دکتر رحیمی
معاون اول ریاست جمهوری اسلامی ایران
بسم الله الرّحمن الرّحیم. اَلحَمدُللهِ وَ الصَّلاةُ وَ السَّلامُ عَلَی سَیِّدِنَا وَ نَبِیِّنَا وَ حَبِیبِ قُلُوبِنَا وَ طَبِیبِ نُفُوسِنَا اَباالقَاسِم مُحَمَّد وَ عَلَی آلِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِین.
خداوند متعال را سپاس می گویم به خاطر عنایتِ توفیق حضور در این جمع شکوهمند. اگر عنایت او نبود این توفیق به این بندۀ حقیر و فانی، روی نمی کرد، آن هم برای شرکت در یک اجتماع عزیز و ارجمند به مناسبت بزرگداشت حضرت احمد بن اسحاق رحمة الله علیه ، از این جهت خدا را سپاس می گویم.
سپاس دوم از خداوند متعال به خاطر حضور در سرپل ذهاب و دیدار با برادران عزیز و خواهران گرامی این شهرستان و این منطقه{است} برای من همیشه آمدن به این دیار، ارزشمند و گرامی است به سبب زیارتی که اتفاق می افتد، دیدگانم روشن و روشنایی پیدا می کند از زیارت عزیزان این مرزبوم.
احمد بن اسحاق رحمة الله علیه را باید از نقطۀ اتصالش بشناسیم...
ما برای اینکه جناب احمد بن اسحاق رحمة الله علیه را بشناسیم و برای اینکه بدانیم او که بوده است،قطعاً باید او را از نقطۀ اتصالش بشناسیم. امثال احمد بن اسحاق رحمة الله علیه فراوانند،اما چه کسانی می توانند توفیق دیدار چهار امام همام را بیابند.
حضرت احمد بن اسحاق رحمة الله علیه از این حیث ارجمند است، که موفق به دیدار حضرت امام هادی علیه السلام، حضرت امام حسن عسگری و در بهترین حالت موفق به دیدار کودکی سه ساله می شود که نور دیدار او، جناب احمد بن اسحاق رحمة الله علیه را به آسمان ها و کلّ کائنات وصل می کند.
اولین خلق خداوند کیست؟
برای اینکه شأن و عظمت احمد بن اسحاق رحمه الله علیه را دریابیم، باید برگردیم به فلسفۀ خلقت و اولین خلق خداوند متعال.وجود ذات مقدس باری تعالی ازلی و ابدی است؛ یعنی از ابتدا بوده و تا آخر خواهد بود.برای او اول و آخری مطرح نیست، هم اول است هم آخر و از ابتدا هیچ مخلوقی نبوده، جز خودِ ذات مقدّس حضرت باری تعالی که در یک زمان معین دست به خلقت زده است. حالا سئوال این است که اولین خلق کیست؟ و چیست؟ خداوند آن روزی که دست به خلقت زد، چه چیزی را آفرید؟ حتماً اولین خلق خداوند و اولین صادر از سوی باری تعالی، کاملاً موجود است یا موجود کاملی است که سرمنشأ همۀ موجودات عالم و هستی است.
