تأسیس شده است،دارند دکتری به او می دهند،لیسانس می دهند بعد ما در رابطه با فرهنگ علمی و دینی و شیعه و روش حوزه های علمیه و روش کارکرد علمی آنها این را درست نتوانیم ترسیم کنیم،این می ارزد که بعد از فرمایش ارزمند مقام معظم رهبری که بسیار حکیمانه و عالمانه فرمودند برای بقاع متبرکه، باید محور علمی و فرهنگی و شاید اکثر عزیزانی که تشریف دارید دیدیدامامزادگان نوعاً جاهایی که می روید اطرافش حجراتی هست که مخصوص طلاب بوده تحصیل می کردند،درس می خواندند عالم و مجتهد می آمده آنجا تدریس می کرده افتخار او بوده است که از روح آن بزرگوار استمداد می طلبیده،تقاضا کردم از خدمت عزیزان مخصوصاً حضرت آیت الله آقای علما و استاندار عزیز- من به لحاظ جلسه ای که از طرف جامعه مدرسین است ،امشب باید بروم- این پی گیری شود،حالا به نتیجه رسید نرسید ما ثوابش را می بریم. ان شاء الله یک کار خیلی قشنگی است،این کار انجام شود،الان رشته هایی دارند به صورت تقریباً مؤسسات غیر انتفاعی برای جاهای دیگر دانشگاه تأسی می شود،شاگرد می گیرند،افراد می گیرند،لیسانس می دهند،آن روزی که می گفتند مدیریت کسی اهمیت نمی داد،امروز شده بهترین تقریباً رشته های ارزشمند مدیریت،لیسانس می دهند،دکتری می دهند،فوق تخصص می دهند این یک کار بسیار مهمی است که احمد بن اسحاق انجام وظیفه کرده و انتقال آن حوزه عظیم ارزشمند در محضر امامان معصوم که خوب تجربه کرده،آورده در قم و مردم قم هم پذیرا شدند و پذیرفتند و نتیجه گرفتند که برکتش تا الان هم دارد به سراسر جهان اسلامی {می رسد}این همه الحمدلله حوزه ما در رشته های گوناگون موقعیت دارد.
دوم چون فرصت من دیگر کم است در این زمینه زود عبور می کنم، البته در اینجا خیلی مهم است،حوزه های ما غیر از مسأله دانشگاهی است،باید حتماً اتصال داشته باشند مثل اینکه اجتهادها باید متصل شود، تا زمان معصوم اجازه روایت هم باید متصل شود به اجازه خود امام، اجازات روایی از مقام های بسیار گرانقدر است در شیعه،حتی اجازه غیر از نقل روایت، این اشعریین در قم بنا داشتند اگر کسی اشتباه نقل می کرده مطلبی را، و یا اینکه آدمی بوده درست از ثقه هم حتی نقل نمی کرده او را بیرون می کردند، از قم بیرونش می کردند نمی گذاشتند که حرف سست و حرف بی پایه آنجا بماندف این قسمت خیلی در تاریخ جایگاه عظیمی دارد.
قسمت دوم را ذکر کنم همان طور که اجتهاد نقل روایت، اینها همه باید یداً به ید، سینه به سینه، دهان به دهان متصل شود به زمان معصوم،قیمت و ارزشش هم اینست افتخار ماست که از چند طریق به امام معصوم متصل بشویم در اجازه روایی کسی که سند محکم دارد و همراه خودش آورده،احمد بن اسحاق است که این عظمت را همراه خودش وارد حوزه علمیه قم می کند و اجازات بعدی که همین طور منتقل شده،این یک محور.
محور دوم، محور اجتماع مردم است،در روایتی که از حضرت امیر توی این چند دقیقه ای که فرصت دارم می خواهم این دو تا را تمامش کنم،مرحمت کنید خیلی اهمیت دارد،حضرت امیر می فرماید: کل اجتماعات به واسطه اجتماع غدیر است. همه منشأش از اجتماع غدیر است،یعنی هیچ کس اجازه ندارد یک عده ای را جمع کند،اگر برای نماز جمعه{جمع} می کند،اجازه دارد،برای نماز جماعت یا برای جهتی جمع کند منشأش از اجتماع غدیر است،آن هم در معنا، در اصل و لو زماناً غدیر در وعده ولی در اصل است،همه اینها از شعب اجتماع غدیر است و گر نه هیچ اجازه اجتماع کسی ندارد،اجتماع الجمعه منشأش به اجتماع غدیر است و لذا یکی از مسائل محوریت اجتماع است ،این محوریت اجتماع{را} احمد بن اسحاق داشته از جانب امام و اینکه فطرتی می شود بین زمان حضور و زمان غیب که کار بس عظیمی است و این مسجد بزرگ و باعظمتی به نام مسجد امام حسن عسگری که در قم هست این محوریت درس و اجتماع و ارتباط بوده این دو تا.
سوم اعتماد مردم است،محوریت اعتماد مردم است اگر اعتماد مردم قوی بشود،نحوه ای رفتار شود که با اعتماد منتقل شود این خیلی قیمت دارد و این روات به خصوص مثل احمد بن اسحاق محوریت اعتماد مردم بودند و دیگر محوریت انتصاب، نصب ها به آنها واگذار می کردند محوریت انتصابی را که دیگر فرصت نیست دیگر ذکر کنم،الحمدلله در تاریخ هم ذکر شده جهاتش هم بسیار، این باب مفصلی است که دیدم آقای دکتر یک مقداری به این مساله اشاره کردند،بسیار این مسأهپله مهم است و آخرین مطلبی که نوعاً به آن اشاره کردید مسأله اقتصاد و .... هر برنامه ای لازم دارد،خصوصاً بار امامت و اجتماع مردم و عمومیت جامع که با وکالت هایی که بوده که اینهم مورد اعتماد بوده این شخصیت برگوار .
این پنج محوری که ذکر کردم هر کدام در تاریخ ملاحظه می کنید می بینید عملی شده به واصلت آن جناب لذا شخص بسیار ارزشمند،بزرگوار،شخصیتی که محوریت هایی که ذکر شد،بلکه بیشتر در ایران موجب افتخار برای ما.
خداوند ان شاء الله کسانی که دست اندرکار این حرکت بسیار نازنین و خوب،این کنگره عظیم را به وجود آوردند،زحمت کشیدند مخصوصاً آنها که جنبه های عملی کار به عهده گرفتند از دبیر محترم از استاندار محترم از شخصیت هایی که همراهی کردند،همه و همه تشکر می شود به خصوص علماء بزرگ و آیات عزیز و آیات عظام و مر اجع که هم به نوبت خود حمایت مختلف برای این کنگره داشتند از همه شما تشکر می کنم بنده یک خواهش دیگری هم داشتم که هرکس خواست خصوصی خدمتش ذکر می کنم چون وقت می گذرد یک خواهش دیگری نسبتبه این شخصیت بزرگوار دارم می ترسم آثار سویی پیدا کرد ان شاء الله همه موفق و موید و منصور باشید.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
دکتر جباری
اعوذ بالله مِنَ الشَّیطَانِ الرّجیم. بسم اللهِ الرّحمن الرّحیم. الحَمدُللـهِ ربّ العَالَمِین وَ الصَّلاةُ وَ السّلاَمُ عَلی سَیِّدِنَا الانبیاءِ وَ المُرسَلِین مَحَمّدٍ وَ عَلی آلِه الطَّاهِرین.
یکی از مهم ترین شئون مرحوم احمد بن اسحاق اشعری قمی بُعد سفارت و نیابت آن بزرگوار است، نکات مربوط به جایگاه احمد بن اسحاق قمی و همکاری آن بزرگوار با جریان شبکه وکالت،ابعاد مختلفی دارد که اشاره فرمودند. در حد یک ربع باید مطالبی را عرض کنم من تلاش کردم در نوشته ای نکاتی را یا گزلرشسی را از مقاله احمد بن اسحاق و سازمان وکالت عرض کنم،در عین حال برای حفظ وقت، تلاش می کنم اهمّ این مطالب را ارائه کنم.
در آغاز یک توضیح گذرایی را در ارتباط با سازمان وکالت عرض می کنم،بعد جایگاه احمد بن اسحاق نسبت به این سازمان.
سازمان وکالت در حقیقت یک شبکه و تشکیلات منسجمی بود که پیشینۀ آن به عصر امام صادق علیه السلام باز می گردد در عصر آن بزرگوار گسترش تشیع در نقاط مختلف شیعه نشین اقتضاء می کرد یک کانال ارتباطی مطمئن بین آن حضرت و بین شیعیان برقرار شود،بنابر گزارش مرحوم شیخ طوسی، که مرحوم شیخ طوسی حدود پنج نفر از وکلای امام صادق علیه السلام را نام می برد و این برای ما مسجّل می کند وجود جریان وکالت را در عصر امام صادق علیه السلام، چرا که بعضی از محققان شبکه وکالت را مربوط به عصر امام کاظم علیه السلام می دانند و آغاز جریان وکالت را اما تصریح مرحوم شیخ طوسی مفری باقی نمی گذارد جز اینکه پیشینه سازمان وکالت را به عصر امام صادق علیه السلام بازگردانیم تعبیر آن بزرگوار درباره یکی از وکلای امام صادق علیه السلام یعنی نصر بن قابوس لخمی این است:« کَانَ وَکیلاً لِأبِی عَبدِالله علیه السّلام عشرین سِنَةَ وَ لَم یُعلَم أنَّهُ وَکِیل» یعنی «نصر بن قابوس لخمی» بیست سال وکیل امام صادق علیه السلام بود در حالی که وکالت او معلوم و آشکار نشد این سخن به خوبی گویای آن است که شبکه وکالت بر اساس پنهان کاری و تقیه آغاز شد و استوار بر اساس پنهان کاری بود چون بیست سال وکیل امام صادق بدون اینکه آشکار کند وکالتش را تنها برای شیعیان و خواص شیعه وکالتش مشخص بود دلیل این امر هم حساسیت فوق العادۀ دستگاه حاکمیت عباسی نسبت به امامان و شیعه و کسانی که برای آنان فعالیت می کردند بود که در تاریخ سازمان وکالت شواهد زیادی برای این مسأله وجود دارد من دو شاهد دیگر را عرض کردم یک مورد مربوط به علی بن جعفر همدانی است،وکیل امام هادی علیه السلام که در زمان متوکل به زندان می افتد و بعد وزیر متوکل نزد متوکل وساطت می کند برای آزادی علی بن جعفر،متوکل در پاسخ مخالفت می کند و علت را این بیان می کند که من می د انم که علی بن جعفر وکیل علی بن محمد ٍ الهادی است و علت مخالفتش را وکالت او عنوان می کند و این نشان دهنده این است که اینها حساس بودند روی بُعد وکالت و مورد بعدی هم به عصر غیبت صغری مربوط می شود در دوره غیبت صغری معتضد عباسی که معاصر نیابت نایب دوم بود او برای شناسایی وکلای حضرت حجت سلام الله علیه در نواحی مختلف از جمله در بغداد جاسوسانی را مأمور می کند که اینها به همراه مقداری پول به نزد کسانی که اینها در مظان وکالت هستند،مراجعه کنند به اسم دادن وجوه شرعیه آنها را شناسایی و مچ گیری کنند و یکی از همین جاسوس ها به نزد محمد بن احمد بن جعفر قطّان قمی مراجعه می کند که این شخص، این بزرگوار به همراه مرحوم احمد بن اسحاق و به همراه حاجز بن یزید وشاء این سه نفر نقل شده است که جزء دستیاران نایب اول و دوم بوده اند و نزد محمد بن احمد جعفر مراجعه می کند و اتفاقاً در نقل دارد که به محض اینکه معتضد چنین دستوری داد توقیع از ناحیه مقدسه صادر شد مبنی بر اینکه وکلا تا اطلاع ثانوی از دریافت هرگونه وجوه شرعی اجتناب کنند و لذا همین باعث می شود که محمد بن احمد بن جعفر قطّان انکار می کند هر گونه ارتباطش را با جریان، وکیل بودنش را انکار می کند و آن فرد جاسوس مأیوس از نزد او خارج می شود ان جریان هم باز مؤید دیگری است که مسأله وکالت نزد خلفا چقدر مهم بود و حساس بودند روی وکلا و حتی با لطائف الحیل دنبال شناسایی وکلا بودند،این یک نکته، نکته دیگر اینکه چرا امام صادق علیه السلام اقدام به تشکیل سازمان وکالت کرد، سازمانی که آغازش از عصر امام صادق است و پایانش پایان غیبت صغری است.یکی از مهم ترین دلایلش همین نکته ای است که اشاره شد،یعنی یک شبکه ارتباطی و کانال مطمئن میان شیعیان در اقصی نقاط و مراکز حضور ائمه علیهم السلام در جاهایی مثل مدینه حضور داشتند و یا مثلاً مدت کوتاهی در مرو امام رضا علیه السلام حضور داشت،گاهی در بغداد بالاجبار حضور داشتند،طبیعتاً باید بین شیعه ای که در خراسان بزرگ آن زمان فرض کنید در کابل هست،در هرات است در سمرقند است در کَش است یا در شمال آفریقاست یا در نقاط مختلف عراق هست در کوفه هست یا در یمن هست،شیعیان در نقاط مختلف پراکنده بودند بایستی بین اینهاو بین ائمه یک خط ارتباطی برقرار باشد و همه اینها امکان برایشان نیست که سفر کنند به مدینه و مستقیماً با امام ارتباط داشته کنند،لذا سرّ اصلی تشکیل شبکۀ وکالت ایجاد یک خط ارتباطی بود حالا این وکلا کاری که انجام می دادند معروف شده وظیفه اصلی وکلاء نقش مالی آنها بود که اینها برای جمع وجوه شرعی در نقاط مختلف مستقر بودند.اما واقعیت مطلب این است که این تنها کار نبود در تحقیقاتی که در این باره انجام شده و کاری هم که حقیر کردم نقش های مختلفی داشتند وکلا، که یکی از آنها نقش مالی بود گرچه از جمله نقش های بسیار مهم بود یا مهم ترین نقش بود،بهرحال شیعیان وجوهات شرعی داشتند اعم از خمس و زکات و هدایا اینها به محضر ائمه علیهم السلام باید می رساندند یا موقوفاتی داشتند که همین احمد بن اسحاق قمی بنابر تصریح صاحب تاریخ قم وکیل در امور موقوفات قم بود که خود این مسأله باز اهمیت او را می رساند،چون قم یک شهر شیعه نشین محض بود و عمدتاً شیعیان در قم یا اکثر قریب به اتفاق ساکنین قم شیعه بودند و اینها اموال و املاک زیادی را وقف به ساحت مقدس معصومین علیهم السلام می کردند و بنابراین وکالت در موقوفات قم یک مسند و یک منصب بسیار مهم بوده،نقش مالی یکی از نقش ها بوده،اما یکی از مهم ترین نقش های دیگر نقش ارتباطی بود،اشاره شد در جلسه صبح که نقش سفارت داشتند،باز اینها مثل همین احمد بن اسحاق نامه ها را از شیعیان می گرفتند به محضر ائمه علیهم السلام می رساندند،پاسخش را دریافت می کردند برمی گرداندند و گاهی هم ائمه علیهم السلام با خرق عادت پاسخ این نامه ها را می دادند که مثلاً در یک مورد من ملاحظه کردم دو نفر از این وکلا وارد می شوند به مدینه، تعدادی از نامه های شیعیان را به مدینه در زمان امام کاظم علیه السلام می برند امام کاظم علیه السلام قبل از اینکه اینها وارد مدینه شوند خود حضرت در خارج از شهر به استقبال اینها می آیند و نامه ها را می گیرند پاسخ های آماده را به آنها تحویل می دهند و آنها را از ورود به مدینه نهی می کنند و اینها اظهار علاقه می کنند که دوست داریم برویم. قبر مطهر پیامبر اکرم را زیارت کنیم که حضرت می فرماید: «اَمَّا رسُولِ الله فَقَد زُرتُمُوه، زُرتُمَاه» اینکه مرا زیارت کردید،گویا پیامبر را زیارت کردید،برگردید که این نشان می دهد که مسائل امنیتی وجود داشت و ائمه علیهم السلام توجه داشتند حفظ می کردند این قصه که الان ذکر کردم جریانی که مربوط به عصر غیبت صغری عرض کردم که امام عصر سلام الله علیه توقیع صادر کردند و منع کردند وکلا را به صورت موقت از دریافت وجوه شرعی،این هدایت و کنترل و رهبری ائمه علیهم السلام بر این سامان را نسان می دهد.
محدوده این سازمان هم اشاره کرده،نقاط مختلف شیعه نشین بود که در آن زمان وجود داشت در قم که مرحوم احمد بن اسحاق در آنجا سمت سفارت و وکالت را داشت خب پیش از ایشان وکلای دیگری بودند همزمان با ایشان وکلای دیگری بودند مثلاً از جمله وکلای معروف قم مرحوم زکریا بن آدم قمی است که بخشی از دوره احمد بن اسحاق را هم درک کرده وکیل امام جواد علیه السلام بود و قبلش وکیل امام رضا علیه السلام بود،عبدالعزیزبن مهتدی از دیگر وکلاست و بعضی دیگر از وکلا که من به خاطر ضیق وقت نامشان را نمی برم خودِ مرحوم احمد بن اسحاق اینکه وکیل کدام یک از معصومین بود،مرحوم شیخ طوسی در رجال و فهرستش این بزرگوار را صحابی سه امام جواد،هادی و عسگری علیه السلام معرفی می کند و می فرماید: که با آنها مصاحبت داشته و متها در ارتباط با امام حسن عسگری تعبیر «مِن خَوَاصِّ أبِی محمّد» را همان طور که گفته شد در جلسه صبح درباره او بکار می برد یا مرحوم نجاشی تعبیر «وافدالقمیین» درباره مرحوم احمد بن اسحاق به کار می برد. وکالت احمد بن اسحاق برای امام جواد علیه السلام ثابت نیست،یعنی تصریح نشده بلکه احتمال می رود با توجه به اینکه برای ائمه بعدی وکالت داشته احتمال اینکه برای امام جواد علیه السلام هم وکالت داشته اما بیان نشده،وجود دارددر عین حال ما نصّ تاریخی در این باره نداریم اما وکالت او برای امام حسن عسگری تردید در آن نیست مورد تصریح «حسن بن محمد بن حسن قمی» در تاریخ قم هست که از مهم ترین و کهن ترین آثار مربوط به تاریخ قم هست در قرن چهارم و معاصر مرحوم صدوق نگاشته شده این اثر آنجا تصریح می کند به اینکه احمد بن اسحاق وکیل در موقوفات قم از جانب امام حسن عسگری علیه السلام بود و همین طور مرحوم«طبری شیعی» در دلائل الامة تصریح بر وکالت احمد بن اسحاق برای امام حسن عسگری می کند اما وکالتش{را} برای امام هادی علیه السلام با چند قرینه ما باید استمداد بجوییم و وکالت او را برای امام هادی علیه السلام ثابت کنیم از جمله آن قرائن این تعبیر مرحوم کَشی و شیخ طوسی است که نقل می کند روایتی را که از ابومحمد رازی، او نقل می کند می گوید: من و احمد بن ابی عبدالله برقی در عسگر بودیم،یعنی محل سکونت امام هادی علیه السلام که فرستاده حضرت آمد و این تعبیر را گفت:«غائب علیل» مرادش همان علی بن جعفر همدانی است،وکیل امام هادی علیه السلام که به زندان افتاد در زمان متوکل،و «ایوب بن نوح و ابراهیم بن محمد همدانی و احمد بن اسحاق همگی مورد وثوق هستند» خب با توجه به اینکه تمامی کسانی که غیر از احمدبن اسحاق اینجا هستند همه قطعاً جزو وکلای امام هادی علیه السلام هستند،علی بن جعفر،ایوب بن نوح بن ابراهیم بن محمد،لذا این می تواند قرینه ای باشد بر اینکه احمد بن اسحاق هم جزو وکلای امام هادی علیه السلام بوده و توثیق شده ، از این جریان مرحوم ابن شهرآشوب هم باز گزارشی دال بر این نقل می کند که امام هادی علیه السلام به هر یک از احمد بن اسحاق و علی بن جعفر همدانی و عثمان بن سعید عمری سی هزار دینار عطا فرمود و باز هم این قرینه دیگری است. دو نکته در این روایت هست یک نکته این که او دو نفر قطعاً از وکلای امام هادی علیه السلام بودند،یعنی هم علی بن جعفر و هم عثمان بن سعید و احمد بن اسحاق در ردیف آنها آمده و هم این رقم بالای 30 هزار دینار که طبیعتاً می خورد به اینکه در راستای امور وکالت به اینها داده شده و شاهد سوم هم این نکته است که احمد بن اسحاق یک وقت خدمت امام هادی علیه السلام می رسد و از حضرت هم سئوال می کند که من همواره نمی توانم مستقیماً محضر شما شرفیاب شوم و در این رفت و آمدها یک کسی را معرفی کنید که من به نزد او مراجعه کنم و تحت فرمان او باشم،تعبیر فرمان چه کسی را من اطاعت کنم وقتی محضر شما مشرف نمی شوم امام هادی علیه السلام عثمان بن سعید عمری را معرفی می کند،بعد در زمان امام حسن عسگری نزد حضرت می رود و شیعه این درخواست را مطرح می کند باز عثمان بن سعید معرفی می شود این قرینه که از امام سئوال می کند که یک کسی را معرفی کن من فرمان او را ببرم این می رساند که احمد بن اسحاق طبیعتاً جزو وکلا بوده و وکلا هم توجه داریم که بعضی تحت فرمان بعضی دیگر بودند و از آنها تعبیر وکلاء ارشد می شود مثلا عثمان بن سعید سر وکیل بود به اعتباری، تعدادی دیگر از وکلای نواحی را اداره می کردند اینها.و اینجا احمد بن اسحاق می گوید: کسی را معرفی کنید که من به او مراجعه کنم و تحت فرمان او باشم،اینها به هرحال شواهدی است بر اینکه او وکیل امام هادی علیه السلام بوده،اما وکالتش در دوره غیبت صغری {بوده است} من چند قرینه را برای وکالتش در دوره غیبت صغری عرض می کنم که از همین جا با شواهد حیات احمد بن اسحاق در دوره غیبت صغری به دست می آید بر خلاف آن روایت منقول از کمال الدین مرحوم صدوق به نقل از «سعد بن عبدالله اشعری قمی» که بر اساس او آن روایت بعد از ملاقاتش با امام حسن عسگری می خواهد برگردد،حضرت خبر وفاتش را می دهند و در هنگام بازگشت از «حُلوان» یا سرپل ذهاب از دنیا می رود و با کفن ارسالی امام عسگری در همان جا مدفون می شود،واقع مطلب شواهد متعددی حکایت از این دارد که وفات احمد بن اسحاق در دوره امام عسگری علیه السلام نبوده،شواهد متعدد است من چند تا را اینجا عرض می کنم یکی از آن شواهد جریان «حسن بن نضر قمی» است که این از وکلای قم بوده،«حسن بن نضر قمی» و «اباصدام» دو نفر از وکلای قم بودند در آغاز غیبت صغری دچار نوعی تردید می شوند در نیابت نایب اول،اموال وجوه شرعی که همراهشان بود می آورند در بغداد متحیّر بودند به کی بدهند،فضا هم فضای امنیتی بود و در آن نقل مرحوم کلینی دارد که احمد بن اسحاق به عنوان یکی از وکلاء به همراه چند نفر دیگر از وکلای ساکن در بغداد مأمور می شوند بروند نزد «حسن بن نضر قمی» و رفیقش و آنها را توجیه کنند و آنها را از تردید دربیاورند این کار را هم می کنند و زمینۀ حتی سفر به سامراء و به گونه ای ارتباط با حضرت حجت سلام الله علیه را هم برایشان فراهم می شود این یک قرینه است که حکایت از این دارد که بهرحال او در آغاز غیبت صغری در قید حیات بوده و فعال بوده،قرینه دوم روایت مرحوم شیخ صدوق است در کمال الدین که این بزرگوار از محمدبن ابی عبدالله کوفی روایتی را نقل می کند،اسامی تعدادی از وکلاء و غیر وکلاء از شهرهای مختلف که نام شهرها را می آورد از شهر فلان،فلانی،از شهر فلان فانی و می فرماید: از وکلای قم احمد بن اسحاق، کسانی که می فرماید در دوره غیبت صغری موفق شدند به کسب معجزات حضرت حجت سلام الله علیه و رؤیت آن حضرت.بنا براین روایت، مرحوم احمد بن اسحاق جزء وکلای قم هست،جزء آن دسته ای است که هم حضرت حجت سلام الله علیه را در دوره غیبت صغری موفق به مشاهده شان شد،هم موفق به درک معجزات آن حضرت شد این هم دو قرینه.