یک دانشمند مسیحی جملۀ زیبایی را بنا به ادبیات خودش می گوید او می گوید: «خداوند برای اینکه زیبایی های خودش را ببیند، موجودی را خلق کرد و خودش به خودش تبریک گفت» قطعاً خداوند متعال اول نیامده زمین را بیافریند،یا جسم و روح و عقل را و یا حسی از همه احساسات را؛یعنی دست به یک خلق کوچک نزده، دست به یک خلق بزرگ زده که او منشأ همۀ مخلوقات است یا همه مخلوقات به خاطر اوخلق شده اند، یا اینکه همۀ مخلوق جهیزیۀ وجود ذی وجود خلق اول است؛یا همه کائنات را برای او ساخته وجودی است کامل. از جهت علمی هم امروز اصطلاح «بیگ بانگ» را به کار می برند و می گویند: که قبل از اینکه خداوند دست به خلقت کائنات بزند،یک نقطه بیشتر نبوده، همۀ عالم از آن نقطه است که رشد فزاینده ای داشته و تمام کهکشان ها و عالم هستی را در برگرفته ، دانشمندان، کرات و کهکشان های متعددی را شناسایی کردند که می گویند اگر بخواهید خورشیدهای موجود در کائنات و کهکشان های متعدد را بشمارید و برای هر کدام فقط یک ثانیه وقت بگذارید، میلیاردها سال باید بنشینید و بشمارید! آنقدر گسترده است تازه آنها که شناسایی شده، بنابراین این نقطۀ آغاز هستی تمام مشخصات یک موجود کامل را در او هست. در انسان هم همین طور است، محصول ازدواج دو جوان دو زن و مرد ابتدا یک وجودی است که به دیده عادی دیده نمی شود ، با میکروسکوپ باید او را شناخت و دید او می آید نشو و نمو پیدا می کند در رحم مادر و وجود بی عیب و نقصی از او به دنیا می آید. حال در ابتدای هستی هم این نقطۀ آغازین، نقطه ای است کامل و بی عیب و نقص که یک انسانی کامل است که در قرآن گفته می شود که این انسان کامل نام آسمانی اش حضرت احمد است.
یک بحث عادی وجود دارد بین علما و دانشمندان بزرگ که در کتابی به نام «محمّد تصویر جمال خدا» جمع آوری شده شخصی به نام آقای حسین بدرالدین{است} آن را جمع آوری کرده -1200،1300 صفحه است- تمام این کتاب تلاشش این است که اثبات کند،اولین خلق کیست؟ و چیست؟ و می گوید: اگر خداوند اول بار دست به خلق روح زد یا جان یا جسم یا عقل و هرچه آن نقطۀ نورانی آغازی، وجود مقدس حضرت خاتم النبیین است،بحث مفصلی است که من از آن عبور می کنم.
چه کسی باید مدیریت جهانی را به عهده گیرد....
الان در این عصر که بحث دهکده جهانی است و بحث مدیریت جهانی در او مطرح است و بعضی از نویسندگان نوشته اند: الان اگر فردی متولد شود دیگر نمی گویند که او به دنیا آمد،می گویند او در یک روستایی متولد شد و جهان را به یک روستا تشبیه کرده اند . به خاطر علل و عوامل متعدد، مرزها یکی پس از دیگری در هم نوردیده می شود، انسان ها نزدیک هم قرار می گیرند،آن موقع که حضرت احمد بن اسحاق رحمة الله علیه باید پیاده راه بیفتد و در کنار کاروانی سوار بر شتر، ماه ها راه طی می کرد تا به محضر امام علیه السلام برسد، الان در یکی دو ساعت این اتفاق می افتد. بشر در کنار هم قرار گرفته، ارتباطات بسیار گسترده شده و تحولی که در فناوری اطلاعات رخ داده عرض چند ثانیه خبر این سوی جهان را به آن سوی جهان،این نیمکره را به آن نیمکره ارسال می کند.الان مدیریت جهانی مطرح است. چه کسی باید مدیریت جهانی را به عهده گیرد؟ چه کسی شایستۀ این مدیریت است؟کدام مکتب،کدام مذهب،کدام دین،کدام راه ، کدام آئین؟ هیچ دینی مانند دین مقدس اسلام و هیچ پیامبری به مانند نبی مکرم اسلام صلّی الله علیه و آله. هر نبی ای به اندازۀ نبوت خودش کامل و تمام عیار بوده و نبی مکرم اسلام صلّی الله علیه و آله، انسان کاملی که جریان آسمان ها و زمین و کل کائنات را به هم وصل کرده، نقطۀ اتصال و حلقۀ وصل است.قرآن کتاب آسمانی مسلمان ها از روزی که نازل شده تا به امروز و از امروز تا ابدیت،پیوسته در جریان است، این جریان قطع نمی شود برای اینکه کتاب، کتاب زندگی است؛ کتاب،کتاب کل جهان است، به مانند جریان برق از کارخانه که این جریان دارد با یک کلید،قطع و وصل می شود. علت وصل وجود نازنین پیامبر اعظم اسلام صلّی الله علیه و آله است، از ابتدای خلقت این جریان ادامه داشته تا امروز و باید ادامه داشته باشد تا جهان ادامه پیدا کند و دوام و استقرار پیدا کند. اگر این جریان قطع شود، نور قطع خواهد شد. پس از وجود مقدس حضرت نبی مکرم، ائمۀ معصومین علیهم السلام یکی پس از دیگری این جریان را در کل هستی و جهان هدایت می کنند، اگر آنها نباشند، این جریان قطع می شود. آیا می شود خداوند انسان را که اشرف مخلوقات است خلق کند و الان 7 ،8 میلیارد از آنها را روی کرۀ خاکی بدون هدایت و مدیریت بگذارد؟! محال است و از قاعدۀ لطف خدا بعید و دور است. خداوند بندگان خود را رها نمی کند،که عزیزترین مخلوق اویند. پیامبران یکی پس از دیگری برای هدایت بشر آمده اند،نبوت در حضرت نبی مکرم اسلام صلّی الله علیه و آله به انتها رسیده اما ولایت ادامه دارد؛ این نورِ یکپارچه ادامه دارد؛ خداوند لطف خود را قطع نمی کند؛ آن انسان کامل و وجود کامل در هستی است.
خداوند به وسیلۀ امام علیه السلام هدایتش را جاری می کند...
حالا جناب احمد بن اسحاق رحمة الله علیه کسی است که آخرین حلقۀ این نور را دیده و با او صحبت کرده - با آن کودک سه ساله- کودک سه ساله از نظر جسمی است، زیرا انسان کامل در اولین نقطه کامل است،از لحظۀ خلق کامل است تا آخر، همۀ مشخصاتی که الان در کل هستی است، در آن نقطۀ آغازین خلقت که خارجی ها به آن می گویند: «بیگ بانگ» در او نهفته است، مثل تمام مشخصاتی که در یک کودکِ متولد شده از پدر و مادر هست و همۀ آن مشخصات را از پدر و مادر خود به ارث می برد و به دیگری انتقال می دهد. بشر همین طور زندگیش ادامه داشته و خواهد داشت؛بنابراین وقتی حضرت عیسی علیه السلام در آغوش مادر زبان به صحبت می گشاید،چیز مهمی نیست زیرا انسان کامل است، کودکی اش مانند50 سالگی و یا 33 سال هدایتش است، فرقی ندارد ابتدا و انتهایش یکی است، علم همۀ این را قبول دارد و به اثبات رسانده است. حالا این انسان کامل؛ امام مهدی علیه السلام کجاست؟ غایب است، اگر غایب نبود چه می شد؟ او را می کشتند! {اگر} این انسان کامل را بکشند، آن جریان برق و نوری که از آسمان به زمین و کائنات می آید و ادامه دارد و ساطع می شود، قطع می شود.خداوند باید این را نگه دارد، الان کجاست؟در پس پردۀ است،آفتابی است در آن سوی ابر. آیا این جهان را مدیریت می کند یا نه؟ بله، حتماً مدیریت می کند. خداوند مگر قطع کرده که امام قطع کند. حلقه وصل، امام است و خداوند به وسیلۀ این حلقۀ وصل هدایتش را جاری می کند. حالا در پس پرده است در آن سوی ابر است، ما از آن متمتّع می شویم یا نه؟ پیامبر عظیم الشأن سوگند خورده است که ما متمتّع می شویم، اما هدایت در پشت پرده با هدایت در صحنه انصافاً متفاوت است.
چرا {امام}در غیبت است؟ برای اینکه جامعه باید آماده باشد، شما چند روستا را جمع می کنید تبدیل به یک بخش می کنید،یکی از این روستاها را می گذارید مرکز بخش،یک بخشدار برآن برمی گزینید، تا این اتفاق نیفتد بخشداری بر او نمی گزینید، تا شهری نباشد برای او شهرداری انتخاب نمی کنید، تا شهرستان نباشد بر او فرمانداری نمی گزینید، تا استانی از مجموعه چند شهرستان نباشد استانداری{ وجود نخواهد داشت}، اول باید بخش درست شود،شهر و به همین ترتیب بخشدار، شهردار،فرماندار و استاندار منصوب می کنید،اگر نباشد انتصاب مفهومی ندارد. جامعۀ امام هنوز آمده نیست برای آمدنش ولی دارد آماده می شود، جامعه ای که امام را نفهمد و درک نکند آماده نیست،مخصوصاً ملت ما ،مسلمان ها همه حسی اند، یک چیزی را باید ببینند، ولی الان با آثار، علماء و دانشمندان ما دارند مأنوس می شوند، که درک کنند در پس پرده کی هست،نیازی هم به حس نیست، آثار کار او را می بینند. ما خداوند را نمی بینیم ولی اثر خداوند و آیات خداوند را می بینیم، بشر آیات خداوند است،زمین و زمان و خورشید همه آثار خداوند است،اما باید رو کنیم به آفتاب تا ببینیم. زمین پیوسته در حال حرکت است،این زمین است که پشت به خورشید می کند، خورشید که نورافشانی دارد می کند، این زمین است که پشت به خورشید می کند و نور به او نمی رسد یک قسمتی از آن در تاریکی قرار می گیرد، به محض اینکه مقابل آفتاب قرار می گیرد از نور او بهره مند می شود.
عزّت احمد بن اسحاق رحمه الله علیه به این است که به حضور امام علیه السلام مشرّف شده...
جامعۀ ما رو به خورشید کرده،روشنایی را دارد از خورشید می گیرد،اتفاقاتی که می افتد،پیوند و اتحادی که رخ می دهد،بزرگداشت فرد معمولی و عادی که به زیارت امام موفق شده و مورد اعتماد امام است، برادران شیعه و سنی علمای شیعه و سنی در کنار هم نشستند که او را بزرگ بدارند. عزت حضرت احمد بن اسحاق رحمه الله علیه به این است که به حضور امام علیه السلام مشرف شده است. وقتی حاجیان ما از مکه برمی گردند برای دیدار و زیارت آنها می رویم، فرق نمی کند،شیعه و سنی به دیدار او می شتابند، چون از طواف کعبه و زیارت مرقد خضرای حضرت نبی مکرم صلی الله علیه و آله آمده، می روند او را زیارت می کنند،چون دیداری شکل گرفته می روند برای دیدارش. همه جمع شدیم، بزرگداشت حضرت احمد بن اسحاق رحمة الله علیه را مطرح کنیم، به خاطر اینکه به محضر امام علیه السلام رسیده؛ از حلقۀ فیض کمالی رسیده است. تا امام را نشناسیم، جناب احمد بن اسحاق رحمة الله علیه و ارزش و منزلتش پدیدار نمی شود، وقتی آشکار است که امام را بشناسیم.امام جامعه آماده نبوده، نمی توانسته بیاید، یک کنگره ای درست شده،دعوتی شکل گرفته و یک سال کار کردند مقدمات را فراهم کردند،جمعی کنار هم نشستند، عده ای سخن گفتند،عده ای پیام فرستادند و یک اجتماع بامعنویتی شکل گرفته برای شناخت یک عنصر و یک موجود و یک وجود عزیز و شایسته، مقدماتش فراهم شده،همه چیز آماده است. اگر جامعه آماده شد، او خواهد آمد و اگر او آمد،احمد بن اسحاق ها خواهند آمد و جامعه را شکوفا خواهند کرد، عدالت را مستقر خواهند کرد.