قرینه سوم،نقل مرحوم شیخ طوسی است که مرحوم شیخ طوسی احمد بن اسحاق را از جمله کسانی می داند ه توقیعات بر آنها و در مدح آنها صادر می شد در زمان سفارت نواب خاص، مرحوم شیخ طوسی تعبیری دارند: «وَ قَد کانَ فِی زَمَانِ السُّفَراءِ المَحمُودین اَقوَامٌ ثِقَاتٌ تَرِدُ عَلَیهِمُ التَّوقیعَات مِن قِبَلِ المَنصُوبِینَ لِلسِّفَارَةِ مِنَ الأصل وَ مِنهُم احمدُ بنُ اسحَاق وَ جَمَاعةٌ یَخرُجُ التَّوقِیعات فِی مَدحِهِم؛ که این نشان می دهد که این بزرگوار هم بر او توقیع می آمده و هم در مدح او توقیع صادر شده و آخرین شاهد که اینجا عرض می کنم سخن مرحوم طبرسی است دال بر وکالت احمد بن اسحاق که تصریح دارد: «امّا الغَیبَهِ الصُّغرَی مِنهُمَا (یعنی از آن دو غیبت) فَهِیَ التی کَانَت فِیها سَفَرائُهُ مَوجُودِین وَ اَبوَابُهُ مَعروُفِین لاَ تَختَلِفُ الاِمامِیَّهُ القَائِلُون بِامَامَةِ الحَسَنِ بنِ عَلی علیه السلام فِیهِم فَمِنهُم وَ احمد بن اسحاق» تصریح مرحوم طبرسی در اعلام الوری صاحب اعلام الوری تصریح ایشان دال بر وکالت احمد بن اسحاق در دوره غیبت صغراست و مرحوم احمد بن اسحاق بُعد نقش و کارکرد آن بزرگوار در شبکه وکالت هم نقش مالی بود و هم جنبه سفارت به عنوان «وافدالقمیین» و هم نقش ارشادی بود که اشاره کردم مواردی که وارد می شود برای رفع تردید بعضی از شیعیان در وجود حضرت مهدی، آن جریان عبدالله بن جعفر حمیری است که به واسطه احمد بن اسحاق از نایب اول سئوال می کند که آیا حضرت حجت سلام الله علیه را دیده اید؟ احمد بن اسحاق او را راهنمایی می کند و اشاره می کند سئوال کند و او سئوال می کند،عثمان بن سعید می گوید: آری والله دیدم حضرت حجت سلام الله علیه را در حالی که او گردنی این چنین داشت کنایه از گردن برای این است که او بالغ و رشید شده چون دوره عثمان بن سعید دوره طفولیت امام مهدی سلام الله علیه است و عثمان بن سعید در اوائل غیبت صغری از دنیا رفته،اینکه می گوید او را دیدم در حالی که گردنی اینچنین داشت یعنی حضرت به بلوغ و رشد رسیده بود و با راهنمایی احمد بن اسحاق چنین سئوالی را از عثمان بن سعید می پرسد .
امیدواریم خداوند متعال آن بزرگوار را با اولیائش محشور بفرماید و ما را رهرو او قرار بدهد به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
فرهاد تجری نماینده مردم شهرستان های سرپل ذهاب،قصرشیرین و گیلانغرب
در مجلس شورای اسلامی
بسم الله الرحمن الرحیم....[10]
... شهرستان سرپل ذهاب نگین پر ارزش تاریخ اهل بیت را در آغوش خود گرفته،در میان خود گرفته این هم عرض کنم که وجود این مرقدو حرم عزیز اعث شده که آن فضای معنوی آن روحیاتی که خیلی از بزرگان اشاره فرمودند چه حضرت آیت الله علماء خصوصاً حضرت آیت الله مقتدایی بحث را در محور وحدت سوق دادند به لحاظ شرایط خاصی که سرپل ذهاب از لحاظ تنوع قومی و مذهبی دارد.حضرت احمد بن اسحاق امروز در جایگاه و مکان سرپل ذهاب متعلق به یک مذهب تلقی نمی شود تمام مذاهب ایشان را ملجأ و مرجع خود می دانند و محل رجوع این عزیزان است به نوعی باب الحوائج ما مردم سرپل ذهاب است.هرکجا توسلی،تمسکی ما بخواهیم بجوئیم یقیناً دست به دامان این عزیز می شویم ان شاء الله ایشان هم و روح بلندشان بتواند با شفاعت و با وساطت اهل بیت علیهم السلام گره گشایی کننداز امورات ما و رفع حاجت کنند از مردم.
عرض کردم این حرکت شاید ابتداء حرکت است،حرکتی ارزشمند است که ان شاء الله بنا بر این هست که به همین شکل تداوم پیدا بکند،اولین کنگره است همان طور که از اسمش پیداست یقیقناً یک امری که بزرگان اشاره فرمودند ایکاش اینکار زودتر انجام می شد،این کار در ابتدا و و اول راه هست ان شاء الله امیدواریم که در مراحل بعد برکمالات و بر غناء و بر ارزش و بر توانمندی های این مسیرافزوده شود و بتوانند همه ما چه بنده نوعی چه هر کدام در هر جایگاهی که هستیم در این مسیر که مسیر خدمت به اهل بیت علیهم السلام است،توفیق پیدا کنیم.
من چون بنای صحبت نداشتم و بیشتر به عنوان خادم و کوچک مردم سرپل ذهاب و خادم و نوکر آستان مقدس این عزیز،بر خود لازم دانستم که تشکر و تقدیری از زحمات عزیزان داشته باشم و یقیناً توجه به این شخصیت و توجه به این جایگاه می تواند یک فضاهای جدیدی را برای ما ترسیم کند و یقیناً هم آثار معنوی کما اینکه سرپل ذهاب به لحاظ وجود بابرکت این عزیز آثار معنوی این عزیز را خودش لمس کرده و هر روز و در هر مناسبت به یک پایگاه عظیم فرهنگی تبدیل شده.در مناسبت های خاص دینی در مناسبت های خاص ملی و موقعیت های مختلف مرکز ثقل توجه مردم سرپل ذهاب حرم این عزیز است.
من خودم همیشه به عنوان یکی از خاطرات و به عنوان یکی از شاید ارزش ها به این نکته اشاره می کنم که به لحاظ آن جایگاه و آن معنویت و آن محوریت که در مسائل فرهنگی و دینی حرم ایشان الان ایفا می کند. من آرزوی قلبی ام این است که در هر کجای ایران هستم روز تاسوعا و عاشورا بتوانم در کنار مرقد منور این عزیز حاضر شوم و آنجا آن معنویت و صفای دسته جات سینه زنی و عزاداران حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام را لمس کنم یقیناً امروز وجود عزیز ایشان با خاطرات جنگ با رشادت های جوانان این مملکت و حماسه هایی که از خودشان ساختند،ارتفاعات بازی دراز به عنوان یم میعادگاه شهدا و رزمندگان و ایثارگران دفاع مقدس وجود ارتفاعات کوره موش رشادت های بزرگان و شهدای عزیز این کشور نظیر شهید شیرودی در ارتفاعات کوره موش و همه اینها عجین شده همان جوری که حاج آقا مقتدایی فرمودند ما بتوانیم از اینجا به عنوان یک قطب فرهنگی ان شاء الله در استان و کشور استفاده کنیم.
ان شاء الله بتوانیم همه ما این نقش و آن وظیفه ای که نسبت به این عزیز و اهل بیت علیهم السلام داریم در این راستا انجام وظیفه کنیم و آن آرزوها و انتظارات و آن وظایفی که احساس می کنیم برسیم من چون جمع از صبح زیاد نشستند حالا مطالب دیگری داشتم دیگر به آن مطالب نمی پردازم.
مجدداً تشکر و تقدیر میکنم از همه شماها که حوصله به خرج دادید و بهرحال شاید خیلی از عزیزان خصوصاً مهمانان داخلی،خارجی از خارج از استان که تشریف آوردند زحمت زیادی متقبل شدند در اینجا هم در این فضا در این شرایط از صبح تا حالا به هر حال عمل کردند یکبار دیگر تشکر و تقدیر ویژه دارم از پیگیری و دلسوزی و وقت گذاری حضرت آیت الله علما . استاندار محترم و به ویژه برادر عزیز و ارزشمندماان حاج آقا حسینی مقدم و کلیۀ عزیزانی که در غنا و رونق این کنگره موثر واقع شدند از مراجع عظام تقلید مه با پیامشان با رهنمودهایشان و با صحبت هایشان توانستندان شاء الله آن آرزوی قلبی ما را با بضاعت محدود استانی ، مشوق خوبی برای ما بودند و توانستنداین کنگره را با این عظمت شکل بدهند،تقدیر و تشکر می کنم از هیئت محترم دولت و عنایت ویژه ای به این بخش داشتند ان شاء الله بتوانیم در آینده هم از کمک های اینها در این مسیر استفاده کنیم و تشکر و تقدیر خاصی دارم از افرادی که الان در این مجلس نیستند بانیانی که شاید فکر و پیشنهاد اولیه همچنین حرکتی از ناحیۀ این عزیزان شکل گرفت یک کسی مانند آقای دکتر کوهزادی معاونت اداری مالی قوه قضائیه که آمدن ایشان و تشرفشان به حرم حضرت احمد بن اسحاق باعث شد آنجا تماسی گرفته شود با حاج آقا حسینی مقدم و از آنجا این توجه و این خیزش برای این برنامۀ ارزشمند شکل گرفت. آقای ملک شاهی که امروز به عنوان معاونت قضایی دیوان عدالت اداری ارتقاء پیدا کردند و تشریف بردند.عزیزانی که امروز به عنوان سربازان گمنام انجام وظیفه می کردند و خدمت کردند زبان بنده قاصر است به حول و قوۀ الهی صاحب این جلسه،صاحب این کنگره و صاحب این محفل یقیناً خودش عنایت دارد و انشاءالله این عزیزان را مورد عنایت قرار خواهند داد.
من عذرخواهی مجدد می کنم از اینکه تصدیع دادم.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
دکتر علی معصومی رئیس کمیته علمی کنگره
بسم الله الرحمن الرّحیم.الحمدُللـه ِ ربِّ العَالَمِین وَ صَلَّی الله عَلَی سَیِّدِنَا محمّد وَ عَلَی آلِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرینَ المَعصُومِین سِیَّمَا بَقِیَّةَ الله فِی الأرَضِین وَ جَعَلنَا مِن أعوَانِهِ وَ أنصَارِه وَ شِیعَةِ.
ان شاء الله که دل ها و قلبها همه منور شود به نور قرآن و محبت اهل بیت علیهم السلام
تشکر می کنم از حضرات میهمانان عزیزی که لطف فرمودند و به ویژه حضرت آیت الله مقتدایی که مجلس را فعلاً ترک کردند با توجه به اینکه وقت کم هست و شما هم خسته هستید،بنده سعی می کنم که شما را بیش از این خسته نکنم به شرط اینکه عزیزان ان شاء الله عنایت بفرمایید چند دقیقه ای تحمل بفرمایید با ذکر صلواتی دیگر بر محمد و آل محمد.
هم برای اینکه اطاله کلام نشود هم برای اینکه پا توی کفش بزرگان نکرده باشیم آنچه که درباره موضوع این جلسه گفته شد من چیزی عرض نمی کنم.
راجع به یکی از ویژگی های این کنگره که خوب است توجه شود و شاید بتوان به عنوان الگویی برای کنگره های دیگر و چنین شخصیت هایی از آن بهره برد،استفاده کرد به این ویژگی اشاره می کنم و آن عبارتست از ایجاد پیوند بین مرکز دینی و علمی جهان اسلام و جهان تشیّع،یعنی مرکز مرجعیت و مدیریت حوزه های علمیه با بخشی از بدنه جامعه که این تا بحال اگر هم بوده به این برجستگی اتفاق نیفتاده،آنچه که امروز شاهدش هستیم و در محضر شما عزیزان ارائه می شود یک جلسه افتتاحیه و اختتامیه نیست حاصل حدود پنج ماه تلاش شبانه روزی،فکری،علمی و اجرایی جمعی از ارادتمندان به این شخصیت و این جایگاه بود. از دهه محرم سال گذشته و اوایل دی ماه سال گذشته که موضوع برگزاری کنگره احمد بن اسحاق مطرح شد،کار آغاز شده. این که عرض کردم ویژگی این کنگره این است که ارتباط برقرار کرده بین بخشی از جامعه با مرکزیت علم و مرجعیت و فقاهت از این جهت است که کمیته علمی این کنگره در قم تأسیس و راه اندازی شد،به چند جهت اول آنکه شخصیت احمد بن اسحاق یک شخصیت علمی،حوزوی و دینی است که اشاره فرمودند بزرگان،ثانیاً ایشان از اشعریون قم هستند.پرداختن به کنگره احمد بن اسحاق بدون توجه به قم و حوزه علمیه شدنی نبود، روی همین حساب کمیته علمی در قم تأسیس شد،مقدمات فراوان دارد،در دو بخش عرائضم را عرض می کنم:
اول فعالیت های که صورت گرفت؛ اولین کاری که برای تحقق این هدف ص.رت گرفت، استفاده از ذخیره ارزشمند جهان اسلام و تشیع،یعنی حوزه علمیه قم، عبارت بود از تشرف به محضر مراجع عظام تقلید و بهره گیری از رهنمودها و ارشادها و راهنمایی های آنها نه به صورت تشریفات و تعارف که نمونه هایش را ملاحظه می کنید،پیام های مراجع و حضور نمایندگانشان در این جلسه.