جامعه در حال آماده شدن برای حاکم منصوبِ مقتدری است که مردم انتخاب کنند...
از صبر و تحمل یک حوزه پس از سالیان سال مرحوم آیت الله علامه خارج می شود،صبر و حوصلۀ یک مردم و یک جمعیت نیز معمر قزافی می شود! محصول ها را نگاه کنید.آیا جامعه 10 سال قبل آماده بود؟ نبود! الان آماده شده و مردم قیام کردند، که یک دیوانه را از حکومت ساقط کنند. در چنین جامعه ای امام می توانست بیاید؟ هرگز! آماده نیست،خودِ فرد هست، جامعه نیست. حاکمان مستبد دو سال قبل می شد درباره شان حرف زد؟ نمی شد حرف زد! الان می شود، پس آن جامعه آماده می شود، برای آن حاکم منصوبِ مقتدرکه مردم انتخاب کنند. معلوم است،روند کمال را طی می کند، می خواهد به تعالی برسد،وقتی رسید مهیاست برای یک کار بزرگ تر. در جامعۀ ایرانِ ما،35 سال قبل 33 سال قبل می شد چنین کنگره ای را برگزار کرد؛ می شد علما و روحانیون شیعه و سنی دست در دست هم برای احترام به یک شخصیت مسلمان و یک عالم،و یک فقیه و یک محدث کنار هم بنشینند؟ نمی شد! جامعه آماده است، این کنگره، 35 سال قبل کلیدش زده شده، امروز با هم نشستیم،آمادگی می خواهد،شناخت می خواهد،باید بشناسیم تا بپذیریم.حال دنیا می خواهد حاکم پیدا کند زیر بار «اوباما» می رود؟زیر بار «بوش» می رود؟اصلاً اینها را آدم می داند دنیا؟ حاشا و کلاّ! اینها را نمی پذیرد،بشر به دنبال معنویت است، انسان های بامعنویت را این انسان ها خم می شوند، دستش را می بوسند و بر دیگران لعنت نثار می کنند، آنها را آدم حساب نمی کنند، در قالب و هیبت آدم هستند، ولی جانوران و درندگانی بیش نیستند.
هدفمند سازی یارانه ها نمونه ای از الگوی حکومت دینی برای مدیریت...
جمهوری اسلامی امروز به لطف خداوند یک دموکراسی را برقرار کرده که در دنیا نظیر ندارد، اینهایی که به پا خاسته اند می گویند: چیزی مثل ایران می خواهیم. حالا خواهند گفت که حکومت دینی می تواند از خودش می تواند الگو ارائه دهد. بنده به چند تا از آنها اشاره می کنم که تمام غرب و شرق بدانند، بله همین حکومت دینی الگوهای مناسب برای مدیریت دارد.اتفاقی که الان افتاده و دارید می بینید، چون دارید حس می کنید من عرض می کنم، اقتصاد ما در ده سال آینده منهدم و مضمحل بود،با اجرای قانون هدفمندسازی یارانه ها رونق گرفته است،{با} آتش زدن به حامل های انرژی مواد سوختی به پایان رسیده،صرف جویی ها آغاز شده، ساخت و سازها آغاز شده، بودجۀ عمرانی یک دفعه از 20 هزار میلیارد تومان به 47 میلیارد تومان رسیده، که بشود خیابان ها و جاده و کاری که امروز جناب آقای ممدوحی کلنگ زدند،گسترش کار فرهنگی - عمرانی و آسایش برای مردم سرپل ذهاب {است و برای} دیگر مناطق ایران نیز طرح هایی داریم. بحث بعدی مان ریشه کن کردن فقر است، کدام کشوری توانسته چنین ادعایی بکند.چه جوری می خواهیم ریشۀ فقر را بکَنیم؟ ما 200-300 {هزار} تومان به حساب یک خانوار متوسط می ریزیم، از جهت اجرای قانون هدفمندسازی یارانه ها می خواهیم 5/1 میلیون تومان اعتبار هم برایش قائل شویم،که با این، یک وام 5/1 میلیونی در طول سال بگیرد و به بانک وکالت دهد کم کم به جای قسطِ آن 5/1 {میلیون تومان}، از این حساب برداشت بکند، او با تلفن بگوید: آقای صاحب کارخانۀ فلان، این یخچال را به این آدرس بفرست خانه من با 3 درصد تخفیف و به طور قسطی پولش را هم از بانک بگیر؛یعنی کسی که 200 هزار تومان برای او به حساب خانوار هست،دولت اجازۀ بهره مندی از 5/1 میلیون وام ارزان قیمت بدون ربا به او می دهد، قدرت خریدش را می رساند به 2 میلیون تومان این دیگر فقیر است؟! قبلاً همین شخص در طول سال حدود 10- 12 تا 30- 40 هزار تومان از کمیته امداد می گرفت،دیگر بهزیستی می ماند؟ دیگر کمیته امداد باید برود کار دیگری بکند، ریشۀ فقر کنده می شود.
30 درصد از مردم کشور 70 درصد از منابع را می خوردند که یکی از آنها توی شما نیست، شما جزء همان 70 درصدی هستید که آن 30 درصد حق شما را می خوردند. دولت اینها را قطع کرده،گفته زیاد می خواهید مصرف کنید،زیاد پول بدهید! چون قبلاً از جیب شما در می آوردیم این پول ها را می دادیم. کسی که برق مصرف می کند،کیلوواتی 80 تومان برای دولت تمام می شود ما قبلاً 16 تومان و 5 هزار از او می گرفتیم و بقیه را از جیب شما یارانه به او می دادیم، الان این را قطع کردیم گفتیم: دیگر{ یارانه ای} به تو نمی دهیم یا کم مصرف کن یا اگر زیاد مصرف کردی پولش را بده. دیگر از جیب شما در نمی آوریم، این پولی که به حساب شما ریخته می شود- پولی را که چاپ نکرده ایم- پولی بوده که قبلاً می دادیم به ثروتمندان پرمصرف، الان به آنها نمی دهیم، بر می گردانیم به خود شما. 5/1 میلیون تومان هم می خواهیم وام برایتان ترتیب دهیم - البته فردا یقۀ من را نگیرید داریم طراحی می کنیم که این اتفاق بیفتد- کارت هایی صادر می شود، شما برگی به بانک می دهید که به بانک می گویید: شما اجازه داری {از} 200 {هزار} تومان موجودی من در حساب، قسط هایی که جنس گرفته ام از این کارخانه ماهی 30-40 هزار تومان یا 50 هزار تومان به حسابش بریزی. بانک ها را می خواهیم اصلاح کنیم،ربا را می خواهیم ریشه کن کنیم، این مدیریت اسلامی است، می خواهیم 5/2 میلیون شغل ایجاد کنیم،بیکاری را به حداقل ممکن برسانیم تا پدران و مادران آسوده باشند؛ هر پدر و مادری می رسد برای بچه اش در نزد ما می ریزد می گوید: یک پسر دارم مهندس کشاورزی است،یک دختر دارم فوق لیسانس حقوق است، هر دو بیکارند، باید برای اینها کار درست کنیم و داریم درست می کنیم از کجا؟ صندوق توسعۀ ملی، پول هایی که در فروش نفت یک قسمتش برمی گردد به این صندوق ،مجوزی است که مجلس شورای اسلامی به دولت داده است، همین الان 12 هزار میلیارد تومان پول یا 12 میلیارد دلار در او پول هست. به سال آینده هم چیزی نمانده، دو سه هفته دیگر می رسیم به سال جدید پول های سال جدید هم می آیند،اشتغال ایجاد می کنیم، کار عمرانی ایجاد می کنیم،کارخانه راه می اندازیم،کشاورزی را رونق می دهیم،آبیاری را تحت فشار قرار می دهیم که با آب کم، محصول بیشتر به دست بیاید و داریم در قسمت های مختلف داریم مدیریت می کنیم که به جهانیان بگوییم حکومت دینی هم می تواند مدیریت کند.