کار دومی که صورت گرفت عبارت بود از استفاده از مراکز علمی حوزه علمیه برای تقویت اینکار{بود}. بزرگترین مرکز حوزه علمیه،مدیریت حوزه های علمیه است،با مدیریت حضرت آیت الله مقتدایی که حضورشان را شاهد بودید. در طول این دور از آغاز کار دبیرخانه علمی تا کنون ایشان همراهی کردند از تشکیل جلسات حمایت{کردند} دستور به مراکز اطلاع رسانی از جمله نشریه افق حوزه و نشر اطلاعیه و پوستر کنگره تا دیگرکمک هایی که کردند،مرکز دوم مرکز جامعه المصطفی العالمیه که متولی و مسئول حوزه های علمیه و روحانیت در خارج از کشور و سراسر عالم است.توجیه کار هم این بود که شخصیت احمد بن اسحاق درست است قمی هستند ولی بخش عمده ای از عمر گرانقدرشان دربارگاه ائمه بزرگوار معصومین سامراء بوده و لذا یک شخصی قمی - سامرایی داشتند و به جهت استفاده از ذخائر حوزه علمیه نجف و کمک گرفتن از علمای نجف و سامراء و کربلا از جامعه المصطفی به عنوان حامی دوم کنگره کمک گرفته شد که تعارف و تشریفات نبوده الان از حضور قائم مقام محترم جامعه حضرت حجت الاسلام و المسلمین حاج آقا مهدوی مهر در همین جمع د اریم به حدود تعداد قابل توجهی از 12 ملیت از فضلا و روحانیون در کشورهای مختلف در همین مجلس دبیرخانه علمی کنگره در جامعه المصطفی راه اندازی شده در ابتدای کار تا الان با میزبانی این مرکز بوده و دیگر کمک هایی که داشتند. امیدوار هستیم ان شاء الله چنین نشستی برای همین شخصیت در نجف هم ان شاء الله با حمایتی که جامعه المصطفی و شخص زحاج آقا مهدوی مهر می فرماید برگزار شود
محور سومی که در حوزه علمیه مورد استفاده و توجه قرار گرفت، فضلا و علما بودند که به عنوان اعضای هیئت علمی با اولویت دادن به فضلا و عزیزان خود استان .....
...با سه محور،یک؛ محور شخصیت احمد بن اسحاق دو؛ محور مناصبی که مربوط به احمد بن اسحاق است مثل وکالت،نیابت،سفارت و آنچه که مربوط به جایگاه حقوقی احمد بن اسحاق می شود .سه؛ محور تشیع در کرمانشاه....[11]
... تجدید چاپ بعضی از کتبی که فقط یک نسخه آنها مانده بود مانند چاپ کتاب آقای توکلی و مهم تر از همه اینها مسند احمد بن اسحاق، اینها مجموعه آثاری بود که توسط دبیرخانه علمی و با همکاری بعضی از عزیزان جمع آوری شد و تقدیم شما عزیزان گردید و بهره خواهشم برد از اینها من در این فرصت از همه شما عزیزان تشکر می کنم/.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
مجموعه سخنرانی های دومین نشست از
اولین کنگره بین المللی
حضرت احمد بن اسحاق اشعری رحمة الله علیه
شهرستان سرپل ذهاب
کرمانشاه 12 اسفند 1389
سیّد دادوش هاشمی استاندار کرمانشاه
بسم الله الرّحمن الرّحیم
عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت حضار محترم به ویژه میهمانان عزیز و ارزشمند،جناب آقای دکتر رحیمی معاون اول محترم رئیس جمهور و همچنین علمایی که در این محفل شرف حضور دارند؛ آیت الله گلپایگانی،آیت الله علماء،آیت الله ممدوحی،آیت الله فیض،روحانیت معزز و معظم،مدیران،اهالی و مردم خوب شهرستان سرپل ذهاب که بازماندگان دوران دفاع مقدس هستند و سایر عزیزانی که در جلسه حضور دارند.
سرپل ذهاب؛ یکی از شهرستان های پیشگام در مباحث فرهنگی...
جناب آقای دکتر رحیمی! این شهرستان در ارتفاعات خود بازی دراز را دارد که محل رزم و نبرد رزمندگان اسلام بوده و همواره صدمه و لطماتی بر این مردم رفته است و الحمدلله دولت نهم ودهم کارهای ارزشمندی را در این شهرستان انجام داده و در مرحله اجراست. در زمینه مسکن مهر، این شهرستان یکی از شهرستان های پیشگام است، در مباحث فرهنگی یادمان بازی دراز در دست احداث است و از طرفی یادمان شهید شیرودی نیز در دست احداث می باشد و محلی برای راهیان نور در اینجا تهیه و تدارک دیده شده که ان شاء الله با حول و قوۀ الهی و با استعانت از ذات اقدس اله بتوانیم کارهای فرهنگی ای را که در واقع نیت دولت خدمت گزار است، در این شهرستان به شدت و قوت انجام دهیم.
دولت نهم و دهم کارهای فراوان دیگری را در دست اجرا دارد که امیدواریم به حول و قوۀ الهی انجام گیرد و نوید خوش و امیدی تازه را برای مردم این شهرستان به ارمغان آورد.
وجود بقعۀ احمد بن اسحاق رحمة الله علیه مایۀ خیر و برکت استان کرمانشاه...
وجود بقعۀ احمد بن اسحاق رحمه الله علیه مایۀ خیرات و برکات برای استان کرمانشاه به ویژه شهرستان سرپل ذهاب است که مردم استان به وجود این بزرگوار که مایۀ آرامش قلب برای همگان است، افتخار می کنند.
از مقدم گرانقدر حضرتعالی (دکتر رحیمی) در این محفل سپاس گزارم که با قدم رنجه و حضوری که در این مجلس پیدا کردید بر ما و مردم استان کرمانشاه و دیار سرپل ذهاب منت گذاشتید.از علاقه حضرتعالی به استان کرمانشاه که آن را متعلق به خودتان می دانید تشکر می کنم.از علما،فقها،اندیشمندان، اساتید،مدعوین و سایر بزرگوارانی که در این مجلس شرف حضوردارند، خصوصاً مردم خوب شهرستان سرپل ذهاب ممنون و سپاس گزارم.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
نطق حجت الاسلام و المسلمین درویشی قبل از قرائت پیام
مرجع عالیقدر جهان تشیع حضرت آیت العظمی سبحانی دامت برکاته
بسم الله الرّحمن الرّحیم.
ابتدا خیرمقدم عرض می کنم خدمت همه اعزّه گرامی و علمای اعلام خصوصاً حضرات آیات عظام گلپایگانی،فیض، یوسفی غرویی،آیت الله ممدوحی و همۀ مهمانان عزیزی که از کشورهای مختلف تشریف آوردند،خصوصاً معاون محترم گرامی رئیس جمهور جناب آقای دکتر رحیمی که رنج سفر را به خاطر دغدغه های دینی ای که دارند،تحمل کردند، گرامی می داریم.
و همین طور از تلاش های ارجمند و تدبیر بجای حضرت آیت الله علما نمایندۀ مقام معظم رهبری در استان و استاندار محترم و نمایندۀ معزز این شهر جناب آقای تجری با محوریت جناب آقای حسینی مدیر کل پر توان و خوش سلیقۀ اوقاف استان تشکر می کنم.
متن پیام مرجع عالیقدر جهان تشیّع حضرت آیت العظمی سبحانی دامت برکاته
به کنگرۀ بزرگداشت احمد بن اسحاق قدِّس سرُّه
تجلیل از شخصیت ها،به ویژه کسانی که از یاوران و رازداران امام معصوم علیهم السلام بوده اند،نوعی تجلیل از اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام است. در طول 260 سال که تقریباً پیشوایان شیعه در میان مردم بودند، هزاران نفر از نور وجود آنان بهره مند شده و به مقامات بلندی رسیده اند،ولی در میان آنان،کمتر کسی است که رازدار اسرار پیشوایان ما باشد و به تعبیر عربی(بطانۀ) آنان شمرده شود. در این میان،احمد بن اسحاق اشعری قدِّس سرُّه یکی از این شخصیت های برجسته است که به سان کمیل دوران خود،مورد محبّت و عنایت سه امام بزرگوار(امام جواد و حضرت هادی و امام حسن عسگری علیهم السلام) بوده است و عصر هر سه را درک کرده و از علوم و فیوض آنان بهره مند شده است، این شخصیّت از چهار ویژگی خاص برخوردار است که در افراد دیگر به چشم نمی خورد:
1. یکی از شیعیان به نام «محمد بن احمد بن ابی الصلت قمی» نامه ای خدمت امام عسگری علیه السلام نوشت و از او استجازه کرد که هزار دینار به عنوان قرض در اختیار احمد بن اسحاق قرار دهد تا او با این وجه به زیارت خانۀ خدا مشرّف شود و پس از بازگشت،دَین خود را ادا کند.
از پاسخ امام استفاده می شود که آن وجه از بیت المال و مرتبط به امام حسن عسگری علیه السلام بوده است. امام در پاسخ نوشت:« هی له مناصلة و إذا رَجَع فله عندنا سواها»: این وجه از ما نوعی هدیه برای او است و پس از بازگشت از حج باز هدایای دیگری نیز به او داده می شود.
2. او از کسانی است که امام عسگری علیه السلام در نامۀ خصوصی خود،از میلاد حضرت قائم (عج) به او خبر داده تا قلب او شاد و دیدگانش روشن شود.
احمد بن اسحاق باید به قدری محرم اسرار و راز دار باشد که حضرت چنین خبری راذ در اختیار او قرار دهد.
3. امام عسگری علیه السلام کفن مخصوصی برای او ارسال کرد که در حقیقت نوعی تبرّک شده و مایۀ احترام ویژه ای برای او باشد.
4. وی حضرت قائم(عج) را در دوران کودکی به چشم خود دیده است و تفصیل آن در کتاب ها آمده است.
محمد بن أبی عبدالله کسانی را که حضرت قائم را در دوران کودکی دیده اند نام برده و مرحوم صدوق نام آنها را در «کمال الدین» آورده است و احمد بن اسحاق یکی از آن افراد است.
البته مقامات علمی و تقوایی و خدماتی این شخصیت را در این بزرگداشت، از زبان گویندگان و علاقه مندان خواهید شنید ولی ارادتمند نیز خواست با یک بستۀ نخ در ردیف خریداران یوسف زمان یعنی احمد بن اسحاق باشد و گرنه لازم بود رساله ی گسترده ای دربارۀ ایشان بنگارد.
اینجانب از همین راه دور،به کلیه ی حاضران در این فضای علمی درود فرستاده و موفقیت دست اندرکاران این محفل باشکوه را از خداوند متعال خواهانم.
با تقدیم احترام
جعفر سبحانی
9/12/89
اسماعیل حسینی مقدم
دبیر کنگره بین المللی احمد بن اسحاق رحمة الله علیه و مدیرکل اوقاف استان کرمانشاه
بِسم الله الرَّحمَنِ الرَّحِیم. اَلحَمدُلِلـهِ رَبِّ العَالَمِین وَ صَلَّی الله عَلَی سَیِّدِنَا وَ مَولاَنَا وَ حَبِیبِ قُلوبِنَا اَبَالقَاسِمِ المُصطَفَی مُحَمَّد وَ عَلَی آلِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ المَعصُومِینَ المُکَرَّمِین.
در جوار بارگاه ملکوتی جناب احمد بن اسحاق رحمه الله علیه شاهد این نشست باشکوه با حضور اعزّه علماء و روحانیت بزرگوار و مهمان گرانقدر و بزرگوارمان جناب آقای دکتر رحیمی معاون اول محترم رئیس جمهور که هم مردی پرکار در همۀ ایام هستند و هم از سفر بابرکت به استان لرستان برگشته اند و این محفل نورانی را مورد تفقد قرار دادند، هستیم.
15 ماه تلاش برای برگزاری کنگره احمد بن اسحاق رحمة الله علیه.......
برگزاری این همایش فرصتی مغتنم برای معرفی شخصیتی بزرگ چون جناب احمد بن اسحاق رحمه الله علیه است،شخصیتی که بهترین مدال برای او آن جمله ای است که امام عسگری علیه السلام فرمود:« کُنتُ مَعَنَا فِی عِلییّن» و فرمود:«لَو لاَ کَرامَتُکَ عَلَی الله...» تو نزد پروردگار عالم کرامت داری. برای تجلیل از این مرد بزرگ و الهی و صحابی چهار امام- علیهم السلام- حدود 15 ماه است که ستادی با ریاست نمایند محترم ولی فقیه در استان حضرت آیت الله علما، مساعدت و معاضدت حضرت آیت الله ممدوحی نماینده محترم مردم شریف استان در مجلس خبرگان رهبری، همکاری صمیمانۀ جناب آقای استاندار و همه دستگاه های فرهنگی و اجرایی،سپاه نبیّ اکرم و مجموعه های مختلف تشکیل شده و 2550 نفر ساعت جلسه در قالب ستاد و کمیته های مختلف برگزار و فعالیت های گسترده ای انجام گرفته است.
کمیتۀ محترم علمی با حضور بیش از 15 نفر از علما و فضلای کرمانشاهی و حوزه علمیه قم هر دو هفته یک بار جلساتی تشکیل داده و دست آورد این یکسال و اندی تلاش، حدود 12 اثر مبارک است که دیروز در محضر حضرت آیت الله مقتدایی، حضرت آیت الله گلپایگانی و اعاظم دیگر، از آثار رونمایی شد و ورودی بسیار خوبی برای معرفی شخصیت مهجور جناب احمد بن اسحاق رحمة الله علیه است.
کلنگ طرح جامع حرم مطهر احمد بن اسحاق رحمة الله علیه بر زمین زده شد...
چون فرصت نیست و بناست از حضور افتخار منطقۀ غرب برادر بزرگوارمان جناب آقای دکتر رحیمی که انصافاً به لحاظ
دغدغه خاصی که نسبت به این منطقه و استان داشتند بزرگواری کردند و در این محفل شرکت فرمودند،استفاده کنیم بنده به همین مقدار بسنده می کنم و به نیابت از خودم و همۀ اهالی شریف استان،بزرگان و بزرگواران، نماینده محترم مردم شریف این منطقه در مجلس شورای اسلامی جناب آقای تجری، امام جمعه محترم و فرماندار شهرستان و همه بزرگوارانی که شرف حضور دارند،ضمن عرض خیرمقدم و تشکر و قدردانی از حضور جناب آقای رحیمی، مطلبی را به محضر ایشان عرضه می دارم،الحمد لله امروز کلنگ طرح جامع حرم جناب احمد بن اسحاق رحمه الله علیه به دست مبارک حضرت آیت الله ممدوحی با حضور معاون محترم رئیس جمهور بر زمین زده شد، این طرح بناست در زمینی به مساحت 4 هکتار و زیربنایی به مساحت 13 هزار متر برای آیندۀ این بقعۀ مبارکه اجرا شود و پذیرای زوار عتبات عالیات بوه و محلی برای نشر معارف اسلامی،حوزه علمیه و دانشکده علوم قرآنی و حدیث باشد.عملیات احداث این طرح با همکاری خوب جناب آقای استاندار ان شاء الله در همین سال جاری آغاز خواهد شد و لکن اعتبارات استانی پاسخگوی تکمیل این طرح عظیم نیست، لذا از محضر مبارک برادر بزرگوارمان جناب آقای دکتر رحیمی خواهشمندیم که همین جا عنایت بفرمایند؛ تکمیل این طرح6 میلیارد تومان نیاز دارد و لذا دست خود را به سوی این بزرگوار و دولت فرهنگ دوست جناب آقای دکتر احمدی نژاد که بحمدلله توجه به مسائل فرهنگی را در رأس امور خود قرار داده اند، دراز می کنیم و عنایت لازم را در محضر این اعاظم و بزرگان و بزرگواران از محضر ایشان تمنا داریم.
از حضور سروران عزیز اهل سنت، ائمه محترم جمعه در شهرستان های مختلف استان که شرف حضور دارند، سپاس گزارم،از همکاران خود و همۀ کسانی که در این ستاد تلاش کرده اند نیز صمیمانه تشکر می کنم.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
فرهاد تجری
نماینده مردم شهرستان های سرپل ذهاب،قصرشیرین و گیلانغرب در مجلس شورای اسلامی
بسم الله الرّحمن الرّحیم.
جا دارد از حضور و تشریف فرمایی معاونت اول ریاست جمهوری جناب آقای دکتر رحیمی که مایه افتخار تمام غرب کشوری ها هستند، تقدیر و تشکر نمایم.به محضر علماء و بزرگان خصوصاً حضرت آیت الله علما،حضرت آیت الله ممدوحی،حضرت آیت الله گلپایگانی،حضرت آیت الله فیض و جمیع بزرگانی که در مجلس شرف حضور دارند، خیرمقدم عرض می کنم. از استاندار محترم،مدیران محترم استان،ائمۀ جمعه و روحانیت منطقه،امام جمعه و فرماندار شهرستان که قبول زحمت فرمودند، تقدیر و تشکر می کنم،همچنین از برادر عزیزم جناب آقای حسینی مقدم که بار زحمات کنگره و سایر هماهنگی ها و پیگیری ها بر دوش ایشان بود، تشکر ویژه دارم.
از چهره های ارزشمند استان کرمانشاه و استان های همجوار در حوزۀ علمیۀ قم برادر عزیزمان جناب آقای اشرفی[1]،جناب آقای معصومی و کلیۀ عزیزانی که در این مسیر زحمت کشیدند تقدیر و تشکر می کنم و مقدم روحانیت اهل سنت منطقه جناب ملاقادر قادری،ملا محمد محمدی،ملا رشید ثنایی،ملا هادی رمضانی و سایر عزیزان را گرامی می دارم.
خدا را شاکرم که امروز سرپل ذهاب به عنوان یکی از خادمین اهل بیت علیهم السلام،میزبان یک چنین مجلس ارزشمندی است و بر خود می بالم که افتخار نمایندگی و کوچکی این مردم عزیز، ولایت مدار و ولایی را دارم ، مردمی که در عرصه های مختلف با توسل و تمسک به اهل بیت علیهم السلام و شخصیت های بزرگی همچون احمد بن اسحاق رحمه الله علیه، انسان های صالحی را تحویل جامعه دادند و در مسیر دین و دینداری تلاش کردند. امروز شخصیت های ارزشمندی در همین شهرستان داریم که به وجود آنها به نحو شاید کامل، انسان باید افتخار کند. ان شاء الله با توسل به اهل بیت علیهم السلام و با بهره گیری از این مناسبت ها و این کنگره بتوانیم در رشد کمالات و تبلیغ فرهنگ معنوی و دینی در سطح منطقه کوشا باشیم.
سرپل ذهاب با وجود حرم احمد بن اسحاق رحمة الله علیه به عنوان یک قطب فرهنگی،دینی و ارزشی مطرح است...
شهرستان سرپل ذهاب هم افتخار میزبانی و خادمی اهل بیت علیهم السلام را دارد، هم افتخار خدمت گزاری و ارائه خدمات و ایثارگری های زمان دفاع مقدس را در کارنامه پر افتخار خود ثبت کرده است. وجب به وجب این منطقه عطرآگین و آغشته به خون عزیز شهداست. ان شاء الله بتوانیم با معرفی شخصیت ارزشمندی همچون احمد بن اسحاق رحمة الله علیه ، سرپل ذهاب را به عنوان یک قطب فرهنگی،دینی و ارزشی مطرح کنیم.این امر هم آثار و تبعات معنوی برای خود ما و شهروندان سرپل ذهابی دارد و هم می تواند آثار و برکات معنوی برای کشور در برداشته باشد.
در رابطه با طرح جامع بقعۀ احمد بن اسحاق رحمة الله علیه ، آقای حسینی مقدم توضیحات کامل را بیان کردند، از محضر دکتر رحیمی تقاضای عاجزانه داریم در این حرکت ارزشمندی که در معرفی شخصیت حضرت احمد بن اسحاق رحمه الله علیه به عمل آمده،بتوانند با حمایت های مالی این فضا را توسعه دهند. ان شاء الله بتوانیم به آن اهداف و برنامه هایی که برای این کنگره ترسیم و در نظر گرفته شده و مورد تأیید علما خصوصاً مقام معظم رهبری است، نائل شویم.
مجدداً از همه عزیزانی که در برگزاری باشکوه این مجلس مؤثر بودند خصوصاً آقای حسینی مقدم ،برادر عزیز سردار عظیمی،سرهنگ موحد و همکارانشان تشکر می کنم.
از اینکه اطاله کلام شد، عذرخوانی می کنم. شما را به خدا می سپارم.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
دکتر رحیمی
معاون اول ریاست جمهوری اسلامی ایران
بسم الله الرّحمن الرّحیم. اَلحَمدُللهِ وَ الصَّلاةُ وَ السَّلامُ عَلَی سَیِّدِنَا وَ نَبِیِّنَا وَ حَبِیبِ قُلُوبِنَا وَ طَبِیبِ نُفُوسِنَا اَباالقَاسِم مُحَمَّد وَ عَلَی آلِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِین.
خداوند متعال را سپاس می گویم به خاطر عنایتِ توفیق حضور در این جمع شکوهمند. اگر عنایت او نبود این توفیق به این بندۀ حقیر و فانی، روی نمی کرد، آن هم برای شرکت در یک اجتماع عزیز و ارجمند به مناسبت بزرگداشت حضرت احمد بن اسحاق رحمة الله علیه ، از این جهت خدا را سپاس می گویم.
سپاس دوم از خداوند متعال به خاطر حضور در سرپل ذهاب و دیدار با برادران عزیز و خواهران گرامی این شهرستان و این منطقه{است} برای من همیشه آمدن به این دیار، ارزشمند و گرامی است به سبب زیارتی که اتفاق می افتد، دیدگانم روشن و روشنایی پیدا می کند از زیارت عزیزان این مرزبوم.
احمد بن اسحاق رحمة الله علیه را باید از نقطۀ اتصالش بشناسیم...
ما برای اینکه جناب احمد بن اسحاق رحمة الله علیه را بشناسیم و برای اینکه بدانیم او که بوده است،قطعاً باید او را از نقطۀ اتصالش بشناسیم. امثال احمد بن اسحاق رحمة الله علیه فراوانند،اما چه کسانی می توانند توفیق دیدار چهار امام همام را بیابند.
حضرت احمد بن اسحاق رحمة الله علیه از این حیث ارجمند است، که موفق به دیدار حضرت امام هادی علیه السلام، حضرت امام حسن عسگری و در بهترین حالت موفق به دیدار کودکی سه ساله می شود که نور دیدار او، جناب احمد بن اسحاق رحمة الله علیه را به آسمان ها و کلّ کائنات وصل می کند.
اولین خلق خداوند کیست؟
برای اینکه شأن و عظمت احمد بن اسحاق رحمه الله علیه را دریابیم، باید برگردیم به فلسفۀ خلقت و اولین خلق خداوند متعال.وجود ذات مقدس باری تعالی ازلی و ابدی است؛ یعنی از ابتدا بوده و تا آخر خواهد بود.برای او اول و آخری مطرح نیست، هم اول است هم آخر و از ابتدا هیچ مخلوقی نبوده، جز خودِ ذات مقدّس حضرت باری تعالی که در یک زمان معین دست به خلقت زده است. حالا سئوال این است که اولین خلق کیست؟ و چیست؟ خداوند آن روزی که دست به خلقت زد، چه چیزی را آفرید؟ حتماً اولین خلق خداوند و اولین صادر از سوی باری تعالی، کاملاً موجود است یا موجود کاملی است که سرمنشأ همۀ موجودات عالم و هستی است.
یک دانشمند مسیحی جملۀ زیبایی را بنا به ادبیات خودش می گوید او می گوید: «خداوند برای اینکه زیبایی های خودش را ببیند، موجودی را خلق کرد و خودش به خودش تبریک گفت» قطعاً خداوند متعال اول نیامده زمین را بیافریند،یا جسم و روح و عقل را و یا حسی از همه احساسات را؛یعنی دست به یک خلق کوچک نزده، دست به یک خلق بزرگ زده که او منشأ همۀ مخلوقات است یا همه مخلوقات به خاطر اوخلق شده اند، یا اینکه همۀ مخلوق جهیزیۀ وجود ذی وجود خلق اول است؛یا همه کائنات را برای او ساخته وجودی است کامل. از جهت علمی هم امروز اصطلاح «بیگ بانگ» را به کار می برند و می گویند: که قبل از اینکه خداوند دست به خلقت کائنات بزند،یک نقطه بیشتر نبوده، همۀ عالم از آن نقطه است که رشد فزاینده ای داشته و تمام کهکشان ها و عالم هستی را در برگرفته ، دانشمندان، کرات و کهکشان های متعددی را شناسایی کردند که می گویند اگر بخواهید خورشیدهای موجود در کائنات و کهکشان های متعدد را بشمارید و برای هر کدام فقط یک ثانیه وقت بگذارید، میلیاردها سال باید بنشینید و بشمارید! آنقدر گسترده است تازه آنها که شناسایی شده، بنابراین این نقطۀ آغاز هستی تمام مشخصات یک موجود کامل را در او هست. در انسان هم همین طور است، محصول ازدواج دو جوان دو زن و مرد ابتدا یک وجودی است که به دیده عادی دیده نمی شود ، با میکروسکوپ باید او را شناخت و دید او می آید نشو و نمو پیدا می کند در رحم مادر و وجود بی عیب و نقصی از او به دنیا می آید. حال در ابتدای هستی هم این نقطۀ آغازین، نقطه ای است کامل و بی عیب و نقص که یک انسانی کامل است که در قرآن گفته می شود که این انسان کامل نام آسمانی اش حضرت احمد است.
یک بحث عادی وجود دارد بین علما و دانشمندان بزرگ که در کتابی به نام «محمّد تصویر جمال خدا» جمع آوری شده شخصی به نام آقای حسین بدرالدین{است} آن را جمع آوری کرده -1200،1300 صفحه است- تمام این کتاب تلاشش این است که اثبات کند،اولین خلق کیست؟ و چیست؟ و می گوید: اگر خداوند اول بار دست به خلق روح زد یا جان یا جسم یا عقل و هرچه آن نقطۀ نورانی آغازی، وجود مقدس حضرت خاتم النبیین است،بحث مفصلی است که من از آن عبور می کنم.
چه کسی باید مدیریت جهانی را به عهده گیرد....
الان در این عصر که بحث دهکده جهانی است و بحث مدیریت جهانی در او مطرح است و بعضی از نویسندگان نوشته اند: الان اگر فردی متولد شود دیگر نمی گویند که او به دنیا آمد،می گویند او در یک روستایی متولد شد و جهان را به یک روستا تشبیه کرده اند . به خاطر علل و عوامل متعدد، مرزها یکی پس از دیگری در هم نوردیده می شود، انسان ها نزدیک هم قرار می گیرند،آن موقع که حضرت احمد بن اسحاق رحمة الله علیه باید پیاده راه بیفتد و در کنار کاروانی سوار بر شتر، ماه ها راه طی می کرد تا به محضر امام علیه السلام برسد، الان در یکی دو ساعت این اتفاق می افتد. بشر در کنار هم قرار گرفته، ارتباطات بسیار گسترده شده و تحولی که در فناوری اطلاعات رخ داده عرض چند ثانیه خبر این سوی جهان را به آن سوی جهان،این نیمکره را به آن نیمکره ارسال می کند.الان مدیریت جهانی مطرح است. چه کسی باید مدیریت جهانی را به عهده گیرد؟ چه کسی شایستۀ این مدیریت است؟کدام مکتب،کدام مذهب،کدام دین،کدام راه ، کدام آئین؟ هیچ دینی مانند دین مقدس اسلام و هیچ پیامبری به مانند نبی مکرم اسلام صلّی الله علیه و آله. هر نبی ای به اندازۀ نبوت خودش کامل و تمام عیار بوده و نبی مکرم اسلام صلّی الله علیه و آله، انسان کاملی که جریان آسمان ها و زمین و کل کائنات را به هم وصل کرده، نقطۀ اتصال و حلقۀ وصل است.قرآن کتاب آسمانی مسلمان ها از روزی که نازل شده تا به امروز و از امروز تا ابدیت،پیوسته در جریان است، این جریان قطع نمی شود برای اینکه کتاب، کتاب زندگی است؛ کتاب،کتاب کل جهان است، به مانند جریان برق از کارخانه که این جریان دارد با یک کلید،قطع و وصل می شود. علت وصل وجود نازنین پیامبر اعظم اسلام صلّی الله علیه و آله است، از ابتدای خلقت این جریان ادامه داشته تا امروز و باید ادامه داشته باشد تا جهان ادامه پیدا کند و دوام و استقرار پیدا کند. اگر این جریان قطع شود، نور قطع خواهد شد. پس از وجود مقدس حضرت نبی مکرم، ائمۀ معصومین علیهم السلام یکی پس از دیگری این جریان را در کل هستی و جهان هدایت می کنند، اگر آنها نباشند، این جریان قطع می شود. آیا می شود خداوند انسان را که اشرف مخلوقات است خلق کند و الان 7 ،8 میلیارد از آنها را روی کرۀ خاکی بدون هدایت و مدیریت بگذارد؟! محال است و از قاعدۀ لطف خدا بعید و دور است. خداوند بندگان خود را رها نمی کند،که عزیزترین مخلوق اویند. پیامبران یکی پس از دیگری برای هدایت بشر آمده اند،نبوت در حضرت نبی مکرم اسلام صلّی الله علیه و آله به انتها رسیده اما ولایت ادامه دارد؛ این نورِ یکپارچه ادامه دارد؛ خداوند لطف خود را قطع نمی کند؛ آن انسان کامل و وجود کامل در هستی است.
خداوند به وسیلۀ امام علیه السلام هدایتش را جاری می کند...
حالا جناب احمد بن اسحاق رحمة الله علیه کسی است که آخرین حلقۀ این نور را دیده و با او صحبت کرده - با آن کودک سه ساله- کودک سه ساله از نظر جسمی است، زیرا انسان کامل در اولین نقطه کامل است،از لحظۀ خلق کامل است تا آخر، همۀ مشخصاتی که الان در کل هستی است، در آن نقطۀ آغازین خلقت که خارجی ها به آن می گویند: «بیگ بانگ» در او نهفته است، مثل تمام مشخصاتی که در یک کودکِ متولد شده از پدر و مادر هست و همۀ آن مشخصات را از پدر و مادر خود به ارث می برد و به دیگری انتقال می دهد. بشر همین طور زندگیش ادامه داشته و خواهد داشت؛بنابراین وقتی حضرت عیسی علیه السلام در آغوش مادر زبان به صحبت می گشاید،چیز مهمی نیست زیرا انسان کامل است، کودکی اش مانند50 سالگی و یا 33 سال هدایتش است، فرقی ندارد ابتدا و انتهایش یکی است، علم همۀ این را قبول دارد و به اثبات رسانده است. حالا این انسان کامل؛ امام مهدی علیه السلام کجاست؟ غایب است، اگر غایب نبود چه می شد؟ او را می کشتند! {اگر} این انسان کامل را بکشند، آن جریان برق و نوری که از آسمان به زمین و کائنات می آید و ادامه دارد و ساطع می شود، قطع می شود.خداوند باید این را نگه دارد، الان کجاست؟در پس پردۀ است،آفتابی است در آن سوی ابر. آیا این جهان را مدیریت می کند یا نه؟ بله، حتماً مدیریت می کند. خداوند مگر قطع کرده که امام قطع کند. حلقه وصل، امام است و خداوند به وسیلۀ این حلقۀ وصل هدایتش را جاری می کند. حالا در پس پرده است در آن سوی ابر است، ما از آن متمتّع می شویم یا نه؟ پیامبر عظیم الشأن سوگند خورده است که ما متمتّع می شویم، اما هدایت در پشت پرده با هدایت در صحنه انصافاً متفاوت است.
چرا {امام}در غیبت است؟ برای اینکه جامعه باید آماده باشد، شما چند روستا را جمع می کنید تبدیل به یک بخش می کنید،یکی از این روستاها را می گذارید مرکز بخش،یک بخشدار برآن برمی گزینید، تا این اتفاق نیفتد بخشداری بر او نمی گزینید، تا شهری نباشد برای او شهرداری انتخاب نمی کنید، تا شهرستان نباشد بر او فرمانداری نمی گزینید، تا استانی از مجموعه چند شهرستان نباشد استانداری{ وجود نخواهد داشت}، اول باید بخش درست شود،شهر و به همین ترتیب بخشدار، شهردار،فرماندار و استاندار منصوب می کنید،اگر نباشد انتصاب مفهومی ندارد. جامعۀ امام هنوز آمده نیست برای آمدنش ولی دارد آماده می شود، جامعه ای که امام را نفهمد و درک نکند آماده نیست،مخصوصاً ملت ما ،مسلمان ها همه حسی اند، یک چیزی را باید ببینند، ولی الان با آثار، علماء و دانشمندان ما دارند مأنوس می شوند، که درک کنند در پس پرده کی هست،نیازی هم به حس نیست، آثار کار او را می بینند. ما خداوند را نمی بینیم ولی اثر خداوند و آیات خداوند را می بینیم، بشر آیات خداوند است،زمین و زمان و خورشید همه آثار خداوند است،اما باید رو کنیم به آفتاب تا ببینیم. زمین پیوسته در حال حرکت است،این زمین است که پشت به خورشید می کند، خورشید که نورافشانی دارد می کند، این زمین است که پشت به خورشید می کند و نور به او نمی رسد یک قسمتی از آن در تاریکی قرار می گیرد، به محض اینکه مقابل آفتاب قرار می گیرد از نور او بهره مند می شود.
عزّت احمد بن اسحاق رحمه الله علیه به این است که به حضور امام علیه السلام مشرّف شده...
جامعۀ ما رو به خورشید کرده،روشنایی را دارد از خورشید می گیرد،اتفاقاتی که می افتد،پیوند و اتحادی که رخ می دهد،بزرگداشت فرد معمولی و عادی که به زیارت امام موفق شده و مورد اعتماد امام است، برادران شیعه و سنی علمای شیعه و سنی در کنار هم نشستند که او را بزرگ بدارند. عزت حضرت احمد بن اسحاق رحمه الله علیه به این است که به حضور امام علیه السلام مشرف شده است. وقتی حاجیان ما از مکه برمی گردند برای دیدار و زیارت آنها می رویم، فرق نمی کند،شیعه و سنی به دیدار او می شتابند، چون از طواف کعبه و زیارت مرقد خضرای حضرت نبی مکرم صلی الله علیه و آله آمده، می روند او را زیارت می کنند،چون دیداری شکل گرفته می روند برای دیدارش. همه جمع شدیم، بزرگداشت حضرت احمد بن اسحاق رحمة الله علیه را مطرح کنیم، به خاطر اینکه به محضر امام علیه السلام رسیده؛ از حلقۀ فیض کمالی رسیده است. تا امام را نشناسیم، جناب احمد بن اسحاق رحمة الله علیه و ارزش و منزلتش پدیدار نمی شود، وقتی آشکار است که امام را بشناسیم.امام جامعه آماده نبوده، نمی توانسته بیاید، یک کنگره ای درست شده،دعوتی شکل گرفته و یک سال کار کردند مقدمات را فراهم کردند،جمعی کنار هم نشستند، عده ای سخن گفتند،عده ای پیام فرستادند و یک اجتماع بامعنویتی شکل گرفته برای شناخت یک عنصر و یک موجود و یک وجود عزیز و شایسته، مقدماتش فراهم شده،همه چیز آماده است. اگر جامعه آماده شد، او خواهد آمد و اگر او آمد،احمد بن اسحاق ها خواهند آمد و جامعه را شکوفا خواهند کرد، عدالت را مستقر خواهند کرد.
جامعه در حال آماده شدن برای حاکم منصوبِ مقتدری است که مردم انتخاب کنند...
از صبر و تحمل یک حوزه پس از سالیان سال مرحوم آیت الله علامه خارج می شود،صبر و حوصلۀ یک مردم و یک جمعیت نیز معمر قزافی می شود! محصول ها را نگاه کنید.آیا جامعه 10 سال قبل آماده بود؟ نبود! الان آماده شده و مردم قیام کردند، که یک دیوانه را از حکومت ساقط کنند. در چنین جامعه ای امام می توانست بیاید؟ هرگز! آماده نیست،خودِ فرد هست، جامعه نیست. حاکمان مستبد دو سال قبل می شد درباره شان حرف زد؟ نمی شد حرف زد! الان می شود، پس آن جامعه آماده می شود، برای آن حاکم منصوبِ مقتدرکه مردم انتخاب کنند. معلوم است،روند کمال را طی می کند، می خواهد به تعالی برسد،وقتی رسید مهیاست برای یک کار بزرگ تر. در جامعۀ ایرانِ ما،35 سال قبل 33 سال قبل می شد چنین کنگره ای را برگزار کرد؛ می شد علما و روحانیون شیعه و سنی دست در دست هم برای احترام به یک شخصیت مسلمان و یک عالم،و یک فقیه و یک محدث کنار هم بنشینند؟ نمی شد! جامعه آماده است، این کنگره، 35 سال قبل کلیدش زده شده، امروز با هم نشستیم،آمادگی می خواهد،شناخت می خواهد،باید بشناسیم تا بپذیریم.حال دنیا می خواهد حاکم پیدا کند زیر بار «اوباما» می رود؟زیر بار «بوش» می رود؟اصلاً اینها را آدم می داند دنیا؟ حاشا و کلاّ! اینها را نمی پذیرد،بشر به دنبال معنویت است، انسان های بامعنویت را این انسان ها خم می شوند، دستش را می بوسند و بر دیگران لعنت نثار می کنند، آنها را آدم حساب نمی کنند، در قالب و هیبت آدم هستند، ولی جانوران و درندگانی بیش نیستند.
هدفمند سازی یارانه ها نمونه ای از الگوی حکومت دینی برای مدیریت...
جمهوری اسلامی امروز به لطف خداوند یک دموکراسی را برقرار کرده که در دنیا نظیر ندارد، اینهایی که به پا خاسته اند می گویند: چیزی مثل ایران می خواهیم. حالا خواهند گفت که حکومت دینی می تواند از خودش می تواند الگو ارائه دهد. بنده به چند تا از آنها اشاره می کنم که تمام غرب و شرق بدانند، بله همین حکومت دینی الگوهای مناسب برای مدیریت دارد.اتفاقی که الان افتاده و دارید می بینید، چون دارید حس می کنید من عرض می کنم، اقتصاد ما در ده سال آینده منهدم و مضمحل بود،با اجرای قانون هدفمندسازی یارانه ها رونق گرفته است،{با} آتش زدن به حامل های انرژی مواد سوختی به پایان رسیده،صرف جویی ها آغاز شده، ساخت و سازها آغاز شده، بودجۀ عمرانی یک دفعه از 20 هزار میلیارد تومان به 47 میلیارد تومان رسیده، که بشود خیابان ها و جاده و کاری که امروز جناب آقای ممدوحی کلنگ زدند،گسترش کار فرهنگی - عمرانی و آسایش برای مردم سرپل ذهاب {است و برای} دیگر مناطق ایران نیز طرح هایی داریم. بحث بعدی مان ریشه کن کردن فقر است، کدام کشوری توانسته چنین ادعایی بکند.چه جوری می خواهیم ریشۀ فقر را بکَنیم؟ ما 200-300 {هزار} تومان به حساب یک خانوار متوسط می ریزیم، از جهت اجرای قانون هدفمندسازی یارانه ها می خواهیم 5/1 میلیون تومان اعتبار هم برایش قائل شویم،که با این، یک وام 5/1 میلیونی در طول سال بگیرد و به بانک وکالت دهد کم کم به جای قسطِ آن 5/1 {میلیون تومان}، از این حساب برداشت بکند، او با تلفن بگوید: آقای صاحب کارخانۀ فلان، این یخچال را به این آدرس بفرست خانه من با 3 درصد تخفیف و به طور قسطی پولش را هم از بانک بگیر؛یعنی کسی که 200 هزار تومان برای او به حساب خانوار هست،دولت اجازۀ بهره مندی از 5/1 میلیون وام ارزان قیمت بدون ربا به او می دهد، قدرت خریدش را می رساند به 2 میلیون تومان این دیگر فقیر است؟! قبلاً همین شخص در طول سال حدود 10- 12 تا 30- 40 هزار تومان از کمیته امداد می گرفت،دیگر بهزیستی می ماند؟ دیگر کمیته امداد باید برود کار دیگری بکند، ریشۀ فقر کنده می شود.
30 درصد از مردم کشور 70 درصد از منابع را می خوردند که یکی از آنها توی شما نیست، شما جزء همان 70 درصدی هستید که آن 30 درصد حق شما را می خوردند. دولت اینها را قطع کرده،گفته زیاد می خواهید مصرف کنید،زیاد پول بدهید! چون قبلاً از جیب شما در می آوردیم این پول ها را می دادیم. کسی که برق مصرف می کند،کیلوواتی 80 تومان برای دولت تمام می شود ما قبلاً 16 تومان و 5 هزار از او می گرفتیم و بقیه را از جیب شما یارانه به او می دادیم، الان این را قطع کردیم گفتیم: دیگر{ یارانه ای} به تو نمی دهیم یا کم مصرف کن یا اگر زیاد مصرف کردی پولش را بده. دیگر از جیب شما در نمی آوریم، این پولی که به حساب شما ریخته می شود- پولی را که چاپ نکرده ایم- پولی بوده که قبلاً می دادیم به ثروتمندان پرمصرف، الان به آنها نمی دهیم، بر می گردانیم به خود شما. 5/1 میلیون تومان هم می خواهیم وام برایتان ترتیب دهیم - البته فردا یقۀ من را نگیرید داریم طراحی می کنیم که این اتفاق بیفتد- کارت هایی صادر می شود، شما برگی به بانک می دهید که به بانک می گویید: شما اجازه داری {از} 200 {هزار} تومان موجودی من در حساب، قسط هایی که جنس گرفته ام از این کارخانه ماهی 30-40 هزار تومان یا 50 هزار تومان به حسابش بریزی. بانک ها را می خواهیم اصلاح کنیم،ربا را می خواهیم ریشه کن کنیم، این مدیریت اسلامی است، می خواهیم 5/2 میلیون شغل ایجاد کنیم،بیکاری را به حداقل ممکن برسانیم تا پدران و مادران آسوده باشند؛ هر پدر و مادری می رسد برای بچه اش در نزد ما می ریزد می گوید: یک پسر دارم مهندس کشاورزی است،یک دختر دارم فوق لیسانس حقوق است، هر دو بیکارند، باید برای اینها کار درست کنیم و داریم درست می کنیم از کجا؟ صندوق توسعۀ ملی، پول هایی که در فروش نفت یک قسمتش برمی گردد به این صندوق ،مجوزی است که مجلس شورای اسلامی به دولت داده است، همین الان 12 هزار میلیارد تومان پول یا 12 میلیارد دلار در او پول هست. به سال آینده هم چیزی نمانده، دو سه هفته دیگر می رسیم به سال جدید پول های سال جدید هم می آیند،اشتغال ایجاد می کنیم، کار عمرانی ایجاد می کنیم،کارخانه راه می اندازیم،کشاورزی را رونق می دهیم،آبیاری را تحت فشار قرار می دهیم که با آب کم، محصول بیشتر به دست بیاید و داریم در قسمت های مختلف داریم مدیریت می کنیم که به جهانیان بگوییم حکومت دینی هم می تواند مدیریت کند.
حالا ما فکر می کنیم آن فردی که می آید و دنیا را پر از عدل و داد می کند، می آید احکام ما را درست می کند و می گوید: چه جوری نماز بخوانید، چه جوری طواف کنید؟!یک نامه ای بنویسد به آیت الله علما بگوید به مردم کرمانشاه بگویید وقتی مردم می روند زیارت اینجوری بروند! این نیست او برجسته ترین ریاضی دان است،برجسته ترین شیمی دان است،او عالمی است بی نظیر که متصل به همۀ علوم زمینی و آسمانی است، او همۀ دانش و بینش خداوند را دارد، او عین خداوند است با یک تفاوت؛ این ممکن الوجود است، خلق شده او خالق است این مخلوق. واجب الوجود،ممکن الوجود، او صانع است این مصنوع،او قادر است این مقدور،او عالم است این معلوم. همه را به حلقۀ وصل انتقال دادند، تا این فیض از آسمان بر بشریت جاری شود. حال ببینید در حکومت او چه اتفاقی می افتد، ابزارش بهترین ابزار،علمش علم خدا، دانشش دانش خداست. ببینید بشریت چقدر رشد پیدا می کند و به کمال می رسد، زندگی چقدر شیرین و آسان می شود. آیا چنین ترسیمی از اسلام در دنیا مشتری اش کم خواهد بود؟قطعاً گروه گروه، دسته دسته و فوج فوج بر این اندیشه خواهند آمد. آن موقع در چنین شرایطی است که ما منزلت احمد بن اسحاق ها را خواهیم فهمید. احمد بن اسحاق هم الان زیاد داریم- آن جهان و این جهان- که دنبال کمال هستند،دنبال جنبه های شریف انسانی هستد،دنبال خدمت و نوکری مردم هستند،زیرا آنها می دانند که احمد بن اسحاق رحمه الله علیه با امامی ملاقات کرده که بزرگترین خادم کائنات است، ما خادمی بزرگتر از امام مهدی علیه السلام در عرصۀ کائنات نداریم،پس باید مثل او خدمت کنیم به او تأسی کنیم تا او بیاید، جامعه اش آماده شود، شهرش آماده شود، اگر شهردار می خواهیم شهر را آماده کنیم تا او بیاید،شهر را آباد کند،شهر را به کمال برساند، دانشگاه هایش را بزند،جوان هایش را به اوج علم برساند، دست به اختراعات متعدد بزند، بشریت را زندگیش را آسایشی که می خواهد فراهم بکند،من عرضم را تمام می کنم...
خلاصه عرضم: ما اگر بخواهیم بدانیم احمد بن اسحاق رحمة الله علیه کیست باید بدانیم به چه کسی متصل بوده، از طرف کی مورد احترام واقع شده و امام حسن عسگری علیه السلام چرا اینقدر احمد بن اسحاق رحمة الله علیه را مورد مهر و محبت قرار داده، برای اینکه این انسان، انسان خودساخته ای بوده، رفته کامل خود را کامل پیدا کرده که از او تأسی کند،رفته به الگوی متصل شده، آن نور ابدی نور یکپارچه ای که از ابتدای خلقت نور افشانی می کند تا انتها.
از اطالۀ کلام عذرخواهی می کنم. از محضر همۀ دانشمندان و بزرگان،روحانیت محترم اهل تشیع و تسنن،خواهران و برادران عزیز،همشهریان گرانقدر پوزش می طلبم و همۀ شما عزیزان را به خداوند بزرگ می سپارم/.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
حجت الاسلام و المسلمین علی محمدی سیرت
نماینده ولی فقیه و سرپرست سازمان اوقاف و مورخیریه کشور
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحِیم. اَلحَمدُللهِ رَبِّ العَالَمِین وَ الصَّلَوةُ وَ السَّلاَمُ عَلَی سَیِّدِنَا وَ نَبِیِّنَا مُحمَّد وَ عَلَی آلِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ المَعصُومِین وَ لَعنَةُ الله عَلَی أعدَائِهم أجمَعِین.
خدا را سپاس گزارم که توفیق داد، تا در جمع شما برادران و خواهرانی که برای بزرگداشت یکی از اولیای الهی، از ارادتمندان به اهل بیت علیهم السلام، حضرت احمد بن اسحاق اشعری قمی رحمه الله علیه زحمت کشیده اید و گردهم آمدید،حضور پیدا کنم.
البته مجلس طولانی شده، فرصت و اقتضاء صحبت طولانی نیست، به همین جهت سعی می کنم خیلی خلاصه و کوتاه چند جمله ای خدمت شما عرض کنم.
اول تشکر می کنم از همۀ عزیزانی که زحمت کشیدند و این کنگره را دایر کردند و از مقام شامخ حضرت احمد بن اسحاق رحمه الله علیه تجلیل کردند به خصوص سرور عزیزم حضرت آیت الله علماء نماینده محترم ولی فقیه در استان کرمانشاه و امام جمعه محترم تشکر می کنم که مدیریت و هدایت این برنامه را به عهده گرفتند، و همچنین از سروران عزیزم که برای انجام این کار زحمت کشیدند، دوستان و رفقای عزیز که عضویت هیئت علمی این کنگره را متقبل شدند و کار علمی این کنگره را به عهده گرفتند و جلسات متعدد در قم در کرمانشاه دایر کردند که آثار جناب احمد بن اسحاق رحمة الله علیه جمع آوری شود و زندگانی او احادیثی که از ائمه علیهم السلام، آن بزرگوار نقل کرده جمع آوری کردند و به عنوان یک مُسند که یک اثر ارزشمندی شد که در اختیار همگان و محبین اهل بیت علیهم السلام قرار گرفت و همچنین از همکار عزیزمان جناب حاج آقای حسینی مقدم مدیر محترم اوقاف استان کرمانشاه تشکر می کنم که این پیشنهاد را دادند و زحمت کشیدند و این کار را به اینجا رساندند.
مجموع این اقدامات و فعالیت ها اجابت فرمان و تدبیر مقام معظم رهبری بود که فرمودند:«بقاع متبرکه در سطح کشور باید به قطب فرهنگی کشور تبدیل شود» امیدواریم بقعۀ جناب احمد بن اسحاق رحمة الله علیه مرکز تبلیغ دین اسلام،قرآن و اهل بیت علیهم السلام باشد.لازم می دانم از علمای اهل سنت که در این منطقه به اسلام، به قرآن به نظام اسلامی وفادارند و خدمت می کنند، تقدیر و تشکر کنم.
رمز و راز محبوبیت احمد بن اسحاق رحمه الله علیه تبعیت از ولایت و امام زمان خویش است...
رمز و راز محبوبیت احمد بن اسحاق رحمة الله علیه چیست که بعد از قریب به 1250 یا 1300 سال- حدود 13 قرن- که از رحلت او می گذرد،از او تجلیل می شود،رمزش چیست؟ آیا فقط به خاطر نقل حدیث است، به خاطر همزمان بودن با ائمه علیهم السلام است،آیا به جهت درک ائمه علیهم السلام است که معروف است ایشان به محضر چهار امام معصوم رسیده و درک کرده،آیا رمز محبوبیت ایشان فقط این است؟رمز محبوبیت و عظمت جناب احمد بن اسحاق اشعری قمی رحمه الله علیه در چیست؟ آنکه بنده فهمیدم در یک جمله است، رمز و راز محبوبیت و عظمت و جلالت و منزلت او، تبعیت از ولایت و امام زمان خویش است. خیلی ها در تاریخ اسلام پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه علیهم السلام را درک کردند،مصاحبت اینها را داشتند، محضر این عزیزان بودند، اما در تاریخ از آنها به بدی یاد می شود و کسی از آنها تجلیل نمی کند. بعضی از اصحاب پیامبر، حضرت خاتم الانبیا محمد مصطفی صلی الله علیه و آله را درک کردند، اما در تاریخ اسلام شخصیت خوبی ندارند، وجهۀ خوبی ندارند،کسانی هم ائمه علیهم السلام را درک کردند، اما در تاریخ اسلام سابقه و وجهۀ خوبی ندارند چرا؟ چون از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و ائمه علیهم السلام اطاعت و تبعیت نکردند. کسانی هم پیامبر و ائمه علیهم السلام را درک نکردند، اما در تاریخ اسلام از آنها به خوبی یاد می شود و به عنوان شخصیت های محبوبِ تاریخ اسلام از آنها ذکر نام می شود؛ اویس قرنی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را به حسب ظاهر ندید، اما این شخصیت بزرگوار در نزد پیامبرصلی الله علیه و آله و ائمه علیهم السلام شخصیت محبوب و مقبولی بود.آمد به مدینه با اذنی که از مادرش گرفته بود برای زیارت حضرت پیامبر صلی الله علیه وآله ، آن زمان که وارد مدینه شد، حضرت پیامبر در مدینه حضور نداشت.فرمود:«از قول من به رسول خدا سلام برسانید، مادرم بیش از این به من اجازه نداده»رفت رسول خدا صلی الله علیه و آله که تشریف آورد فرمود:«بوی اویس قرن به مشامم می رسد» گفتند:«بله آمد خدمت شما برای عرض سلام و عرض ارادت، شما تشریف نداشتید،چون اجازه نداشت ابلاغ سلام و خداحافظی» الان هم در تاریخ اسلام در نزد پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه علیهم السلام از او به جلالت و عظمت یاد می شود به خاطر اطاعت و تبعیت از رسول خدا، حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله را به حسب ظاهر زیارت نکرد، اما عملاً تابع او بود، پیامبر در حق او دعا می کند و به جلالت و عظمت از او یاد می کند.عموی پیامبر، پیامبر صلی الله علیه و آله را می بیند، زیارت می کند اما مورد لعن و نفرین خدا و رسول خدا قرار می گیرد:«تَبَّت یَدا اَبِی لَهَبٍ وَ تَبَّ»[2] پس ملاک آن، اطاعت و تبعیت است نه صرفاً زیارت و مصاحبت. زمان ائمه علیهم السلام هم خیلی ها امام زمانشان را به حسب ظاهر دیدند و زیارت کردند، اما امام زمانشان را درک نکردند،تبعیت نکردند،ابن ملجم امام زمانش را دید - امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام- اما شد قاتل امام زمانش! شمر امام زمانش را دید،اما شد قاتل امام زمانش، احمد بن اسحاق رحمة الله علیه امام زمانش را دید، اما از او تبعیت کرد، می بینیم هر امامی از او به جلالت و عظمت یاد کرده است و بعد از 13-14 قرن کسانی که احمد بن اسحاق رحمة الله علیه را ندیدند، اما به خاطر احترام و تکریم ائمه علیهم السلام از او، کنگره ای،جلسۀ با شکوه برای تجلیل از مقام شامخ این بزرگوار تشکیل می دهند و از او تجلیل می کنند چرا؟ به خاطر اطاعت و تبعیت از امام زمانش و این درسی است برای همه.
در هر تاریخی،در هر عصر و زمانی هر قوم و ملتی از امام و رهبرشان اطاعت کردند، مورد تجلیل نسل آینده قرار گرفتند مانند ابی ذر، سلمان و اصحاب ائمه علیهم السلام تا کنون.بیاییم زمان خودمان؛ شهدای عزیز انقلاب اسلامی، شهدای دوران دفاع مقدس، راه پیامبرصلی الله علیه و آله و ائمه علیهم السلام را طی کردند و به مقام عظمی و فیض عظیم شهادت نائل شدند، در تاریخ، نام و یاد آنها به عظمت و بزرگی ثبت و ضبط شد مانند شهید کشوری،شهید شیرودی و سایر شهدا که در این منطقه غریبانه و مظلومانه از اسلام و قرآن دفاع کردند و به مقام شهادت رسیدند و مورد احترام امام و مقام معظم رهبری و مورد احترام این ملت و نسل آیندۀ اسلام قرار گرفتند؛ اینها به حسب ظاهر امام معصوم را،حجت خدا را زیارت نکردند، اما آن راه را انتخاب کردند و آن راه را طی کردند.هر کسی بیاید این منطقه از شهید کشوری تجلیل می کند، از شهید شیرودی به عظمت و جلالت یاد می کنند،چرا که راه پیامبر و ائمه را، راه قرآن را انتخاب کرد و در آن راه هم به شهادت رسید
تنها راه نجات مسلمانان اسلام، قرآن و راه اهل بیت علیهم السلام است...
آثار ایثار و فداکاری و خون پاک شهیدان در دنیا و در جهان اسلام دارد خودش را نشان می دهد؛در مصر در لیبی در تونس، ملت مسلمان و جوانان مصر، لیبی،تونس و سایر کشورهای اسلامی برای دفاع از اسلام،برای دفاع از آن شخصیت خودشان علیه ظالمین و ستمگرانی که بر کشورهای اسلامی حاکم اند،قیام کردند. این راه، این اقدامی که ملت مسلمان ایران و امام رحمة الله علیه داشت،دارد الگو می شود برای جهان اسلام برای جوانان مسلمان. با شعار اسلام آمدند برای مبارزه علیه استکبار و ظالمین، با شعار تکبیر،با نماز جمعه و جماعت، اینها الگویی است که از انقلاب اسلامی از امام و شهیدان یاد گرفتند،امام و شهیدان از ائمه علیهم السلام، از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از قرآن کریم این راه را یاد گرفتند و در این راه به این شکل عمل کردند،پس نتیجه می گیریم رمز محبوبیت همۀ کسانی که در تاریخ اسلام نام و یادشان به خوبی ثبت شده است،تبعیت از پیامبر صلی الله علیه و آله،اهل بیت علیهم السلام و قرآن کریم {است} و این جهتش معلوم است،پیامبرصلی الله علیه و آله فرمود:« در بین شما دو امانت گرانبها، بی نظیر قرار دادم «کِتَابَ الله وَ عِترَتِی مَا إن تَمَسَّکتُم بِهِمَا فَلَن تَضِلُّوا أبداً»؛[3] مادامی که به این دو امانت تمسّک بجویید- قرآن و عترت را الگوی خود قرار دهید- هرگز گمراه نخواهید شد» مسلمانان عالم،مردم مظلوم و مسلمان مصر،تونس،لیبی و سایر کشورهای اسلامی خصوصاً جوانان فهمیدند، تنها راه نجات آنها اسلام و قرآن است، نه اقدامات و زد و بندهای سیاسی،نه وابستگی به آمریکا و رژیم صهیونیستی و دولت های سیاسی، به این موضوع پی بردند و نشان آنها شعارهایشان است،نشان آنها اقداماتشان است که در شعار و سخنانشان نام و یاد خدا،الله اکبر و لا اله الا الله است در اقداماتشان نماز و توجه به خداوند متعال {است} و فهمیدند غیر از این راه، راه ذلت و خواری است که مهره های استعمارگران و دشمنان اسلام موجب ذلت و خواری آنها شده اند،و بخواهند خودشان را از این ذلت و تحقیر و خواری نجات دهند، راه اسلام است، راه قرآن است، راه اهل بیت علیهم السلام است که می توانند آن حقارت و تحقیر گذشته را جبران کنند. امیدواریم خدا به ما توفیق دهد، قدر این نعمت الهی را بدانیم، نعمت قرآن،نعمت اهل بیت و نعمت اسلام را و شاکریم نعمت الهی را که الحمدلله ملت مسلمان ایران حقیقتاً قدر این نعمت را دانستند و در مقاطع حساس وفاداری شان را به اسلام ،به قرآن ، به اهل بیت علیهم السلام،به امام و شهیدان به امامت ورهبری نشان دادند و راه موفقیت ما همین است.
امیدواریم که این بقعۀ مبارک احمد بن اسحاق رحمه الله علیه محور تبلیغ دین و قرآن و معارف اسلام و اهل بیت علیهم السلام شود به همت مدیران و مسئولان، البته صحبت هم شده با بعضی از این مسئولان ذی ربط که به این موضوع توجه کنند و آنها هم قول مساعد دادند،اقداماتی هم انجام دادند، اما مهم تر از آن، اقدام مدیران منطقه ای و محلی و مسئولین است که به این موضوع توجه داشته باشند که توجه هم دارند،بحمدلله که این جلسه هم حاکی از این توجه و اهمیت به این موضوع است که ان شاء الله این بقعه، قطب فرهنگی شود و مرکز تبلیغ احکام اسلام و معارف اسلام،قرآن و اهل بیت علیهم السلام شود.ان شاء الله همۀ کسانی که در این منطقه زندگی می کنند،کسانی که به این منطقه رفت و آمد می کنند به خصوص زائران عتبات عالیات از معنویت و نورانیتِ این صاحب بقعه،جناب احمد بن اسحاق رحمه الله علیه بهره مند شوند،همان طور که ایشان از معارف اهل بیت علیهم السلام بهره مند شد که ما از کلمات و احادیث او بهره می بریم در مسائل اخلاقی،در مسائل اعتقادی، در مسائل فقهی، ابعاد مختلف، آنچه که مبتلا به زندگی ماست،که من یکی دو مورد اشاره می کنم: جناب احمد بن اسحاق رحمه الله علیه از امام صادق علیه السلام نقل می کنند که هر صبح و شام این دعا را بخوانید که سبب نورانیت و معنویت وجود شما خواهد شد:«اللَّهُمَّ اجعَلنِی فِی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ الّتِی تَجعَلُ فِیهَا مَن تُرِید» امام صادق علیه السلام بنا به نقل جناب احمد بن اسحاق رحمه الله علیه فرمود: این دعا از گنجینه های اسرار الهی است، یکی از توصیه های آیت الله بهجت رضوان الله تعالی علیه - که هرکس می رفت محضر ایشان توصیه می کرد- این بود که این دعا را بخوانید که در پناه خدا باشید و از خدا بخواهید خدایا! ما را در آن قلعه و دژ مستحکم خودت قرار بده، کسانی که اراده کرده ای آنها را در این دژ و قلعه قرار بدهی، ما را هم جزء آنها و جمع آنها قرار بده.که انسان صبح و شام به خدا پناه ببرد که از لغزش ها، خطاها و آسیب ها خودش را مصون و محفوظ نگه دارد.و همچنین باز جناب احمد بن اسحاق رحمة الله علیه از امام صادق علیه السلام به نقل از امیرالمؤمنین علیه السلام {نقل می کند که حضرت} فرمود:«بعد از نماز این آیه شریفه را بخوان: سُبحَانَ رَبِّکَ رَبِّ العِزَّهِ عَمَّا یَصِفُونَ*وَ سَلاَمٌ عَلَی المُرسَلِینَ*وَ الحَمدُللهِ رَبِّ العَالَمِینَ»[4] فرمود باعث کمال نماز و عبادتت می شود دارد که نماز بالاترین مظهر عبادت و ارتباط مناجات مبا خداوند متعال است. امام صادق سلام الله علیه به نقل از جد بزرگوارش فرمود:می خواهی نمازت کامل شود، این دو سه آیه را هم بعد از نماز تلاوت کن و به آن توجه داشته باش. و همچنین ارتباط با اهل بیت که ما هرچه داریم از آنها داریم، و می بینید بزرگ ترین موفقیت و عظمتی که برای احمد بن اسحاق سلام الله علیه وجود دارد ارتباط با اهل بیت علیهم السلام است- که آنقدر محرم اسرار زندگی اینهاست،می بینیم امام حسن عسگری سلام الله علیه از تولد فرزند عزیزش که مأمور به پنهان نگه داشتن اوست،به او خبر و اطلاع می دهد- و ارتباط صمیمی و نزدیک با امام زمانش است.
راه نجات و سعادت و خوشبختی و عزت و عظمت ما اطاعت از ولی فقیه است...
ان شاء الله خداوند به همۀ ما توفیق دهد که خادم قرآن و اهل بیت و ائمه علیهم السلام باشیم،راهی که سعادت و خوشبختی گذشته و آینده مان را تضمین می کند این راه است:« أطِیعُوا الله وَ إطِیعُوا الرَّسُولَ وَ اُولِی الأمرِ مِنکُم»[5] و در زمان غیبت هم راه نجات و سعادت و خوشبختی و عزت و عظمت ما اطاعت از ولی فقیه است و دشمنان این را فهمیده اند و مسلمانان عالم متوجه این قضیه شده اند و تجربۀ 32 سال از عمر انقلاب اسلامی، این را نشان می دهد، شما دیدید فتنه گران در سال 88 و همچنین در 25 بهمن سال89 این اقدام ننگین فتنه آمیزی که انجام دادند، به این موضوع دیگر صراحتاً و ناچار اقرار و اعتراف کردند و این راهی است که مورد تأیید خدا، رسول خدا و ائمه علیهم السلام است و تجربۀ 32-33 سال انقلاب اسلامی هم این را ثابت کرده و دشمنان اسلام هم متوجه این موضوع شده اند.
ان شاء الله خداوند به همۀ ما توفیق عطا کند که قدر این نعمات را بدانیم.
از همۀ شما عزیزان خصوصاً سرور عزیزم حضرت آیت الله علما تشکر وعذرخواهی می کنم که در محضر ایشان جسارت کردم.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
1- حجت الاسلام و المسلمین هادی درویشی نویسنده و مؤلف مُسند احمد بن اسحاق رحمة الله علیه
3- حدیث ثقلین؛ قال رسول الله صلی الله علیه و آله:« إنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثِّقلَین کِتَابَ الله وَ عِترَتِی أهلَ بَیتِی مَا إن تَمَسَّکتُم بِهِمَا فَلَن تَضِلُّوا أبداً»ً