حالا ما فکر می کنیم آن فردی که می آید و دنیا را پر از عدل و داد می کند، می آید احکام ما را درست می کند و می گوید: چه جوری نماز بخوانید، چه جوری طواف کنید؟!یک نامه ای بنویسد به آیت الله علما بگوید به مردم کرمانشاه بگویید وقتی مردم می روند زیارت اینجوری بروند! این نیست او برجسته ترین ریاضی دان است،برجسته ترین شیمی دان است،او عالمی است بی نظیر که متصل به همۀ علوم زمینی و آسمانی است، او همۀ دانش و بینش خداوند را دارد، او عین خداوند است با یک تفاوت؛ این ممکن الوجود است، خلق شده او خالق است این مخلوق. واجب الوجود،ممکن الوجود، او صانع است این مصنوع،او قادر است این مقدور،او عالم است این معلوم. همه را به حلقۀ وصل انتقال دادند، تا این فیض از آسمان بر بشریت جاری شود. حال ببینید در حکومت او چه اتفاقی می افتد، ابزارش بهترین ابزار،علمش علم خدا، دانشش دانش خداست. ببینید بشریت چقدر رشد پیدا می کند و به کمال می رسد، زندگی چقدر شیرین و آسان می شود. آیا چنین ترسیمی از اسلام در دنیا مشتری اش کم خواهد بود؟قطعاً گروه گروه، دسته دسته و فوج فوج بر این اندیشه خواهند آمد. آن موقع در چنین شرایطی است که ما منزلت احمد بن اسحاق ها را خواهیم فهمید. احمد بن اسحاق هم الان زیاد داریم- آن جهان و این جهان- که دنبال کمال هستند،دنبال جنبه های شریف انسانی هستد،دنبال خدمت و نوکری مردم هستند،زیرا آنها می دانند که احمد بن اسحاق رحمه الله علیه با امامی ملاقات کرده که بزرگترین خادم کائنات است، ما خادمی بزرگتر از امام مهدی علیه السلام در عرصۀ کائنات نداریم،پس باید مثل او خدمت کنیم به او تأسی کنیم تا او بیاید، جامعه اش آماده شود، شهرش آماده شود، اگر شهردار می خواهیم شهر را آماده کنیم تا او بیاید،شهر را آباد کند،شهر را به کمال برساند، دانشگاه هایش را بزند،جوان هایش را به اوج علم برساند، دست به اختراعات متعدد بزند، بشریت را زندگیش را آسایشی که می خواهد فراهم بکند،من عرضم را تمام می کنم...
خلاصه عرضم: ما اگر بخواهیم بدانیم احمد بن اسحاق رحمة الله علیه کیست باید بدانیم به چه کسی متصل بوده، از طرف کی مورد احترام واقع شده و امام حسن عسگری علیه السلام چرا اینقدر احمد بن اسحاق رحمة الله علیه را مورد مهر و محبت قرار داده، برای اینکه این انسان، انسان خودساخته ای بوده، رفته کامل خود را کامل پیدا کرده که از او تأسی کند،رفته به الگوی متصل شده، آن نور ابدی نور یکپارچه ای که از ابتدای خلقت نور افشانی می کند تا انتها.
از اطالۀ کلام عذرخواهی می کنم. از محضر همۀ دانشمندان و بزرگان،روحانیت محترم اهل تشیع و تسنن،خواهران و برادران عزیز،همشهریان گرانقدر پوزش می طلبم و همۀ شما عزیزان را به خداوند بزرگ می سپارم/.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته








