تحقیق وتألیف: ذکرالله احمدی
|
مجموعه آثار کنگره بزرگداشت احمد بن اسحاق اشعری قمی; شماره: 4 |
|
|
شناسنامه |
|
|
عنوان: |
امامزادگان و بقاع متبرکه استان کرمانشاه |
|
نویسنده: |
ذکر الله احمدی |
|
ویراستار: |
ابوالحسن احمدی شاهرختی |
|
صفحه آرا: |
سید مجتبی موسیکاظمی |
|
ناشر: |
انتشارات اسوه (وابسته به سازمان اوقاف و امور خیریه) |
|
چاپخانه: |
چاپخانه بزرگ قرآن کریم |
|
نوبت چاپ: |
اول |
|
شمارگان: |
2000 |
|
قیمت: |
|
|
شابک: |
|
|
تهران: تلفن 66418099 و 66418299 فاکس: 66418022 قم: صندوق پستی 3999-37185 تلفن: 14-6642211 فاکس: 6640637 |
|
فهرست مطالب
مقدمۀ دبیر علمی کنگره 9
موقعیت جغرافیایی استان کرمانشاه 13
امامزادگان. 14
آمار مشاهد و بقاع متبرّکه. 14
بقاع متبرّکه، پایگاههای امید و آرامش.. 15
نشانی از هویت تاریخی ما 16
آثار و منافع مادی و معنوی امامزادگان. 17
اقسام امامزادگان. 18
راههای شناسایی امامزادگان. 20
علل آمدن امامزادگان به ایران. 22
استقبال ایرانیان از امامزادگان. 22
تشریف فرمایی حضرت رضا Aبه ایران. 25
امامزادگان استان کرمانشاه 27
دینور، پایگاه امامزادگان. 28
فصل اول / فلسفه زیارت
زیارت و توسل به اولیاء خدا 35
ثواب زیارت امامزادگان و تعمیر قبورشان. 37
حکایتی از ملاّ فتحعلی سلطان آبادی.. 40
زیارتنامۀ عمومی امامزادگان. 40
زیارت دیگر برای امامزادگان. 42
فصل دوم / امامزادگان شهرستان کرمانشاه
امامزاده سیّده فاطمه. 45
2. امامزاده ابراهیم 47
3. امامزاده باقر بن موسی الکاظم 48
4. بقعۀ امامزاده قاسم 48
قاپی شاه نجف (درب حرم امیرالمؤمنینA) 52
فصل سوم / مزارات شهرستان اسلام آباد غرب
5. امامزاده حمزه (حسن) 55
6. امامزاده قاضیوند (قاضی الکیا) 58
فصل چهارم / مزار ات شهرستان پاوه
7. امامزاده سیّد عبیدالله (معروف به کوسه هجیج) 63
فصل پنجم / مزارات شهرستان هرسین
8. امامزاده مهدی.. 71
9 و 10. امامزاده احمد و محمود 72
فصل ششم / مزارات دینور، چمچمال و شهرستان صحنه
11. امامزاده محمود بن امام کاظم 83
12. امامزاده عباسعلی روستای بالاجوب.. 85
13. امامزاده محمّد ابراهیم 86
14. امامزاده سیّد جلال الدّین احمد 87
15. امامزاده سیّد شهاب الدّین. 91
16. امامزاده پیرافته (پیریافته) 91
17. امامزاده خلیل الله.. 91
18. بقعۀ بابا ولی الدّین. 92
فصل هفتم / مزارات شهرستان کنگاور
19. امامزاده ابراهیم (شاهزاده ابراهیم) 97
20. امامزاده باقر. 98
21. امامزاده سیّد جمال الدّین. 99
فصل هشتم / مزارات شهرستان سنقر کلیایی
22. امامزاده احمد 103
22. امامزاده شمس علی. 108
23. امامزاده هادی.. 108
24. امامزاده حسین. 111
25. امامزاده جهانآرا خاتون (هاجر خاتون) 113
فصل نهم / مزارات صحابه و بزرگان اسلام
آستانۀ احمد بن اسحاق در سرپل ذهاب.. 117
احمد بن اسحاق، از منظر دانشمندان. 119
بقعۀ ابودجانه. 124
مقبرهای دیگر در قزوین. 125
مقبرۀ حمزۀ قاری.. 127
ویس نازار (اویس قرنی) 129
فصل دهم / مزارات عالمان و مشاهیر در کرمانشاه
1. مقبرۀ فاضل تونی. 137
2. سر قبر آقا 138
3. مقبرۀ ملا عباسعلی. 138
4. مقبرۀ ملاّ عبدالجلیل. 138
5. آرامگاه آیت الله شیخ حسن علاّمی. 139
6. آرامگاه حاج آقا سیّد محمّد میبدی.. 140
7. مقبرۀ آیت الله کاظمی. 141
8. مرقد آیت الله سیّد مرتضی نجومی. 141
بقعههای موهوم 142
فصل یازدهم / شجرهنامهها
شجره نامۀ امامزاده قاسم (طبق نظر اول) 145
شجره نامۀ امامزاده قاسم (طبق احتمال دوم) 146
شجره نامۀ امامزاده حسن. 147
شجره نامۀ امامزاده مهدی.. 148
شجره نامۀ امامزاده احمد (جلال الدین احمد) 149
شجره نامۀ امامزاده ابراهیم 150
شجره نامۀ امامزاده احمد 151
شجره نامۀ امامزاده شمس الدین محمّد، معروف به شمس علی. 152
شجره نامۀ امامزاده هادی.. 153
شجره نامۀ امامزاده حسین. 154
فصل دوازدهم / آلبوم تصاویر
اهم منابع و مصادر تحقیق. 169
مقدمۀ دبیر علمی کنگره
مکتب آکنده از رمز و راز و تاریخ پرفراز و نشیب تشیع را عوامل گوناگون مرتبط و در هم تنیده ایجاد و حفظ نمودهاند.
امامان معصومE شیعه با اتصال به منبع لایزال وحی و با برخورداری از عنایت و تأیید خالق یکتا، به واسطۀ انسانهایی عارف به جایگاه حق و فانی در ولاء و خاضع در برابر فرمان خدا به مثابه شریانهای پیچیدۀ حیات و قلب تپنده مکتب، خون را در کالبد این منظومۀ الهی جاری ساخته و این شجرۀ طیبه را همواره باطراوت و پرثمر نگاه داشتهاند.
آنگاه که ابرهای تیرۀ شرک و قدرت طلبی و تعصب و جهل در آسمان هدایت ظاهر و مانع تابش نور پر فروغ امامان معصومE، بر پیکر جامعه میشد، اینان به سان ستارگان درخشان در شب ظلمانی به مصداق گفتار رسول اکرم9 : «مثل العلما کمثل النجوم في السماء» در آسمان تشیع نورافشانی نموده، انسانهای سرگردان و طالب حقیقت را از نور سعادت و هدایت الهی بهرهمند نمودهاند.
این انسانهای خود ساخته و با بصیرت (بصائرهم علی سیوفهم) و مستغرق در ولای امامان معصومE همواره برجسته ترین نقش را در رکاب آن هادیان الهی ایفا نمودهاند. زمانی مالک اشتر وار و حبیب بن مظاهر وار با شمشیر و نثار جان این رسالت را ایفا نمودهاند و زمانی عمار وار با بصیرت و بیان. اینان در طول تاریخ تشیع و در دوران حصر و تبعید و حبس پیشگامان معصومE و محرومیت مردم، بویژه شیعیان از ارتباط مستقیم با آنان، در جایگاه وکلاء، سفرا و امنای آن بزرگواران با تحمل رنج سفر و هجرت از دیار و محرومیت از متاع دنیا و خطر زندان و اسارت و تا مرز شهادت، بار سنگین و عظیم رساندن پیام مکتب اهل بیتE را به گوش دوست داران این مکتب و خاندان تحمل نمودند.
از پیشگامان این جریان، خاندان اشعری در قم هستند که نقش بسزایی در ایجاد و استمرار ارتباط مردم ایران، بویژه منطقه قم و ری با امامان شیعه ایفا نمودهاند. در این میان احمد بن اسحاق اشعری قمی; از نقش برجسته و جایگاهی والا برخوردار است. وی که چهار امام همام (حضرت جواد الائمه، امام علیٍالهادی، امام حسن عسکری و امام مهدیE) را درک کرده، از جایگاهی ویژه نزد امامان معصومE برخوردار و منشأ آثار و خدمات ارزنده ای بوده است.
وی با توجه به طول مسافت میان سامرا (محل استقرار امامان یاد شده) و قم که محل فعالیت دینی و تبلیغی او بوده، با به جان خریدن خطرها و زحمات مترتب بر آن، نقش نمایندگی شیعیان ایران، بویژه منطقۀ قم در بارگاه امامان معصومE از یک سو و سفارت و وکالت آن بزرگواران، بویژه امام حسن عسکریA و رساندن پیامهای امامت به شیعیان از سوی دیگر و نقش یک رسول و مبلغ دینی از سوی سوم را ایفا نموده است.
وی از آن چنان جایگاهی در نزد امام حسن عسکریA برخوردار بوده که مفتخر به دیدار و رؤیت امام مهدیA میشود، که امام عسکریA دربارهاش چنین میفرماید:
ای احمد بن اسحاق، اگر نبود مقام و منزلت تو در نزد ما، فرزندم [امام مهدیA] را به تو نشان نمی دادم!
احمد بن اسحاق در راستای ایفای رسالت عظیم وکالت و امانتداری ساحت مقدس امامان معصومE و تبلیغ مکتب سعادت بخش تشیع، سر انجام در منطقۀ مرزی ایران و در شهر حلوان (سرپل ذهاب فعلی از استان کرمانشاه) جان به جان آفرین سپرد و به دیدار موالی خود شتافت.
در این راستا سرزمین ولایتمدار غرب کشور، بویژه استان کرمانشاه که افتخار مجاورت عتبات عالیات و میزبانی امامزادگان فراوان و سادات گرام و فرستادگان اهل بیت عصمت و طهارتE را از آن خود نموده و نقاط مختلف آن به بارگاه امام زادگان و مزار سادات و بزرگان شیعه مزین است و بقاع و بارگاه آنان همچون ستارگانی نورانی در آسمان این منطقه میدرخشند. افتخار میزبانی احمد بن اسحاق; در دوران حیات و تردد میان قم و سامرا و مرقد و بارگاه شریف آن بزرگوار را بعد از وفات نیز به خود اختصاص داده است.
از این رو اهالی این دیار، بویژه قاطبۀ دانشمندان و فرهیختگان استان، برخود لازم میدانند که در راستای کمال میزبانی و میهمان نوازی و ولایتمداری، که از ویژگیهای مردم ایران، بخصوص دیار غرب و منطقۀ کرمانشاه است، نسبت به احیای یاد و میراث اهل بیتE و گسترش فرهنگ افتخار آفرین اسلام و قرآن و بزرگداشت یاد و خاطرۀ خادمانِ مکتبِ امامت، و تبدیل بقاع متبرکه به اقطاب فرهنگی بر اساس خواست و فرمان مقام معظم رهبری دامت برکاته از هیچ کوششی دریغ نورزند.
با عنایت به آنچه اشاره شد، تدراک و برگزاری کنگرۀ بزرگداشت احمد بن اسحاق اشعری قمی; وجهۀ همت دوستداران خاندان اهل بیتE و دستگاههای مذهبی و فرهنگی استان قرار گرفته و با همت و پیشگامی نمایندۀ محترم ولی فقیه استان و امام جمعۀ شهر کرمانشاه و مدیریت مستقیم ادارۀ محترم کل اوقاف و امور خیریۀ استان و همکاری بی دریغ همۀ دستگاههای فرهنگی و اطلاع رسانی و حمایت مدیریت کلان استان این مهم جامۀ عمل پوشید.
با لحاظ مطالب یاد شده و با عنایت به شخصیت علمی و حوزهای و قمی احمد بن اسحاق; از یک سو و جایگاه و خدمات آن بزرگوار در عراق و سامرا از سوی دیگر، این اقدام مورد استقبال و حمایت مدیریت محترم حوزههای علمیه کشور و جامعة المصطفی العالمیه که متولی طلاب و حوزههای علمیه غیر ایرانی در داخل و خارج کشور است، قرار گرفت.
کنگرۀ مزبور، با هدف بزرگداشت و معرفی شخصیت احمد بن اسحاق قمی، گسترش مودت و محبت اهل بیتE، ولایتمداری، ترویج و تقویت فرهنگ زیارت و احیاء و عمران زیارتگاهها برگزار و با عنایت به ویژگیهای مورد اشاره برای این شخصیت والامقام، در راستای بهرهمندی هر چه بیشتر از سرمایۀ گرانسنگ نهفته در حوزۀ مقدس قم، دبیرخانۀ علمی کنگره در شهر مقدس قم و در جامعة المصطفی العالمیه تأسیس گردید.
آنچه پیش رو دارید کتاب «امامزادگان و بقاع متبرکه استان کرمانشاه» است که حاصل تلاش عالمانه و ارزشمند دانشمند فرهیخته جناب حجت الاسلام والمسلمین ذکرالله احمدی از نویسندگان ارجمند استان و صاحب آثار متعدد در حوزۀ علوم اسلامی است که بدینوسیله از تلاش ارزشمند ایشان در پدیدآوردن این اثر تقدیر و تشکر میکنم.
علی معصومی
دبیر علمی کنگره
آبان 1389ش. ـ مصادف با ذی القعده الحرام1431
موقعیت جغرافیایی استان کرمانشاه
استان کرمانشاه با وسعتی حدود 24434 کیلومتر مربع به مرکزیت شهر کرمانشاه در میانۀ ضلع غربی کشور بین 33 درجه و 36 دقیقه تا 35 درجه و 15 دقیقه عرض شمالی و 45 درجه و 24 دقیقه تا 48 درجه و 30 دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ قرار گرفته است.
از شمال به استان کردستان، از جنوب به استانهای لرستان و ایلام، و از شرق به استان همدان و از مغرب به کشور عراق محدود شده است.
استان کرمانشاه در مسیر شمالی جنوب رشته کوه زاگرس و بر روی یال غربی آن قرار گرفته و سلسله جبال زاگرس در این منطقه، نه به شکل دیوارههای ممتّد بین دشت تاریخی بین النهرین و اراضی داخل فلات ایران، بلکه به صورت مجموعهای از رشته کوههای موازی و دشتهای مرتفع کوهستانی در بینابین آنها شکل گرفته است و به همین علّت، عمدهترین گذرگاههای زاگرس در این استان قرار دارد.
شهر کرمانشاه در شرق استان کرمانشاه و در 34 درجه و 19 دقیقه عرض شمالی و 47 درجه و 7 دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ قرار گرفته است.[1]
ارتفاع کرمانشاه از سطح دریای آزاد 1420 متر و فاصلۀ هوایی آن تا تهران 413 کیلومتر است.
فاصلۀ کرمانشاه تا تهران 525 کیلومتر، تا سنندج 136 کیلومتر، تا همدان 189 کیلومتر، تا ایلام 208 کیلومتر، تا مرز خسروی 195 کیلومتر، تا خرمآباد 197 کیلومتر، تا اسلام آباد غرب 57 کیلومتر، تا پاوه 112 کیلومتر، تا جوانرود 80 کیلومتر، تا سرپل ذهاب 142 کیلومتر، تا سنقر 85 کیلومتر، تا صحنه 54 کیلومتر، تا کرند و شهرستان دالاهو 93 کیلومتر، تا کنگاور 85 کیلومتر، تا نودشه 152 کیلومتر، و تا هرسین 42 کیلومتر است.[2]
امامزادگان
در عرف تشیع، مراد از امامزادگان، فرزندان یا فرزند زادگان ائمۀ اطهارE هستند، و اصطلاحاً از باب ذکر حالّ و ارادۀ محلّ به مدفن و مزار متبّرکۀ آنان و بزرگان سادات که در سراسر ایران پراکندهاند اطلاق میگردد، و مزار آنان با عنوان «امامزاده»، «آستانه»، «مقام»، «مقبره»، «بقعه»، «مرقد» و یا «مشهد» نامیده میشود.
پراکندگی سادات و معصوم زادگان در نقاط مختلف ایران اسلامی یکسان نبوده، در جاهایی که احساس امنّیت بیشتر میکردند تعداد زیادتری روی میآوردند، همانند کوهستان ری، طبرستان و پارهای از نقاط مرکزی. با این حال بعضی از ایشان گرفتار مخالفان میشدند و به شهادت میرسیدند، و امروز مراقد اکابر این بزرگواران باقی و مزار و مطاف است، اگرچه برخی از این بقاع در طی زمان خراب و آثار آنها محو گردیده است.
آمار مشاهد و بقاع متبرّکه
طبق آمار سطحی و سرانگشتی که به وسیلۀ سازمان اوقاف، که در دوران ستمشاهی تهیه شد و به سال 1352ش. در روزنامۀ کیهان انتشار یافت، در سراسر ایران تا آن تاریخ 1059 تن امامزاده از معاریف احصا شده بود، که استان مرکزی از این لحاظ مقام نخست را داشته و تنها استانی که امامزادهای گزارش نشده استان سیستان و بلوچستان بوده است.[3]
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، سازمان اوقاف و امور خیریۀ جمهوری اسلامی ایران در راستای نشر معارف اهل بیتE گامهای مؤثّری در شناسایی بقاع متبرّکه و مرمّت و نوسازی مشاهد مبارکۀ امامزادگان برداشته و طبق آمارهای رسمی تاکنون بیش از شش هزار امامزاده شناسایی شده است.
مؤسسۀ دائرة المعارف بقاع متبرّکه ادّعا کرده است تاکنون تعداد 8186 باب از بقاع متبرّکه را در کلّ کشور شناسایی نموده که در این اماکن تعداد 10691 تن از امامزادگان و پیامبران الهی مدفون هستند، و تعداد 1483 باب از این بقاع علاوه بر جنبههای زیارتی به دلیل قرار داشتن در موقعیّتهای جغرافیایی یا جاذبههای طبیعی و تاریخی از موقعیت گردشگری و تفریحی برخوردارند، و حدود 500 باب هم در مسیر بزرگراهها و جادههای اصلی کشور واقع شدهاند.[4]
بقاع متبرّکه، پایگاههای امید و آرامش
بقاع متبرّکۀ امامزادگان در ایران از مراکزیاند که پس از مساجد، بیشترین تأثیر را در آرامش روانی و رشد معنوی جامعه دارند. نقش انکار ناپذیر بقاع متبرّکه در ارتقای فرهنگ، اخلاق و اعتقادات دینی ایجاب میکند که به این کانونهای معنوی و مراکز نور و هدایت توجه ویژه داشته باشیم، البته تربت پاک این سفیران رستگاری از دیرباز مورد توجه عمیق همۀ اقشار و افراد جامعۀ ما بوده و بهترین مکان برای تزکیۀ نفس و تکمیل سجایای اخلاقی و ارتباط با خالق یکتا شناخته شده است. چه بسیار افرادی که در هیاهوی زندگی ماشینی، مأیوس از همه جا به این پایگاههای امید و آرامش پناه آورده و در فضایی روحانی و ملکوتی با خداوند مهربان درد دل و عقده گشایی کرده و زندگی شیرین و پر امید خود را دوباره آغاز کردهاند. این امکنۀ مقدّسه که پل ارتباطی بین زمین و آسمان، و دنیا و آخرت، و انسان و خدا به شمار میآیند، همه روزه پذیرای صدها هزار انسان عاشق و دلداده و امیدوار به رحمت پروردگار است.
در حقیقت این امامزادگان و این کانونهای معنوی و فرهنگی، همان نقشی را که در زمان حیات خود ایفا میکردند بعد از زمان حیات نیز ایفا میکنند. آنان مشعلداران خلق و بقعههایشان مراکزی برای تزکیۀ روح و تربیت نفوس و تقرّب به خداوند متعالند.
نشانی از هویت تاریخی ما
براستی چرا مردم این مرز و بوم هنوز محبّت این امامزادهها را در دل و جان خود دارند و از آن حراست و نگهبانی میکنند؟ نظامهای سیاسی در طول این قرنها متحوّل شده، تغییر کرده و گرایشهای مختلف فکری، دینی و حکومتی حاکم بوده و حملات و نابسامانیهای بسیاری در طول این قرون بر این ملّت روا داشته شده است، امّا در همۀ این شرایط، هیچگاه امامزادهها مورد بیمهری و غفلت نبودهاند.
هیچ بزرگی را در حوزۀ ادب، فرهنگ و آیین این کشور نمیبینید که جز در مدح این خاندان گفته باشد، و در مذمّت دشمنانِ این خاندان نگفته و نسروده باشد. این بنای دیانت و شیرازۀ فرهنگ کشور ماست که با محبّت و ولایت اهل بیتE عجین شده و ریشۀ همۀ پایداریها و پاسداریها از اسلام و قرآن در طول تاریخ است.
امروز شش هزار امامزادۀ شناخته شده داریم که به مدد مردان و زنان مؤمن، و همّت نفوس مطمئنّۀ دانشوران متعهد، در نقطه نقطۀ این کشور میدرخشند و زندگی آنها متعلّق به گذشته ندارد، بلکه تعلّق به امروز و آینده است.
در حقیقت امامزادهها در میان ما زندگی میکنند، ما نه تنها گذشتۀ خود را با آنها تعریف میکنیم که آینده خود را نیز با آنها ترسیم میکنیم، از همین روست که امروز شاهدیم در کنار این امامزادهها مهمترین بنیادهای فرهنگی در تاریخ ما شکل گرفته است.
گاهی شهرهای ما در نسبت با یک امامزاده تعریف شدهاند. اگر بسیاری از شهرهای عالم در کنار رودها و در کنار مناطق خوش آب و هوا شکل گرفتهاند، در کشور ما برخی از مناطق آباد حول محور یک امامزاده شکل گرفتهاند و این همان حیات نورانی است که هنوز هم این مناطق، حرمت و عظمت خودشان را به این شخصیتها نسبت میدهند.
این زلال جاری است که چراغ علم را روشن نگه میدارد و مبنای تفاهم اجتماعی میشود و به اعتلای فرهنگ و هنر کمک میکند.
در بروز همین محبّت است که حرم بسیاری از امامزادگان مانند یک گالری هنری است و نمونههای مختلف و متنوع هنرهای قرون را از خط، کاشی، تذهیب و منبّتکاری روی چوب و تنوع و گوناگونی رنگها و کاربرد آن را میتوان مشاهده کرد.
هنوز هم در عرصۀ اجتماعی حتی حکم دادگاه، گاه به این نحو داده میشود که شما به فلان امامزاده بروید و قسم بخورید، و هیچکس در باطن و در خلوت خود به خودش اجازه نمیدهد که خلاف آنچه که در امامزاده قسم خورده عمل کند و یا در آن جا مطلب خلافی بگوید.
با این نگاه، امامزادهها نه تنها تاریخ شیعه و هویت ما را میسازند، بلکه تاریخ ایران و هویت ایران و ایرانی را در طول تاریخ شکل داده و میدهند.
آثار و منافع مادی و معنوی امامزادگان
وجود امامزادگان بزرگوار و بقاع متبرّکۀ ایشان همچون گنجینههای ارزشمندی به شمار میروند که در طول تاریخ به مردم سرزمین ما نور و کرامت بخشیدهاند، و هم اکنون نیز دارای آثار و منافع مادی و معنوی فراوانیاند که از نظر اعتقادی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی بسیار حائز اهمیّت میباشند. اکنون به مواردی از آنها اشاره میکنیم.
الف. آثار اعتقادی:
بسترسازی برای عبادت، زیارت، راز و نیاز، توسل و ارتباط نزدیکتر با آفریدگار متعال و یافتن اخلاص و صیقل روح؛
تجلیگاه اشتیاق و ارادت مردم به خاندان عصمت و طهارتE؛
تقویت بنیانهای معرفت دینی و باورهای مذهبی عموم مردم؛
ظهور و بروز کرامتها و گشایش گرهها و رفع مشکلات و آلام حاجتمندان؛
مکانهایی برای تأمین نیازهای فطری و معنوی انسان، در ارتباط با آفریدگار جهان؛
مکانهایی معنوی برای کسب اطمینان قلب، آرامش و تقویت امید به زندگی.[5]
ب: برکات اجتماعی:
عاملی مؤثّر برای پیشگیری از بروز ناهنجاریهای اخلاقی و رفتاری و بهبود روابط فردی و اجتماعی؛
زمینهها و ظرفیتهایی مناسب برای تقویت مشارکتهای همگانی از طریق اهدای نذورات، و همکاریهای مختلف؛
بسترهای سهل الوصول و کم هزینه برای گردشگری و سیاحت، زیرا اولین و بیشترین گردشگران زائران هستند؛
مکانهای معنوی و أمن برای صرف اوقات فراغت اقشار مختلف مردم، به ویژه نوجوانان و جوانان؛
عاملی برای تقویت وحدت ملّی و تحکیم بیشتر آن در میان اقوام و فرق گوناگون، با خرده فرهنگهای متفاوت محلّی و قومی؛
ارائۀ خدمات اجتماعی، بهداشتی، درمانی برای عموم مردم، به ویژه گروههای کم درآمد؛
محوریت اماکن متبرّکه در تشکیل جمعیتها و پیدایش آبادیها و شهرها.
ج. کارکردهای فرهنگی:
مناسبتترین مکانها برای ارائۀ خدمات دینی و فعالیتهای مذهبی؛
بقاع متبرّکه که به عنوان مراکزی برای ارائه خدمات علمی، آموزشی، فرهنگی، تربیتی پژوهشی و ایجاد کتابخانه؛
مکانهایی برای ارتباط زائران با یکدیگر و تبادل فرهنگی؛
وجود ارزشهای تاریخی و میرات فرهنگی در بناها، اموال، و اشیای متبرّکه؛
تجلیگاه هنرهای گوناگون، همچون معماری قدسی، کتیبهنگاری، گچبری، آیینه کاری، نقاشی و...
اقسام امامزادگان
بقعهها و مزارهای امامزادگان به چند دسته تقسیم میشود:
دسته اول: امامزادههایی که علاوه بر شرافت نَسَبی آنها جلالتِ قدرشان معلوم و محل دفنشان هم مشخص و معین است، و استحباب زیارتشان هم به ویژه از ائمّه اطهارE، مأثور و زیارت مخصوص هم برای ایشان وارد شده است، مثل حضرت ابوالفضل العباس و حضرت علیاکبر و کریمۀ اهل بیت حضرت فاطمه معصومهE.
دسته دوم: امامزادههایی که جلالت قدر و محل دفنشان معلوم است و استحباب زیارتشان از ائمه اطهارE مأثور است، لیکن زیارتنامۀ مخصوص برای ایشان وارد نشده است، مثل جناب عبدالعظیم حسنی که در ری مدفون است و از اکابر و محدّثان و زهّاد و عبّاد و از اصحاب حضرت جواد و حضرت هادیH و از نوادگان امام حسن مجتبیA است و نسبش با چهار واسطه به آن حضرت میرسد و امام علی النّقیA به کسی که از زیارت امام حسینA برگشته بود، فرمود:
اَمّا لو انّکَ زُرتَ قَبر عبدالعَظیم عِندَکُم کَمَن زار الحسین بن عليE؛ اگر حضرت عبدالعظیم را زیارت میکردی مثل کسی بودی که زیارت امام حسینA کرده باشد.[6]
دسته سوم: امامزادههایی که جلالتِ قدر و محلِّ دفنِ آنها معلوم و مشخص است، لیکن استحبابِ زیارتشان از ناحیۀ معصوم وارد نشده است، مثل جناب احمد بن موسی الکاظمA معروف به شاهِ چراغ و برادرش محمّد بن موسی که هر دو برادر ابوینی بودند. جلالتِ قدر و محلِ دفنشان در شیراز مشخص و معلوم است و برای هر یک قبۀ رفیع عالی هست، و مثل جناب سید محمّد بن علی الهادیA که در یک منزلی، سامرا نزدیکی بلد مدفون است و به جلالتِ قدر و بروزِ کرامات معروف است، و مانند مخدرۀ مکرمه حکیمه خاتون که دختر امام جواد و خواهر حضرت امام هادی و عمّۀ حضرت عسکریEمیباشد و درک چهار امامE را نموده است و قبرش در پایین پای عسکریینH، معلوم و ضریح مخصوصی هم دارد و آن مخدّره، اوّل کسی است که چشمش به جمال حضرت حجّتA، روشن شده و آن بزرگوار را بوسیده و به آغوش گرفته است. و قبر ملیکۀ آفاق مخدّره، نرجس خاتون والدۀ ماجدۀ امام زمانA در میان ضریح مطهر حضرت عسکریینH پشت سر قبر مقدّس آن دو امام است، مثل جناب یحیی بن زید بن علی بن حسینH، که او را در جوزجان شهید کردند و مدفن و مرقد وی در نزدیکی گنبد قابوس است.
دسته چهارم: امامزادههایی که جلالت و قدرشان معلوم است، اما محل دفن آنها مردّد است، مانند علی بن جعفر الصّادقAکه محدّث جلیل القدری است که سه موضع منسوب به محلّ دفن ایشان است.
اوّل: عُریض، یک فرسخی مدینه که قبه و بارگاهی دارد.
دوم: قم، آخر خیابان چهارمردان که صحن و سرایی دارد.
سوم: در خارج شهرِ سمنان، که دارای گنبد و بارگاهی است.
یا مثل حمزة بن موسیکاظمA برادر ابوینی جناب احمد و محمّد است - که در شیراز مدفونند - جلالت قدرش معلوم است و محل دفنش در چهار بلکه پنج موضع محتمل است:
اول: در نزدیک قبرِ حضرت عبدالعظیم حسنی، قُبّه و صحن و بارگاه و ضریح نقره دارد.
دوم: در وسط شهر قم.
سوم: در سوسفید ترشیز، قُبّه و صحن و مرقد شریفی دارد.
چهارم: در جزیرهای که در جنوب حلّه است، بین دجله و فرات، قبری است مشهور به حمزة بن موسی الکاظم و...[7]
پنجم: در تبریز هم به این نام امامزادهای قرار دارد.
دسته پنجم: بقعههایی که به امامزاده مشهورند و با اسمی در بین مردم نامیده میشوند، اما مزار شناسان هیچ اطلاعی از آنان ندارند و حتی نمیتوانند احتمالی هم دربارۀ آنها بدهند که از این مکانها به بقعههای مجهول میتوان یاد کرد.
راههای شناسایی امامزادگان
برای شناسایی امامزادگان و بقاع متبرّکه ومراقدِ ایشان راههایی وجود دارد که در شناسایی هر بقعه و مرقدی که به نام امامزاده معروف است، به خصوص آنهایی که تاریخ دقیق و مشخصی ندارند، آنها را باید از این راهها شناخت.
الف. مراجعه به علم انساب، که یکی از فروع آن مزارشناسی است، یعنی مزار شناس با مراجعه به کتب تاریخی و با تحقیقات خود به این نتیجه میرسد که فلان بقعه متعلّق به چه شخصیتی از معصوم زادگان، و فلان امامزاده در کجا مدفون است.
ب. البته در تعیین هویت فرد مدفون در یک مزار، گاهی تنها رجوع به کتابهای انساب و تاریخ کافی نیست، بلکه باید به اسناد و اوراق آن بقعه و سنگ نوشتههای اطراف آن مراجعه کرد، و نیز از گفتگو با افراد خُبره دربارۀ پیشینۀ ساختمان مزار و یا متولیان که از نسل پیش از خود خاطراتی دارند غافل نماند.
ج. شهرت دیرینه بین مردم متدیّن به ضمیمۀ عدم انکار مزارشناسان، بنابراین تا هنگامی که نتوان قاطعانه سخنی برخلاف آن گفت، این شهرت یکی از قراین شناختِ مزارات و بقاع است.
د. از آنجا که بسیار دیده میشود که شخص مدفون در یک بقعه به جدّ اعلای خود امام معصومA نسبت داده میشود، باید دانست که صرف این اسناد همه جا به معنای بلافصل بودن انتساب آن شخص با امامA نیست، از این رو در اثبات بلافصل بودن یک فرد باید دقت بیشتری مبذول داشت.[8]
در بسیاری از موارد، در ذکر پدران صاحب مرقد تا اتصال به یکی از معصومینE از باب اختصار در نسب نام یک یا چند واسطه حذف شده است. هم اکنون در نقاط مختلف، امامزادههای فراوانی را میبینیم که فرزند امام موسیکاظمA معرّفی شدهاند، حال آنکه آن حضرت این همه فرزند نداشت. اینان فرزندزادگان، نبیره، نتیجه، احفاد و زراری امام موسیکاظمA هستند که در انتسابشان نام یک یا چند واسطه حذف شده و این موضوع، آنان را به شکل فرزند بلافصل امام در آورده است.
ﻫ . غالباً تحقیق در احوال این معصوم زادگان و شناخت فرد فردِ این بزرگواران در نهایت صعوبت و گاه غیر ممکن است، زیرا بسیاری از سادات از ترس عمّال جور در خفا به صورت پنهان بدین مرز و بوم آمدند و مجهول وار زیستند و ارباب انساب و نقبای سادات از احوال و پایان کار ایشان اطلاعی در دست نداشتند و در کتابهای انساب متعرّض نامشان نشدهاند. آنان چون رحلت کردند، ارباب خیر در محل بقعهای بر روی مزارشان ساخته، لوحۀ نامشان را بر آن نصب کردند، لیکن بیان حالشان ناگفته مانده است، از طرفی لوح یا سنگنوشتهای که در روز رحلت برای نصب بر مزار این بزرگواران فراهم میآمد به خط کوفی بود، در زمانهای بعد که آنها را به خط ثلث یا نسخ برمیگرداندند دشواریهای خط کوفی در اعجام، اعراب، قرائت و گاه فرسوده شدن و ریختن برخی کلمات، سبب تحریف و تصحیف میگردید، چنانکه مثلاً حسین به صورت حسن و نقی به صورت تقی و عبیدالله به صورت عبدالله و طاهر به صورت ظاهر در میآمد و از این نوع شواهد زیاد است.
علل آمدن امامزادگان به ایران
در کتب اصیل تاریخی برای آمدن امامزادگان و سادات علوی و بزرگان حجاز به ایران عللی ذکر شده که اساسیترین آن دو عامل است:
استقبال ایرانیان از منسوبان و بستگان ائمّۀ اطهارE؛
آمدن امام هشتم، حضرت علی بن موسی الرّضاA به خراسان.
استقبال ایرانیان از امامزادگان
هنگامی که نور اسلام به افق جزيرة العرب، به واسطۀ آخرین پیامبر، حضرت محمّد9 درخشید، نخستین کسی که در ایران با تحمّل مشقات طاقت فرسایی به اسلام گروید سلمان فارسی بود. او از شیعیان و ارادتمندان علیAبود. بعد از سلمان، ایرانیان مقیم یمن، ایمان آوردند، لذا در تاریخ آمده است: وقتی جنایات و مظالم بنیامیه و بنی عباس اوج گرفت و نسبت به آل علیA آنچه را که از ستم بود فروگذار نکردند، ایرانیان به کمک آنان شتافتند و با امویان و عباسیان جنگیدند. ابوحنیفه احمد بن داود دینوری مینویسد:
در لشکر مختار که به فرماندهی ابراهیم بن مالک اشتر با سپاه ابن زیاد جنگیدند، یک کلمه زبان عربی شنیده نمیشد، و همه فارسی سخن میگفتند.[9]
قیام ابومسلم و یاران او بر ضد امویان برای روی کار آمدن بنی عباس نبود، بلکه ایرانیان، طالب روی کار آمدن یکی از اولاد علیA بودند، از این رو در دورۀ بنیعباس هم به مبارزۀ خود ادامه دادند.[10]
این حکایت میرساند که ایرانیان آمادگی کامل برای استقبال و حمایت از آل محمّد و آل علیE داشتند و جدّاً در این مسیر، حق را از ناحق تشخیص میدادند. از این رو وقتی امامزادگان در فشار و سختی قرار گرفتند به ایران رهسپار شدند، زیرا در ایران احساس امنیّت و پناهندگی میکردند.
نویسندۀ مقالۀ «امامزاده» در دائرة المعارف تشیع[11] مهاجران آل ابی طالب را به چهار گروه تقسیم کرده است که اگر عامل مهاجرت هر گروه را جدا بررسی کنیم، در نهایت برگشت به همان دو عاملی است که ذکر نمودیم.
وی مینویسد:
مهاجرت سادات حسنی و حسینی به نقاط امن سرزمینهای شرقی اسلامی از صدر اسلام در حکومت جائرانۀ امویان و به طور خاص در عهد حجّاج بن یوسف خونخوار و تسلّط او بر عراقین از سوی امویان (75 - 95 ق.) که بیدادگریها و سفاکیها نسبت به فرزندان علی روا میداشت، آغاز شده بود. از نظر کلی این مهاجران بزرگوار را به چهار گروه میتوان تقسیم کرد:
الف. گروه اول، دستهای اند که به علت دشمنی امویان نسبت به خاندان علیA و کشتار بیرحمانۀ حجّاج از آنها، که برای فرار از بیدادگریها و ستمهای حاکم راهی ایران و مشرق شدند.
«اولیاء الله آملی» و «ظهیرالدین مرعشی» به کار حجّاج چنین اشارت دارند که عهد کرده بود تا هر جا سیّدی را بیابد بکشد، تا نسل ایشان منقطع گردد!
ب. گروه دوم، آنها هستند که به هنگام ولایتعهدی امام رضاA بدین سرزمین رسیدند. مهاجرت این گروه در «تاریخ رویان» نوشته «اولیاء الله آملی» بدین صورت بیان شده است:
«سادات علویه به سبب آوازۀ ولایتعهدی و حکومت امام رضاA روی بدین طرف نهادهاند و او را بیست و یک برادر بود با چندین برادرزادگان و بنی اعمام از بنی حسن و بنی حسین. اینها به ری و نواحی عراق و قومِس رسیدند که دست محبّت دنیا قلم نسیان بر جریدۀ بصیرت مأمون کشید، و تخم کینۀ امام رضاA در زمین سینۀ مـأمون نشاند و روی خرد او را به دودِ غفلت سیاه کرده، مرتبه دین و دولت بر او تباه کرد و او را بر آن داشت که با آن همه عهد که کرده بود، به آخر غدر کرد و زهر در انگور تعبیه کرده، به خورد رضای مسموم داد... چون خبر غدری که با رضاAکرده، در راه به سادات رسید، هرجا که بودند پناه به کوهستان دیلمان و طبرستان و ری نهادند. بعضی را همین جا شهید کردند و مزار ایشان باقی است و بعضی وطن ساخته، همین جا مانده، تا به عهد متوکِل خلیفه، که ظلم او بر سادات از حدّ درگذشت، بگریختند و در کوهستان طبرستان و بیشۀ این طرف جای ساختند و...».[12]
ج. گروه سوم، آنهایی اند که در خروج برخی از فرزندان علی بر خلفای اموی و عباسی شرکت داشتند، و پس از شکست آنها بدین حدود گریختند، زیرا چون او کشته میشد، خلیفه به قلع و قمع همراهان و یارانش فرمان میداد و آنان که از آن ورطه جان به در میبردند روی به کوهستان عراق و دیلم مینهادند.
د. گروه چهارم، جمعی انبوه از ساداتی اند که چون علویان زیدی مذهب در طبرستان، سلسلۀ حکومتی برای خود تشکیل دادند به ایشان پیوستند. کثرت این دسته را ابن اسفندیار در تاریخ طبرستان چنین بیان کرده است:
«در این وقت [اواسط سال 53 ق.] به عدد اوراق اشجار، سادات علویه و بنوهاشم از حجاز و اطراف شام و عراق به خدمت او [حسن بن زید] رسیدند. در حق همه مبرّت و مکرمت فرمود و چنان شد که هر وقت پای در رکاب آوردی سیصد نفر علوی شمشیر کشیده گرداگرد او کله بستندی».[13]
این چهار گروه از سادات بزرگوار چون به نواحی بالنّسبه امن ایران مانند نقاط کوهستانی عراق، قومس، ری، دیلم و نواحی طبرستان میرسیدند، رفته رفته با مردم این بلاد در میآمیختند و به تدریج صورت بومیان محل را به خود میگرفتند و سادات عصر، مقیم در نقاط مختلف کشور اعقاب و از نسل آن بزرگوارانند.
تشریف فرمایی حضرت رضا Aبه ایران
هنگامی که عباسیان روی کار آمدند، دو نیرو با آنان همواره در مبارزه بودند: یکی علویان و دیگری ایرانیان. به نظر صاحب نظران به احتمال قوی همین امر باعث شد که مأمون، حضرت رضاA را به خراسان فرا خواند و او را به قبول ولایتعهدی مجبور نماید تا با این حساب علویان و ایرانیان دست از شورش بردارند.
توضیح اینکه، پس از سقوط حکومت سیاه بنیامیه و روی کارآمدن حکومت جبّار بنیعباس، آنها نیز بر امامان شیعه و فرزندان آنان و شیعیان سخت گرفتند علت این سختگیری قیامهایی بود که علیه آنها شروع شد، مانند: قیام عبدالله بن علی، قیام نفس زکیه، محمّد المهدی، حسین بن علی بن حسن شهید فخ و قیام یحیی بن عبدالله برادر نفس زکیه در دیلم و دهها قیام دیگر از آل پیامبر9 که در طول حکومت اموی و حکومت عباسیان تا خلافت مأمون و بعد از آن نیز ادامه داشت.
آنان همواره تحت تعقیب بودند تا ولایتعهدی ظاهری امام رضاA، که مأمون از این کار نیز اهداف سیاسی را دنبال میکرد، فرزندان ائمّه و شیعیانشان کمی احساس امنیت کردند. آنان برای تشرف به محضر امام هشتم و بدان جهت که نواحی ایران برای آنها امنتر بود، و از طرفی در ایران تکیه گاهی چون امام رضاA داشتند که به پندار آنها ولیعهد صاحب قدرت بود، سعی داشتند که خود را به شهرهای ایران برسانند. یکی از عللی که آرامگاههای اولاد پیامبر9 در ایران به ویژه منطقۀ طبرستان و مازندران بیشتر از نقاط دیگر جهان، حتی بیشتر از زادگاهشان حجاز و عراق است، همین است.
در کتاب «کنز الانساب» منقول است که مأمون عباسی در سال 201ق. حضرت رضاA را برای ولیعهدی خود تعیین کرد. حضرت رضاA برای بستگان خود که در مدینه بودند نامهای فرستاد، به این مضمون «وقتی که نامه من به شما رسید بیآنکه در مدینه بمانید به سوی من بیایید» گروه بسیاری از امامزادگان که دوازده هزار و ششتصد و هفتاد و سه (12673) تن بودند مدینه را به قصد خراسان ترک کردند.[14]
بعضی گویند: چون خبر ولایتعهدی حضرت رضاA به حجاز و عراق رسید امامزادگان به ایران آمدند، نه اینکه حضرت رضا برای آنان نامهای نوشته باشند.
به هر حال وقتی که این امامزادگان از حجاز و عراق یا برای حفظ جان و یا برای اجابت دعوت حضرت رضاA و یا به عناوین دیگر به سرزمین ایران رسیدند، حوادث و وقایعی رخ داد که باعث متفرّق شدن آنان در نقاط مختلف ایران گردید. تاریخ، این وقایع را به خوبی روشن نکرده است، اما نمونههایی از آن مشخص است، همانند جریان هجرت حضرت فاطمۀ معصومهI در سال 201ق. زمان ولایتعهدی حضرت امام رضاA حضرت فاطمه معصومهI با برادران خود، فضل، علی، جعفر، هادی، قاسم و زید با بعضی از برادر زادگان و چند خدمه، از بغداد به عزم دیدار برادر عازم خراسان شدند. بعد از طی طریق چون به شهر ساوه رسیدند، گروهی از ملحدان با خبر شدند و درصدد اذیت و آزار آنها برآمده، با امامزادگان جنگ کردند. آخر الامر تمامی امامزادگان را که 23 نفر بودند شهید کردند. سپس اهالی قم مطلع شدند و حضرت معصومهIرا با احترام و تجلیل وارد قم کردند.[15]
برخی از محققان، جماعت همراه حضرت معصومهI را در حدود چهار صد نفر یا بیشتر دانستهاند که چون به ساوه رسیدند طبق دستور مأمون عباسی با مقاومت قشون حاکم مواجه شدند، گروهی متواری و برخی اسیر و عدهای که کمتر از 22 نفر نبودند کشته شدند. حتی گفته شده که عمال بنی عباس حضرت فاطمه معصومهI را در ساوه مسموم کردند. آن حضرت با حال بیماری به قم رفت، زیرا مردم قم شیعه بودند. سپس آن حضرت در قم رحلت نمودند.
در نتیجه، کریمۀ اهل بیتI و همراهانش به آرزوی خود نرسیدند، چرا که حضرت رضاA به دست مأمون به شهادت رسید و مأمون دستور قتل دیگر سادات و اولاد پیامبر را در سراسر ایران و دیگر نقاط به عمّال خون آشام خود صادر کرد، لذا اکثر مسافران و زائران امام به شهادت رسیدند و عدهای مخفی شدند و به درّهها و کوهها گریختند تا اینکه یا از گرسنگی مردند و یا در جنگ و گریز با مأموران جبّار خلفا به فیض شهادت نایل آمدند. علّت اینکه مراقد و مزارات برخی از امامزادگان در ایران در مناطق کوهستانی و صعب العبور واقع شده، همین است.
از مجموع مطالب گذشته استفاده میشود که امامزادگان بسیاری، گروه گروه، در زمان ولایتعهدی حضرت رضاAو قبل و بعد از آن به تناوب به ایران آمدهاند، و حتی در برخی مواقع که در برابر سپاه دشمن قرار میگرفتند، برای دفاع از خویش به جنگ میپرداختند تا شهید میشدند. بسیاری از این بزرگواران هم، متواری شده، ولی پس از ایامی گرفتار چنگال خون آشام مأموران میشدند و به دست آنان شهید میگشتند.
بنابراین غالب بارگاههایی را که در اطراف و اکناف ایران به امامزادگان (گرچه به چند واسطه به امام برسند) نسبت میدهند، به احتمال قوی درست است، ولی چون مردم در سابق در مقام ضبط اسامی آن بزرگواران نبودهاند، بلکه گاهی از ترس دشمنان جرأت اظهار این مطلب را نداشتند و در سابق رسم هم نبوده که سنگ لوحی روی قبر بگذارند، اسم و محل دفن غالب آن بزرگواران بر ما مخفی مانده است.
امامزادگان استان کرمانشاه
خِطّۀ غرب کشور و استان کرمانشاه به علّت پل ارتباطی آن بین ایران و عراق در زمان قدیم از موقعیت خاصی برخوردار بوده است.
شهر کرمانشاه در قدیم «قرمیسین» نام داشته است. مردم مهمان نواز و خون گرم این استان از وجود سادات و دودمان پیامبر9 و اهل بیتE بی نصیب نبودهاند تاریخ، وجود امامزادگانی را در این استان ثبت کرده است.
نسب شناس معروف «ابوعبدالله بن طباطبا»، از جمله مهاجران آل ابی طالب به قرمیسین (کرمانشاه) را ابوالقاسم حمزة بن علی بن حسین بن احمد بن محمّد بن اسماعیل بن ابراهیم مرتضی فرزند امام موسیکاظمA را نام برده که در این شهر از دنیا رفته است.[16]
ابن عنبه، از ابن طباطبا دربارۀ ابوالقاسم حمزه نقل میکند و میگوید:
و کان نعم الرجل، و مات بقرمیسین، و له اخوة و بنوعم؛[17] ابوالقاسم حمزة بن علی خوب مردی بود که در کرمانشاه وفات نمود و او یک برادر و چندین پسرعمو داشته است».
و یا اینکه «علامه سیّد جعفر اعرجی» درباره یکی از سادات و امامزادگان ساکن دینور به نام سیّد طاهر که امروز هیچ نشانی از وی نداریم مینویسد:
وَ کَانَ طاهر، جلیل القدر عند اهل الدّینور عظیم الشّأن لَدیهم وَ کانوا یُشاهِدونَ مِنهُ الکِرامَات اَلّتي لاَ تَظهرُ الاّ مِن الأولياء، و هم يتبرّکون وَ يشفَعونَ بِتربتهِ، وَ قبرهُ ظاهِرٌ یُزار؛[18] سیّد طاهر در نزد مردم دینور شخصیّتی جلیل القدر و نزد ایشان عظیم الشأن بود. مردم کراماتی از وی مشاهده میکردند که از غیر اولیای خدا از کسی سر نمیزند و مردم به تربت وی تبرّک میجستند و شفا میگرفتند و قبر وی آشکار و زیارتگاه بوده است.
با این وصف محل دفن این دو شخصیّت و امامزادۀ عظیم الشأن که در کدام نقطه از استان کرمانشاه است برای ما مشخص نیست.
ما امروز شاهد بقاع و مزاراتی در نقاط مختلف استان کرمانشاه و خطۀ غرب کشور هستیم که با نام امامزاده شهرت دارند و مورد احترام مردم منطقهاند و شجرهنامۀ برخی از آنان نیز معلوم و مشخص است.
دینور، پایگاه امامزادگان
دینور در گذشته از شهرهای آباد بوده است. همین شهر است که جغرافینویسان آن را ماه کوفه ضبط کردهاند. یعقوبی در نیمۀ دوم سدۀ سوم قمری دربارۀ این شهر مینویسد:
دینور، شهری است جلیل القدر که اهالی آن مردمی به هم آمیخته از عرب و عجماند و در دوران عمر فتح آن به انجام رسید. همین شهر است که ماه کوفه نامیده میشود، چه مالش در حساب بخششهای اهل کوفه حمل میشده است. آن را چند اقلیم و روستا است. مبلغ خراج آن به جز املاک سلطنتی پنج میلیون و هفتصد هزار درهم است.[19]
ابن خرداذبه در کتاب «المسالک و الممالک» و بلاذری در «فتوح البلدان» و مسعودی در «مروج الذّهب» و دیگر مورّخان در وصف شهر دینور مطالبی ذکر کردهاند. از این شهر دانشمندانی در رشتههای ادب، تاریخ، حدیث، تفسیر قرآن و دیگر علوم اسلامی برخاستهاند، هر چند امروز نشانی از آن شهر بر جای نمانده است. ظاهراً شهر دینور تا زمان تیمور آباد بوده است و شاید خرابی آن بعد از حملۀ امیر تیمور باشد، زیرا به گفتۀ شرف الدّین علی یزدی، امیر تیمور ساخلویی از لشکریان خود در آنجا مستقّر کرد.[20]
نظر به اینکه منطقۀ دینور، زلزله خیز است، امکان اینکه این شهر قدیمی بر اثر حوادث طبیعی از بین رفته باشد وجود دارد.
به هر تقدیر در آن زمان، برخی از سادات علوی هنگام مهاجرت به ایران وارد این شهر میشدند.
نسابۀ معروف، ناصر بن طباطبا در کتاب «منتقلة الطالبیّه» اسامی برخی از واردان به دینور از فرزندان و نوادگان خاندان عصمت و طهارت را نام برده است.
الف: از جمله اسامی واردان به دینور از فرزندان زید بن حسن و برخی از فرزندان قاسم بن حسن بن زید را به این شرح نام برده است:
اولاد داود اصغر فرزند محمّد بن هارون بن محمّد بطحانی، مطابق نقل ابن صوفی علوی عمری نسب شناس، وارد شهر دینور شده است.
احمد بن محمّد ششدیو، فرزند حسین بن عیسی بن محمّد بطحانی که از بازماندگان وی محمّد ششدیو و مهدی بودهاند.[21]
برخی از فرزندان قاسم بن محمّد بن علی زانکی فرزند اسماعیل جالب الحجاره است.[22]
ب: اسامی واردان به دینور از اولاد حسین بن علی و پس از آن از اولاد محمّد باقرA را نیز نام برده است.
ابو محمّد حسین بن ابی الحسن بن علی بن محمّد بن علی بن اسماعیل بن جعفر صادقA.
بازماندگان وی علی و عباس که هر دو فرزندانی داشتهاند.
ج: واردان به دینور از اولاد امام موسیکاظم.
احمد بن محمّد بن اسماعیل بن ابراهیم بن موسی بن جعفر بن صادق.
بازماندگان وی به نامهای حسین و عیسی.
د: واردان به دینور از اولاد حسن افطس، از جمله برخی از فرزندان حسن بن حسن افطس.
ابوطالب محمّد بن احمد بن جعفر بن حسین شاعر، فرزند علی بن حسن مکفوف بن حسن افطس.
ابوالحسن علی بن حسین بن حسین بن حسن افطس که یکی از بازماندگانش به نام طاهر بوده است.[23]
علی ملقب به کابار فرزند حسن بن ابراهیم بن حسن بن حسن بن حسین بن حسن افطس که تنها بازماندۀ وی به نام یحیی بوده است.[24]
بنابراین ورود امامزادگان و بزرگان از سادات علوی به خطۀ کرمانشاهان و منطقۀ دینور قطعی و مسلم است و تاریخ نگفته است که این سادات بزرگوار از این خطّه رفتهاند، پس طبیعی است که در همین منطقه به دیار باقی شتافته و در همین جا مدفوناند، هر چند محلّ دقیق مدفن این بزرگواران که چه کسی در کجا دفن گردیده برای ما چندان مشخص نیست.
آقای رسول جعفریان به نقل از تاریخ قم آورده است که در دینور سادات فراوانی در قرن چهارم میزیستهاند. حسن بن محمّد قمی نوشته که «ابوالحسن علی بن عالم الرئیس الشجاع الفصیح الدّینوری که جدّ سادات اشراف است که الیوم به دینور و نواحی دینورند و عدد ایشان بسیار است».[25]
مرحوم علاّمه سیّد عبد الرّزاق کمونه حسینی که آرامگاههای خاندان پیامبر9 و بزرگان صحابه و تابعان را نشان داده است و در کتاب ارزشمند «مشاهد العترة الطاهرة و اعیان الصحابة و التابعین» آورده است که در دینور ابوالحسن علی بن الحسن بن الحسین افطس بن علی اصغر بن زین العابدینA وفات یافت. ولادتش سال 189ق. در مدینه بود و 85 سال عمر کرد. درگذشت وی در سال 274ق. در دینور اتفاق افتاد. ابو جعفر یعنی امام جوادA به او دستور داد که در دینور بماند و او اطاعت کرد و تا آخر عمر در آنجا ماند. وی مردی دانشمند و با کمال بود، و از این رو برایش خطری وجود داشت.[26]
کمونه میافزاید: در دینور ابو علی حسن بن حسین بن علی بن محمّد بن علی بن اسماعیل بن صادقA اقامت داشت و نقابت طالبیان دینور بر عهدهاش بود. این مطلب را ابوطالب اسماعیل مروزی در انساب الطالبیه گفته است و قبرش را در دینور دانسته است.[27]
نتیجه آنکه امامزادگان و شخصیتهای مدفون در بقاع متبرّکۀ این استان را باید از شجرۀ سادات مهاجر به دینور و ساکن در آن شناخت.
اکنون به معرّفی برخی امامزادگان و بقاع متبرّکۀ سادات علوی که در نقاط مختلف استان کرمانشاه آرمیدهاند، در حدّ توان در چند فصل میپردازیم.
مدعی نیستیم که این تحقیق خالی از نقص است، ولی هر چه هست نخستین گامی است که در جهت معرّفی بقاع متبرّکه استان برداشته شده است. باشد که دیگر محققان آن را کامل نمایند.
قم: ذکرالله احمدی
شعبان المعظم 1431 قمری
مطابق با مردادماه 1389 شمسی
فصل اول
فلسفه زیارت
زیارت و توسل به اولیاء خدا
زیارت قبور بزرگان و انسانهای نیکنام و تجلیل و احترام آنان نه تنها مورد توصیۀ اسلام است، بلکه ریشه در فطرت همۀ انسانها دارد و در همۀ جهانبینیهای مختلف و ادیان آسمانی دیگر این موضوع به شکلهای گوناگون دیده میشود.
برای مثال، نقل شده است که در یونان باستان، وقتی ارسطو - فیلسوف معروف - در روستای «اسطاغیرا» از دنیا رفت، اهالی آن جا استخوانهای پوسیدۀ او را جمع کرده و در ظرفی مسی نهاده و در محلّی دفن کردند و پس از آن، وقتی در کارهای مختلف علمی و غیر علمی به مشکل بر میخوردند، به آن مکان رفته و در آنجا به بحث و مشورت میپرداختند و معتقد بودند که اجتماع در آن مکان به عقل آنان میافزاید و بهتر بر مشکلات فائق میآیند.
همچنین وقتی حضرت موسیA از دنیا رفت، امّت او وسایل شخصی و یادگاریهایش را در صندوقی به نام صندوق عهد یا تابوت عهد و یا تابوت سکینه جمع نمودند و به آن تبرّک میجستند، و هنگامی که به جنگ میرفتند، پیشاپیش صفوف، آن را با خود میبردند و معتقد بودند که وجود آن صندوق، به آنان آرامش و ثبات قلب میدهد.
بنابراین تجلیل از قبور پیامبران و امامان و ذرّیۀ ایشان، لازمۀ عقلی، عرفی، محبّت و مودّت نسبت به آنان است که در آیات و روایات اسلامی به آن امر شده است.
بر این اساس، وقتی انسان کسی را دوست دارد و به او عشق و محبّت میورزد، قطعاً پس از مرگ هم او را از یاد نمیبرد و همیشه یاد و خاطرۀ او را در دل زنده و در ظاهر گرامی میدارد.
اگر پذیرفتیم که مصداق بارز آیۀ شریفۀ «... بَل اَحیاَءٌ عِندَ رَبَّهِم یُرزقُونَ»[28] پیامبران و امامان، ذرّیۀ مطهرۀ ایشان، شهدا، علمای عامل و صالحان روزگارند و مطابق بسیاری از روایات، توسل به ساحت مقدسشان پس از مرگ نیز موجب گشایش امور و رفع حاجات و دفع گرفتاریها میگردد، نتیجه میگیریم که زیارت و توسّل به قبور مطهر ایشان و حاجت خواستن در این اماکن متبرّکه، آثار مثبتی خواهد داشت، بلکه امری کاملاً شرعی و عقلی تلقی میگردد.
این علاوه بر آن دسته روایاتی است که در آنها پیامبر9 صراحتاً به زیارت سفارش نمودهاند، برای نمونه در سنن ابی داود و صحیح مسلم و کتابهای روایی دیگر اهل سنّت نقل شده است که، رسول خدا9 همواره به زیارت قبر مادر خود در « ابواء»[29] میرفتند و در این مورد میفرمودند:
اِستَأذَنتُ رَبّي فِي اَن اَزُورَ قَبرَهَا، فَأذِنَ لِي فَزُورُا القُبورَ، فَانَِّها تُذَکِرکُمُ المَوت؛[30] من از خداوند برای زیارت قبر مادرم اذن خواستم و خداوند متعال اجازه داد، پس شما هم قبور مردگانِ خود را زیارت کنید که این امر شما را به یاد مرگ میاندازد.
همچنین در صحیح مسلم و سنن نسایی از طریق عایشه از رسول اکرم9 نقل شده است که فرمود: «همانا خداوند به من امر فرمود تا به قبرستان بقیع بیایم و برای آنها استغفار نمایم. عرض شد: ای پیامبرخدا! وقتی به آنجا آمدیم چگونه زیارت بخوانیم؟ فرمودند: بگو:
اَلسَّلامُ عَلی اَهلِ الدَّیارِ مِن المُؤمِنِینَ... .[31]
حاکم نیشابوری از عالمان مشهور اهل سنّت در کتاب «المستدرک علی الصحیحین» و بعد از او بیهقی در «سنن الکبری» و ابو داود در «سنن» نیز نقل کردهاند که حضرت فاطمۀ زهراI همیشه به زیارت قبر عموی خود حمزه در «احد» میرفت و در آنجا نماز میگذارد و به قبر او سلام میکرد.[32]
عبدالله بن عمر از رسول خدا9 نقل میکند که آن حضرت فرمود:
مَن زَارَ قَبرِي وَجَبَت لَهُ شَفَاعِتِي؛[33] هر که به زیارت قبر من بیاید بر من حق است که در فردای قیامت شفیع او باشم.
توصیههایی که در کتب روایی شیعه از معصومین، دربارۀ زیارت قبر مطهر رسول اکرم9 و قبور اهل بیت عصمت و طهارت و ذرّیۀ پاک ایشانE و همچنین قبور سادات، علما، شهدا، صلحای روزگار، حتی زیارت قبر پدر، مادر و همۀ قبور مسلمانان و مؤمنان وارد شده، چنان گسترده است که دهها جلد کتاب مستقل را در بر میگیرد. زیارتنامههایی که در کتب ادعیه مثل مفاتیح الجنان نقل شده، بهترین دلیل بر این امر است.
مهمتر از همۀ این استدلالات، تجربههای عینی و شهودی خود زائران این اماکن متبرّکه است که در زندگی خود و یا دیگران مشاهده کردهاند و با هیچ ترفندی نمیتوان اعتقاد و ارادت ناشی از مشاهدۀ این کرامات و معجزات را از دلهای پاک زائران زدود.
آری، چه کرامتهایی که بسیاری از زائران، در این اماکن متبرّکه با چشم خود دیدهاند، بیمارانی که گره از کارشان با توسل به این بقاع متبرّکه گشوده شده است و... تعداد این گونه کرامات در زیارتگاههای مختلف داخل یا خارج از کشور، حتی در دور افتادهترین زیارتگاهها با سندهای محکم چنان فراوان دیده و شنیده شده است که قطعاً نمیتوان همۀ آنها را به حساب اتّفاق و یا تصادف گذاشت.
ثواب زیارت امامزادگان و تعمیر قبورشان
از جمله خصایص این سلسلۀ جلیله، آن است که زیارت هر یک از آنان، همانند زیارت اجداد طاهرینشانA است، چنانکه در این زمینه روایات زیادی وارد شده و کثرت روایات هم، دلیل بر اهمیّت این امر مستحبّی است.
در حدیث از معصومE وارد شده است:
مَن لَم یَقدِر اَن یَزُورَنا، فَلیَزُر صَالِحي مَوالِينا، یُکتَبُ لَهُ ثَوابُ زِیارَتِنا؛[34] اگر کسی قادر نیست که به زیارت ما بیاید، پس زیارت کند دوستان صالح و نیک ما را، ثواب زیارت ما برای او نوشته میشود.
مضمون این روایت از امام رضاA هم نقل شده است. معلوم میگردد که زیارت افراد صالح و مؤمن، ثواب زیارت آن حضرت را دارد، بنابراین خوب است انسان به زیارت امامزادگان عالی مقام تشرّف حاصل نماید، زیرا آنها مستقیماً به اهل بیتA منسوبند.
نیز روایت شده:
مَن زَارَ ذُرَّیَّتَهُما فَکَأنَّما زارَهَُما؛[35] کسی که زیارت کند ذرّیۀ حسن و حسینA را، گویا خود آن دو امام معصوم را زیارت کرده است.
از این احادیث شریفه، استفاده میشود که زیارت بنیهاشم و ذرّیۀ پاک رسول اکرم9 عبادت مفروض و سنّت مؤکّد است و زیارتشان مشابه زیارت اجدادشان در ثواب و أجر محسوب میشود. در کتاب «ثواب الأعمال» روایتی نقل شده که حضرت رسول اکرم9 فرمود:
مَن زَارَني أََو زَارَ أحَداً مِن ذُرَّیَّتي زُرتُهُ فِي یَومِ القِيامَة فَأنقَذتُهُ مِن أَهوالِها؛[36] کسی که زیارت کند مرا، یا یکی از ذرّیۀ مرا، زیارت میکنم او را در روز قیامت و او را از هول و هراسهای قیامت میرهانم.
و قریب به حدیث یاد شده در کتاب «جامع الأخبار» است که میفرماید:
مَن زَارَ وَاحِداً مِن أََولادِي فِي الحيَاة وَ بَعدَ المَمَاتِ، فَکَأَنَّما زَارَنِي وَ مَن زَارَني غُفِرَ لَهُ اَلبَتَّة؛[37] هر کس زیارت کند یکی از فرزندان مرا در زمان حیات و بعد از ممات، چنان است که مرا زیارت کرده است، و کسی که مرا زیارت کند، البته گناهانش آمرزیده میشود.
در کتاب «فرحة الغری» شیخ مفید از أبی عامر، واعظ اهل حجاز، روایت کرده است که گفت:
خدمت امام جعفر صادقA شرفیاب شدم و عرض کردم: ای پسر رسول خدا9 برای کسانی که قبر امیرمؤمنانA را زیارت کنند و مرقد پاکش را تعمیر کنند، چه پاداشی است؟
حضرت فرمود: ای ابی عامر، پدرم، از پدرش از جدّش امام حسینA و او از رسول خدا9، روایت کرده که به حضرت امیرالمؤمنینA فرمود: یا علی! تو در زمین عراق کشته میشوی و در آنجا هم مدفون خواهی شد.
پس آن بزرگوار عرض کرد: چه پاداشی است برای کسی که قبرهای ما را زیارت کند و آباد نماید و عهد کند که به زیارت ما آید؟
رسول اکرم9 فرمود: ای ابوالحسن! خداوند قبر تو و قبور فرزندانت را بُقعهای از بقاع بهشتی، و قطعهای از قطعات بهشت قرار داده است. خداوند دلهای نجیبان و برگزیدگان از بندگانش را به سوی شما گرایش داده است. آنها برای تقرّب به خدا و اظهار محبّت به رسول خدا9 در راه رسیدن به قبور شما، هر ذلّت و اذیّتی را به جان میخرند و فراوان به زیارت قبور شما میآیند. آنها از معدود افرادیاند که به شفاعت من راه یافته و به حوض من وارد میشوند. آنها در بهشت به زیارت من نایل خواهند شد.
یا علي! وَ مَن عَمَّرَ قُبُورَکُم فَکَأنَّماَ اَعَانَ سُلَیمَانَ بنَ داوُدَ عَلیَ بِنَاءِ بَیتِ المَقَدَّسِ؛ یا علی ! کسانی که در آبادانی و تعمیر قبور شما تلاش کنند و ملتزم به زیارت شما باشند، همانند کسانیاند که در ساختن بیتالمقدس مددکار حضرت سلیمان بن داودA باشند.[38]
از این روایات، بزرگی و عظمت ثواب زیارت امامزادگان فرزندان ائمّه، به درستی دانسته میشود، لذا مؤمنان، شیعیان و علاقهمندان به خاندان اهل بیت عصمت و طهارت باید به زیارت قبور این اختران فروزان و ستارگان درخشان بشتابند و در تعمیر قبورشان احساس مسئولیت نمایند تا مشمول شفاعت رسول خدا 9و ائمۀ طاهرینE واقع شوند.
براساس همین روایات است که شیعیان به تبّعیت از بزرگان دین و علمای اسلام این چنین پروانهوار گرد شمع وجود امامزادگان و بقاع متبرّکۀ آنها میچرخند و ارادت میورزند.
حکایتی از ملاّ فتحعلی سلطان آبادی
یکی از بزرگان علمای اخلاق نجف، آخوند ملا فتحعلی سلطان آبادی بود. سلطان آباد همان اراک فعلی است. این بزرگوار شخصیتی بود که بزرگان علما افتخار میکردند که مجلس او را درک کردهاند.
آیتالله العظمی اراکی نقل کردهاند که اگر کسی از اراک به زیارت عتبات عالیات میرفت و خدمت ایشان میرسید و میگفت، من اراکی هستم، مرحوم ملاّ فتحعلی سلطان آبادی میفرمود: امامزادهای در مشهد میقان 12 کیلومتری شهر اراک به نام شاهزاده محمّد عابد مدفون است. اگر تو قول میدهی که هر شب جمعه امامزاده محمّد عابد را به نیابت از من زیارت کنی، من هم قول میدهم هر شب جمعه در نجف به نیابت از تو آقا امیرالمؤمنینA را زیارت کنم![39]
آری، ارادات این عالم ربانی به امامزاده عابد به گونهای است که تمام ترقیات و پیشرفتهای عرفانی خود را به آن حضرت وابسته میداند و آن را در جملهای خلاصه کرده که من هرچه دارم از حضرت محمّد عابدA دارم![40]
زیارتنامۀ عمومی امامزادگان
حاج شیخ عبّاس قمیّ در کتاب مفاتیح الجنان میفرماید:
در زیارت امامزادگان عظام و شاهزادگان عالیمقام، که قبورشان محلّ فیوضات، برکات و موضع نزول رحمت و عنایت الهیّه است و علمای اعلام تصریح به استحباب زیارت قبور ایشان فرمودهاند و بحمدالله تعالی در غالب بلاد شیعه قبورشان موجود و بلکه در قری و بریّه و اطراف کوهها و درّهها پیوسته ملاذ درماندگان و ملجأ واماندگان و پناه مظلومین و موجب تسلّای دلهای پژمردگان بوده و خواهد بود تا یوم قیامت، و از بسیاری از ایشان کرامات و خوارق عادات هم مشاهده شده... .
بیتردید زیارت امامزادگان، هرگاه از روی معرفت و توأم با بصیرت و آگاهی باشد، خود به مثابۀ تجدید پیمان با اهل بیتE است. این چنین عهد و میثاقی در شناخت اهداف ائمّه هدیE و استمرار حرکت آنها و گسترش آیین عدالت پرور تشیّع نقش به سزایی دارد.
امامزادگان را به هر لفظی که متضمّن تعظیم و احترام باشد میتوان زیارت کرد، یا اینکه سورهای از قرآن خواند و ثواب آن را نثار آن قبور نمود.
امّا سیّد اجلّ، علی بن طاووس در کتاب «مصباح الزائر»[41] دو زیارت برای امامزادگان نقل نموده که ما هر دو زیارتنامه معروف امامزادگان را در اینجا ذکر مینمائیم.
وی میفرماید: چون قصد کردی زیارت کنی یکی از فرزندان ائمّهE را، پس بایست و بگو:
اَلسَّلامُ عَلَیکَ اَیُّهَا السَّیَّد الزََکِيُّ الطّاهِرُ الوَلِيُّ وَالدّاعِيُ الحَفِيُّ، اَشهَدُ اَنَّکَ قُلتَ حَقّاً وَ نَطَقتَ حَقّاً وَ صِدقاً وَ دَعَوتَ اِلیَ مَولاي وَ مَولاَکَ عَلانِيَّةً وَ سِرّاً، فَازَ مُتَّبِعُکَ وَ نَجَی مُصَدَّقُکَ، و خَابَ وَ خَسِرَ مُکَذَّبُکَ وَ المُتَخَلَّفُ عَنکَ، اِشهَد لِي بِهذِهِ الشَّهادَةِ لاَِکُونَ مِنَ الفَائِزینَ بِمَعرِفَتِکَ وَ طاعَـتِکَ وَ تَصدِیقِکَ وَ اتّباعِکَ. وَ السَّلامُ عَلَیکَ یَا سَیّدِيّ وَ ابنُ سَیَّدي، اَنتَ بَابُ اللهِ المُؤتَي وَ المَأخُوذُ عَنهُ، اَتَیتُکَ زَائِراً وَ حَاجَاتِي لَکَ مُستَودِعاً وَ هَا اَنَا ذَا اَستَودِعُکَ دِیِني وَ اَمانَتِي وَ خَواتیِمَ عَمَلِي وَ جَوَامِعَ اَمَلِي اِلیَ مُنتَهَي اَجَلِي وَ السَّلامُ عَلَیکَ وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ؛ سلام بر تو، ای آقای پاکیزه سیرت پاک گوهر، دوست حق و دعوت کننده به سوی خدا. گواهی میدهم که تو بحقّ سخن گفتی، و بحقَّ و راستی بیان کردی، و خلق را به سوی خدا، مولای من و مولای خود خواندی در آشکار و پنهان، سعادت یافت و پیروز شد هرکه تو را پیروی کرد، و نجات یافت هر که تو را تصدیق نمود، و محروم و زیانکار شد هر که به تکذیب و مخالفتت برخاست. گواهی ده به این شهادتِ من نزد تو، تا من به واسطۀ معرفت و طاعتت و تصدیق و پیرویت از اهل فوز و سعادت گردم. سلام بر تو، ای آقای من و فرزند آقای من! تو درگاه رحمت خدایی که از آن درگاه اُمّت باید در آیند، و از آن درگاه مأخوذ شوند. من به زیارت حضرتت آمدم و حاجاتم را نزد شما ودیعه نهادم، و اینک دینم و امانتم را نزد شما به ودیعه میسپارم تا هنگام فرا رسیدن اجلم [نگهداری کنید و به وقت مرگ به من بسپارید] تحیّت، رحمت و برکات خدا بر تو باد.
زیارت دیگر برای امامزادگان
السّلامُ عَلیَ جَدِّکَ المُصطَفَی، السَّلاَمُ عَلیَ أَبِیکَ المرُتَضَی الرّضَا. السَّلاَمُ عَلَی السَیَّدینِ الحَسَنِ وَ الحُسَینِ، السَّلاَمُ عَلَی خَدِيجَةَ أُمِّ سَيَّدَةِ النِّسَاءِ العَاَلمِینَ، السَّلاَمُ عَلَی فَاطِمَة أُمِّ ائمَّةِ الطَّاهِرینَ، السَّلاَمُ عَلَی النُّفُوسِ الفَاخِرَةِ، بُحُورِ الُعلُومِ الزَّاخِرَةِ، شُفَعَائِي فِي الآخِرَةِ وَ اَولیَائي عِندَ عَودِ الرّوحِ اِلَي العِظَامِ النَّاخِرَة، اَئمَّةِ الخَلقِ وَ وُلاَةِ الَحقَّ، السَّلاَمُ عَلَیکَ اَیُّهَا الشَّخصُ الشَرِیفُ الطَّاهِرُ الکَرِیمُ، أَشَهُد اَنَّ لاَ اِلَهَ اِلاَّ اللّهُ وَ اَنَّ مُحَمَّداً عَبدُهُ وَ مُصطَفَاهُ، وَ اَنَّ عَلِیّاً وَلِیُّهُ وَ مُجَتَبَاهُ، وَ اَنَّ الاِمَامَةَ فِي وُلِدهِ اِلَی یَومِ الدِّینِ، نَعلَمُ ذَلِکَ عِلمَ الیَقینِ وَ نَحنُ لِذَلِکُ مُعتَقِدُونَ وَ فِي نُصرَتِهِم مُجتهَدوُنَ.؛[42] سلام و تحیّت بر جدّ بزرگوارت محمّد مصطفی9 سلام بر پدر بزرگوارت علی مرتضی که صاحب مقام کامل رضاست. سلام بر دو سیّد حسن و حسین. سلام بر حضرت خدیجه، مادر سیّدۀ زنان عالم، سلام بر حضرت فاطمۀ زهرا مادر بزرگوار ائمۀ طاهرین، سلام بر نفوس با فخر و شرافت که دریای موّاج علوم الهیاند، و شفیعان من در عالم آخرتند و یاران و دوستان من در بازگشتن روح در استخوانهای پوسیدۀ مردگان و پیشوایان خلق و صاحبان امر خلافت از جانب حق، سلام بر تو ای شخص با شرافت پاک گوهر بزرگوار کریم. گواهي ميدهم که خدایی جز خدای یکتا نیست، و محمّد 9 بندۀ خاصّ و رسول اوست به سوی خلق، و برگزیدۀ اوست از تمام عالم، و گواهی میدهم که علیA ولی خدا و حجّت او بر خلق است، و برگزیده از خلق نزد خداست، و گواهی میدهم که مقام امامت، منحصر در فرزندان اوست و تا روز قیامت این علم یقینی من است و بر این عقیده هستم و در یاری آنها کمال جهد و کوشش را دارم.[43]
فصل دوم
امامزادگان شهرستان کرمانشاه
امامزاده سیّده فاطمه
این بقعه در میدان آزادی شهر کرمانشاه قرار دارد. در گذشته این بقعه به صورت چهار طاقی سرپوشیده بود. براساس کتیبۀ موجود در بنای این مقبره در سال 1283ق. از سوی «مصطفی قلی میرزا» فرزند امام قلی میرزا عماد الدّوله، والی معروف غرب احداث شد. در سالهای اخیر این بنا به همت ادارۀ اوقاف تخریب و ساختمان آجری جدیدی به جای آن ساخته شده است. این بقعه یکی از زیارتگاههای قابل احترام مردم کرمانشاه به ویژه بانوان است. در داخل این بقعه دو سنگ قبر وجود دارد. نوشتههای هر دو قبر یکی مربوط به شخصی به نام «شیخ علی» و دیگری - به تاریخ سال 165ق. به «سیّده فاطمه» تعلق دارد.
در اینکه آیا این تاریخ صحیح یا نادرست است، دو دیدگاه وجود دارد: برخی معتقدند که سیّده فاطمه، دختر امام موسیکاظمA و جزء فواطم اربعه است.[44]
عدهای دیگر معتقدند که سال 1065ق. سالِ تعمیر این بناست که به اشتباه 165ق. نوشته یا خوانده شده است.
به هر حال دربارۀ شخصیّت مؤنث مدفون در این بقعه، قولِ صریح، سند معتبر و مشخصی ارائه نشده است، لیکن با وجود اشارات و امارات موجود میتوان به نسب شریف خفته در مزار پی برد.
علمای انساب از سکونت فرزندان علی الدّینوری بن موسی الثّانی بن ابراهیم المرتضی بن امام موسی الکاظمA در دینور خبر دادهاند.[45] برخی از او با نام زنبوری یاد کردهاند که ظاهراً تصحیف دینوری است.[46] او دارای چهار فرزند به اسامی ابومحمّد حسن، و ابوالفضل حسین (مادرشان از بنی الأفطس) و احمد و موسی بود و تنها از دو فرزند اولی دارای نسل است.[47] از فرزندان حسن بن علی دینوری، سیّد احمد الکاتب بن علی بن محمّد بن حسن است که از نزدیکان بهاء الدّوله دیلمی بوده است.[48]
عُبیدلی و عمیدی نسّاب، فرزندان طاهر بن ابی الفضل حسین بن علی الدّینوری را در دینور دانستهاند.[49]
علّامه سیّد جعفر اعرجی دربارۀ این سیّد طاهر مینویسند:
و کان طاهر جلیل القدر عند اهل الدّینور، عظیم الشّأن لدیهم، و کانوا یشاهدون منه من الکرامات التي لاتظهر الاّمن الاولیاء، و هم یتبرکون و یستشفون بتربته، و قبره ظاهر یزار؛ سیّد طاهر در نزد مردم دینور شخصیّتی جلیل القدر و نزد ایشان عظیم الشأن بود. مردم کراماتی از وی مشاهده میکردند که از غیر اولیای خدا از کسی سر نمیزند و مردم به تربت وی تبرّک میجستند و شفا میگرفتند و قبر وی آشکار و زیارتگاه بوده است.[50]
سیّد طاهر دو فرزند به نام سیّد علی معروف به ناقص و سیّد موسی دارد. سیّد علی ناقص نیز دارای چهار فرزند پسر به نامهای؛ حسن، طاهر، محسن و مهدی بوده که در دینور و نواحی آن سکونت داشتهاند. از فرزندان سیّد حسن بن علی الناقص، سیّده فاطمه بنت ابی جعفر محمّد بن حسن بن علی الناقص بن طاهر بن حسین بن علی الدّینوری بن موسی الثانی بن ابراهیم المرتضی بن امام موسیکاظمA است که در دینور سکونت داشته و دارای سه برادر به نامهای؛ ابو عبدالله حسین، ابوالصادق، حسن، ابوالفتوح شرفشاه است. مادر سیّده فاطمه از طایفۀ «غوریه» کرمانشاه بوده است.[51]
بنابراین میتوان احتمال قریب به یقین حاصل نمود که خفتۀ در این مزار، همین سیّده فاطمه است که در قرن پنجم قمری میزیسته است.
2. امامزاده ابراهیم
این بقعۀ مبارکه در بخش مرکزی کرمانشاه، واقع در ضلع شرقی طاق بستان واقع شده و منسوب به امام موسیکاظمA میباشد. در سنگ نوشتۀ روی مزار که جدید است مرقوم گردیده: «بقعۀ متبّرکۀ سیّد محمّد ابراهیم بن موسیکاظم.
بر روی مزار ضریحی آهنی مشبک مستطیل شکل بسیار زیبا نصب شده و در سقف بقعه تیرآهن به کار رفته و با آیینهکاری تزیین یافته است.
دو سنگ نوشتۀ قدیمی هست که در یکی این عبارت به صورت برجسته حک شده و به دیوار امامزاده نصب است: «فی تاریخ ماه ذی (که احتمالاً ذی العقده یا ذی الحجة باشد) سنة تسع و ثمانین (89) و در سنگ نوشتۀ دیگر آمده: «فی تاریخ ماه سنة تسع و ثمانین» که احتمالاً تاریخ فوت و درگذشت شخص مدفون در بقعه باشد. و لیکن نظر به اینکه این تاریخ نمیتواند با زمان زیست فرزندان امام موسیکاظم منطبق باشد، چرا که نسل امام هفتم مربوط به نیمه پایانی قرن دوم به بعد است احتمالاً این تاریخ سنه «مأة و تسع و ثمانین» باشد که همزه به صورت الف درآمده و «مأة» به صورت ماه فارسی و جای «مأة» و «سنه» عوض شده است.
3. امامزاده باقر بن موسی الکاظم
در کیلومتر 30 بالادست جادۀ آسفالت همدان - کرمانشاه در قسمت ورودی شمالی قبرستان قدیمی بیستون، بقعۀ مبارکۀ حضرت امامزاده باقر بن موسی الکاظمA واقع شده است.
بنای قدیمی بقعه، آجر و دارای گنبدی عرقچینی، و صندوقی سادۀ چوبین بر روی مرقد بود که در سال 1387ش. از سوی ادارۀ اوقاف استان کرمانشاه این زیارتگاه به صورت اساسی با توسعه بیشتر نوسازی و تجدید بنا گردید.
بقعه به صورت مستطیل است و از آهن و آجر ساخته شده است. درب ورودی بقعه از ایوان باز میشود که در سمت قبله واقع شده است. بقعه از چهار طرف نور میگیرد و به تناسب پنجره و نورگیر تعبیه شده است. گنبدی عرقچینی برفراز بقعه است که با کاشی سبز فیروزهای تزیین یافته است. نمای بیرونی بقعه از آجر 5 سانت اصفهان ساخته شده است.
ضریحی از جنس فلز آب طلا و نقره با نقوش قملزنی و میناکاری به طول 3 و عرض 2 با ارتفاع 5/2 متر بر روی مرقد و در وسط بقعه، دقیقاً زیر گنبد، به جای ضریح چوبی قدیمی به همت هیأت امنای امامزاده و ادارۀ اوقاف استان کرمانشاه نصب گردیده است.
کف بقعه و ازارۀ آن، دور تا دور به میزان یک متر و سی سانت از سنگ مرمر سبز تزیین یافته است و بالاتر از آن تا زیر سقف با آیینه مزیّن شده است.
اطراف ضریح رواق است و سقف رواقها نیز آیینه کاری شده است. «پژوهشکدۀ انساب سادات» در قم منسوب بودن امامزاده باقر بیستون به حضرت امام موسی الکاظمA را تأیید کرده است.
4. بقعۀ امامزاده قاسم
در سمت چپ جادۀ کرمانشاه به کامیاران نرسیده به پل راز آور، در فاصله 6 کیلومتری وَرَله، منطقۀ (میان در بند) در روستای پا امام (که این روستا هم نام خود را از همجواری امامزاده کسب کرده است) بقعۀ مبارکۀ حضرت امامزاده سیّدقاسمA واقع شده است.
بقعۀ این امامزاده در قسمت میانی قبرستانِ بسیار قدیمی منطقه (میان در بند) معروف به «پا امام» در سینۀ کوه واقع شده است که تا سطح ایوان و در ورود بقعه 12 پله ارتفاع دارد.
بنای قدیمی امامزاده سیّد قاسم، آجری و دارای گنبدی ساده و ضریحی آلومینیوم بود که اخیراً به همّت سازمان اوقاف و امور خیریۀ استان کرمانشاه با توسعۀ بیشتر نوسازی شده و با زیرساختی حدوداً به مساحت چهارصد متر مربع به طول 25 و عرض 16 متر تجدید بنا گردیده است.
اساس ساختمان بقعه، اسکلت فلزی و آجری است که شامل دو قسمت است و بخش اعظم آن به طول 20 و عرض 10 متر شامل مسجد و روضۀ مطهر است. محرابی نیز در وسط ضلع جنوبی، مقابل ضریح قرار داده شده است.
بر فراز مرقد، گنبدی مدّور و دو گلدسته (مناره) بنا گردیده که هنوز نما کاری آنها به اتمام نرسیده و قرار است گنبد این بقعه با استیلِ سفید پوشیده شود.
ضریح منّور امامزاده قاسم، مشبک فلزی آب طلا و آب نقره کاری شده به طول 3 و عرض 2 و ارتفاع 5/2 متر است که دقیقاً در زیر گنبد بر روی مرقد به جای ضریح قبلی نصب گردیده است.
ساخت ضریح جدید به سفارش و هزینۀ شخصی آقایان، حاج سیّد مجتبی و حاج سیّد حسن هاشمی که از خیّرین منطقهاند و خود را نیز به انتساب به این امامزاده مفتخر میدانند انجام پذیرفته است.
قسمت دیگر ساختمان بقعه، رواق است که در ضلع شمالی به طول 20 و عرض 6 متر با راه ارتباطی به مسجد و روضۀ مطهر مجزا شده است.
نمای بقعه از بیرون تا لب بام از آجر 5 سانت اصفهان است. بقعه از سه طرف (شرق، غرب و جنوب) نورگیر دارد و چند پنجره در آن تعبیه گردیده است.
کف بقعه و ازارۀ آن تا میزان یک متر وسی سانتیمتر(دور تا دور) با سنگ گرانیت تزیین یافته و بقیۀ دیوار بدنه تا زیر سقف با آیینهکاری مزّین شده است.
درب ورودی بقعه از ضلع شرقی باز میشود و ایوان بقعه نیز به طول حدود 15و عرض 5 متر در همین ضلع قرار گرفته است که با پیشانی طاقهای جناغی مسقف شده و با توجه به ارتفاعی که بقعه و ایوان آن دارد چشمانداز زیبایی از مناظر طبیعت منطقه جلوهگر است.
در ضلع شمالی بقعه یک باب حسینه به مساحت بیش از چهارصد متر مربع (20×20) بدون احتساب ایوان و دو باب اتاق که در دو طرف ایوان حسینیه قرار دارد با تمام تجهیزات، جهت برگزاری مراسم ترحیم و عزاداری مردم منطقۀ از سوی خانواده اسعدی در سال 1382ش. به یاد بود فرزندشان مرحوم افشین اسعدی که در یک سانحه جان خود را از دست داد، بنا گردیده است.
نسب امامزاده قاسم
همان طور که در بین اهالی مشهور است این امامزاده از نوادگان حضرت امام موسیکاظم است. سنگ نوشتۀ روی قبر امامزاده جدید است که احتمالاً از روی سنگ نوشتۀ قدیمی مرقوم گردیده که چنین است:
بسم الله الرحمن الرحیم، السلام علیک[علیکم] یا اهل بیت النبُّوة. حضرت امامزاده قاسم بن موسی الکاظمA الوفات سنۀ چهارصد و شصت هجری.
در قسمت دو طرف سنگ قبر این رباعی حک شده است:
گر، به کارت در زنـدگی گِـره خـورده
بزن تو حلقه بر این در، گره گشاه اینجاست
دارم از درماندگی دست دعا بر آستانت
چون کبوتر پر میزنم، گـرد حرم در آسمانت
اهالی منطقه (میاندربند) اعتقاد خاصی به این امامزاده دارند. تمام روستاهای دور و نزدیک اموات خود را در جوار امامزاده قاسم دفن مینمایند و روزهای پنجشنبه و جمعه و ایام تعطیل، این امامزاده زائر فراوان دارد.
جادۀ امامزاده تا مقابل بقعه، آسفالت است. بقعۀ امامزاده، دارای سرویسهای بهداشتی زنانه و مردانه است.
در ضلع جنوبی (سمت قبله) بقعه یک درخت تنومند (وَ نَوشک) قرار دارد که تاریخ غرس آن را هیچ یک از معمّرین منطقه به یاد ندارد و احتمالاً خودرو و جنگلی است.
ما قبلاً در مقدّمه خاطرنشان کردیم که یکی از راههای شناسایی شخصیّت مدفون در هر بقعه و راه به دست آوردن نسب وی به معصوم یا معصوم زادگان شهرت محلّی بین مردم و توجه به سنگ نوشتههای روی مزار است.
در سنگ نوشتۀ قدیمی سنۀ وفات امامزاده در سال چهارصد و شصت(460) قید شده، چنانکه در سنگ نوشتۀ جدید مکتوب است بر این اساس و به اعتقاد اهالی، امامزاده قاسم از نوادگانِ امام هفتم و به سلطان سیّد قاسم مشهور است.
ولی اگر شهرت امامزاده یعنی سلطان سیّد قاسم را ملاک بدانیم، آن وقت شخصیّت مدفون در بقعه از سادات حسنی و از نوادگان سیّد علی زانکی خواهد بود که با شش واسطه به قرار ذیل به امام حسنA نسب میرساند:
سیّد قاسم بن قاسم الملک بن ابی طاهر محمّد بن ابی القاسم علی الزانکی بن اسماعیل بن حسن بن زید بن امام حسنA.
ابن طباطبا از جمله واردان به دینور را سیّد قاسم بن محمّد بن علی الزّانکی معرّفی میکند که ملقب به ملک یعنی سلطان بوده است.[52] فرزندان او به ابن ملک حسنی خوانده میشوند. از اینرو امامزاده به سلطان سیّد قاسم معروف شده است.
ابن مهنّا برای سیّد قاسم، برادری به نام سیّد علی ذکر میکند که ظاهراً او نیز در کرمانشاه سکونت داشته است.[53] مؤّید این مطلب این است که «پژوهشکدۀ انساب سادات» قم نیز امامزاده قاسم در پا امام را «قاسم بن محمّد بن علی بن اسماعیل حالب الحجارة بن حسن بن زید بن الامام حسن المجتبیA» معرّفی کرده است.
بنابراین شجرنامۀ ترسیمی در پایان کتاب که از کتب انساب استخراج گردیده با امامزاده قاسم و شخصیت مدفون در بقعۀ پاامام (میان دربند) قابل انطباق است.
نویسنده دائرة المعارف بقاع متبرّکه ضمن تقویت نسب حسنی امامزاده قاسم احتمال داده است که وی از نوادگان امام هفتم باشد، چرا که در میان نوادگان آن حضرت که در دینور و کرمانشاه سکونت داشتهاند، تنها میتوان از نوادگان علی الدّینوری بن موسی ابی سُبحة بن ابراهیم المرتضی نام برد که در میان آنان ابوالقاسم بن احمد بن علی بن احمد بن علی بن محمّد بن حسن بن علی الدّینوری بن موسی بن ابراهیم المرتضی بن امام موسیکاظمA شناخته شده است.
وی صاحب یک فرزند به نام سیّد علی بوده است.[54]
عبیدلی نساب، احمد بن علی بن محمّد بن حسن، یعنی جدّ سیّد ابوالقاسم را ندیم بهاء الدّوله دیلمی و از کاتبان وی معرّفی میکند.[55] بنابراین وی در بغداد زندگی میکرده و همچون دیگر پسر عموهای خود از بغداد به دینور کرمانشاه مهاجرت نموده است. اگر شهرت امامزاده قاسم که را سلطان سیّد قاسم است نپذیریم، میتوان قول دوم یعنی موسوی بودن شخصیّت مدفون در بقعه را قبول نمود. و الله العالم.
قاپی شاه نجف (درب حرم امیرالمؤمنینA)
یکی از مساجد با شکوه قدیمی دورۀ قاجار در شهر کرمانشاه، مسجد عمادالدوله است که در سال 1285ق. از سوی امام قلی میرزا عمادالدّوله والی غرب در بازار زرگرها ساخته شد.
این مسجد، دارای صحن مرکزی است و در پیرامون آن حجرههایی برای سکونت طلاب علوم دینی ساخته شده است. بازار و کاروانسرای عمادالدّوله با صدها مغازه و حجره وقف بر مصارف این مسجد است.
پس از ساخت این مسجد، بانی آن یکی از دربهای حرم حضرت علیA را به کرمانشاه آورد و در ورودی این مسجد نصب نمود و به جای آن درب نقرهای دیگری را وقف آستانۀ علوی کرد. این درگاه چوبی به دورۀ صفویه تعلّق دارد، و از آن تاریخ به لحاظ تعلّق این درب به حرم مولی علیA همواره مورد توجه و زیارت ارادتمندان آستان قدس علوی است و حاجتمندان برای حلّ مشکلات خود بدان قفل میبندند.
فصل سوم
مزارات شهرستان اسلام آباد غرب
5. امامزاده حمزه (حسن)
آستانۀ باشکوه امامزاده حمزه در منطقۀ هرسم در فاصلۀ 40 کیلومتری اسلام آباد غرب و 11 کیلومتری بخش حمیل بر بالای تپهای قرار دارد که حدود 275 متر از سطح جاده آسفالت ارتفاع دارد.
این امامزاده در نزدیکی روستای «روتوند» واقع است. در دامنۀ تپهای که بقعۀ امامزاده واقع شده، گورستانی است که مردم منطقۀ هرسم اموات خود را در آن به خاک میسپارند.
بقعۀ این امامزاده بازسازی شده و بنای جدید از تیرآهن و آجر است که با وسعتی گسترده به جای بقعۀ سادۀ قدیمی امامزاده ساخته شده است. مساحت کل بنای بقعه با ایوان و زائرسرا حدود هزار متر است.
شکل بقعه به صورت مربع به ابعاد 28×28 متر با ارتفاع حدود 5 متر است. بر روی مرقد، ضریحی مشبک به طول 3 و عرض 2 و ارتفاع 5/2 متر از جنس فلز آب طلاکاری شده است که به همت هیأت امنا و ادارۀ اوقاف استان کرمانشاه بر روی قبر نصب شده و بر روی ضریح، شجره نامۀ امامزاده نوشته شده است.
چهار طرف ضریح رواق است. کف بقعه و ازارۀ حرم تا حدود یک متر و نیم از سنگ مرمر سبز تزیین یافته و بالاتر از آن تا زیر طاق و همچنین سقف کلّ بقعه با آیینهکاری تزیین شده است.
بر فراز بقعۀ روی ضریح مطهر، گنبدی مدوّر قرار دارد که با ایزوبام به رنگ آلومینیوم پوشیده شده است. زیر گنبد از داخل با آیینهکاری رنگی طراحی گردیده و بر ازارۀ زیر گنبد، آیات قرآنی چهار قل با زمینۀ سبز و همچنین نامهای مبارک چهارده معصوم مزین شده است.
ایوان مقابل امامزاده با ارتفاع 8 متر در ضلع شمالی بقعه قرار گرفته و در ورودی بقعه نیز در همین قسمت قرار دارد. طول ایوان به اندازۀ عرض بقعه است که در قسمت در ورودی حدود 10 متر است و از دو طرف شرقی و غربی با ده پله پایینتر به دو طرف شرقی و غربی ایوان متصل میشود.
در ورودی بقعه دو لنگه حدود 180 سانتیمتر با ارتفاع بیش از 3 متر است که در کتیبۀ چوبی بالای سردر آن سورۀ مبارکۀ «کوثر» و آیۀ شریفۀ «وان یکاد» به صورت برجسته کندهکاری شده است.
دو گلدسته در دو طرف ایوان امامزاده قرار گرفته که از داخل مجّوف و با پله آهنی تا مأذنه راه دارد. نمای گلدستهها با کاشی فیروزهای گل و بوته مزّین شده و نمای بیرونی بقعه (دور تا دور) آجر 5 سانت اصفهان به کار رفته است.
در ضلع شرقی، غربی و جنوبی بقعۀ امامزاده چهارده باب اتاق به ابعاد 4×5 متر برای زائرسرا ساخته شده است که با توجه به اینکه بقعۀ مطهر در بلندی قرار گرفته، چشمانداز زیبا و شگفتانگیزی از مناظر طبیعی منطقه را نشان میدهد.
نسب امامزاده حمزه (حسن)
شجرهنامۀ امامزاده حمزه، معروف به امامزاده حسن واقع در هرسم، بخش حُمیل اسلام آباد غرب براساس دستخطی که منسوب به علاّمه نسّاب مرحوم آیتالله العظمی سیّد شهاب الدّین مرعشی نجفی است که در پاسخ استعلام یکی از بزرگان محل از هویت چند امامزادۀ مدفون در منطقه «هلیلان» و «هرسم» چنین مرقوم فرمودهاند:
بسمه تعالی به عرض عالی میرساند... راجع به امامزاده محمّد مدفون در هُلَیلان سابقاً هم مرحوم مبرور فاضل ارجمند آقای سردار کابلی طاب ثراه از حقیر خواسته بود و حقیر آنچه در مدارک موجود نزد خود تفحص کردم چیزی نیافتم از ایشان و هم چنین از سرکار عالی خجلم از بیاطلاعی خود.
و راجع به امامزاده حسن درهرسم به عرض میرسد چند امامزاده در کتاب «منتقله» اسم میبرد که درهرسم مدفون هستند.
1. حمزة ابوالقاسم بن علی بن طعنة بن حمزة بن محمّد بن عبدالرحمان الشجری ابن القاسم بن حمزة بن محمّد البطحانی، که از اولادانِ حسن بن زید بن امام حسن مجتبیA است.
2. القاضی الکیا ابوعبدالله بن الحسین امیرکا خشّاب ابن علی بن زید بن علی بن عبدالرّحمان شجری مذکور.
3. ابوالقاسم حمزة سراهنگ بن علی بن زید بن علی بن عبدالرّحمان شجری مذکور.
4. زید بن احمد بن عبدالله بن محمّد بن عبدالرحمان شجری مذکور.
این چهار امامزاده را در کتاب «منتقلة الطالبیّه» که از کتب معتبر است و در سنۀ 500ق. تألیف شده ذکر میکند. به هر حال مدرک موجود نزد حقیر این است و بیش از این اطلاعی ندارم. « شهابالدین الحسینی مرعشی النجفی.[56]
به نظر نویسنده در نوشتۀ مرحوم آیتالله مرعشی نجفی اشتباه قلمی رخ داده است، زیرا ایشان به استناد آنچه در کتاب «منتقلة الطالبیّه» تألیف نساب معروف ابواسماعیل ابراهیم بن طباطبا که از نسب شناسان سرشناس قرن پنجم است این مطلب را با توجه به حافظۀ ذهنی نگاشتهاند. همانطور که ایشان مرقوم داشتهاند در کتاب مذکور از این چهار امامزاده یاد کرده و از آنها اسم برده است،[57] ولیکن این عالم نساب از محل و منقطهای به نام «هرسم» اسمی نبرده است، بلکه بعد از ذکر نام و نسب هر یک از این چهار امامزاده، محلّ زندگی و دفن آنها را «هوسم» ذکر نموده است، و در همان صفحه پنج بار با عنوان «ذِکر مَن ورد بِهَوسَم» اسم (هوسم) را آورده است.
«هوسم» براساس آنچه در کتاب «کشّاف البلدان و المواضع الواردة فی منتقلة الطّالبیین» تألیف علاّمۀ جلیل سیّد محمّد مهدی موسوی خُرسان، که در آخر کتاب «منتقلة» چاپ شده است، در حرف « ﻫ » (ص 416) در توضیح کلمۀ «هوسم» چنین گفته است:
هوسم بالفتح ثمّ السّکون و السّین مهملة، من نواحي بلاد الجبل خلف طبرستان؛ هوسم، به فتح اوّل و سکون و سین مهمله [یعنی بدون نقطه مقابل شین] از نواحی کوهستانی طبرستان است.
نیز در کتاب «معجم البلدان» در توضیح کلمۀ «هوسم» آمده است:
هوسم بالفتح ثم سکون و سين مهملة، من نواحي الجبل خلف طبرستان و الدّیلم؛[58] یعنی هوسم از نواحی کوهستانی پشت طبرستان و دیلم است.
بنابراین طبق نقل ابن طباطبا این چهار امامزاده در «هوسم» که در ناحیۀ طبرستان واقع است مدفوناند، نه در منطقۀ هرسم اسلام آباد غرب. هوسم امروزه به شهرستان رودسر و حومه اطلاق میشود. ظاهراً این چهار امامزاده در رودسر قبر دارند، در حالی که طبق نوشتۀ مرحوم آیت الله مرعشی نجفی فقط دو تن از چهار تن در منطقۀ هرسم مرقد دارند.
البته ما در سیادت و امامزاده بودن شخصیّت مدفون در این بقعه تردید نداریم و احتمال قوی این است که این بزرگوار پس از ورود به نواحی طبرستان به همراه امامزاده قاضی الکیا به منطقۀ جبل آمده و در هرسم اقامت نموده و در اینجا از دنیا رفتهاند. البته احتمال اینکه در نسخۀ منتقله که نزد آیتالله مرعشی نجفی موجود بوده، کلمۀ هرسم ضبط شده باشد نیز وجود دارد. بر این اساس، شجرهنامۀ ترسیمی در پایان کتاب نسب وی را نشان میدهد.
6. امامزاده قاضیوند (قاضی الکیا)
بقعۀ این امامزاده در سمت چپ جادۀ اسلامآباد غرب به سمت حُمیل بر بالای تپهای به ارتفاع حدود 70 متر از سطح جادۀ آسفالت قرار دارد.
فاصلۀ بقعه تا سه راهی اسلام آباد (معروف به سه راهی ملاوی) 10 و تا شهرستان اسلامآباد 13 کیلومتر است.
بنای قدیمی بقعه، اتاقی از سنگ و آجر بوده، لیکن بنای جدید بقعه از تیرآهن و آجر است.
بقعه به صورت مستطیل به ابعاد 10 × 20 و ارتفاع کف بقعه 5/4 متر است. در ورودی بقعه از جانب قبله و دو طرف شرقی و غربی ایوان بقعه است. داخل بقعۀ امامزاده قاضی الکیا روشن و از چهار طرف پنجره و نورگیر دارد.
مرقد امامزاده در وسط بنا و زیر گنبد قرار گرفته و ضریحی مشبّک از جنس آهن بر روی آن نصب و چهار طرف ضریح رواق دارد.
ایوان بقعه که در سمت قبله قرار دارد به صورت رواق ساخته شده است. سنگ نوشتۀ روی قبر که جدید و از کاشی به رنگ خردلی ساخته شده، نسب امامزاده را چنین نوشته است: «امامزاده قاضی وند، القاضی الکیا ابوعبدالله بن عبدالرّحمن بن القاسم بن حمزة البطحانی، از اولاد حسن بن زید بن امام حسن مجتبیE» است.
کف و بدنۀ بقعه تا یک متر و بیست سانت از سرامیک سبز مرمری تزیین یافته است.
گنبد مدوّر بر فراز بقعه، دقیقاً روی ضریح قرار گرفته است و دو گلدسته در دو ضلع شرقی و غربی دربهای ورودی بنا شده است. نمای بیرونی گنبد و گلدستهها به لحاظ جدید الاحداث بودنِ بنای بقعه، فعلاً سیمانکاری شده است.
در ضلغ غربی بقعۀ این امامزاده درهّای است که به آن «تنگۀ قاضیوند» میگویند. در تنگه، چشمهای به نام «شفا» معروف است.
در پشت بقعه، سمت شمال، تنها یک قبر وجود دارد که براساس گفتۀ آقای منوچهر خادمی، که به خدمتگزاری بقعۀ امامزاده قاضی الکیا مفتخر است، این قبر متعلّق به جدّ بزرگ ایشان به نام «نوروزخان» است که در حدود سیصد سال قبل ساختمان سنگی قدیمی بقعه را بنا کرده و خود، خادم بقعه بوده که بعد از وفات در این محل مدفون گردیده است. پس از وی نیز برادر مرحوم نوروز خان سرپرستی بقعه را داشته است و ظاهراً نام فامیلی و شهرت خادمی این خانواده از خدمتگزاری بقعه امامزاده گرفته شده است.
بیشترین زائر این امامزاده به غیر از مردم استان کرمانشاه، استانهای همدان، ایلام و لرستان است. این امامزاده در ایام هفته روزهای چهارشنبه و جمعه بیشترین زائر را دارد.
مردم منطقه، کرامات زیادی برای این امامزاده نقل میکنند، بخصوص در مورد مشکل درد کمر و درد پا زبانزد است و میگویند: بیشترین کرامات این امامزاده در روز چهارشنبه است.
نویسنده در ایوان امامزاده بودم که یکی از دوستان قدیمی به نام آقای دکتر آدینهوند را دیدم. بعد از سلام و احوال پرسی گفتم: دکتر شما کجا اینجا کجا؟ فرمودند: مادرم پایش درد میکند و من او را خدمت امامزاده آوردهام.
فصل چهارم
مزار ات شهرستان پاوه
7. امامزاده سیّد عبیدالله (معروف به کوسه هجیج)
این امامزاده در روستای هجیج در بیست کیلومتری غرب شهرپاوه در روستای هجیج، منطقهای صعب العبور و در کنار رودخانۀ «سیروان» قرار دارد. در سالهای اخیر بقعۀ این امامزاده به صورت چهار طاقی آجری با گنبدی فیروزهای از سوی اداره اوقاف احداث شده و در گذشته بقعۀ دارای بنای سنگی بود.
پیشنمازان روستای هجیج دربارۀ نام و نسب امامزاده به نقل از کتاب «بحرالانساب» چنین میگویند: «نامش عبیدالله است. فرزند امام موسیکاظمA برادر امام هشتم حضرت علی بن موسی الرضاA میباشد که پس از شهادت پدربزرگوارش در زمان هارون الرشید (193-170ق.) با یکی از برادرنش به نام امامزاده اسماعیل از پنج سالگی به این منطقه پناه آورده که بعدها برادرش به «اسپریس» رفت که اینک یکی از روستاهای اطراف پاوه است. عبیدالله در همین روستای «هجیج» ماندگار شد و اندک اندک یارانی گرد او جمع شدند، و در آن انزوا که محلی سنگلاخی و دارای درختان جنگلی، شور و حال مریدی و مرادی به راه انداختند. وقتی مریدان وی به هفت تن رسیدند ایشان درگذشت.
امامزاده را میگویند کوسه بود و از پریشانی اوضاعش میل تأهل نداشت و یاران تا وقتی او زنده بود ازدواج نکردند تا حرمتش را پاس دارند.
مردم منطقه به امامزاده کوسه «سلطان عبیدالله» و «سیّد عبیدالله» نیز میگویند و کشف و کرامات و خوارق عاداتی برای او نقل میکنند.[59]
اهل این قریه، لباس، عمامه و کلاه مخصوص دارند که در تمام دنیا به وسیلۀ آن شناخته میشوند.
صرف نظر از اینکه کتاب «بحرالانساب» از کتب مورد توجه نسبشناسان نمیباشد، با این وصف اینجانب دو بار به کتاب یاد شده با دقت مراجعه کرده، هیچگونه ذکری از مطلبی که از امامان جماعت محل نقل شده ندیدم، و با اینکه یکی از فرزندان بلافصل امام موسیکاظمA «عبیدالله» نام داشته است، در کتاب مذکور هیچ ذکری از «عبیدالله» به عنوان فرزند امام موسیکاظمA نشده است.
عبیدالله بن موسی
عبیدالله بن موسیA کنیهاش ابو محمّد[60] و مادرش ام ولد بود.[61] وی نیز مانند سایر فرزندان امام موسیکاظم دارای فضایل و مناقبی بوده است.[62] به سیّد موسوی خالص شناخته میشد. کسی در حسب و نسب وی تردیدی نداشت و متأسفانه از تاریخ تولد و وفات عبیدالله بن موسیA اطلاع دقیقی در دست نیست. سیّد حسن براقی در «تاریخ کوفه» وفات آن بزرگوار را در این شهر میداند[63] و جمعی از مورّخان نیز این قول را پذیرفتهاند،[64] اما سیّد عبدالرّزاق کمونه پس از اشاره به این قول مینویسد:
من غیر از «براقی» کسی را نیافتم که قبر او را مشخص و معین کرده باشد.[65]
دامنۀ یافتههای نگارنده برای اثبات این ادعا محدود است، از طرفی فقر منابع و اطلاعات تاریخی دربارۀ زندگانی عبیدالله ما را از ارائۀ تصویر شفافی از زندگانی او ناتوان ساخته است. تنها علمای انساب به ذکر فرزندان و اعقاب وی در کتبشان بسنده نمودهاند. ابوالحسن عمری مینویسد که آن بزرگوار سه دختر و هشت پسر به اسامی زیر داشته است:
اسماء، زینب، فاطمه، ابوجعفر محمّد یمانی، ابوالقاسم جعفر ملقب به اباسیده که در مراغه میزیست، قاسم معروف به شاشه، ابو محمّد علی، موسی، حسن، حسین و احمد،[66] از نسل او در شهرهای همدان، کوفه، مصر، شیراز، مراغه، آذربایجان پراکندهاند و سادات «دستغیب»[67]، «دشتی»[68]، «آل تلغر» و «گلچشم»[69] نسب خود را به او ختم مینمایند.
در ایران مزاراتی منسوب به فرزندان عبیدالله بن موسیA مشهور است که از جمله آنان بقعۀ بیاضه که به ابومحمّد ابراهیم بن محمّد الیمانی بن عبیدالله بن امام موسیکاظمA در اصفهان و سکینه خاتون در اراضی جنتآباد قم، روبهروی مسجد مقدّس جمکران منسوب است و همچنین از نسل او «أحمد الشعرانی بن ابراهیم بن محمّد الیمانی» است که به دست قرامطه به شهادت رسیده[70]، و ابوعبدالله حسین بن ابراهیم بن محمّد یمانی که در شهر ری به شهادت رسیده[71]، و همچنین میتوان به موسی بن جعفر بن محمّد بن ابراهیم بن محمّد یمانی معروف به صاحب طوق که در آذربایجان قیام نمود نام برد.[72]
در تبریز نیز بقعهای به نام امامزاده جمال وجود دارد که از احفاد عبیدالله بن موسیA میباشد. نسب وی به این شرح است «ابوالحسن موسی الجمال فرزند ابوالقاسم جعفر الجمال فرزند ابی جعفر محمّد فرزند ابراهیم الیمانی فرزند عبیدالله فرزندامام موسیکاظمA.
بنای امامزاده، در کنار یک مسجد و گورستان کوچکی قرار دارد. مسجد را مسجد حاجت و امامزاده را «امامزاده موسی»، «امامزاده کهنه» و «امامزاده راسته کوچه» نیز مینامند. مرقد امامزاده در زیر گنبد نسبتاً بزرگی واقع شده که پاطاق مقرنسی دارد. روی قبر، صندوق چوبی زیبایی نهادهاند. محراب سنگی مقرنسی نیز در امامزاده تعبیه کردهاند که تزییناتی از گل و بوته و اسلیمی دارد و روی آن را رنگآمیزی کردهاند. در کتیبۀ بالای در ورودی امامزاده، نسب وی چنین آمده:
هذا باب البقعة الشّريفة لمرقد السیّد الجلیل النّبیل ابوالحسن موسی الجمّال بن ابي القاسم جعفر الجمّال بن ابي جعفر محمّد بن ابراهیم الیماني و اليماني ابن عبيدالله بن الامام الهمام موسي بن جعفرH.[73]
در «روضات الجنّات و جنّات الجنان» آمده است که امامزاده ابوالحسن موسی، در زمان «القائم بامرالله» خلیفه عباسی، در سال 432ق. از جور وی به آذربایجان گریخت و در آنجا درگذشت.
در این امامزاده، دو سنگ مرمرین بر قبر آخوند ملا محمّد مدرس و شیخ عبدالغفار وجود دارد که دارای کتیبههایی است. در حیاط امامزاده نیز گورستان کوچکی است که در آن، چند قبر کهنه و یک قوچ سنگی سالم دیده میشود.[74]
شخصیّت مدفون در این بقعه
چنان که اشاره شد، اهالی از قول کتاب بحرالانساب مدعی بودند که امامزاده عبیدالله به همراه برادر خود اسماعیل به این منطقه مهاجرت نمودهاند و آنان را فرزندان امام هفتمA معرّفی میکنند.
در صفحات پیشین اشاره شد که عبیدالله بن موسیAبه ایران مهاجرت ننموده و دارای نسل نیز بوده است، از طرفی اسماعیل بن موسیA نیز در مصر، وفات کرده است. بنابراین به هیچ وجه ادعای اهالی با منابع متقن انساب سازگاری ندارد.
به نظر میرسد شخصیّت مدفون در این بقعه، عبیدالله بن علی الدّینوری بن حسن بن حسین بن حسن الأفطس بن علی الاصغر بن امام سجاد است که از سادات بزرگوار دینور به شمار میآمده است.
علاّمه نسّاب، ابن طباطبا از اعلام قرن پنجم هجری، ضمن واردان به دینور، ابوالحسن علی بن حسن بن حسین بن حسن الأفطس را نام میبرد و مینویسد:
مادرش کنیز بود و فرزندانش طاهر، حسن، حسین، ابو جعفر محمّد، عباس، احمد، ابوطالب حمزة الشعرانی، زینب، سکینه، قاسم، ام محمّد، ابوالفضل عبدالله، ابوالحسین عبدالله، یحیی، ام کلثوم، جعفر و محمّد نام داشتند.[75]
ابن طباطبا، ابوالفضل را کنیۀ عبدالله ذکر نموده که در کتب انساب این کنیه متعلّق به عبدالله است. بنابراین علی دینوری یک فرزند به نام عبدالله و یک فرزند بنام عبیدالله داشته که در گفتار ابن طباطبا تصحیف شده است.
مؤلّف کتاب التذکرة فی انساب المطهره، عبیدالله را از فرزندان علی دینوری ذکرنموده و برای وی اعقابی قائل شده است.[76]
عالم نساب آقای سیّد مهدی رجایی موسوی ضمن اشاره به نام ابوالفضل عبیدالله مینویسد:
له اعقاب کثیرة؛ او دارای نسل زیادی است.[77]
«ابن مهنا» فرزندان عبیدالله را چهار تن، به اسامی علی، محمّد، یحیی و احمد ذکر میکند.[78]
ابوطالب مروزی نسّاب نیز عبیدالله را از فرزندان علی دینوری نوشته است و اضافه میکند: و لهم اعقاب کثیرة.[79]
بنابراین میتوان ادّعا نمود که عبیدالله بن علی الدّینوری با یکی از برادران خود به منطقه پاوۀ امروزی مهاجرت کرده و جهت تبلیغ شیعه همّت گماشت. او بعدها به جهت عدم اطّلاع مردم منطقه، به فرزند امام هفتمA مشهور شد.
پدر سیّد عبیدالله
پدر بزرگوار امامزاده عبیدالله، ابوالحسن علی دینوری است که عالمی فاضل، و ادیبی فصیح و مبارزی شجاع بود. او امارت شهر مدینه را به عهده داشت و در همین شهر با دختر عموی پدری خود ازدواج کرد و مادرش نیز ام الحسین بنت علی بن علی بن حسن الأفطس بود.
او در سال 189ق. در مدینه به دنیا آمد و در سال 274ق. در دینور در سن 85 سالگی وفات یافت. هجرت او به دینور به امر امام جوادA اتفاق افتاد. وی دارای 15 پسر بود که از 13 نفر آنان نسل باقی مانده است. او به زهد و تقوا آراسته و سه سلسله سادات حسینی کرمانشاه، اصفهان، همدان و بسیاری از سادات کشورهای افغانستان، مصر، بحرین، و عربستان و تفلیس و مدینه به او نسب دارند.[80]
ابوالحسن عمری نسّاب مینویسد: از تعلیقات استادم ابو عبدالله ابن طباطبا یافتم که نوشته بود، بعد از حضرت ابوجعفر، امام جوادA علی دینوری 000/50 دینار نزدش بوده است.[81]
فصل پنجم
مزارات شهرستان هرسین
8. امامزاده مهدی
در ضلع شمالی شهرستان هرسین در دامنۀ کوه «شیراز» در گورستان قدیمی این شهرستان، بقعۀ مبارکۀ امامزاده مهدی قرار دارد که از نوادگان حضرت امام موسی بن جعفرA است.
بنای قدیمی بقعه، از سوی ادارۀ اوقاف، نوسازی و در زیر ساختی به مساحت 500 متر مربع تجدید بنا شده است و گنبدی مدور با روکشی از استیل بر بالای بقعه روی مرقد قرار گرفته و ضریحی مشبک به طول 3 و عرض 2 با ارتفاع 5/2 متر از نوع برنز آب طلا و آب نقرهکاری شده در زیر طاق گنبد، روی مرقد قرار دارد. این ضریح در سال 1382ش. به وسیلۀ هیأت امناء و ادارۀ اوقاف نصب شده است.
دو گلدستۀ آجری با طاق هلالی بر سر درب ورودی صحن نیم باز امامزاده ساخته شده و در ضلع شمالی بقعه دو درب ورودی زنانه و مردانه قرار دارد، و همچنین وضوخانه و سرویسهای بهداشتی زنانه و مردانه در ضلع شرقی بقعه ساخته شده است.
نگارنده از هویت دقیق شخصیت مدفون در این بقعه اطلاعی حاصل نکرده، لیکن براساس تحقیق و تشجیر «مؤسسۀ دائرة المعارف بقاع متبرّکه» شجرهنامۀ امامزاده مهدی شهرستان هرسین در پایان کتاب آمده است.
9 و 10. امامزاده احمد و محمود[82]
در فاصله 30 کیلومتری از پل چهر و کمتر از بیست کیلومتری شهرستان هرسین منطقۀ کاکاوند مرز مشترک هرسین - دلفان بعد از پشت سرگذاشتن روستای چشمه کبود بقعۀ مبارکه دو امامزاده به نام احمد و محمود واقع شده است که منسوب به حضرت امام موسی الکاظمA است.
در داخل ضریح دو سنگ قبر یکی به ابعاد حدود 40 ×80 سانتی متر و دیگری به ابعاد 30 ×60 سانتی متر به خطِ کوفی وجود دارد که ناخواناست.
یک سنگ قبر دیگر به ابعاد 30 ×40 سانتی متر بسیار قدیمی نصب است که به خط نسخ است و برخی از حروف آن محو شده که بر آن مکتوب است:
بقعۀ مبارکۀ سیّد نظام الدّین احمد و سیّد محمود فرزندان حضرت موسی الکاظمA تاریخ ربیع اول سنة 020
(که ظاهراً عدد 1 بر اثر سرما و گرما و پا خوردگی محو شده است که تاریخ آن سنه 1020ق. است).
سابقاً به لحاظ قرب مکانی این دو امامزاده به شهرستان هرسین، اداره و سرپرستی آن به عهدۀ سازمان اوقاف و امور خیریه کرمانشاه بود، ولی اخیراً این زیارتگاه به دهستان کاکاوند غربی شهرستان دلفان ملحق شده و اوقاف لرستان بر آن نظارت دارد.
ضریح فلزی مشبک آب طلا و نقرهکاری شده به طول 3 و عرض 2 و ارتفاع 5/2 متر از سوی هیأت امنا و ادارۀ اوقاف استان کرمانشاه در سال 1376ش. بر روی مرقد نصب گردیده و داخل بقعه از وسط ضریح به وسیلۀ ورق آلومینیوم به دو قسمت زنانه و مردانه مجزا شده است.
بنای قدیمی بقعه که هنوز پا برجاست به شکل مکعب مربع میباشد و طول و عرض آن از بیرون حدود 5/6 × 5/6 متر و از داخل کمتر از 6 متر است. ضخامت دیوار برخی از ضلعها حدود یک متر و بعضی جاها حدود 80 سانتی متر است.
عرض درب ورودی بقعۀ قدیمی با عرض 5/1 و ارتفاع 2 متر است که در ضلع شمالی بقعه قرار دارد. از داخل بقعه دو درب به طرف ضلع شرقی و غربی به ابعاد حدود یک متر و ارتفاع یک و نیم متر تعبیه شده است.
بر بالای بقعه، گنبدی مدوّر شلجمی سیمانی ساخته شده و دو گلدسته هر یک به طول دو متر ارتفاع با نبشی آهنی نیمه کاره در قسمت بالای درب ورودی بقعه دو طرف ایوان قرار گرفته است.
بنای جدید بقعه به طول 16 و عرض 15 با ارتفاع 6 متر و پایههای فلزی و آجری است که قسمتی از آن نیز مسقف شده است. البته هنوز بنای جدید به اتمام نرسیده و به دلایل نامعلومی کار آن متوقف شده است.
طرح دو گلدسته با نصب پایهها و صفحه ستونها اجرا شده که با تکمیل آن مساحت بقعه حدود 250 متر خواهد شد البته هنوز مشخص نیست که چه نوع گنبدی بر روی بقعه به جای گنبد فعلی بنا خواهد شد.
چهار طرف و دور تا دور ضریح و مرقد در بنای جدید رواق ساخته خواهد شد. اطراف بقعه از بیرون دارای حصاری است که به ارتفاع دو متر دیوارکشی شده است و مقابل درب ورودی و ایوان بقعه نیز صحنی به طول 26 و عرض 12 متر به مساحت 312 متر قرار دارد که در آن قبوری از سادات و اهالی منطقه واقع شده است.
در ضلع شرقی درب ورودی صحن یک باب مسجد به مساحت صد و ده متر بنا گردیده است. در ضلع غربی درب ورودی صحن، چند باب اتاق جهت خادم و سرایدار بقعه ساخته شده است.
بقعه امامزاده «باولین» دارای سرویسهای بهداشتی زنانه و مردانه است و جادۀ آن آسفالت است.
معروف است و از سنگ نوشتههای روی قبر نیز بر میآید که این دو امامزاده برادر و از فرزندان بلافصل امام موسی الکاظم هستند که اولاً برادر بودن و هم چنین بلافصل بودن آن دو منشأ صحیحی ندارد، زیرا آنچه مسلم است مورخان و علمای انساب که اولاد حضرت امام موسی بن جعفر را نام بردهاند به اسم احمد بن موسی الکاظم تصریح کردهاند و برخی نیز نام یکی از فرزندان آن حضرت را محمود ذکر نمودهاند، ولی از زندگی و سرنوشت و محل دفن محمود بن موسی الکاظم در تاریخ نشان روشنی گزارش نشده است.
مورخان، احمد بن موسی الکاظم را همان شاه چراغ مدفون در شیراز میدانند.
بنا به نقل شیخ مفید در کتاب «ارشاد»[83]، احمد بن موسی مردی فاضل و با ورع و محدّث و کریم النّفس و جلیل القدر بوده و امام کاظمA او را بر دیگر فرزندانش مقدّم میداشت و بعد از حضرت رضاA عزیزترین فرزندانش بود. آن حضرت مزرعۀ خود را که به نام «یُسَیرِیَّه» معروف بود به وی بخشید.
در کتاب «بدایع الانوار» از «لبّ الانساب» نقل شده که جناب احمد بن موسیA هزار قرآن به خط خود تحریر نمود و با پول آن غلام میخرید و بعد آنها را آزاد میکرد.[84]
اسماعیل بن موسی، برادر احمد میگوید: وقتی پدرم با فرزندانش به مزرعۀ خود در حوالی مدینه میرفت، بیست نفر از خدم و حشم پدرم با احمد بودند، هرگاه احمد بر میخواست آنها هم بپا میخاستند و هر وقت احمد مینشست آنها هم مینشستند. پدرم پیوسته به او نظر عنایت و مرحمت داشت و از او غافل نمیشد. همچنین در دید ما برادران نیز محترم بود تا پیر شد.[85]
زمانی که خبر شهادت حضرت موسی بن جعفرA در مدینه منتشر شد، مردم مدینه جلوی خانۀ امّ احمد گرد آمدند. احمد بن موسیA از خانه بیرون آمد و با جمعیّت به طرف مسجد رسول خدا 9 حرکت کردند. چون احمد صاحب جلالت و عظمت خاصّی بود و مخصوصاً در عبادت، ساعی و در ترویج دین کوشا بود، مردم تصور کردند که او امام و جانشین پدر خود است و با او بیعت کردند، پس از آنکه حُضّار با احمد بیعت نمودند، وی بالای منبر رفت و سخنرانی بسیار عالی ایراد کرد و فرمود:
آَیُّهَا النّاسُ کَما اَنَّکُم جَمیعاً فِی بَیعَتي فَإنّي فِي بَيعَةِ اَخِي عَلِيَّ الرَّضاA وَ اعلَمُوا اَنَّهُ الاِمَامُ وَ الخَليفةُ مِن بَعدِ اَبي و هُوَ وَلِيُّ اللهِ وَالحُجةُ وَ الفَرضُ عَلَيُّ وَ عَلَیکُم مِنَ اللهِ وَ رَسُولِهِ، طاعتهُ واجِبٌ بِکُلَّ مَا یِأمُرُنا؛ ای مردم، همان طوری که شما در بیعت من هستید من نیز در بیعت برادرم علی الرضاA هستم. پس بدانید که اوست امام و خلیفه و حجّت بعد از پدرم، و اوست ولیّ خدا و حجّتش از ناحیّۀ خدا و رسولش بر من و بر همۀ شما اطاعتش واجب است و هر چه ما را فرمان دهد باید پذیرا باشیم و اطاعت نماِیم.
حضّار، سخنان احمد را پذیرفتند و احمد در جلو و جمعیّت پشت سر او از مسجد خارج و روانۀ خانۀ امام هشتم شدند و در خانۀ امام رضا با حضرتش تجدید بیعت نمودند. امامA از احمد تقدیر و برایش دعا فرمود. احمد همواره در خدمت امام رضاA بود تا آنکه مأمون حضرت را به خراسان طلبید و ولایتعهدی را به عهدهاش گذاشت.[86]
علت نامگذاری امامزاده احمد بن موسی به شاهچراغ
احمد بن موسیA در حجاز به «سیّد السّادات» و در ایران به «شاه چراغ» معروف است، اما علّت نامگذاری آن به سیّد السّادات به جهت عبادت و جلالت و وثاقتش بوده، ولی علّتی که باعث شد او را شاه چراغ بنامند چیست؟
علاّمه مجلسی در بحارالانوار آورده است که احمد بن موسیA تصمیم گرفت در خراسان خدمت حضرت رضاA برسد. گروه بسیاری از سادات و بنی هاشم که از تصمیم وی آگاهی یافتند، همراه او حرکت کردند و ظاهراً از طریق عراق و بصره به طرف شیراز رفتند. مأمون که از حرکت سادات با خبر شده بود به هراس افتاد و به تمام حکّام و استانداران مسیر خراسان نوشت که از آمدن سادات جلوگیری کنند.
هنگامی که خبر ورود ایشان به سرزمین فارس، به گوش «قُتلغ خان» استاندار شیراز رسید، سپاهی ترتیب داد و برای نبرد با احمد بن موسیA به خارج از شیراز گسیل شد.
سپاه قتلغ خان در هشت فرسخی شیراز در نقطهای به نام «خان زینان» با احمد بن موسیA و همراهانش مواجه گردید و جنگ سختی روی داد.
در گرما گرم نبرد، یکی از نظامیان قتلغ خان فریاد برآورد: اگر شما به قصد دیدار حضرت رضاA به این سفر و این سرزمین آمدهاید، او دیگر در میان ما نیست، او درگذشته است.
پس از انتشار خبر شهادت امام رضاA غالب همراهان احمد بن موسی پراکنده شدند و تنها تعدادی از برادران و اقوام نزدیکش از او جدا نشده و تا آخر مقاومت کردند.
نظر به اینکه دیگر امکان بازگشت به حجاز نبود، ناگزیر راه شیراز را در پیش گرفت. سپاه دشمن او را دنبال کرد و در نقطهای که الآن قبر شریفش هست، او را به شهادت رساند.[87]
پیکر پاک و مطهّر حضرت احمد بن موسیA، فرزند بلافصل امام کاظم در شیراز بعد از 450 سال تر و تازه پدیدار گشت و به این وسیله محلّ قبر شریفش مشخّص گردید. در دورۀ سلاطین دیالمه که تا حدّی طرفداران اهل بیت عصمت و طهارتE از حالت تقیّه بیرون آمده بودند، صلحا و عبّاد شیراز در مقام یافتن مرقد مطهّر آن سیّد عظیم الشأن برآمدند.
در زمانی که مشغول تجسّس و تفحّص مرقد منوّر آن امامزادۀ والاتبار بودند پیرزن نیکوکاری نزد عضدالدّولۀ دیلمی، سلطان فارس آمد و عرض کرد: در حوالی منزل من تپهای است که در روی آن نیمههای شب، چراغی روشن میشود که مانند مشعل پر نوری میدرخشد و همین که به محلّ روشنایی میروم چیزی دیده نمیشود. شاه از رجال و درباریان خود و بعضی از علما و شیوخ شیراز در این باب تحقیقاتی به عمل آورد و چیزی دستگیرش نشد. گفتند که چون گوینده پیرزن فقیری است شاید در نظر گرفته که بدین وسیله جلب توجه کند و مالی به دست آورد.
شاه متقاعد نشد و گفت: من از بیانات این زن، بوی حقیقت میشنوم. او تصمیم گرفت که خود شخصاً به این قضیه رسیدگی کند تا صحّت و سقم مطلب را کشف نماید. شبانگاه به منزل آن پیرزن رفته، در آنجا استراحت میکند.
عضدالدّوله مقارن نیمه شب به خواب رفت و آن زن صالح مترصّد روشن شدن چراغ گردید، همین که به طریق شبهای گذشته نور چراغ ظاهر شد به بالین شاه دوید و سه مرتبه عرض کرد: شاهچراغ – شاهچراغ – شاهچراغ یعنی ای شاه چراغ، روشن و هویدا شده است.
عضدالدّوله از خواب جسته، صدق اظهارات آن زن صالح را مشاهده نمود. برخاست به محل چراغ دوید و با کمال تعجّب دید که روشنایی به کلّی محو گردید و با ترک آن نقطه باز چراغ روشن گردید، هفت مرتبه روشن شدن چراغ و رفتن شاه بدان نقطه تکرار شد، تا اینکه مقارن طلوع صبح صادق دیگر چراغی دیده نشد.
پادشاه محلّ را علامت گذارده و روز بعد دستور داد که تپّه را بشکافند تا از آن سرّ مکتوم پرده برداشته شود و در نتیجه سرداب عظیمی نمایان گردید که جسدی در روی تختی در داخل آن گذارده شده بود و هیچکس جرأت وارد شدن به سرداب و بررسی امر را نداشت.
شاه تحقیق امر را از شیخ عفیف الدین که مردی زاهد و عابد و تارک دنیا بود خواستار شد. زاهد نامبرده آن شب را در عالم رؤیا دیده بود که به زیارت حضرت امامزاده احمد بن موسیA موفّق شده است و لذا یقین کرد که سرداب کشف شده مرقد مطهّر آن امامزاده است، لذا وضو گرفت و لباسهای پاکیزه پوشید و وارد سرداب شد و از لوحی که در نزد جسد بود و انگشتر آن حضرت که بر روی آن حکّ شده بود: «العزّة لله، احمد بن موسی» معلوم گردید که مشاهدات او در خواب، رؤیای صادقه بوده است.
عضدالدّوله از این موفقیّت فوقالعاده، مسرور گردید و امر کرد که آن روز تعطیل عمومی شده و برای این موفقیّت جشن عظیمی برپا کردند. تا سه روز نقّارهخانۀ سلطنتی را نواختند. اوّلین بارگاه احمد بن موسیA به دست این سلطان به راهنمایی شیخ عفیف الدّین بنا شد و حرم این امامزاده به «شاه چراغ» مشهور شد.[88]
امّا در چند کتاب دیگر[89] پیدا شدن قبر شریف را به دست مقرّب الدین مسعود بن بدر (متوفی 665ق.) در حالی که پیکر غرقه به خون شاه چراغ در محلّ فعلیاش بود، نسبت دادهاند. برخی احتمال دادهاند داستان یاد شده بعد از ویرانی حملۀ سپاه مغول باشد، چرا که در این حمله قتل و غارت و ویرانی به اوج خود رسیده بود، خصوصاً در سپاه مغول چند تن از مخالفان حضور داشتند و به احتمال قوی تخریب بقعۀ شاه چراغ به تشویق و تحریک همین اشخاص صورت گرفته باشد.[90]
پس بنابراین امامزاده احمد باولین نمیتواند حضرت احمد بن موسیالکاظمA بلافصل باشد و یقیناً از نوادگان است.
نکتۀ دوم در مورد انتساب این دو شخصیت مدفون در بقعه باولین به حضرت امام موسی بن جعفرA است. اعتقاد اهالی بر آن است که این دو منسوب به امام موسیکاظمA باشند. در شجرهنامههایی که نزد سادات موسوی ساکن در آبادانی و مسکن و کیهان شهر کرمانشاه است، افتخار انتساب خود به این دو امامزاده را دارند و امامزاده احمد و محمود در این بقعه را از نسل امام موسیکاظمA معرفی نمودهاند البته صرفنظر از صحت و سقم این شجرهنامهها موسوی بودن دو شخصیت مدفون در بقعۀ باولین مورد تأیید «پژوهشکدۀ انساب سادات» قم قرار گرفته است.
اما نویسندۀ «دائرة المعارف بقاع متبرّکه» بر این اعتقاد است که میان فرزندزادگان امام هفتم که در دینور و نواحی آن سکونت داشتهاند، محمود نامی یافت نمیشود تا با این بقعه همخوانی داشته باشد. به اعتقاد وی دو شخصیّت مدفون در بقعۀ باولین حسینی هستند نه موسوی و به اعتقاد وی دو شخصیت مدفون در این بقعه از نوادگان آن بزرگوارند که نسب شریف آنان به یک واسطه به علی دینوری (وکیل بزرگوار امام جوادA میرسد و با شش واسطه به امام سجادA منتهی میشود که از قرار ذیل است:
سیّد احمد بن ابی الفضل عبیدالله بن ابی الحسن علی الدّینوری بن حسن بن حسین بن حسن الأفطس بن علی الاصغر بن امام علی بن الحسین السجادA و پسر برادر سیّد احمد، سیّد محمود بن یحیی بن ابی الفضل عبیدالله مذکور است.
این دو بزرگوار در قرن چهارم میزیستهاند و از بزرگان سادات دینور به شمار میآمدند. پدر بزرگوارشان چنان که اشاره شد در روستای کوسه هجیج پاوه دارای گنبد و بارگاهی است. وی دارای چهار فرزند به اسامی، ابوالقاسم علی، ابوالحسن محمّد، یحیی و احمد است. علّامه نسّاب ابن مهنا پس از ذکر این اسامی، برای احمد بن عبیدالله، یک فرزند به نام عبدالله ذکر میکند. سیّد یحیی بن عبیدالله نیز فرزندی به نام سیّد محمود داشته که از بزرگان سادات دینور به شمار میآمده است.[91]
به هر حال ارادتمندان این دو امامزاده، عشایر منطقۀ دو استان کرمانشاه و لرستان هستند. در روزهای زیارتی پنجشنبه و جمعه عاشقان خاندان عصمت و طهارت با دهها خودرو و وسیلۀ نقلیه به زیارت میآیند و نذورات نقدی خود را در ضریح امامزادگان میریزند، و بر اساس گفتۀ آقای سیّد عباس موسوی هم اکنون درآمد بقعه هر دو ماه بین 15 تا 20 میلیون تومان است.
فصل ششم
ف
11. امامزاده محمود بن امام کاظم
در شرق روستای شیرخان دینور، روی تپهای بلند به نام تپۀ امامزاده، بقعه امامزاده محمود بن امام موسیکاظمA قرار دارد.
آقای مسعود گلزاری دربارۀ بنای قدیمی بقعۀ این امامزاده مینویسد:
بقعۀ این امامزاده، بنایی از آجر و گچ است. بنای اصلی بقعه از خارج چهار ضلعی و از داخل چهارایوانی است. هر یک از ایوانها به دهانۀ 278 و عمق 180 تا 183 سانتیمتر و بلندی آن تا ابتدای طاق 240 سانتیمتر است. طاق هر چهار ایوان هلالی است.
ابعاد محوطۀ داخلی بقعه، بدون احتساب ایوانها 575×575 سانتی متر است. چهار گوشۀ بنا را با چهار گوشوار جمع کرده و گنبدی مدور با آجر و گچ بر آن زده شده است. میان بنا ضریحی مشبک چوبین با سقفی مسطح به طول 180 و عرض 130 و بلندی 185 سانتی متر است. در میان ضریح، سنگ قبری به طول 127 و عرض 35 سانتی متر است که بر حاشیۀ سطح سنگ «آية الکرسی» و بر سطح سنگ صلوات کبیر است تا: و صل علی الحجّة القائم محمّد صلوات الله علیه و علیهم اجمعین.
درب ورودی بقعه در ایوان غربی است که پهنای آن 156 سانتی متر و بلندی آن 182 سانتیمتر است.
درب ایوانهای شمالی و جنوبی داخلی هر یک سه طاقچه با طاق هلالی و در ایوان شرقی یک طاقچه و در ایوان غربی داخلی دو طاقچه با طاق هلالی است. بر بالای هر یک از ایوانهای داخل نورگیری مستطیل شکل با طاق هلالی است. این نورگیرها محوطۀ مرکزی بقعه را روشن میکنند و در سه جهت شمالی، غربی و جنوبی ایوان است. سقف بقعه از داخل کوتاه و آجری و برجستگی گنبد تو سری خورده است.[92]
بنای جدید بقعه امامزاده محمود
بنای جدید نسبت به بنای قدیمی بقعه توسعه داده شده، به صورت مربع بازسازی و ابعاد آن 15×15 است که شامل سه قسمت میباشد:
الف. روضۀ مطهر که مرقد و ضریح در آن قرار دارد به مساحت صد متر است. بنای جدید بقعه تیر آهن و آجر است و ارتفاع بقعه 4 متر میباشد. در چهارگوشه ضریح با فاصلۀ یک متر چهارستون نصب شده که بار گنبد و بخشی از سقف بقعه را تحمّل میکند.
ضریحی مشبک از جنس فلز آب طلا و نقره کاری بر روی مرقد و زیر گنبد به طول 5/2 متر و عرض 180 سانتی متر و ارتفاع 5/2 متر با سفارش ادارۀ اوقاف کرمانشاه و هزینۀ مردم خیّر و محبّ خاندان عصمت و طهارت بخش دینور، پس از بازسازی در سال 1388ش. نصب گردیده است.
چهار طرف ضریح رواق است. کف بقعه سرامیک سبز، بدنه و ازارۀ آن تا میزان 130 سانتیمتر با سنگ گرانیت تزیین یافته است. بقیۀ ازاره تا زیر سقف (دور تا دور) با آجر 5 سانت اصفهان نماکاری شده است. سقف بقعه با آیینهکاری تزیین یافته است.
زیر گنبد نیز آیینهکاری و با کتیبههایی از آیات قرآنی با کاشی مزیّن شده است. بقعه از چهار طرف روشنایی میگیرد و تعداد 9 پنجره در دور تا دور بقعه تعبیه گردیده است، همچنین و در جانب قبلۀ روضۀ مطهر محرابی قرار دارد.
ب. رواق مستقل در ضلع شرقی روضۀ مطهر به طول 5 ×10 و به مساحت 50 متر با تزییناتی که وصف گردید قرار داده شده و درب ورودی بقعه از سمت قبله به داخل این رواق است.
ج. ایوان بقعه، به طول 15 و عرض 5 متر است که با چهار طاق ضربی با پنج پایه به صورت سکو در سمت قبلۀ بقعه واقع شده است.
د. بر فراز بقعه، گنبدی مدّور بنا شده که روی آن به صورت خشت نما از استیل سفید پوشیده شده است.
ﻫ. نمای بیرونی بقعه دور تا دور به میزان یک متر با کف ایوان سنگ تیشهای سمیرم نصب گردیده و بالای آن تا لب بام با آجر 5 سانت اصفهان نماکاری شده است.
و. در ضلع شرقی بقعه با فاصلۀ چند متر یک باب منزل برای خادم و سرایدار امامزاده ساخته شده و سرویسهای بهداشتی زنانه و مردانه در ضلع شرقی همین منزل است.
با توجه به اینکه بقعۀ امامزاده در مکانی با ارتفاع بلند واقع شده در ایوان بقعه تمام منطقۀ دینور و کوههای اطراف و مناظر زیبای طبیعت چشمنواز است.
بر دامنۀ تپۀ امامزاده به ویژه در سمت غرب آن گورستان قدیمی بزرگی واقع شده است که به گورستان کوفی شیرخان معروف است. بیشتر سنگ نوشتههای این قبرستان به خط کوفی با قلمهای مختلف و همچنین به خط نسخ کهن است.
حضور زائران و اهالی روستاهای اطراف در بقعه، بیشتر روزهای تعطیل به ویژه روزهای جمعه است.
نذرهایی که برای امامزاده محمودA میشود و زارعان هنگام آمدن به زیارت امامزاده با خود میآورند گاو، گوسفند، پول نقد، گندم، پارچه و شمع است.
مراسم علم بندی این بقعه روز سوم محرّم و مراسم باز کردن علم، روز سوم شهادت امامA برگزار میشود.
12. امامزاده عباسعلی روستای بالاجوب
بقعۀ این امامزاده در میان روستای بالاجوب، از بخش دینور شهرستان صحنه واقع شده و تاریخ احداث آن را مربوط به سال 1322ش. میدانند.
آقای مسعود گلزاری دربارۀ این زیارتگاه مینویسد:
بنای فعلی نوساز و آجری است. طرف جنوبی بنا ایوان دارد.درِ ورودی بقعه جنوبی است که در ایوان باز میشود. در وسطِ سقفِ بنا، گنبدی بسیار کوچک و بیقواره ساخته شده است.
وی امامزاده را از فرزندان امام موسیکاظمA معرّفی میکند، ولی به عقیده آقای فقیه جلالی شخصیت خفته در این مزار، سیّد عباس بن علی الدّینوری بن حسن بن حسین بن حسن الأفطس بن علی الاصغر بن امام سجّادA است که از سادات بزرگوار دینور به شمار میآمده است.
علاّمه نسّاب ابن طباطبا از اعلام قرن پنجم هجری قمری، ضمن واردان به دینور، ابوالحسن علی بن حسن بن حسین بن حسن الأفطس را نام میبرد و مینویسد:
مادرش کنیز بود و فرزندانش طاهر، حسن، حسین، ابوجعفر محمّد، عبّاس، احمد، ابوطالب حمزة الشعرانی، زینب، سکینه، قاسم، ام محمّد، ابوالفضل عبدالله، ابوالحسین عبدالله، یحیی، ام کلثوم، جعفر و محمّد نام داشتند.[93]
سنگ قبر کوفی در میان بقعه است که قسمتی از سنگ قبر بزرگتری میباشد و این عبارت بر روی آن خوانده میشود:
بسم الله الرحمن الرحیم.
در مربع مستطیل وسط سنگ:
هذا قبر الشیخ الامام الفقیه محمّد بن عبداﻟ [ﻤلک].
سنگ مرمر دیگری داخل ایوان است به طول 70 و عرض 44 سانتی متر که بر سطح سنگ با خط خوش ثلث این عبارت به طور برجسته نوشته شده است:
بسم الله الرّحمن الرّحیم. هذا قبر المولي الامام العالم اقضي القضات، شهاب الملّة والدّين الحاج ابوطاهر محمود بن محمّد بن محمود الهرسيني غفرالله له ذنبه توفّي الخامس و العشرون من ذي القعدة سنة ثلاث و سبعمأة.
سه سنگ کوفی دیگر در ایوان امامزاده است که به علت پاخوردگی زیاد خوانده نشد.[94]
13. امامزاده محمّد ابراهیم
بقعۀ این امامزاده در میان روستای پریان در دامن کوه ور زرد یا جلو زرد در دو کیلومتری شمال دهستان کندوله از بخش دینور، در 54 کیلومتری غرب شهر صحنه واقع شده و به سیّد ابراهیم مشهور است.
بنای اصلی بقعه چهار ضلعی است و طرف شرق آن ایوانی دارد. درِ ورودی بقعه در این ایوان است. در بقعه دو لختی تختهای و ساده است. سقف بقعه ایوان تیرریزی است و بام بنا، گل اندود است.[95] در سالیان اخیر این بنا به همّت اهالی مرمّت و بازسازی شده است.
دربارۀ نام و نسب امامزاده بین اهالی اختلاف است. برخی او را سیّد ابراهیم از نوادگان امام سجّادA و عدهای دیگر محمّد بن ابراهیم یا محمّد ابراهیم از نوادگانِ امام هفتمA میدانند. ظاهراً قول دوم از اهمیت بیشتری برخوردار است و در لیست ادارۀ اوقاف استان کرمانشاه نیز به همین نام ثبت شده است، در میان نوادگان امام هفتم نیز محمّد نامی یافت میشود که در دینور سکونت داشته است.[96]
بنابراین که: سیّد حسین بن احمد دینوری، دو فرزند به نام محمّد و علی داشته که از محمّد بن حسین بن احمد، فرزند دانشمندی به نام علی به وجود آمده که مکنّی به ابوابراهیم بوده و از او سیّد محمّد به وجود آمده است،[97] میتوان اذعان کرد که شخصیّت مدفون در این بقعه همین سیّد محمّد بن ابی ابراهیم علی بن محمّد بن حسین بن احمد بن محمّد بن اسماعیل بن ابراهیم المرتضی بن امام موسیکاظمA است که در انتهای قرن پنجم قمری میزیسته است. ابن مهنّا برادری به نام سیّد مهدی برای وی نوشته است.[98] پسر عموی وی از دینور به بروقن سبزوار مهاجرت نموده و در آنجا صاحب اولاد شده است.[99]
14. امامزاده سیّد جلالالدّین احمد
بقعۀ این امامزاده در میان روستای کرم بست از بخش دینورِ شهرستان صحنه واقع شده و مشهور به سیّد جلالالدّین احمد است و مورد توجّه دوستداران اهل بیت است.
آقای مسعود گلزاری دربارۀ این بنا مینویسد:
بنای اصلی بقعه، مربّع شکل است. سه در ورودی در سه جهت شرقی و جنوبی و غربی دارد. درها تختهای ساده است.درهای ورودی بقعه هر یک به ایوانی باز میشود. با ساختن چهار گوشواره در چهار کنج داخلی بنا، مربّع را به شکل دایره در آورده و گنبدی مدوّر بر آن زدهاند. سنگ قبر قدیمی در بقعه بود که به علت پاخوردگی زیاد قابل خواندن نیست.
اراضی دهکدۀ کرم بست تماماً وقف امامزاده است، ولی تا چه اندازه سهمی از این اراضی به امامزاده میرسد خدا داند و بس؟![100]
آنچه بین مردم مشهور است، امامزاده احمد را از نوادگان امام موسیکاظمA میدانند و ظاهراً این ادّعا با منابع موجود همخوانی دارد، زیرا علاّمه نسّاب ابن طباطبا از اعلام قرن پنجم قمری مینویسد:
احمد بن محمّد بن اسماعیل بن ابراهیم المرتضی بن امام موسیکاظمA در دینور سکونت داشته و صاحب سه فرزند به اسامی حسین، محمّد و عیسی بوده است.[101]
سیّد جعفر اعرجی، پدر امامزاده احمد را سیّدی جلیل القدر و راوی حدیث ذکر میکند و مینویسد:
علی بن محمّد، یکی از مشایخ شیخ کلینی; از او روایت نقل نموده است.[102]
بنابراین مهاجرت فرزند محمّد یعنی امامزاده احمد از بغداد به سوی دینور بوده است و همانطور که قبلاً یادآور شدیم شیخ الشرف عبیدلی نسّاب از رحلت نوادۀ امامزاده احمد به نام ابوالقاسم حمزة بن علی بن حسین بن احمد در قرمیسین یاد میکند و مینویسد:
«و له اخوة و بنوعم؛ و برای او برادر و پسر عموهایی در قرمیسین بوده است».[103]
این مطلب حکایت میکند که نوادگانِ سیّد احمد یک و نیم قرن در کرمانشاه سکونت داشته و از سرشناسان و معاریف سادات بودهاند، زیرا عبیدلی دربارۀ وی مینویسد:
«کان نعم الرجل».
در برخی از منابع انساب برای احمد بن محمّد بن اسماعیل، چهار فرزند به اسامی حسین، محسن، موسی، و محمّد و برای هر یک اعقابی بر شمرده شده است.[104]
نگاهی به شرح حال پدر ایشان
محمّد بن اسماعیل بن ابراهیم بن امام موسیکاظمA، پدر بزرگوار امامزاده احمد، مکنّی به ابوعلی و از محدّثان جلیل القدر شیعه به شمار میآمد و از علی بن محمّد روایت نقل میکرد.[105] همچنین احمد بن محمّد بن سعید، و احمد بن محمّد بن حسین بن اسحاق بن جعفر بن محمّد العلوی العریضی، محمّد بن همام و سهل بن زیاد از او روایت میکردند و او نیز از امام حسن عسکریA و علی بن عبدالغفار، و از عموی پدرش حسین بن موسی بن ابراهیم بن امام موسیکاظمA، و عموی پدرش عبدالله بن موسی بن علی بن مهدی بن صدقة الرقی روایت نقل میکرد.[106]
خطیب بغدادی دربارۀ او مینویسد:
ساکن بغداد بود، در آنجا از عموی پدرش عبدالله و حسن فرزندان موسی بن جعفرA و از احمد بن نوح خزّاز و غیر اینها روایت نقل میکرد و از او نیز محمّد بن خلف وکیع روایت میکرد.[107]
روایات او در أصول کافی، ارشاد، اعلام الوری و امالی شیخ طوسی ذکر شده که در پاورقی به آن اشاره میشود.[108]
بنابراین ثابت میشود که فرزندِ سیّد محمّد یعنی امامزاده احمد از بغداد به دینور مهاجرت نموده واین هجرت در زمان غیبت صغرای امام زمانA بوده است، زیرا چنان که اشاره شد، پدرش در عصر امام حسن عسکریA میزیسته و از آن بزرگوار روایت نقل میکرده است.
یک احتمال
در اراضی دهکدۀ کنوله یا کندولۀ دینور، بر قلۀ کوهی به نام «زرّان» در شمال غربی کندوله، محل متبرّکی به نام سلطان احمد است که در بین مردم به سلطان احمی مشهور است. در این محل آثار تاریخی دیده نشد و همۀ آن دستخوش حوادث قرار گرفته و تخریب گردیده است، اما امروزه سطح این کوه پوشیده از انواع گیاهان طبّی به خصوص گیاهان سمّی است، به حدّی که اهالی دهکدههای اطراف از به چرا بردن گلههای خود در این کوه وحشت دارند.[109]
به اعتقاد اهالی، سلطان سیّد احمد از نوادگانِ امام هفتم در این بقعه آرمیده است. اما گلزاری معتقد است این محل که رنگ اسلامی به خود گرفته پرستشگاه زرتشتیان یا محل متبرکی بوده است.
به هر حال، این احتمال که نوادۀ سیّد احمد بن محمّد بن اسماعیل بن ابراهیم بن امام موسیکاظمA در این مکان یعنی مدفن سیّد احمد بن محمّد بن احمد بن محمّد بن اسماعیل بن ابراهیم بن امام موسیکاظمA باشد بعید نیست، زیرا چنان که اشاره شد نوادگان سیّد احمد بن محمّد بن اسماعیل، در دینور و اطراف آن سکونت داشتهاند و تا یک و نیم قرن در این مناطق دارای ریاست و نقابت بودهاند، علاّمه نسّاب ابن مهنّا از او یاد کرده و برادری به نام سیّد عیسی برای وی ذکر میکند.[110]
بنابراین نسب امامزاده سید جلالالدین احمد روستای کرم بست براساس تحقیق و تشجیر آقای دکتر محمّد مهدی بحرالعلوم به حضرت امام موسی الکاظمA میرسد، یعنی از نوادگان آن حضرت به شمار میرود، چنان که در پایان کتاب ملاحظه میکنید.
15. امامزاده سیّد شهابالدّین
در سه کیلومتری غرب «میان راهان» دینور، در روستای سیّد شهاب که این روستا نیز نام خود را از بخش اوّل نام امامزاده گرفته است، بقعۀ امامزاده سیّد شهاب الدین قرار دارد.
متأسفانه از هوّیت شخصیّت مدفون در این بقعه اطلاعی حاصل نشد. بر اساس گفته آقای علی جعفر خدادادیان یکی از معمرین روستای سیّد شهاب قبلاً سنگ قبری به خط کوفی در بقعه وجود داشته و کسی قادر به خواندن آن نبوده، و در سالهای 2 - 1371ش. این سنگ قبر را به سرقت بردهاند.
16. امامزاده پیرافته (پیریافته)
در جهت قبلۀ روستای کندولۀ دینور، بر سر تپه پیرافته که تپهای بسیار بلند است، بقعۀ امامزاده پیرافته قرار دارد. بنای قدیمی بر اثر آتشسوزی از بین رفته و بنایی تازه به جای آن ساخته شده که شامل یک اتاق و یک ایوان است، سقف ایوان و اتاق تیرریزی است.
درخت وَنِ کهنسالی در کنار بقعه است که بدون بودن آب در اطراف بقعه باقی است!
17. امامزاده خلیل الله
بقعۀ این امامزاده بر سر راه روستای چم سر (چم سرخ) در ناحیۀ جنوبی شهرستان
صحنه واقع شده است.
این بقعه که در سال 1175ق. احداث شده، در مساحت سی متر مرّبع ساخته و قریب به 300 متر عرصۀ آن است و در سال 1337ش. تجدید بنا شده است. بقعه دارای گنبدی از نوع گرد به قطر 3 و ارتفاع 5 متر است و در میان آن نیز ضریح چوبی سادهای قرار دارد. این ضریح اخیراً جای خود را به ضریح فلزی داده است. در داخل ضریح مشبک آهنی، سنگ قبری وجود دارد که اغلب قسمتهای آن ناخوانا است. در حیاط 300 متری بقعه نیز تعدادی سنگ قبر قدیمی وجود دارد که تاریخ برخی بیش از دویست سال است. مردم به این زیارتگاه اعتقاد کامل دارند و از کرامات آن زیاد سخن به میان میآورند.
آقای مسعود گلزاری دربارۀ این بنا مینویسد:
«بنایی است از داخل هشت ترک، پهنای ترکهای آن از 104 تا 250 سانتیمتر است. ترکها دو به دو برابرند. در هر یک از ترکها طاقنمایی با طاق هلالی است. طاقنماهای ترکهای بزرگ به دهانۀ 210 و عمق 65 سانتیمتر و طاقنماهای ترکهای کوچکتر به دهانۀ 97 و عمق 108 سانتی متر است. در طاقنماهای شرقی و غربی دو نورگیر با طاق هلالی است. بر بالای طاقنماها فرورفتگیهایی نظیر نورگیر است که به وسیلۀ پوستۀ خارجی گنبد بقعه مسدود شده است. سقف داخلی بقعه، گنبدی عرقچینی است. پوستۀ خارجی گنبد بدون کمربند است. کفش کنی به درازی 368 و پهنای 225 سانتیمتر با سقف هلالی متصل به بقعه است. درِ ورودی بقعه در کفش کن باز میشود. ضریحی فلزی تازه ساز در وسط بنا، مرقد را پوشانده است.
نمای بنا از خارج چهار ترک است. در هر یک از ترکهای خارجی شرقی و غربی سه طاقنما در ترک جنوبی دو طاقنما با طاق هلالی است. در دو طرف درگاه ورودی به کفش کن که در ضلع شمالی بقعه است، دو طاقنما با طاق هلالی با آجر در آوردهاند.
در کفش کن سنگ قبری دیده شده که این عبارات بر آن خوانده میشود:
وفات مرحوم شاه ویس ابن ویس علی گروس (1232).
اطراف بقعه قبرستانی بزرگ است. بیشتر گورها سنگ قبر دارد. پارهای از سنگهای آن قدیمی است.
18. بقعۀ بابا ولی الدّین
این بقعه در روستای سفید چیا (سفید چقا) چمچمال شمالی بخش صحنه در دامنۀ کوه واقع شده است. بنای قدیمی آن گوری ساده بوده که اطراف آن را دیواری سنگی محصور نموده بود. نظرگاهی نیز با همین نام در ارتفاعات شمالی روستای بدربان چمچمال است که بنایی ندارد و مورد احترام اهالی روستاهای اطراف است که احتمالاً بیارتباط به صاحب این بقعه نیست. بر اساس گفته یکی از دوستان موثق اهل محل قبل از تجدید بنا بقعۀ بابا ولیالدّین سنگ قبری به خط کوفی در ایوان بقعه بوده که وی آن را مشاهده کرده است و با کمال تأسف توسط افراد فرصت طلب و سودجو به سرقت رفته است و از متن نوشته هم اطلاعی در دست نیست.
بنای جدید بقعۀ بابا ولیالدّین (باوِلین) چمچمال که به همّت ادارۀ اوقاف استان کرمانشاه در حال انجام است، به صورت مستطیل شکل به ابعاد 16×20 و ارتفاع بیش از 5 متر مربع میباشد. درب بقعۀ بابا ولی الدّین، عمدتاً شامل دو درب ورودی زنانه و مردانه است که از جانب قبله باز میشود و یک درب ورودی نیز در ضلع شرقی و دربی هم در ضلع شمالی قرار دارد.
تعداد 6 نورگیر و پنجره در ضلعهای شرقی و غربی و شمالی بقعه تعبیه شده است.
در چهار طرف مرقد، چهارستون قرار دارد که متحمّل بار سقف و گنبد است.
کف بقعه و ازارۀ آن تا حدود صد و سی سانتیمتر از سرامیک مرمری تزیین یافته و بالاتر از آن تا زیر سقف و همچنین سقف بقعه با گچ سفیدکاری شده است که قرار است بعداً با آیینه کاری مزّین شود.
بر روی مرقد، ضریحی مشبک از جنس آلومینیوم به طول یک متر و نیم و عرض یک متر و ارتفاع 140 سانتی متر نصب است. قرار است به زودی ضریحی مشبک فلزی آب طلا کاری به جای آن نصب گردد.
در سمت قبله از داخل بقعه محرابی ساخته شده است و بر فراز بقعه گنبدی مدوّر شلجمی با گردنی حدود یک متر قرار دارد که روپوش آن در آینده از استیل سفید خواهد بود.
دو گلدسته به ارتفاع بیش از ده متر در دو طرف دربهای ورودی در جانب قبله بنا شده که هنوز نیمه کاره و به اتمام نرسیده است.
مقابل بقعه در سمت قبله، ایوان بقعه واقع شده که به طول ضلع جنوبی بقعه و عرض 5 متر است و پیشانی آن با طاق ضربی و جناقی ساخته شده است.
نمای بیرونی بقعه به میزان یک متر و سی سانت سنگ تراوارتن نصب شده و بالای آن تا لب بام آجر 5 سانت اصفهان نصب گردیده است.
در کنار ضلع غربی بقعه، چشمهای است که آبی گوارا دارد. در ضلع شرقی بقعۀ امامزاده قبرستانی است که اهالی روستاهای همجوار، اموات خود را در این گورستان دفن میکنند و تعدادی از شهدای سرفراز انقلاب اسلامی ایران و دفاع مقدس در این قبرستان مدفوناند، همچنین مدفن مرحوم حجت الاسلام شیخ غلامرضا نظری از روحانیان منطقه چمچمال شمالی در این گورستان است.
فصل هفتم
مزارات شهرستان کنگاور
19. امامزاده ابراهیم (شاهزاده ابراهیم)
بقعۀ امامزاده مشهور به «شاهزاده ابراهیم» در شمال غربی بنای معروف به معبد آناهیتا در شهر کنگاور قرار دارد.
بنای قدیمی این امامزاده در زلزلۀ سال 1336ش. تخریب گردید و به جای آن بنای نوساز و بزرگتر ساخته شد. بنای فعلی را تقریباً به همان شکل بنای قدیمی ساختهاند. این امامزاده دارای اتاق مرکزی گنبد است که چهار کنج آن را از داخل با چهار گوشواره جمع کرده و به صورت مدوّر در آوردهاند و سرانجام گنبد بنا را بر آن استوار ساختهاند. گنبد آن از نوع گنبدهای دوپوش و به صورت نیم کروی بلند است. پوستۀ خارجی گنبد، بر روی کمربندی که از آجر ساده چیده شده است، بنا گردیده و دو گلدستۀ استوانهای کوتاه از آجر بر بالای کفشکنی که در جلوی ورودی بقعه است، احداث نمودهاند.
صندوقی ساده و چوبی و بدون نقش و کنده کاری در وسط ضریحی مشبّک و چوبی به ابعاد 31/2×66/1 و ارتفاع 45/1 متر قرار داشت که بر اثر آتشسوزی، بخشی از آن از بین رفت[111] به جای آن ضریحی مشبک فلزی آب طلا و نقره کاری از ناحیۀ هیأت امنا و ادارۀ اوقاف کرمانشاه در سال 1373ش. بر روی مرقد نصب گردیده است.
از بنای قدیمی امامزاده تنها سردرِ ورودی به محوّطه صحن، بر جای مانده است کتیبهای بر سنگ در بقعه نصب شده و اشاره به وقف پارهای از املاک و چند مغازه دارد. در شمال غربی بقعه، مسجدی به نام «شاهزاده ابراهیم» وجود دارد که در اوایل انقلاب اسلامی ایران ساخته شده است.
اهالی منطقه، اعتقاد زیادی به این امامزاده دارند و معتقدند که امامزاده ابراهیم از احفاد امام سجادA است.
نسب شناس محقق مرحوم عندلیب زاده همدانی از مرحوم سیّد حسین لاری نقل کرده که ایشان شجرۀ امامزاده ابراهیم بن علی بن الحسین الاصغر بن علی بن الحسین السّجادA را میدانست و گویا این مطلب را از والد خویش و پیشوایان اسبق محل روایت مینمود. العهدة علیه.[112]
نویسندۀ دائرة المعارف بقاع متبرّکه نیز اعتقاد دارد که امامزاده ابراهیم مدفون در کنگاور از اعقاب امام چهارم، حضرت سجادA است، لیکن نسب صحیح آن را چنین آورده است:
ابراهیم بن محمّد الاصغر بن علی بن ابی الحسن الدّینوری بن حسن بن حسین بن حسن الافطس بن علی الاصغر بن امام السّجادA کنیۀ او ابوالقاسم و نوۀ سیّد علی دینوری است که در دینور سکونت داشته است.[113]
براین اساس شجره نامه ترسیمی در پایان کتاب بر شخصیت مدفون در این بقعه قابل انطباق است.
20. امامزاده باقر
بقعۀ این امامزاده در شمال روستای بزرگ گودین قرار دارد که با آجر ساخته شده و از خارج چهار ضلعی و از داخل هشت ضلعی و دو به دو برابر است. در هر ضلع صفّه و سکویی ایجاد شده که چهار عدد آن بزرگ و چهار عدد آن کوچکتر است.
صندوقی چوبین قاب و ساده در میان بقعه است که طول آن 140 و عرض آن 143 و ارتفاع آن 122 سانتیمتر است.
سنگ قبری به طول 48 و عرض 24 سانتیمتر در زیر صندوق است که این عبارت بر آن خوانده میشود:
وفات السّید الفاضل بهاء الدّین محمّد بن محمّد باقر الحسیني (ره)، 28 جمادي الثانيه سنه 1132ق.
طرف قبلۀ بقعه، ایوان و کفش کنی است به طول 690 و عرض 450 سانتی متر. این ایوان از سه قسمت تشکیل شده است. ابتدا و قسمت میانی ایوان که به وسیلۀ دو فیلپا به قطر 71×176 سانتیمتر در دو طرف، از دو قسمت طرفین جدا میشود و دو ایوان طرفین دارای طاق گهوارهای است.
برای اینکه بتوانند طاق قسمت میانی ایوان را بزنند ابتدا سه طاق جناقی بر روی فیلپاها زده، سپس گنبدی کوچک مدوّر با آجر و گچ بر آن زدهاند.
دری چوبی ساده دو لختی از بقعه به ایوان باز میشود و در ضلع غربی بقعه مسجد قدیمی کوچکی است.[114]
21. امامزاده سیّد جمال الدّین
بقعۀ این امامزاده در روستای «فش» کنگاور قرار دارد. این بنای آجری از بیرون به صورت چهار ضلعی و از داخل مدّور به قطر 67/4 متر است. ارتفاع بنا از کف تا پاکار قوس 85/1 متر است. گنبد بنا نیز مدور و با آجر ساخته شده است. در ورودی بقعه در ضلع شمالی است و به ایوان و کفش کن باز میشود. دری چوبی ساده بین کفش کن و اتاق بقعه تعبیه شده است. درگاهی که در ورودی بقعه در آن قرار گرفته دارای طاقی هلالی است. دهانۀ این درگاه 21/1 و بلندی آن تا نوک طاق، 2 متر است.
در داخل کفش کن و صحن حیاط امامزاده، دو سنگ قبر وجود دارد: تاریخ یکی از آنها 1211ق. و دیگری 1242ق. است. در دو طرف درگاه ورودی دو طاق جناغی زده شده و روی آن با آجر و گچ گنبدی کوچک بنا کرده. در دو طرف این گنبد در طول کفش کن، زدن دو طاق جناغی با کفش کن را کامل کردهاند.
در داخل بنا ضریح چوبی سادهای قرار دارد و در زیر آن سنگ قبری دیده میشود که بر روی این سنگ قبر خطوط کوفی به چشم میخورد که به علّت ساییدگی خوانا نیست.
آقای مسعود گلزاری ضمن وصف بقعۀ امامزاده سیّد جمالالدّین، او را فرزند امام جعفر صادقA معرّفی میکند[115] که ظاهراً شهرت محلّی باشد، زیرا در میان فرزندان امام صادقA جمالالدّین نامی در کتب انساب یافت نشده است.
علاّمه نسّاب عمیدی از جمله ساکنان در دینور را سیّد محمّد بن طاهر بن علی حدوثة بن محمّد الاصغر بن علی الدّینوری بن حسن بن حسین الاکبر بن حسن الأفطس بن علی الاصغر بن امام سجادA معرّفی میکند که از فقهای بنام دینور بوده و فرزندانی در مصر، طبرستان مدینه و دینور داشته است.[116]
او همچنین از جمله متوطنان در دینور را جمالالدّین ابو حرب محمّد النسابة الدّینوری ابن محسن بن حسین بن علی حدوثة مذکور یاد میکند که بنا به نوشتۀ تمام علمای انساب درغزنه وفات یافته است.[117] برخی تصوّر نمودهاند که جسد وی از غزنه به این مکان انتقال داده شده که این ادّعا منشأ صحیحی ندارد، اما از همین خانواده و پسر عموی دو شخصیّت مذکور در دینور نوادهای دارد به نام سیّد جمالالدّین بن محمّد بن علی بن محمّد بن حسن بن زید بن داعی بن مهدی بن اسماعیل بن حسن بن محمّد بن یحیی بن اسماعیل بن علی الدّینوری بن حسن بن حسین الأفطس بن علی الاصغر بن امام سجادA که در قرن هشتم هجری میزیسته است و به احتمال قوی در این مکان آرمیده است.[118]
فصل هشتم
مزارات شهرستان سنقر کلیایی
22. امامزاده احمد
بقعۀ این امامزاده در خیایان اصلی شهر، موسوم به خیابان سلمان فارسی است که در مجاورت فرمانداری شهرستان سنقر واقع شده است.
بنایی قدیمی به جا مانده از عصر صفویّه است و تعمیراتی در آن صورت گرفته و شامل ایوان، گنبد و حرم است.
ایوان بقعه رو به جانب جنوب و در طرفین آن دو گلدستۀ قدیمی دارد. این بنا یک بار در سال 1357ش. مرمّت شد و نقّاشیهای زیر گنبد، رنگآمیزی مجدّد گردید و همچنین در سال 1380ش. مورد تعمیرات وسیع قرار گرفت.
گنبد امامزاده که از زیر به صورت عرقچینی است، از داخل با نقّاشیهای بسیار جالب و دیدنی و از بیرون با پوشش فلزی تزیین گردیده است. در ایوان داخلی بقعه، کتیبهای سنگی، در سردرِ ورودی بارگاه نصب بود که نوشتههای آن خوانده نشد و تنها تاریخی که برآن قابل خواندن بود، سال 1028ق. را نشان میداد.
بر روی مرقد، دو ضریح چوبی کوچک و بزرگ بسیار قدیمی نصب است که عبارت زیر بر روی ضریح کوچک، بر روی فلز، قلمزنی و حکّاکی شده و دور تا دور قسمت بالای ضریح، اسامی چهارده معصوم منبّت شده و در یک جهت آن نام کاتب و نسب امامزاده به این شرح اشاره شده است:
هذا قبر قطب الاولياء و زبدة الاصفيا السلطان مير احمد قدّس سرّه العزيز ابن ائمة الهدی الإمام محمّد الباقرA کتبه شکرالله ابن ابراهیم سنقري في سنة 937ق.
بنای جدید بقعه 500 متر مساحت دارد و از دو طرف مشرق و مغرب بقعه قدیمی با همان معماری سنّتی و طاقهای ضربی با آجر توسعه داده شده است.
بر روی مرقد زیر گنبد ضریحی مشبک آب طلا کاری به ابعاد 2×3 و ارتفاع 5/2 متر به جای ضریحهای چوبی نصب گردیده است. چهار طرف ضریح به صورت رواق است که به شکل سنّتی با طاقهای ضربی با آجر بنا گردیده است.
کف بقعه و ازارۀ آن دور تا دور از سنگ گرانیت به ارتفاع 120 سانتیمتر تزیین یافته و بالای آن تا زیر سقف بقعه آیینهکاری شده است.
برفراز بام بقعه، گنبدی مدوّر نسبتاً بزرگ از آجر است که جزء بنای قدیم است و همچنان پا بر جا میباشد.
در بنای جدید با احداث ایوان در مقابل درب ورودی بقعه با پایههای طاق ضربی و سنّتی گلدستههای قدیمی جابجا شده و بر سر در ورودی صحن بنایی به صورت چهارطاق احداث گردیده و دو گلدستۀ بسیار بلند قرار گرفته که در تمام نقاط شهر نمایان است.
در ضلع شرقی صحن امامزاده اتاقهایی به صورت مغازه، جهت فروشگاه و عرضۀ کالاهای فرهنگی احداث شده است.
مقبرههای بقعه
در قسمت آخر رواق شمالی بقعه، قبر یکی از سادات بزرگوار به نام آقا سیّد محمّد صالح حسینی جدّ مرحوم حجةالاسلام آقا سیّد میرحسین حسینی امام جماعت سابق مسجد امامزاده (صاحب الزمانA) قرار دارد که وی نیز از نوادگان امام زینالعابدینA و متوفی 1327ق. و مورد احترام اهالی محل است.
در رواق شرقی بقعه که اختصاص به بانوان دارد، مرحوم آیتالله حاج شیخ حبیبالله پیشوایی مدفون است که از عالمان برجسته دینی بوده است که تاریخ وفات او اول محرّم 1355ق. است.
مقبرۀ شیخ جلیل تبریزی
در ضلع شرقی پشت بقعه، آرامگاه شهید جاویدان مرحوم آیتالله حاج شیخ جلیل تبریزی قرار دارد. وی فاضلی توانا و مردی بلند مرتبه و عظیم الشأن و باشکوه و با فضیلت بود. در امر به معروف و نهی از منکر جِدّی بلیغ داشت و یکدم از نشر حقایق اسلامی و تبلیغات مذهبی فارغ نمینشست و با بدعتها و زشتکاری و ستمگری دشمنی میورزید. وی روزگار را به زهد و پارسایی میگذارند، چنان که همه او را بدین خصلت میشناختند.
مرحوم علاّمه امینی درباره شخصیّت این عالم شهید مینویسد:
پدر دانشمندم میگفت: وی [شیخ جلیل تبریزی] پس از خواندن درسهای مقدّماتی در تبریز رو به نجف نهاد، و چون از تحصیلات عالی نزد استادان آن دیار فارغ شد به میهن خویش باز آمد، و در سفری که به شهرستان سنقر کرد مردمش از او خواهش نمودند که آنجا (سنقر) بماند و مسئولیت ارشاد و رهبریشان را بپذیرد، و چون اصرار ورزیدند درخواستشان را اجابت کرد.
علاّمه امینی پس از نقل مطلب مذکور از پدربزرگوارشان مینویسد:
من خود نیز در سال 1319ق. او را در آن شهر [سنقر] ملاقات کردم. وی فاضلی عقیدهشناس و زبانآوری زیرک و هوشمند بود و شایستۀ رهبری دینی، و در ستیزه با بدعت و پیشبرد عقیدۀ راست و احیای سنن متروک ماندۀ اسلام سرسخت بود و پیوسته در هدایت مردم میکوشید. او آنی از تحکیم اساس دین و بزرگداشت شعائر آن آسوده نمینشست، و در میان مردم نفوذی کامل داشت، و حتی قدرتمندان و خوانین منطقه از او حساب میبردند.
زندگانیاش بدینسان سپری میگشت تا آنکه در حوالی سال 1325ق. در 19 رمضان بر در خانهاش به دست عدهای ارازل و اوباش کشته شد، و در حالی که پاک و راست دین و سرگرم خدمت به خلق و پیشبرد فضیلت بود به شهادت نایل آمد. دانشمند عالیقدر اردوبادی قصیدهای در رثای وی سروده است.[119]
زمین زیارتگاه امامزاده احمد بیش از 3800 متر مربّع است و در گذشته بخشی از زمینهای آن جهت احداث فرمانداری شهرستان سنقر و دبیرستان دخترانۀ حضرت زینبI اختصاص داده شد. در این صحن، مسجد بزرگی به نام مسجد صاحب الزمانA ساخته شده، نیز چشمهای در صحن بقعه جاری است که گویند امامزاده احمد در ابتدای ورود خود به این منطقه، در نیزارهای آن پنهان شده بود و به برکت آن حضرت، این چشمه به وجود آمده است.
این بنا به شمارۀ 1801 در تاریخ 9/9/1375ش. به ثبت آثار تاریخی رسیده است.
شجرۀ امامزاده احمد
اهالی اعتقاد کامل به این امامزاده دارند و او را فرزند بلافصل امام محمّد باقرA میدانند و برای وی کرامات زیادی قائلند و میگویند: امامزاده احمد از دست دشمنان متواری میشود و به منطقۀ نیزاری که هم اکنون مزار آن بزرگوار است پناه میبرد، ولی به وسیلۀ منافق محلّ، پناهگاهش فاش میشود و سپس عمّال اُموی آن حضرت را به شهادت میرسانند.
آقای دکتر بحرالعلوم دربارۀ شهرت امامزاده احمد به فرزند امام محمّد باقر بر این عقیده است که این ادّعا با وجود کتیبۀ تاریخی ضریح آن هیچ منشأ صحیحی ندارد و اصولاً به اتفاق نقل همۀ علمای انساب و مورّخان، امام محمّد باقرA فرزندی به نام احمد نداشته تا در سنقر متواری و به شهادت رسیده باشد.
علما در تعداد فرزندان آن حضرت اختلاف دارند. سیّد تاج الدّین بن علی بن احمد حسینی عاملی، شش فرزند، و شیخ مفید در ارشاد، هفت فرزند، و کفعمی نُه فرزند برای آن حضرت برشمردهاند و اسامی آنان چنین است: جعفر (امام صادقA)، عبدالله (مادر این دو، اُمّ فروه نام داشت)، ابراهیم، عبیدالله (مادر این دو امّ حکیم بود)، علی، زینب، اُمّ سلمه، خدیجه، اُمّ جعفر.
یاقوت حموی در معجم البلدان، از جمله مزارات مصر و قاهره را قبر آمنه دختر امام محمّد باقر، بر شمرده است. در یکی از روستاهای کاشان به نام روستای علوی قبری متعلّق به محمود بن امام محمّد باقرA است. سیّد احمد گیلانی ضمن اشاره به نسب شاه نعمتالله ولی، نسب او را به محمّد بن امام محمّد باقرA منتهی میداند، ابوالحسن عمری نسّاب، زید بن امام محمّد باقرA را بر تعداد فرزندان آن حضرت اضافه نموده و ابن مهنّا نیز طیّبه نامی را دختر امام محمّد باقرA میداند. بقعهای نیز در ساوه است که به علی الاصغر بن امام محمّد باقرA منتسب است. بنابراین نام احمد بن امام محمّد باقرA در هیچ یک از کتب معتبر انساب، رجال، تاریخ و سیره ثبت نشده است خصوصاً در میان فرزند زادگان کمی که از حضرت امام محمّد باقرA باقی مانده، احمد یافت نمیشود.[120]
به اعتقاد نویسندۀ «دائرة المعارف بقاع متبرّکه» شخصیّت مدفون در این بقعه احمد بن ابی الحسن علی بن ابی الحسن علی الباغر بن عبیدالله الامیر بن عبداللّه بن حسن بن جعفر الخطیب بن حسن المثنی بن امام حسن مجتبیA است که سیّدی جلیل القدر، عظیم الشان و بزرگوار بود. او نوادۀ سیّد ابوالحسن علی الباغر حسنی(باغین) است که نسلش با فرزندان امام محمّد باقرA اشتباه گرفته شده است. علی الباغر، مکنّی به ابوالحسن و مشهور به «الشاعر الاکبر» بود. علّت ملقّب شدن او به باغر بدان جهت است که متوکّل خلیفه عبّاسی، غلام ترکی به نام «باغر» داشت که از لحاظ زور و بازو بسیار قوی بود. روزی ابوالحسن علی با او نبرد کرد و چنان با قوّت تمام او را به زمین انداخت که باعث تعجّب همگان شد. از این رو، پس از آن واقعه او را ملقّب به «باغر الاکبر» نمودند.
علمای انساب تداوم نسل او را از پنج فرزند او و برخی از هفت فرزند او میدانند و مینویسند که وی بالغ بر 23 فرزند داشته است. فرزندان و نوادگان او در قم، اصفهان، آذربایجان، بصره، نصیبین، اهواز، ارجان، جبل و رامهرمز پراکنده شدهاند. سیّد احمد بن علی، مکنّی به ابوالعبّاس صاحب فرزندی به نام ابوعبدالله جعفر بود که برای او تداوم نسل نوشتهاند.[121]
به نظر نگارنده، اجتهاد تاریخی آقای بحرالعلوم در استخراج شجرنامۀ امامزاده احمد سنقر از باب تطبیق مصداق با مورد است و جای تردید نیست که شخصیت مدفون در این بقعه منسوب به خاندان عصمت و طهارتE است و از سوی «پژوهشکدۀ انساب سادات» در قم نیز سیادت آن تأیید شده است.
22. امامزاده شمس علی
بقعۀ این امامزاده در میان روستای خلیفه از دهستان آگاه بخش سَطَر شهرستان سنقر قراردارد و به «امامزاده شمسالی» مشهور است.
بنایی ساده و کوچک که مساحت آن در گذشته قریب به 8 متر بود و سنگ نوشتهای قدیمی در آن وجود داشته که در حدود سی سال قبل به سرقت رفته و طبق گفتۀ اهالی بر روی آن سیّد شمسالدّین علی خوانده میشده است. مشهور است که هر کس از اهالی گرفتار تب و لرز شدید میشد به زیارت سیّد شمس علی میرفت، بهبودی حاصل میشد.
علاّمه نسّاب سیّد ضامن بن شدقم، ضمن اشاره به مهاجران دینور از سیّد ناصر بن ابی محمّد علی بن حمزة القصیر بن احمد بن ابی یعلی حمزة علی الاحول بن احمد بن موسی الابرش بن محمّد الاعرج بن موسی الثانی بن ابراهیم المرتضی بن امام موسی الکاظمA نام میبرد و مینویسد:
کان فصیحاً ادیباً شاعراً. او یک فرزند به نام سیّد مرتضی داشت که از او سیّد نورالدّین علی و از وی نیز سیّد شمسالدّین محمّد به وجود آمده است.[122]
به نظر میرسد که شخصیّت مدفون در این بقعه، همین سیّد شمسالدّین محمّد بن علی نورالدّین بن مرتضی بن ناصر مذکور است که به سیّد شمس علی مشهور شده است. وی از سادات جلیل القدر موسوی قرن ششم قمری است.
23. امامزاده هادی
بقعۀ این امامزاده در «فعلهگری» از توابع سنقر و به فاصله 17 کیلومتری آن در سمت راست جادۀ اصلی سنقر به باوله پس از روستای کوچکینه واقع شده است.
بقعۀ این امامزاده در سینه تپه و در مکان بلندی قرار گرفته که تا ایوان ورودی امامزاده 25 پله را باید طی کرد.
بنای قدیمی بقعه در حدود 80 متر مربع بوده که هم اکنون در سال 1388ش. بازسازی شده و به صورت مربع مستطیل در حدود 500 متر زیر بنا را به خود اختصاص داده است.
بقعۀ جدید امامزاده هادی دارای، ضریح، رواق، گنبد، ایوان و صحن است.
الف. در وسط بقعه، ضریحی مشبک از جنس فلز آب طلا کاری به طول 5/2 و عرض 5/1 و ارتفاع 5/2 متر بر روی مرقد نصب شده است.
ضریح امامزاده هادی که از نوادگان حضرت موسی الکاظم است به سفارش اداره کل اوقاف و امور خیریۀ استان کرمانشاه و نظارت اوقاف و امور خیریه سنقر و همکاری هیأت امنای بقعه و امام جمعۀ وقت و نذورات مردم در سال 1388ش. ساخته و نصب گردیده است.
ب. چهار طرف ضریح رواق است. کف بقعه و ازارۀ آن به ارتفاع 120 سانتیمتر از سنگ گرانیت تزیین یافته و بقیه بدنه تا زیر سقف و همچنین زیر گنبد با آیینه کاری مزّین گردیده است. این بقعه از چهار طرف دارای روشنایی و نورگیر است و 12 پنجره در آن تعبیه شده است.
ج. ایوان و درب ورودی بقعه از جانب شمال باز میشود، و از دو جانب شرقی و غربی ایوان راه ورود و خروج دارد.
درب بقعه دو لنگه به عرض 2 و ارتفاع 3 متر از جنس آهن است. ایوان بقعه نیز حدود 6 متر است.
مقبرههای بقعه
د. بعد از ایوان و قبل از ورود به روضۀ مطهر، رواقی جداگانه و مستقلّ به مساحت صد متر مربع قرار دارد که در این رواق دو سنگ قبر بر دیوار نصب است که متعلّق به مرحومان آقایان شیخ محمّد اسماعیل کیهانی و شیخ مراد کیهانی پدر و فرزند، از خادمان بقعه بودهاند که در آنجا مدفوناند.
و نیز در همین رواق، سیّد بزرگوار و روحانی مبارز مرحوم حجة الاسلام آقا سیّد علی موسوی اصفهانی مدفون است. وی در زمان رژیم منحوس پهلوی به خاطر ظلم ستیزی از طرف دستگاه حاکمه به منطقۀ کردستان تبعید شد و به محض ورود به روستای شهابالدین و اطراف آن مشغول به تبلیغات دینی گردیده و بعد از سپری شدن دوران تبعید به روستای حسینآباد که از روستاهای نزدیک امامزاده هادی است رفت و به تبلیغ اسلام و نشر احکام دینی پرداخت، و در همانجا وفات نمود. پس از فوت پیکر پاک وی در جوار امامزاده هادی آب باریک سنقر به خاک سپرده شد.
مرحوم سیّد علی اصفهانی از معدود عالمانی بود که عمری را در خدمت به اسلام و قرآن سپری کرده است. وی سیّدی بزرگوار و انسانی خلیق و معروف بود و دارای کرامات بوده است.
ﻫ. بر فراز بقعه، گنبدی مدور و زیبا قرار دارد که با روکش استیل سفید پوشیده شده است.
و. چهار دور بقعه را حیاتی مستطیل که بر روی دیوار آن نردۀ آهنی نصب گردیده احاطه کرده است.
ز. چشمهای در ضلع شرقی بقعه قرار دارد که به چشمه ده امام معروف است. این چشمه آب بسیار سرد و گوارایی دارد. اطراف چشمه درختانی است که در فصل تابستان سایبان زائران امامزاده است.
نسب امامزاده هادی
امامزاده هادی همانگونه که بر روی ضریح مطهر مرقوم و به صورت برجسته منقوش گردیده است، از نوادگان حضرت امام موسی الکاظمA میباشد. در بین مردم نیز چنین مشهور است. «پژوهشکدۀ انساب سادات» صاحب این بقعه را موسوی معرفی کرده است، لیکن نویسندۀ «دائرة المعارف بقاع متبرّکه» شخصیت مدفون در این بقعه را به جای موسوی حسنی دانسته است. ایشان معتقد است که این شهرت منشأ صحیحی ندارد، زیرا در میان فرزندزادگان امام هفتمA فردی به نام هادی که در منطقۀ دینور یا کرمانشاه سکونت داشته باشد در کتب انساب یافت نشده است.
از طرفی، علاّمه نسّاب ابن طباطبا از اعلام قرن پنجم قمری در کتاب «منتقلة الطالبیّه» ضمن واردان به دینور، از سکونت فرزندان قاسم بن محمّد بن علی الزانکی بن اسماعیل بن حسن بن زید بن امام حسن مجتبیA خبر میدهد.[123]
مؤلّف کتاب «المعقبون من آل ابی طالب» از همین خانواده یعنی فرزندان سیّد قاسم بن علی شکنبة بن محمّد بن علی الزّانکی بن اسماعیل بن حسن بن زید بن امام حسنA را ساکن در دینور و اطراف آن ذکر نموده و برای وی پنج فرزند به اسامی علی، اسماعیل، سراهنگ، هادی و قاسم بر شمرده[124] که به اعتقاد ایشان سیّد هادی بن قاسم بن علی حسنی در همین بقعه مدفون است.
ابوالحسن بیهقی نیز ساداتی را از همین خانواده ساکن سبزوار و شهرری میداند و مینویسد: ابوشجاع بن ابی علی بن حسین بن قاسم بن قاسم که از سادات جلیل القدر و به زهد و تقوا متصف بود، در یکی از ماههای سال 550ق. در سبزوار در گذشته است. وی برادری داشته به نام سیّد ابوالقاسم که در سال 554ق. در سبزوار وفات یافته است.[125]
از این گزارش فهمیده میشود که از نسل قاسم بن علی شکنبه، فرزند او سیّد قاسم بود. امامزاده هادی، نسلی نداشته است. اگرچه در منابع مذکور اشارهای از وفات امامزاده هادی نشده است، اما با وجود واسطهها در نسب شریف او میتوان احتمال داد که او در دهۀ آخر قرن چهارم قمری وفات یافته باشد.
24. امامزاده حسین
بقعه این امامزاده در فاصلۀ 7 کیلومتری دهستان باوله در روستای چوگان واقع شده است. بقعۀ امام زاده حسین در ضلع شرقی روستا و بر بالای بلندی سینه تپهای قرار گرفته است.
بنای بقعۀ امامزاده اتاقی ساده از آجر و تیرآهن است و نمای بیرونی آن سیمانکاری با روکش سیمان سفید است.
مساحت کل بقعه حدود 40 متر است. مساحت اتاق بقعه به ابعاد 4×6 متر است که در وسط آن ضریحی از جنس آلومینیوم به ابعاد 150 طول و 120 سانتی متر عرض و ارتفاع حدود 2 متر بر روی مرقد نصب شده است.
کف بقعه و بدنه تا میزان یک متر سنگ کاری شده و بالای آن تا سقف با گچ سفیدکاری شده است. سقف بقعه تیر آهن و بر فراز بقعه، گنبدی کله قندی کوتاه بنا شده و در مقابل درب ورودی ایوان مسقفی به مساحت حدود 12 متر ساخته شده که از دو طرف شرقی و غربی به داخل آن راه ورودی است.
شخصیت مدفون در این بقعه از نوادگان حضرت امام موسیکاظمA است. براساس تحقیق و تشجیر مؤسسۀ بقاع متبرّکه، وی با پنج واسطه به امام هفتم شیعیانA میرسد. شجرهنامۀ ترسیمی در پایان این کتاب بر این امامزاده قابل تطبیق است.
به اعتقاد اهالی، امامزاده حسین از فرزندان امام هفتمA است و ظاهراً این دیدگاه با منابع انساب سازگاری دارد، زیرا علاّمه نسّاب ابن طباطبا از اعلام قرن پنجم هجری قمری مینویسد:
احمد بن محمّد بن اسماعیل بن ابراهیم المرتضی بن امام موسیکاظمA در دینور سکونت داشته و صاحب سه فرزند به اسامی حسین، محمّد و عیسی بوده است.[126]
شیخ الشرف عبیدلی نسّاب از رحلت نوادۀ امامزاده حسین به نام ابوالقاسم حمزة بن علی بن حسین بن احمد مذکور در قرمیسین یاد میکند و مینویسد:
وله اخوة و بنوعمّ، و برای او برادر و پسرعموهایی در قرمیسین است.[127]
این مطلب حکایت میکند که علاوه بر سکونت سیّد احمد بن محمّد در دینور، نوادگان او از نسل امامزاده سیّد حسین نیز تا یک و نیم قرن در (قرمیسین) کرمانشاه و نواحی آن سکونت داشته و از سرشناسان و معاریف سادات بودهاند، زیرا عبیدلی دربارۀ وی مینویسد: «کان نعم الرجل».
بنابراین میتوان اعتقاد داشت که شخصیّت مدفون در این بقعه، سیّد حسین بن احمد بن محمّد اسماعیل بن ابراهیم المرتضی بن امام موسیکاظمA است که از سادات بزرگوار قرن چهارم قمری بوده است. او یک فرزند به نام سیّد علی داشته که از ابوالقاسم حمزه به وجود آمده است. شرح حال پدر و جدّ او در قسمت امامزاده سیّد احمد مدفون در روستای کرم بست اشاره شده است.
25. امامزاده جهانآرا خاتون (هاجر خاتون)
در ضلع غربی روستای بزرگ باوله در فاصله 15 کیلومتری جادۀ سنقر به همدان بقعۀ سیّده جهان آرا خاتون واقع شده است. که مردم روستای باوله به آن «هاجره خاتون» نیز میگویند.
بنای بقعه به صورت اتاقی بسیار ساده به ابعاد 5×7 متر است. بنای بقعه آجری است و سقف آن تیرآهن است، و از داخل شامل دو قسمت است:
1. قسمتی که مرقد در آن قرار دارد، مساحت آن حدود 16 متر است. ضریحی مشبک آهنی به طول 2 و عرض 5/1 متر بر روی مرقد نصب شده است. داخل ضریح روی قبر نیز صندوقی آهنی وجود دارد که درب آن قفل است و معلوم نشد که داخل آن سنگ نوشته وجود دارد یا خیر؟
2. قسمت دوم بقعه شامل ایوان است که به طول و عرض یک اتاق 10 متری است. بر روی بقعۀ دو گنبد عرقچینی قرار دارد. گنبد روی بقعه کمی بزرگتر از گنبد روی ایوان است که با ایزوبام به رنگ آلومینیوم پوشش یافته است و بیننده از بیرون بقعه فکر میکند دو مرقد در این بقعه است، حال آنکه یک مرقد بیشتر وجود ندارد. چهار دور بقعه را حیاتی مستطیل شکل با دیواری کوتاه احاطه نموده است.
دربارۀ شخصیت مدفون در بقعه گزارش مستند و حتی قول صریحی از علمای انساب و مورّخان وجود ندارد، امّا درمیان سادات حسینی ساکن در جبل، سیّده جهان ملک خاتون فرزند اسحاق بن احمد بن محمود بن جعفر بن حمزة بن حسین بن عقیل بن امیر آنية بن ابی طالب بن احمد بن محمّد بن حسین بن امیر آنية بن ابی طالب بن احمد بن حسین بن علی بن عمر بن حسن الأفطس بن علی الاصغر بن امام علی بن حسین زینالعابدینA برمیخوریم که میتوان با بقعۀ فعلی تطبیق داد. ابن مهنّا از نسبنامه او خبر داده و برای او دو خواهر به اسامی شاهی و سلطان بخت ذکر مینماید.[128]
وی همچنین دختر عمویی به نام بلقیس و خاتون بنت محمود بن احمد مذکور دارد که در روستای دورانۀ نهاوند مدفون میباشند.[129]
از آنجا که نخستین بار نام سیّده جهان ملک خاتون را، علاّمه نسّاب ابن مهنّا از اعلام قرن هفتم قمری ذکر نموده است، این احتمال تقویت میشود که وی در نیمۀ دوم قرن هفتم قمری وفات یافته، زیرا واسطههای نسب شریف او گویای این مطلب است.
علّت شهرت سیّده جهان ملک خاتون به جهان آرا به درستی معلوم نیست و چنین نامی نیز در کتب انساب یافت نشده است. بعید نیست که جملۀ مقبرۀ جهانآرا بر اساس حروف ابجد که سال 608ق. است، برای سال تولّد جهان ملک خاتون در نظر گرفته شده باشد که بر بقعۀ وی نامگذاری شده است.[130]
یادآوری این نکته لازم است که «پژوهشکدۀ انساب سادات» امامزاده جهان آراء خاتون باوله را منسوب به امام موسیکاظمA دانسته است. در متنی که نوشتهاند و کپی آن نزد اینجانب است آمده است:
و در محدوده شهرستان سنقر امامزادگانی به نام:
امامزاده هادی در فعلهگری و سیّد علی در روستای صفائیه، (شاه گدار) و جهان آراء خاتون در روستای باوله. این سه امامزاده منسوب به حضرت امام موسی الکاظمA میباشند و امامزاده عبدالله (واقع در روستای کیسله) منسوب به حضرت امام جعفر صادقA و امامزاده احمد منسوب به حضرت امام محمّد باقرA واقع در شهرستان سنقر بخش مرکزی میباشند.
عالم نساب و محقق آقای سیّد مهدی رجایی موسوی نمایندۀ کتابخانه بزرگ آیتالله العظمی مرعشی نجفی; و مدیر پژوهشکدۀ انساب سادات کشور مرقوم فرمودهاند:
تمام این امامزادگان و بقاعی که در خطّۀ کرمانشاه قِدمت تاریخی دارند و از قدیم مشهور به امامزاده بودهاند مورد تأیید مرحوم آیتالله مرعشی و اینجانب میباشند.
فصل نهم
مزارات صحابه و بزرگان اسلام
آستانۀ احمد بن اسحاق در سرپل ذهاب
ابو علی احمد بن اسحاق بن عبدالله بن سعد بن مالک الاحوص اشعری قمی محدّثی جلیل القدر، از دانشمندان سدۀ سوّم قمری و از بزرگان قم است. خاندان و خویشان احمد از اصحاب ائمّه و محدّثان کبار شیعه محسوبند، مانند عمران بن عبدالله، عیسی بن عبدالله، زکریا بن آدم و زکریا بن ادریس.
احمد بن اسحاق از اصحاب برجستۀ امام محمّد تقی جوادالائمهA و امام علی النقیA و امام حسن عسکریA است و از این بزرگواران نیز روایت کرده است.
او شیخ قمییّن و از وکلا و سفرای ائمّه به شمار میرود. در عظمت احمد بن اسحاق همین بس که هنگام ولادت وجود مقدّس امام عصرA، امام حسن عسکریA نامهای برای احمد نوشت و او را به آن تولد مبارک آگاه ساخت. در عبارتی از آن نامه آمده است:
... وُلِدَ لَنََا مَولُوِدٌ فَلیَکُن عِندَکَ مَستُوراً وَ عَن جَمِیع النَّاسِ مَکُتوماً، فَاِنَّا لَم نَظهَر عَلَیهِ اِلاّ الاََقرَب لِقَرَابَتِهِ وَالوَليّ لِولاَیتِهِ، اَحَبَبنَا اِعلاَمَکَ لِیَسُرَّکَ اللهُ بِهِ، مِثلَ مَا سَرَّنا بِهِ، و السَّلامُ؛[131] برای ما فرزندی به دنیا آمده پیش تو پنهان بماند، و آن از مردم پنهان بماند، زیرا ما این امر را جز برای نزدیکان و دوستان خود آشکار نکردهایم، ما دوست داشتیم آن را به تو اعلام کنیم که بدین وسیله، خداوند تو را مسرور گرداند، همچنان که ما به این امر خوشحال شدیم، والسّلام.
و آنگاه که امام حسن عسکریA کودک خود را به احمد بن اسحاق نشان میدهد میفرماید:
... یَا اَحمَد بنُ اِسحاق، لَولاَ کَرَاَمَتُکَ عَلَی اللهِ وَ عَلَی حُجَجِهِ مَا عَرَضتُ عَلَیکَ اِبني هَذَا؛ ای احمد بن اسحاق، اگر نزد خداوند، و حُجج او کرامت و منزلت نداشتی فرزندم [مهدی A] را به تو نشان نمیدادم!
در مجموع تعاریفی از ناحیۀ معصومینE، دربارۀ احمد بن اسحاق وارد شده و او را محرم اسرار خویش دانسته و همواره مورد توجهاش قرار دادهاند، تا آنجا که سالها از طرف امام حسن عسکریA سمتِ وکالت داشته است.
پس از شهادت امام عسکریA در زمان غیبت صغرا نیز مورد توجه و عنایت حضرت صاحب الامرA قرار گرفت، و همچنان بر وکالت خود باقی بود. توقیعاتی نیز از طرف آن حضرت به وی میرسید و اموال شیعیان به سوی او فرستاده میشد.
جعفر بن معروف کشی میگوید:
ابوعبدالله بلخی برای من نامهای نوشت و در آن از حسین بن روح قمی یاد کرد که او گفت: احمد بن اسحاق به حضرت ولی عصرA نامهای نوشت و اجازه خواست که به حجّ برود. حضرت به او اجازه داد، و نیز پارچهای [کفن] برای او فرستاد، احمد بن اسحاق گفت:
«نَعَي اِلی نَفسِي؛ این خبر از مرگ من است»
وی هنگامی که از سفر حجّ بازگشت در «حلوان» درگذشت. احمد بن اسحاق بعد از شهادت امام حسن عسکریA مدتی در قید حیات بود. من این خبر را آوردم تا بدانید او در حالی که نیک بخت بود، در عاقبت به خیری چشم از جهان فرو بست.[132]
آری، احمد بن اسحاق، این محدّث و فقیه برجسته پس از عمری تلاش خستگی ناپذیر در راه خدمت به آستان امامت و ولایت سرانجام، هنگام بازگشت از موسم حج، پس از اینکه به شهر سامرا رسید از محضر امام عصرA اجازه خواست که به «قم» برود. توقیع بر قبول این درخواست صادر شد، امّا نوشته شده بود که وی به قم نمیرسد، و در راه بیمار میشود و وفات میکند. پیش بینی امامA محقق شد و او در راه بازگشت به قم مریض شد و در «حلوان» از دنیا رفت.[133]
آری، هنگامی که او به سوی قم باز میگشت در «حُلوان» یعنی محلی که فعلاً به سرپل ذهاب معروف است دعوت حقّ را لبّیک گفت، و روح بلندش به سوی معبود پرواز کرد و در آنجا مدفون شد.
در کتب رجال نیز محل قبر او را همین شهر «سرپل ذهاب» ذکر کردهاند که امروز دارای صحن و سرا و گنبد و بارگاه باشکوهی است. آستانِ مقدّسِ این محدّث برجسته بر سر راه کربلا و عتبات عالیات قرار دارد و زیارتگاه عموم است.
در سال وفات احمد بن اسحاق اندک اختلافی وجود دارد که به ظنّ قوی آن بزرگوار بعد از سال 260ق. و در سالهای آغازین امامت حضرت مهدیA به رحمت خداوندی پیوسته است.
احمد بن اسحاق، از منظر دانشمندان
شیخ کشّی چند روایت در جلالت قدر او آورده است. از جمله روایت میکند از محمّد بن علی بن قاسم قمی از احمد بن حسین قمی که محمّد بن احمد بن صلت قمی نامهای برای امام عصرA نوشت و قصۀ احمد بن اسحاق قمی و نیاز او به هزار دینار برای ادای مناسک و مراسم حجّ را یادآوری نمود و معروض داشت که اگر سرورم صلاح بداند، دستور فرماید این مبلغ را به او قرض دهم تا پس از بازگشت به شهر خویش آن مبلغ را بازگرداند.
امامA در جواب نامه این توقیع را فرستاد:
هِيَ لَهُ مُنا صِلةٌ، وَ اِذَا رَجَعَ فَلَهُ عِندَنا سَواها؛ این [مبلغ] از طرف ما به ایشان بخششی است، و چون او از سفر بازگشت غیر از آن مبلغ نیز نزد ما چیزی دارد... .[134]
نیز شیخ کشّی با چند واسطه از ابی محمّد رازی نقل میکند: من و احمد بن ابی عبدالله برقی در عسکر [سامرا] بودیم که فرستادهای از طرف امام عسکریA به نزد ما آمد و گفت:
غایب علیل [علي بن جعفر يماني که بيمار بود] ثقة و ايوّب بن نوح و ابراهيم بن محمّد همداني و احمد بن حمزة و احمد بن اسحاق ثقات جميعاً.[135]
شیخ الطائفۀ طوسی، در کتاب رجالش او را جزو اصحاب امام جواد و امام حسن عسکری8دانسته است.
در کتاب «الفهرست» مینویسد:
احمد بن اسحاق... ابوعلي کبيرالقدر و کان مِن خَواصِّّ اَبي محمّد وَ رَأی صَاحِبَ الزَّمانA و هو شیخ القمیّین و وافدهم وله کتب... و مسائل الرّجال لاَِبي الحسن الثّالث؛[136] احمد بن اسحاق مکنی به ابوعلی که دارای قدر و منزلت بزرگی است از یاران خاصّ امام حسن عسکری بوده و امام عصر را دیده است. او شیخ و بزرگ قمیهاست که خدمت حجّت خدا میرسیده است و تالیفاتی داشته که یکی از آنها «مسائل الرجال» از امام هادیA است.
شیخ طوسی در کتاب دیگرش «الغيبة» مینویسد:
قَد کَانَ فِي زَمان السّفراءِ المَحمُودِين (المَمدَوحِين) اَقوامٌ ثِقاتٌ تَرِدُ عَليهم التَوقِيعَاتٌ مِن قِبَلِ المَنصُوبِين لِلسِّفَارةِ مِنَ الاَصلِ وَ مِنهُم اَحمدُ بن اِسحاق؛[137] در زمان سفرای امام زمان افراد مورد اطمینان وجود داشتند که همواره توقیعاتی مبنی بر ثقه بودن آنان از طریق این سفرا [و از جانب حضرت ولی عصرA] برای آنها صادر میگردید که از جمله آنها احمد بن اسحاق بود.
ابن شهر آشوب میگوید:
او [احمد بن اسحاق] از یاران خاصّ امام حسن عسکریA بود و امام زمان را ملاقات نموده است.[138]
ابن داود نیز او را ثقه و در زمرۀ اصحاب امام جواد و امام هادی و امام عسکریE دانسته و میگوید:
او امام زمانA را دیده است.[139]
محدث نوری دربارۀ احمد بن اسحاق میگوید:
احمد بن اسحاق اشعری از بزرگان اصحاب ائمّهE و صاحب مراتب عالی در نزد ایشان و از وکلاء معروفین بود... کیفیّت وفات او به نحوی دیگر نیز ذکر شده است. طبق روایت دیگر، حضرت، کافورِ خادم را به حلوان فرستاد و غسل و کفن او به دست کافور انجام گرفت، بیاطلاع کسانی که با او بودند. حلوان همین ذهاب معروف است که در مسیر راه کرمانشاهان به بغداد است و قبر آن معظّم در نزدیک رودخانه به فاصلۀ تقریباً هزار قدم از طرف جنوب است... .[140]
محدّث قمی در مورد احمد بن اسحاق مینویسد:
شیخ اجلّ ابوعلی احمد بن اسحاق... ثقه رفیع القدر و از اجلاّء اهل قم است. خانواده و خویشان او از اصحاب ائمّهE و از محدّثین کبارند.[141]
علاّمه شوشتری در قاموس الرّجال، شرح حالی از احمد بن اسحاق به نقل از کتابهای پیشین همچون رجال و فهرست شیخ طوسی، رجال کشی، رجال نجاشی و برقی آورده است و در پایان مینویسد:
و يَکفی هَذَا جَلاَلاً، تَوثِیقُ الحُجَّةِA لَهُ، کَمَا عَرَفتَ مِن خَبَري الکَشّي وَ الَغيَبة وَ بَعثهُ ثَوباً لِکَفَنِهِ... وَ کِتَاَبَتِهِ اِلَیهِ یُعلِمُهُ بِمیلاَدِ القَآئِمA لِیَسُرَّ کمَاَ سَرَّ؛[142] در بزرگی و جلالت احمد همین بس که امام عصرA او را توثیق نموده، چنان که از خبر کشّی و غیبت شیخ طوسی دانستید و پارچه کفنی که امامA برای او فرستاد، و نامهای که امام حسن عسکریA برای او نوشت و او را از تولد فرزندش حضرت مهدیA آگاه کرد تا او نیز خوشحال شود.
مرحوم آیت الله العظمی خویی نیز شرح حال مفصّل احمد بن اسحاق را به نقل از منابع پیشین آورده و مینویسد:
وقع بهذا العنوان، في اسناد عدة من الرّوايات، تبلغ سبعة و ستين مورداً؛ احمد بن اسحاق در اسناد تعدادی از روایات قرار گرفته است که به شصت و هفت مورد میرسد. سپس موارد روایات او را از ائمّۀ اطهارE در کتابهای کافی، من لایحضره الفقیه، تهذیب و استبصار آورده است. بعد از آن تعدادی از مشایخ و راویان احمد را ذکر میکند.[143]
البته روایاتی که از احمد بن اسحاق وارد شده بیش از 67 مورد است و این راوی و محدّث برجسته در سلسله اسناد بیش از صد و پنجاه حدیث بلند و کوتاه که از امامان معصوم روایت شده قرار گرفته است و اخیراً این احادیث تحت عنوان «مسند احمد بن اسحاق» جمع آوری شده است و آقای شیخ مهدی عبدی، طلبۀ فاضل کرمانشاهی صد و سی حدیث مسند احمد را در کتاب «ستارۀ سرپل ذهاب» در فصل سوم کتاب خود آورده است و ما در این نوشتار از کتاب وی بهره بردهایم.
مشخصات فنّی بقعۀ احمد بن اسحاق
اساس بنا اسکلت فلزی و آجر است. ساختمان اصلی دارای چهار رواق بزرگ، چهار رواق کوچک، یک رواق دور تا دور از خارج بنا و خود حرم است.
مدخل ورودی حرم را سردری بزرگ به عرض 12 و ارتفاع 16 متر تشکیل میدهد.
گنبدی آبی رنگ به ارتفاع 27 و قطر 15 متر با گلدستهای به ارتفاع 27 متر در دو طرف آن، که جلوهای خاص به این بارگاه دادهاند. بقعۀ مذکور، بجز سردر بزرگی که مدخل ورودی و اصلی حرم را تشکیل میدهد، دارای سه سردر فرعی نیز هست.
ضریحی که بر روی قبر بنا شده، با آب طلا و کُرم زینت یافته و ابعاد آن 20/2 × 80/1 و به ارتفاع 5/2 متر است. نمای ساختمان از خارج، آجر5 سانت اصفهان است. برای معماری داخلی از نماهای متفاوتی استفاده شده است.
کف و 5/1 متر از بدنه (دورتادور) با سنگ مرمر سبز مزّین شده و بقیه تا زیر سقف با آجر 3 سانت اصفهان با ملاط کاشی فیروزهای تزیین گردیده است. سقف و رواقها نیز با آجر و کاشی سنتی به صورت گره انجام گرفته است.
البته در برنامههای آینده برای هرچه با شکوهتر کردن این بارگاه، احداث زائر سرا، واحدهای تجاری و دیگر تأسیساتِ لازم در نظر گرفته شده است.[144]
بارگاه احمد بن اسحاق
آستان مقّدس احمد بن اسحاق در شهرستان سرپل ذهاب، در گذشتههای دور مورد توجه شیعیان و دوستداران اهل بیتA بوده است، و بر سر مزار او همواره بنایی - هر چند محقر - بوده است که مردم به زیارت آن میرفتهاند.
در گذشته، این بنا چند بار مرمّت و بازسازی شده است، ولی نه آن چنان که در خور شأن و شایستۀ مقام احمد بن اسحاق بوده باشد. بعد از جنگ تحمیلی و دفاع مقدّس در دوران بازسازی از سال 1368ش. تا کنون، به همّت افرادی دلسوز در ادارۀ کل اوقاف استان کرمانشاه کارهای بسیاری بر روی این بارگاه انجام شده است.
ساختمان جدید الاحداث آستان احمد بن اسحاق، براساس آیین نامه 2800 ایران، تا حد 95% کارهایش به انجام رسیده است. این ساختمان دارای 2200 متر مربع زیر بنا (با احتساب گنبد و گلدستهها) بوده و مساحت عرصۀ آن 000/100 متر مربع است.
هزینهای که جهت بازسازی این بنا صرف شده، تماماً از محل اعتبارات ستاد بازسازی استان تأمین شده است.
بقعۀ ابودجانه
در نزدیکی ریجاب از توابع شهرستان اسلام آباد غرب، قبرستانی از صدر اسلام با تعدادی آرامگاه به سبک چهار طاقیهای دورۀ ساسانی وجود دارد. در میان این قبور، بنای عظیمی دیده میشود که در میان اهالی محلّ به مقبرۀ «ابو دجانه» معروف است و در نزد اهالی از احترام خاصی برخوردار است.
این آرامگاه چهار ضلعی است و بر فراز آن گنبدی مخروطی شکل قرار دارد. در جنوب این آرامگاه بنای دیگری شبیه به آن، ولی در ابعاد کوچکتر ساخته شده است. در داخل آن چند سنگ قبر به چشم میخورد. این دو آرامگاه با لاشه سنگ و ملاط گچ ساخته شده و سطوح بیرونی و داخل آن با ملاط گچ اندود شده است. این بنا به شمارۀ 17556 و در تاریخ 6/12/1385 به ثبت آثار تاریخی رسیده است.
ابودجانه یکی از یاران با وفای پیامبر9بود. در جنگ احد هنگامی که مشرکان، نیروهای اسلام را شکست دادند، ابودجانه نیز مانند حضرت علیA در کنار پیامبر باقی ماند و از آن حضرت مردانه دفاع کرد.
نام وی «سماک بن خرشه» از طایفۀ «اوس» از نزدیکان «سعد بن عباده» که از بزرگان صحابه و دلاوران و دُهاتِ[145] عرب بود. در جنگ «بدر» و «احد» و دیگر غزوات نبی اکرم9ابودجانه حاضر بوده است.
در کتب رجال چون «اصابه» و «اسدالغابه» از ابودجانه ذکر شده وسرانجام او را در جنگ «یمامه» یادداشت کردهاند. جنگ یمامه نبردی بود که مسلمانان به فرماندهی «خالد بن ولید» با «مسیلمۀ کذّاب» و پیروانش کردند. در این جنگ مسیلمه چون طاقت پایداری در مقابل سپاه اسلام را نداشت در باغی محصور، تحصن جست. ابودجانه با آنکه قبل از تحصن کفّار، در جنگ دادِ مردی داده بود، چون دید تحصن کار را به درازا میکشاند، درخواست کرد که اسلامیان وی را در سپری بنشانند و به وسیلۀ نیزهها در میان باغ پرتابش کنند. یاران ابودجانه چنین کردند و او چون به درون حصار آمد شمشیر از نیام بر کشید و چون شیری خشمناک در پیروان مسیلمه افتاد وسرانجام در این زد و خورد به درجۀ شهادت رسید.
محمّد بن سعد در «طبقات» مینویسد:
شَهِدَ اَبُودَجانَةُ الیَمَامَة وَ هَوَ فَیِمَنَ شَرِکَ فِي قَتَلِ مَسَيلَمة الکذّاب و قتل ابودجانة یومنذٍ شهیداً؛ ابودجانه در جنگ یمامه حاضر بود و جزء کسانی بود که در قتل مسیلمۀ کذّاب شرکت داشت و خود در آن نبرد کشته شد و به درجۀ شهادت نایل آمد.[146]
انتساب این قبر به ابودجانه به تفصیلی که گذشت بسیار بعید مینماید، به طوری که میدانید در این نواحی قبور دیگری نیز به بزرگان و صحابه منسوب است، در حالی که صحّت آنها مشکوک میباشد، مانند انتساب قبر (ویس نازار) به اویسی قرنی زاهد معروف که در جنگ (صفّین) کشته شده است.
در ضمن یادآوری میشود این مقبره زیر نظر میراث فرهنگی در سال 1369ش. مرمّت و بازسازی شده است.
مقبرهای دیگر در قزوین
این مقبره در ابتدای روستای لهارد (شارد) در 36 کیلومتری جنوب باختری شهر قزوین واقع شده است. بنایی نسبتاً تازه ساخت که از داخل به صورت شش ضلعی است و هر یک از اضلاع آن 2 متر و درِ آن از جانب مشرق باز میشود و دو پنجره در جنوب و شرق دارد. ایوانی در جانب مشرق تعبیه شده که طول آن 3 و ارتفاع آن 2 متر است و در جانبین آن، دو گلدستۀ کوچک احداث شده است. در وسط بقعه، ضریح چوبی به ابعاد 1×50/1 و ارتفاع 20/1متر قرار دارد. در بالای بقعه، گنبدی کلاه خودی به صورت دو پوش به قطر 5 و ارتفاع بیش از 6 متر قرار دارد که نمای خارجی آن را ایزوگام نمودهاند.
در تابلویی که در داخل بقعه بر دیوار آن نصب شده، نوشته است:
آستانۀ مبارکۀ ابودجانه، صحابۀ رسول اکرم9، بازسازی توسّط مشهدی درویش در سال 1376ش.
وی سماک بن اوس بن خَرَشة بن لَوذَان، از صحابۀ پیامبر[147] و از انصار و از قبیله بنی ساعده[148] بود. در جنگهای بدر و احد و دیگر غزوات پیامبر9شرکت داشت.[149] در جنگ احد، پیامبر9شمشیری بدو بخشید[150] و وی رشادت و پایداری بسیار از خود نشان داد و از معدود اصحابی بود که به رغم پیروزی قریشیان، از پیامبر9 جدا نشد [151] و به همین سبب پیامبر گرامی9 او را دعا فرمود.[152] در سال چهارم هجری، پس از پیروزی مسلمانان بر یهودیان بنی نضیر، پیامبر اکرم9 اموال ایشان را میان مهاجران تقسیم کرد و با آنکه انصار از آن سهمی نیافتند، پیامبر9 سهمی به ابودجانه و سهل بن حنیف که فقیر بودند، بخشید.[153]
پس از رحلت پیامبر اکرم9، ابودجانه به سال 12ق. در واقعۀ یمامه شرکت داشت و هنگامی که پیروان مسیلمه کذّاب به باغی پناه برده بودند، وی شجاعانه مسلمانان را به جنگ برانگیخت و بر اثر پایداری و شجاعت او مسلمانان به درون باغ نفوذ یافتند، همچنین گفتهاند که وی بر مسیلمه زخمی زد و خود نیز به شهادت رسید[154] و به قولی مسیلمه او را به شهادت رساند.[155]
شباهت نام ابودجانه، صحابی پیامبر، با سماک بن مخرمۀ اسدی که از عثمانیان بود و از علیA کناره گرفت[156] یا سماک بن خرشه جعفی[157]، سبب شده تا برخی گمان برند که وی در جنگ صفّین حضور داشته است.[158]
طبری نیز در اخباری که در فتوح زمان عمر، از سیف بن عمر تمیمی نقل کرده، از سماک بن خرشۀ انصاری نام برده است که در فتح برخی از نواحی ایران شرکت داشته است، اما این یک، کنیۀ ابودجانه ندارد.[159]
برخی از محققان[160] برآنند که این سماک بن خرشه انصاری یاد شده در تاریخ طبری، اساساً بر ساخته سیف بن عمر تمیمی است.[161]
مقبرۀ حمزۀ قاری
در سرپل ذهاب بر سر راه جدیدی که به مله دیز منتهی میشود قبری است که اهالی محلّ به آن «سیّد حمزه» میگویند. این قبر در یک آتشگاه ساسانی واقع شده است. شاید این قبر اسلامی موجب شده که بقایای آتشگاه ساسانی تاکنون بر جای مانده است.
برخلاف تصوّر اهالی محلّ، این قبر متعلّق به امام القّراء، حمزه یکی از قراء هفتگانۀ قرآن است.[162]
«ابوعمارة حمزة بن حبیب بن عمارة بن اسماعیل زیّات کوفی» همان قاری معروفی است که «ابوالحسن کسایی» دانشمند نحوی معروف، قرائت قرآن را از وی آموخته است.
این پیشوای قاریان در سنۀ 80 ق. متولد شد و در سن 15 سالگی قرائت خود را از بزرگان موثّق اخذ نمود و سند قرائت او به یکی از دو طریق است.
حضرت امام جعفر صادقA.
ابوالاسود دوئلی از حضرت مولی الموحدین علی بن ابی طالبA.[163]
در «دائرة المعارف» تشیع آمده است:
حمزة بن حبیب ابوعمارة، فقیه و قاری کوفی یکی از قراء سبعه و از شیعیان و اصحاب امام صادقA است. حمزه به اختلاف اقوال از موالی «بنی تیم الله» است. وی در سال 80 ق. به دنیا آمده و زمان بعضی از اصحاب را درک کرده است.[164]
در کتاب «التیسیر و المستنیر» آمده است:
اخذ القرائة عن جعفر الصادقA؛[165] علوم قرآن و فقه را از امام جعفر صادقA فرا گرفت.
نیز از اعمش و حمران بن اعین که هر دو از مشایخ شیعه بودهاند، تحصیل علم کرده و پس از عاصم و اعمش پیشوای مردم در قرائت قرآن گردید.
آوردهاند که ابو حنیفه به او گفت:
«شَیئَانِ غَلَبتَنَا عَلَیهِمَا لَسنَا نُنازِعُکَ فِیهمَا، القُرآن وَ الفَرائض؛[166] در دو چیز گوی سبقت را از ما ربودهای که در مورد آنها با تو کشمکش نمیکنیم، قرآن و فرائض [علم تقسیم ارث]».[167]
اعمش او را «حبر القرآن» و دانشور قرآن میخوانده است.[168]
شمسالدّین محمّد جزری متوفی 833ق. دربارۀ شخصیّت حمزۀ قاری مینویسد:
حمزة بن حبیب... الامام الحبر احد القرّاء... و الیه صارت الامامة في القرائة بعد عاصم، و کان اماماً حجّة، ثقة، ثبتاً، رضيً، قیّماً لکتاب الله، بصیراً بالفرائض، عارفاً بالعربيّة، حافظاً للحدیث، عابداً خاشعاً، زاهداً ورعاً، قانتاً، عدیم النظیر.[169]
ابوعمّاره حمزة بن حبیب، پیشوایی دانشور، و یکی از قراء سبعه است. پیشوایی در قرائت قرآن بعد از «عاصم» به او میرسد. وی مقتدایی ثقه و مورد اعتماد و پایدار و مستقیم در دین، و خشنود و رضامند در زندگی، و قائم به قرآن و بصیر در فرائض بود. عربیّت را خوب میدانست و حدیث را از بر داشت. عابد و زاهد و خاشعی بود که نظیر او دیده نشد.
حمزه با زهد بسیار از طریق روغن فروشی امرار معاش میکرد، از همین روی به «زیّات» روغن فروش ملقب شده است. او روغن را از کوفه به حلوان [سرپل ذهاب فعلی] میبرد، و از حلوان پنیر و گردو [خشکبار] به کوفه میآورد. بر تعلیم قرآن اجرتی نمیگرفت، حتی در خانه کسی که از وی قرائت قرآن یاد گرفته آبی هم نمیخورد. شبها بسیار کم میخوابید و ماهی بیست و پنج بار ختم قرآن میکرد.[170]
حمزه، نخستین کسی است که در متشابهات قرآن، کتاب تألیف کرده است. همچنین او و ابان بن تغلب اولین افرادی از شیعهاند که در علم قرائت کتاب تألیف نمودهاند.
تألیفات حمزه عبارت است از: أسباع القرآن، حدود آی القرآن، الفرائض (در میراث)، قرائة حمزة، متشابه القرآن، مقطوع القرآن و موصوله، الوقف و الابتداء فی القرآن.[171]
سرانجام حمزۀ قاری در یکی از سفرهای تجارتی در سن 76 سالگی در «حلوان» وفات یافت و همانجا مدفون شد. مرگ حمزه در سال 156ق. اتفاق افتاده است.
جزری سال فوت او را به اختلاف نقل کرده و مینویسد:
... توفی سنة ستّ و خمسین و مأة، و قیل اربع، و قیل سنة ثمان و خمسین... و قبره بحلوان مشهور، و قال عبدالرحمان بن ابي حمّاد زُرتُهُ مرّتین؛[172] او [حمزه قاری] در سال 156 وفات یافت، و فوت او در سالهای 154 و 158 نیز گفته شده است. قبر او در «حلوان» مشهور است. عبدالرحمان بن ابی حمّاد گفته است که من دو بار قبر او را زیارت کردهام.[173]
ویس نازار (اویس قرنی)
در فاصلۀ حدود 20 کیلومتری جاده کرمانشاه به روانسر بر بالای ارتفاع پیشهکوه بقعه «ویس نازار» واقع شده است که مردم آن را «ویس قرنی» میگویند.
حمدالله مستوفی، مورّخ قرن ششم قمری نوشته است که شیخ اویس القرنی... او به روایتی در حرب دیلم شهید شد، و گورش در اعلیتر[174] قزوین است. و به روایتی در جنگ صفّین شهید شد و سنة ست و ثلاثین [36]، و به روایتی به کردستان نزدیک کرمانشاهان مدفون است».[175]
بر این اساس، عدهای از عرفای باطنی و همچنین مردم کرد به ویژه برادران اهل سنّت به این بقعه توجه خاصّ دارند و از دور و نزدیک به زیارت جناب ویس نازار میروند.
آقای دکتر محمّد مکری در کتاب گورانی یا ترانههای کردی در بخش فرهنگ کردی (لغات متن) مینویسد:
«ویس» نام پیری است که در حومۀ کرمانشاه است که اخیراً کردان سنی مذهب کرمانشاه و سنندج بر بنای سادۀ آن افزودهاند. عدهای او را ویس قرنی میدانند.[176]
ولی با توجه به مدارک موجود تاریخی که به برخی از آنها اشاره خواهد شد انتساب این مرقد در بیشه کوه کرمانشاه که معروف به «ویس نازار» است به «اویس قرنی» زاهد معروف که در جنگ صفّین کشته شده بسیار بعید به نظر میرسد.
اهالی این منطقه آرامگاه مزبور را بهانهای برای توسّل و تمسّک به روح متعالی و بلند اویس قرنی قرار دادهاند و این امر مطلوب و زیبایی است.
شرح حال اویس قرنی
سیره نویسان، سلسله نسب اویس را چنین نوشتهاند:
اویس بن عامر بن جزء بن مالک بن عمروبن سعد بن عصوان بن قرن بن ردمان بن ناجية بن مراد [یحار] بن مالک بن اودد مَذحجِی.[177]
او را گاهی «قَرنی» و گاهی «مرادی» و گاهی «مَذحِجی» خوانند، از این جهت که ششمین جدّش «قرن» نام داشت، و نهمین جدّش «مراد» بود و دوازدهمین جدّش «مَذحِج» نام داشت.[178]
برخی اویس را منتسب به «قَرن المنازل» میدانند که نام منطقهای است نزدیک طائف و اهل نجد از این موضع احرام حج میبندند.[179]
عدهای هم «قرن» را منسوب به قبیله بنی قَرَن در یمن دانستهاند.[180]
به هر حال اویس قرنی یکی از سپید رویان تاریخ است که تاریخ به وجودش افتخار میکند. اویس قرنی شخصیّتی است که رسول خدا9 در بزرگداشت و گرامیداشت او سخنها گفته و درّها سفته. او از هواداران پیامبر اکرم9 و از حواریون امیرالمؤمنینA است.
ابوجعفر محمّد بن حسن طوسی که از بزرگترین علمای شیعه است، به احادیث بسیار مهمّی دربارۀ اویس پرداخته، از جمله مینویسد:
کَانَ اُوَیسُ مِن خِیِارِ التَّابِعین، لَم یَرالنَّبيَّ 9 وَ لَم یَصحَبهُ، فَقَالَ النِبّيُّ 9 ذَاتَ یَومٍ لاََِصُحَآبِهِ: أَبشِرُوا بِرَجُلٍ مِن اُمَّتي یَقَالُ لَهُ اُوَیسُ القَرَنِي فَاِنَّهُ یَشفَعُ لِمِثلِ رَبيعَة وَ مَضر؛[181] اویس از بهترین تابعین بود، پیامبر9را ندید و با او مصاحبت نکرد. رسول خدا9روزی به اصحاب خویش فرمود: بشارت باد شما را به شخصیّتی از امّتم که به او اویس قرنی گفته میشود. او به تعداد افراد قبیلۀ ربیعه و مضر شفاعت میکند.
فقیه و محّدث بزرگ شیعه، شیخ حرّ عاملی درباب معجزات پیامبر9حدیثی را از آن حضرت به شرح ذیل نقل میکند:
رُوِيَ اَنَّ النَّبيَّ قَالَ: تَفُوحُ رَائِحةَ الجَنَّةَ مِن قَرَنٍ، وَاشَوقَاهُ اِلَی اُوَیسِ القَرَني، اََلاَ وَمَن لَقِيهُ فََلیَقرَأهُ مِنَّي السَّلاَمُ اِليَ اَن قَالَ: یُؤمِنُ بِي وَ لاَیَرانِي وَ یَقتُلُ بَینَ یَدَي خَلِيفَتي اَميرُالمُؤمنينَ عَلي بن اَبي طَالِبِ بِصِفّينَ؛[182] روایت شده که پیامبر 9 فرمود: بادهای خوشبوی بهشت از سوی قرن [یمن] میوزد، آه چقدر مشتاق دیدار تو هستم ای اویس قرنی، آگاه باشید هرکس اویس را ملاقات کند سلام مرا به او برساند. تا اینکه فرمود: او به من ایمان میآورد در حالی که مرا ندیده است، و در رکابِ جانشینِ من، علی بن ابی طالبA در صفّین کشته میشود.
علاّمه میرزا محمّد علی مدّرس خیابانی در «ریحانة الادب» مینویسد:
اویس بن عامر قرنی از اکابر تابعین و یکی از چهار تن اتقیای زُهّاد ثمانیه است. زهد و ورع و تقوا و وثاقت و مکارم و علوِّ مقامِ او مسلّم فریقین و در عبارت بعضی از اجلّه به «سیّد التّابعین» موصوف، و به موجب اخبار وارده افضل تابعین و یا از خیار ایشان و از حواریّون امیرالمؤمنینA بوده و عهد سعادت حضرت رسالت را درک کرده است. غایبانه بدون ارشاد احدی محض توفیق سبحانی و الهام ربّانی، محبّت آن حضرت در دلش جاگیر شد و دین مقدّس اسلام را قبول کرد. با آن همه عشق مفرطی که به زیارت جمال عدیم المثال آن حضرت داشته، به جهت خدمت گذاری دائمی مادر پیری که داشته، به شرف حضور مبارک مشرف نگردید.[183]
اختلاف در محل دفن اویس قرنی
دربارۀ فوت و محلّ دفن «اویس قرنی» اختلاف روایات بسیار است. از مجموع منابع موجود، میتوان یقین کرد که اویس قرنی به صفّین آمده و در رکاب امیرالمؤمنین علیA به شهادت رسیده است. البته تعداد کمی از این روایات درباب وفات و محلّ دفن اویس، به احتمالات دیگری نیز پرداختهاند، ولی معمولاً به حضور اویس در صفّین نیز اشاره کرده و به قوّت این نظر تصریح کردهاند.
ابن اثیر مینویسد:
وَ قُتِلَ اُوَیُسُ الَقَرني يومَ صفّين مَعَ عَلّي؛[184] اویس قرنی در واقعۀ صفّین در رکاب علی به شهادت رسیده است.
در منابع تاریخی آمده است که اویس در جنگ صفّین چنان میجنگید و شمشیر میکشید که غلاف شمشیرش شکست. آن را انداخت و فریاد برآورد ای مردم، نهراسید به پیش روید. مکرّر این جمله را میگفت و میجنگید تاسرانجام تیری بر قلبش فرود آمد و او را در آسمان شهادت به پرواز درآورد. امام علیA بر او نمازگزارد و او را دفن کرد.[185]
ابن حجر عسقلانی در کتاب «الاصابة فی تمییز الصّحّابة» به حضور اویس در صفّین و بیعت او با علیA و شهادتش اشاره میکند و در سه مورد شهادت اویس را در صفّین مطرح مینماید.[186]
معلّم پطرس بستانی، کشته شدن اویس در واقعۀ صفّین و همراهی علی بن ابی طالبA را مطرح کرده است و احتمالات مرگ او در دمشق، ارمنستان و سیستان نوشته و قول مرجّح را شهادت اویس در صفّین میداند:
قُتِلَ اَویسُ فِی وَقعَةِ صفّین مَعَ عَليَّ بنِ اَبي طَالِب سَنة 37 هجريةً وَ قيلَ تُوُفَّيَ بِدِمَشق وَ قیلَ باَرمَنيّة وَ قیل بِسَجُستَان وَالمرجَّح اَنَّهَ قُتِلَ بِصّفین.[187]
خیرالدّین زرکلی، شهادت اویس در جنگ صفّین را نظر اکثر مورّخین میداند و مینویسد:
وَ شَهِدَ وَقَعَةَ صفّین مَعَ عَليَّ وَ یُرجِح الکَثیرُونَ اَنَّهُ قُتلَ فیهَا[188]
سیّد محسن امین مطالب مبسوطی دربارۀ ابعاد گوناگون زندگانی اویس آورده است. او به صورت دقیق ورود اویس به صفّین، بیعت او با امیرالمومین علیA و نحوۀ جهاد او و مبارزه و شهادتش و نمازگزاردن مولا علیA بر پیکر پاکش و دفن او در صفّین را بررسی میکند و در 21 مورد بر شهادت اویس در صفّین تأکید دارد و احتمالات مرگ اویس در غیر صفّین با عنوان «مَا رُوِیَ فِی الشُوَاذِ مِن مَوتِهِ فِی غَیرِ صِفّینٍ» مینویسد:
احتمال مرگ اویس در این مکانها را نقل میکند: کوه ابوقبیس در مکّه، دمشق، راه بازگشت از غزوۀ آذربایجان و حیره، اما در پایان نتیجه تحقیقات خویش را اینگونه اعلام میدارد:
وَ الاَخبارُ مُستَفِيضَةٌ بِاَنّهُ اُستُشِهدُ بِصِفَّینَ، وَ القَولُ بِاَنَّهُ مَاتَ بِدمِشقٍ اَو اَرمنّية اَو غَیرِهِمَا شاذُ لاَ یُلتَفَتُ اِلَیهِ؛[189] اخبار مستفیض[190] دلالت دارند که اویس در صفّین به شهادت رسیده است و این نظر که او در دمشق، ارمنستان و یا غیر آنها در گذشته است. نظری شاذ و نادر است و قابل اعتنا نیست.
از مجموع مطالبی که مطرح شد این حقیقت نمایان میشود که اویس قرنی ستارهای تابان است که در صفّین به خدمت «خورشید ولایت» میرسد و در رکاب آن حضرت شربت شهادت مینوشد و سرمست از آنچه که هست چشم میپوشد و عارفانه و خالصانه به معراج عشق میرود.
پس اگر بپذیریم که محل شهادت اویس، صفّین است. آرامگاه اویس قرنی در «رقّه» خواهد بود که موضعی است در ساحل فرات، نزدیک صفّین که در استان «رقّۀ» سوریه واقع است.
شایان ذکر است براساس توافق رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران و استاندار «رقّه» مزارهای «عمّار یاسر» و «اویس قرنی» و «کعب انصاری» نوسازی میشود.[191]
فصل دهم
مزارات عالمان و مشاهیر در کرمانشاه
1. مقبرۀ فاضل تونی
ملاّ عبدالله بن محمّد تونی بُشروَی، معروف به فاضل تونی، از اعاظم علما و فقهای دورۀ صفویه بوده و در مشهد مقدس ساکن و به تدریس و ترویج اشتغال داشته است.
افندی در «ریاض العلماء» دربارۀ شخصیت فاضل تونی مینویسد:
اِنَّهُ کَانَ مِن اَورَعِ اَهلِ زَمَانِهِ وَاَتقَاهُم، بَل کَانَ ثَاني المَولَي اَحمدَ الاَردبیلي؛[192] ملاّ عبدالله از همۀ مردم روزگارش پرهیزکارتر و پارسارتر بوده است و در پارسایی چون ملاّ احمد [مقدّس] اردبیلی (ره) به شمار میآمد.
ملاّ عبدالله، تألیفات عدیدهای دارد که معروفترین تألیفات او کتاب «وافیه» در علم اصول میباشد که مدتها مدار تحصیل و تدریس طالبان علوم دینی بوده است.
ملاّعبدالله در اواخر عمر به قصد زیارت عتبات عالیات و ائمّۀ عراق از خراسان کوچید، و در روز 16 ربیعالاول از سال 1071ق. در کرمانشاه دنیا را وداع گفت. حاکم کرمانشاه شیخعلی خان زنگنه نزدیک به پل قدیم کرمانشاه در سمت راست زواره رو[193] ملاّ عبدالله را دفن کرد و بر قبر او بقعهای بنا نهاد. فعلاً از این بقعه اثری برجای نیست.[194]
مقبره وی پس از 342 سال توسط آقای هرمز بیگلری که از محققان استان شمرده میشد کشف گردید. در سالهای اخیر به همّت امام جمعه سابق کرمانشاه آیت الله زرندی و مسئولان ذی ربط بنایی چهار طاق مستطیل شکل با سنگ قبر جدید بر روی آن نصب گردیده است.
2. سر قبر آقا
مقبرۀ معروف به سر قبر آقا، متعلّق به آقا «محمّد علی» فرزند آقا «محمّد باقر بهبهانی» فقیه معروف میباشد. آقا محمّد علی در حدود سال 1188ق. برحسب تقاضای اهالی کرمانشاه به این شهر آمد و به جز چند سالی که در قم و رشت گذارند، بقیۀ عمر خود را در این شهر به ترویج مذهب و تدریس علوم اسلامی سپری ساخت.
فوت آقا محمّدعلی در سال 1216ق. اتفاق افتاد. گذشته از فضایل، مبارزاتی که او با دارویش مخصوصاً «معصوم علیشاه هندی» نمود، موجب شد که نام وی بلند آوازه گردد. مقبرۀ او امروز در افواه، به قبر آقا شهرت دارد.[195]
3. مقبرۀ ملا عباسعلی
«ملاعباسعلی کزازی» از شاگردان معروف آقا محمّد علی از فقها و علمای نامدار کرمانشاه بود. مقبرۀ او نزدیک مقبرۀ آقا و بر سر راه «مصلی(مصلای) قدیم» واقع است.[196]
4. مقبرۀ ملاّ عبدالجلیل
در گورستان قدیم فیض آباد که هم اکنون به صورت پارک عمومی در آمده است. تنها مقبرۀ «ملا عبدالجلیل زنگنۀ کرکوتی» باقی مانده است. «ملاّ عبدالجلیل» نیز از فقها و از شاگردان بنام آقا محمّد باقر بهبهانی بوده است. شرح حال وی در کتابهای «مرآت الاحوال»[197] و «اعیان الشیعه»[198] و «نجوم السّماء»[199] و «مکارم الآثار»[200] مضبوط میباشد. فوت وی در سال 1219ق. اتفاق افتاده است.
5. آرامگاه آیتالله شیخ حسن علاّمی
وی اصالتاً اصفهانی، و پدرش مرحوم آقا محمّد صادق از بازرگانان بود که به کرمانشاه آمده بود. در سال 1305ق. متولد شد و در 22 سالگی به نجف اشرف مشرف گردید. مراتب علم و عمل را نزد آیات عظام، آخوند خراسانی و شریعت اصفهانی و محقق عراقی تحصیل نمود. نبوع ذاتی و اساتید عالی و استعداد عجیب و حافظۀ غریب وی به زودی او را در عِداد اعاظم عصر در آورد که در عنفوان جوانی مشار بالبنان (انگشت نما) بود.
مرحوم کیوان سمیعی مینویسد:
آیتالله حاج شیخ حسن علاّمی از فحول علما و اکابر محققین در علوم دینی بود. نه تنها کرمانشاه بلکه در سراسر ایران شاید پنج نفر به پایۀ علمی او نمیرسید، مردی محقّق، مدقّق، فاضل، جامع معقول و منقول و خوش ادارک بود.
وی مقدمات و مقداری از فقه و اصول را در کرمانشاه فرا گرفت. پس از آن به عتبات عالیات رفت، و در نجف اشرف جزو شاگردان آیتالله آقا ضیاءالدّین عراقی قرار گرفت، و به سبب استعداد ذاتی و کوشش زیاد، در راه تحصیل علم به شدّت مورد توجه استاد واقع شد.
او با آقا میر سیّد علی یثربی و آقا سیّد کاظم عصار هم مباحثه بوده و هر سه از بهترین شاگردان آقا ضیاء به شمار میرفتهاند.[201]
آیتالله سیّد مرتضی نجومی در مقاله «کرمانشاه و روات آن» نوشتهاند: مرحوم آیتالله سیّد شهابالدّین نجفی مرعشی که گسترۀ معلومات و بزرگی فضل ایشان معهود اهل تحقیق است، چند سالی را در کرمانشاه در محضر مرحوم آیتالله حاج شیخ حسن علاّمی تلمّذ نموده است. پس از زمان تحصیل در نامهای به یکی از بزرگان نجف چنین مینگارند: من [مرعشی نجفی] در کرمانشاه به شخصیّتی برخوردم که به جرأت در هیچ کدام از مراکز علمی و حوزههای دینی تا این تاریخ چنین بزرگ مرد محقق و نابغهای عجیب در فکر و تحقیق ندیدهام.
وی میافزاید: مرحوم آیتالله آقای حاج ملاهاشم آملی (لاریجانی) میفرمودند: من از مرحوم محقّق عراقی، آقا ضیاء الدّین محقّق و مدرس عالی مقام و بی مانند نجف اشرف مکرر شنیدم که میفرمود: من افتخار میکنم که شاگردی مثل علاّمی داشتهام.[202]
این فقیه و حکیم متألّه سرانجام به کرمانشاه مراجعت نمود، و به وظایف شرعیه تشخیصی خود و تألیف و تصنیف کتب و رسائل علمیه در فقه و اصول و سایر علوم اسلامیه پرداخت و تا آخر عمر در کرمانشاه اقامت داشت، و در مسجد ترکها (المهدی فعلی) اقامه جماعت نمود. وی در بامداد 4 محرّم الحرام سال 1394ق. دعوت حق را لبیک گفت و در اتاقی در ضلع جنوب غربی مسجد «المهدی» مدفون گردید.
6. آرامگاه حاج آقا سیّد محمّد میبدی
مرحوم آیتالله حاج آقا محمّد میبدی، فرزند سیّد محمّدجواد و نجل زکیّ و جلیل آیت الله حاج سیّد علی مجتهد یزدی میبدی وی از عالمان موجه و مورد وثوق اهالی کرمانشاه بود وی در سال 1314ق. در کرمانشاه متولد شد و مقدّمات و کتب سطح را در کرمانشاه نزد سیّد محمّد مقدّس و بعضی علمای خاندان آل آقا و دیگران فرا گرفت. پس از آن به عتبات عالیات هجرت کرده، در حوزۀ علمیّۀ نجف اشرف و کربلای معلی، نزد اکابر علمای اعلام از جمله: آیتالله میرزای نائینی و آیتالله سیّد ابوالحسن اصفهانی و آیتالله میرزا محمّدتقی شیرازی و دیگران تلمّذ کرد و به مرتبۀ اجتهاد نایل آمد. سپس با اخذ اجازات به کرمانشاه بازگشت و در مسجدی که مجاور خانهاش بود در پل هوایی خیابان جوانشیر فعلی به امامت پرداخت. وی از مدرّسین خوب مقدمات و کتب سطح بود.[203]
میبدی عالمی بزرگوار و متّقی و وارسته و از هرگونه تدلیس، ریا و خودنمایی به دور بود.
ایشان در سال 1362ش. مطابق 1402ق. جهان فانی را بدرود گفت و در اتاقی در جنب درب ورودی مسجد پل هوایی به خاک سپرده شد و مرقدش مزار دوستداران علم و فضیلت است.
7. مقبرۀ آیتالله کاظمی
مرحوم آیتالله حاج شیخ محمّد رضا کاظمی، از علمای برجسته کرمانشاه بود که مراتب تحصیلات علمی خود را به همراه برادر بزرگتر خود مرحوم آیتالله حاج شیخ فرجالله کاظمی از محضر آیات عظام کاشف الغطاء، و میرزا محمّد حسین نائینی و سیّد ابوالحسن اصفهانی و سیّد محمّد حجّت کوه کمری و حاج شیخ عبدالکریم حائری در قم و نجف اشرف سپری نمود، و پس از مراجعت به کرمانشاه سالیان متمادی به تربیت طلاب علوم دینی و اشاعۀ فقه جعفری اهتمام ورزید.
وی عالمی پارسا، خلیق، متواضع، شجاع، خیرخواه و ناصح بود. در مواعظ خود شنونده را تحت تأثیر سخنان خود قرار میداد. مردم کرمانشاه به ویژه عشایر غرب کشور علاقۀ خاصّی نسبت به وی داشتند. وی در دوره دوم نمایندگی مجلس خبرگان رهبری در استان کرمانشاه بالاترین رأی مردم را به خود اختصاص داد.
سرانجام در سپیده دم روز جمعه 5/5/75 مصادف با نهم ربیع المولود در سن 90 سالگی دارفانی را وداع گفت. پیکر این عالم وارسته در حسینهای در کنار مسجد امام حسن مجتبیA (مسجد کوچیکه) همانجا که اقامه جماعت مینمود مدفون گردید و مرقدش مزار علاقهمندان علم و فضیلت است.
8. مرقد آیتالله سیّد مرتضی نجومی
آیتالله سیّد مرتضی نجومی فرزند مرحوم آیتالله آقا سیّد محمّد جواد نجومی است. تولد او در زندگی نامۀ خود نوشتهاش، 23 جمادی الثانیه سال 1346ق. و طبق شناسنامه 26 بهمن سال 1307ش. بوده است.
وی تا مقطع دبیرستان زیر دیپلم در مدرسه هدایت کرمانشاه تحصیل نمود. دروس حوزوی را از سال 1321ش. آغاز نمود. مقدمات و قسمتی از سطح را در کرمانشاه از محضر مرحوم حاج شیخ حسن حاج آخوند و حاج سیّد محمود لاری و والد گرامش فرا گرفت و در سال 1369ق. راهی نجف شد.
در نجف اشرف بخشهای باقی ماندۀ سطح را از محضر آیات عظام مرحوم آیتالله میرزا علی آقای فلسفی و آیتالله سیّد عبدالاعلی سبزواری و دیگران آموخت. خارج فقه و اصول را از محضر آیات عظام میرزا عبدالهادی شیرازی و آیتالله میرزا محمّد باقر زنجانی و آیتالله سیّد محسن حکیم و آیتالله سیّد محمود شاهرودی فرا گرفت و پس از اخذ اجازۀ اجتهاد از اساتید برجستۀ نجف در سال 1349ش. به کرمانشاه مراجعت نمود، و بنای تشکیل کتابخانهای از کتب خطی و سودمند را گذاشت و بعد از ارتحال پدر در مسجدی که آن مرحوم اقامۀ جماعت داشت (مسجد نوّاب) به تبلیغ علوم دینی پرداخت.
وی عالمی بزرگوار، متقی، متواضع و مورد توجه عامّه مردم کرمانشاه بود، و از جهت اینکه وی از هنرمندان و اساتید ممتاز خط ثلث بود مورد توجه خواصّ و اهل فنّ در کل کشور بود، همچنین وی دارای تألیفات عدیده در اصول، فقه، تفسیر قرآن و مسائل اجتماعی بود.
این عالم وارسته در تاریخ 25/8/1388 در سن 81 سالگی جهان فانی را بدرود گفت، و طبق وصیّت خودش در ضلع شمال غربی «باغ فردوس» کرمانشاه به خاک سپرده شد. هم اکنون چهارطاقی بر مزارش بنا شده است.
بقعههای موهوم
نباید غافل بود که عوامل تحریف و ترفندهای سیاسی و فرصتطلب، سود جویی افراد رند برای رسیدن به اهداف و مطامع شیطانی خود، مقبره و مزار سازی میکنند. مثلاً عدهای هستند که برای جلب منافع شخصی با یک خواب امامزاده جعل میکنند. گاهی به نام امامزاده و گاهی با موضوعات دیگر مانند نظرگاه و قدمگاه و مسائلی از این قبیل مردم را میفریبند و عدهای را دور خود جمع میکنند.
برای مقابله با هرگونه جعل و سوء استفاده در این خصوص آگاهی و اقدام جدّی لازم است و باید برای حفظ حرمت امامزادگان اصیل و بزرگوار باید از هرگونه جعل و ترویج خرافات جلوگیری شود.
این مهم در مرحلۀ اوّل، وظیفه افراد آگاه و تحصیل کرده و در نهایت وظیفه سازمان اوقاف و امور خیریه کشور است که مسئولیت تصدی و ادارۀ امور امامزادگان و بقاع متبرّکه را بر عهده دارد، سازمانهای اوقاف باید شناسنامه کاملی از بقاع متبرّکه فراهم کند و هویت هر بقعه را مشخص نماید تا افراد سودجو نتوانند از احساسات پاک مردم علاقهمند به خاندان عصمت و طهارت سوء استفاده کنند.
فصل یازدهم
شجرهنامهها
شجره نامۀ امامزاده قاسم مدفون در روستای پاامام شهرستان کرمانشاه
(طبق نظر اول) امام حسن مجتبی A[204]
|
*تحقیق و تشجیر و نمودار تمامی صفحات به همت، مؤسسه دایرة المعارف بقاع متبرکه انجام گرفته است.
شجره نامۀ امامزاده قاسم مدفون در پاامام (میان در بند) شهرستان کرمانشاه
(طبق احتمال دوم) امام موسی الکاظمA[205]
شجرهنامۀ امامزاده حسن، مدفون در روستای روتوند شهرستان اسلام آباد غرب نواده امام حسن مجتبیA[206]
|
شجرهنامۀ امامزاده مهدی مدفون در شهرستان هرسین امام موسی الکاظم [207]A
شجره نامۀ امامزاده احمد (جلال الدین احمد) مدفون در روستای کرم بست
بخش دینور امام موسی الکاظم A[208]
|
شجرهنامۀ امامزاده ابراهیم مدفون در کنار معبد آناهیتا شهرستان کنکاور
امام علی بن الحسین زینالعابدین A[209]
شجرهنامۀ امامزاده احمد مدفون در شهرستان سنقر امام حسن مجتبیA[210]
شجرهنامۀ امامزاده شمسالدین محمّد، معروف به شمس علی،
مدفون در روستای خلیفه سنقر امام موسی الکاظمA
شجرهنامۀ امامزاده هادی مدفون در روستای فعلهگری شهرستان سنقر
امام حسن مجتبی A[211]
شجره نامۀ امامزاده حسین مدفون در روستای چوگان شهرستان سنقر کرمانشاه امام موسی الکاظم A[212]
|
فصل دوازدهم
آلبوم تصاویر
بخشی از تصاویر از مهندس مهدی احمدی
اهم منابع و مصادر تحقیق
1. قرآن مجید.
2. اثبات الهداة، شیح محمدبن حسن حرّ عاملی.
3. احمد بن ابی یعقوب (ابن واضح یعقوبی)، ترجمه محمّد ابراهیم آیتی.
4. اخبار الطّوال، ابن قتیبۀ دینوری.
5. اختبار معرفة الرجال (معروف به رجال کشی)، شیخ طوسی.
6. اختران تابناک یا کشف الکواکب، شیخ ذبیح الله محلاتی.
7. الارشاد، شیخ مفید.
8. اسدالغابة فی معرفة الصحابة، ابن اثیر جزری.
9. الأصابة فی تمییز الصحابة، ابن حجر عسقلانی.
10. الاصیلی، ابن طقطقی.
11. اعیان الشیعه، سید محین امین جبل عاملی.
12. اکمال الدّین و اتمام النّعمه، شیخ صدوق.
13. امامزادگان بخش اشتهارد، محمّد محمّدی اشتهاردی.
14. امامزادگان همدان، شیخ حسین عندلیبزاده.
15. انوار پراکنده، محمّد مهدی فقیه بحرالعلوم.
16. اویس قرنی، محمدرضا یکتایی.
17. بحار الانوار، علامه مجلسی.
18. بشارة المصطفی، عمادالدین طبری.
19. بغية الحایر فی اولاد امام باقرA، سیّد حسین حسینی زرباطی
20. البیان فی تفسیر القرآن، آیتالله سید ابوالقاسم خوئی.
21. تاریخ ابن وضاح یعقوبی، ترجمۀ محمد ابراهیم آیتی.
22. تاریخ تشیع در ایران، رسول جعفریان.
23. تاریخ طبرستان و رویان و مازندران، اولیاء الله آملی.
24. تاریخ طبری، محمّد بن جریر طبری.
25. تاریخ کوفه، حسن براقی.
26. تاریخ گزیده، حمدالله مستوفی.
27. تاریخ مذهبی قم، علی اصغر فقیهی.
28. تحفة الازهار، ضامن بن شدقم.
29. التذکرة فی الانساب المطهره، جمالالدین ابوالفضل عبیدلی.
30. تذکرۀ آقا علی عباس، احمد صادقی اردستانی.
31. تهذیب الانساب و نهایة الاعقاب نساب، شیخ شرف عبیدلی.
32. تهذیب القرائه، ابراهیم پور قریب
33. ثواب الاعمال، محمد بن بابویه صدوق.
34. جامع الانساب، سیّد محمّد علی روضاتی
35. حیات الامام موسی بن جعفرA، باقر شریف قرشی.
36. خمسأة صحابی مختلق، علاّمه سید مرتضی عسکری.
37. دائرة المعارف بزرگ اسلامی، گروه نویسندگان.
38. دائرة المعارف بستانی، معلم پطرس بستانی.
39. دائرة المعارف بقاع متبرکه، دکتر محمّد مهدی بحر العلوم.
40. دائرة المعارف تشیع، گروه نویسندگان.
41. در جستجوی هویت کرمانشاه.
42. در راه سفر به کربلا، مجید مسعودی.
43. دلایل الامامه، ابوجعفر محمد جریر بن رستم طبری.
44. رجال، ابن داود تقی الدین حسن بن علی بن داوود حلّی.
45. روزنامه کیهان.
46. ریاض العلماء و حیاض الفضلاء، میرزا عبدالله افندی اصفهانی متوفی.
47. ریحانة الادب، علاّمه محمّد علی مدرّس.
48. زندگانی سردار کابلی، غلامرضا کیوان سمیعی.
49. ستارۀ سرپل ذهاب، مهدی عبدی.
50. سفیران رستگاری، مجموعه مقالات.
51. سفينة البحار، حاج شیخ عباس قمی محدّث قمی.
52. سلطان سلوک، داود نعیمی.
53. السیرة النبویه، ابن هشام.
54. سیمای فرهنگی کرمانشاه.
55. الشجرة المبارکه فی انساب الطالبیة، امام فخر رازی.
56. شهداء الفضیله، علاّمه عبدالحسین امینی متوفی.
57. طبقات الکبری، محمّد بن سعد واقدی.
58. عمدة الطالب فی انساب آل ابی طالب، ابن عنبه.
59. غاية النهاية فی طبقات القراء، شمسالدین محمّد جزری.
60. الغيبة، محمد بن حسن طوسی.
61. الفتوح، ابن اعثم کوفی.
62. الفخری فی انساب الطالبین، سیّد عزیزالدین ابوطالب مروزی.
63. الفصول الفخریه، جمالالدین احمد ابن عنبه.
64. فهرست، ابن ندیم ترجمه تجدّد.
65. فیض قلم (مجموعه مقالات)، سیّد مرتضی نجومی.
66. قاموس الرّجال، علامه محمّد تقی شوشتری مؤسسه نصر اسلامی.
67. کامل الزّیارة، ابن قولویه.
68. کرمانشاهان – کردستان، مسعود گلزاری.
69. کرمانشاهان باستان، محمّد حسین جلیلی، مسعود گلزاری
70. کرمانشاهان و تمدن دیرینۀ آن، ایرج افشار سیستانی
71. گزارشی از همایش معرّفی و گرامیداشت امامزادگان سازمان اوقاف
72. لباب الانساب، ابوالحسن علی بن زید بیهقی.
73. لسان المیزان، ابن حجر عسقلانی.
74. مجالس المؤمنین، قاضی نورالله شوشتری.
75. المجدی فی انساب الطالبین، نجم الدّین ابوالحسن علوی.
76. مرآة الاحوال (جام جهان نما)، آقا احمد کرمانشاهی(آل آقا).
77. مراقد المعارف، علامه محمّد حرزالدّین.
78. مزارات نهاوند، دکتر محمّد مهدی بحرالعلوم.
79. مصباح الزائر، علامه مجلسی.
80. معارف و معاریف، سیّد مصطفی حسینی دشتی.
81. معالم العلماء فی فهرست کتب الشیعه، ابن شهر آشوب مازندرانی.
82. معجم البلدان، شهاب الدین ابی عبدالله روحی بغدادی معروف به یاقوت حموی
83. معجم الرجال الحدیث، آیتالله سیّد ابوالقاسم خوئی.
84. المعقبون من آل ابی طالب، سیّد مهدی رجایی موسوی.
85. مفاتیح الجنان، محدّث قمی.
86. مکارم الآثار، معلم حبیب آبادی.
87. مناهل الضرب فی انساب العرب، سیّد جعفر اعرجی.
88. منتخب التواریخ، حاج ملا هاشم خراسانی.
89. منتقلة الطالبیه، ابو اسماعیل ابراهیم بن ناصر ابن طباطبا.
90. نجوم السماء فی تراجم العلماء، آزاد کشمیری.
91. نورالابصار، سیّد مومن شبلنجی.
92. وسایل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعة، شیخ حسن بن حرّ عاملی.
[1]. در جستجوی هویت شهری کرمانشاه، ص19.
[2]. کرمانشاهان و تمدن دیرینۀ آن، ج1، ص65، به نقل از: مرکز آمار ایران، شناسنامه شهرهای کشور، 1364، ج7، ص19 و مؤسسۀ گیتاشناسی، اطلس راههای ایران، ص50.
[3]. روزنامۀ کیهان، ش 9111، دوشنبه 28 آبان 1352 ش.
[4]. مزارات نهاوند، ص12.
[5]. همایش معرّفی و گرامیداشت امامزادگان، ص29.
[6]. ثواب الاعمال، صدوق، ص124/ بحارالانوار، ج102، ص268.
[7]. منتخب التواریخ، ص222 تا ص227 / تحفة الزّائر، ص546 – 547/ تحية الزّائر، ص322 و 332.
[8]. امامزادگان همدان، ص8 – 9.
[9]. اخبار الطّوال، ص294.
[10]. تاریخ مذهبی قم، ص67.
[11]. دائرة المعارف تشیع، ج2، ص392.
[12]. تاریخ رویان، ص77 به بعد / تاریخ طبرستان، ج1، ص224 / تاریخ طبرستان و رویان و مازندران، ص67 – به بعد / النقض، ص225.
[13]. همان.
[14]. جامع الانساب، ص17.
[15]. ریاض الانساب، ص160.
[16]. منتقلة الطالبّیه، ص242 و 243.
[17]. عمدة الطالب فی انساب آل ابی طالب، ص202.
[18]. مناهل الضرب فی انساب العرب، ص431.
[19]. البلدان، یعقوبی، ص45.
[20]. کرمانشاهان – کردستان، ج1، ص222 به نقل از: جغرافیای سرزمینهای خلافت شرقی، لسترنج، ترجمه محمود عرفان، ص204.
[21]. منتقلة الطالبیّه، ص128 و 129.
[22]. همان.
[23]. منتقلة الطالبیّه، ص140، و همچنین عزالدّین مرورزی در کتاب «الفخری» سادات بزرگواری را که وارد شهر دینور شدهاند در صفحات 13، 25، 84، 140، 142، 189 نام برده است، نیز امام فخر رازی در صفحات 59، 101، 192 کتاب «الشجرة المبارکه» و مورخ نساب ابن طقطقی حسینی در کتاب «الاصیلی فی انساب الطالبین» صفحات 162، 197، 278 نام و نسب سادات بزرگواری که در شهر «دینور» میزیستهاند، ذکر نموده است.
[24]. همان.
[25]. تاریخ تشیع در ایران، ج1، ص214، 242، به نقل از: تاریخ قم، ص228.
[26]. ترجمۀ مشاهد العترة الطاهره، ص120/ المجدی فی انساب الطالبین، ص215 – 214.
[27]. همان.
[28]. آل عمران/ 169.
[29]. «ابواء» نام دهکدهای در میان مکه و مدینه است که قبر شریف حضرت «آمنه» مادر رسول اکرم9 در آن جاست.
[30]. سنن ابی داود، ج2، ص195/ صحیح مسلم، ج3، ص65.
[31]. صحیح مسلم، ج3، ص64/ سنن نسایی، ج3، ص65.
[32]. المستدرک، ج1، ص377/ بحارالانوار، ج102، ص300، ح 37/ سنن بیهقی، ج4، ص78
[33]. وفاء الوفاء، ج4، ص1340/ الفقه المذاهب الاربعه، ج1، ص519.
[34]. ثواب الاعمال، صدوق، ص124/ بحارالانوار، ج102، ص295/ کامل الزیارات، ص319/ وسائل الشیعه، ج14، ص585.
[35]. بحارالانوار، ج43، ص58.
[36]. ثواب الأعمال،ص 88 / انجم فروزان، ص59 / جنة النعیم، ص407.
[37]. جامع الأخبار، ص193.
[38]. فرحة الغری، ص31/ تهذیب الاحکام، ج6، ص22/ معراج السعاده، ص890/ مزار مفید، ص197/ بحارالانوار، ج102، ص120.
[39]. واسطههای فیض الهی (سخنرانی آیتالله استادی) در همایش امامزادگان، ص20.
[40]. سلطان سلوک، ص4.
[41]. مصباح الزائر، ص260 / مفاتیح الجنان، ص926 / مزار بحار، ج102، ص272.
[42]. مصباح الزائر، ص261/ بحارالانوار، ج102، ص273.
[43]. با استفاده از ترجمۀ استاد الهی قمشهای.
[44]. سبط بن جوزی – دانشمند معروف اهل سنت در قرن هفتم (در تذکرة الخواص، ص315) به هنگام شمارش اولاد حضرت امام موسیکاظم7 از چهار دختر آن حضرت به نام فاطمه به شرح ذیل یاد میکند:
1. فاطمۀ کبری؛ 2. فاطمۀ وسطی؛
3. فاطمه صغری؛ 4. فاطمۀ اُخری.
علامه مجلسی نیز به پیروی از ابن جوزی در بحارالانوار (ج 48، ص317) از «فواطم اربعه» یاد کرده است. حضرت معصومه3 همان فاطمه کبری است که در شهر قم مدفون است.
فاطمه صغری، مشهور به «بی بی هیبت» در آذربایجان شوروی در جنوب «بادکوبه» مدفون است که بر روی مرقد مطهرش گنبد و بارگاه مفصلی بود که به وسیلۀ کمونیستها به بهانۀ احداث خیابان تخریب گردید. گفته شده که شیعیان آگاه و با شعور هرگز از روی قبر عبور نکردند و در صفهای طولانی پشت ترافیک ماندند تا از گذر فرعی عبور کنند، پس از فروپاشی نظام کمونیستی، شیعیان درصدد بنای آن حرم مطهر بودند که هنوز موفق نشدهاند.
«فاطمه وسطی» مشهور به «ستی فاطمه» در اصفهان مدفون است. برخی تصور کردهاند که «زینبیه» در اصفهان مربوط به ایشان است.
«فاطمه اخری» ملقب به «فاطمه طاهره» و در رشت مدفون است و به «خواهر امام» مشهور است که حرم با صفایی دارد. (فاطمه اخری، ص73 / سفیران رستگاری، ص27 / فرهنگ کوثر، ش30 شهریور 78 / انوار پراکنده، ج1، ص138).
[45]. تهذیب الانساب، ص150 / لباب الانساب، ج2، ص566.
[46]. الفخری، ص28.
[47]. تهذیب الانساب،ص 150/ المشجر الکشاف، ج1، ص174.
[48]. لباب الانساب، ج2، ص566.
[49]. تهذیب الانساب،ص 155/ المشجر الکشاف، ج1، ص174.
[50]. مناهل الضرب فی انساب العرب، ص431.
[51]. المعقبون من آل ابی طالب، ج2، ص171.
[52]. منتقلة الطالبیه، ص139.
[53]. تهذیب الانساب، ص144 / التذکره فی انساب المطهره، ص107.
[54]. التذکرة فی انساب المهطرة، ص121.
[55]. تهذیب الانساب، ص155، و الاساس، ص196 و 448
[56]. کپی دستخط آیت الله مرعشی نجفی در نزد اینجانب موجود است.
[57]. منتقله الطالبیّه، ابن طباطبا، ص349.
[58]. معجم البلدان، یاقوت حموی، ج5، ص420.
[59]. کرمانشاهان و تمدّن دیرینۀ آن، ج1، ص489/ تحفۀ ناصری در تاریخ و جغرافیایی کردستان، ص46.
[60]. تحفة الازهار، ج3، ص272.
[61]. ارشاد، ج2، ص244/ المجدی فی انساب الطالبین، ص111/ الاصیلی فی انساب الطالبین، ص189/ عمدة الطالب، ص253/مناهل الضرب، ص500/ بحارالانوار، ج48، ص285 – 288 – 289.
[62]. بدرفروزان، ص51/ ارشاد، ج2، ص241/ تذکرۀ آقا علی عباس، ص36. (به نقل از: اختصاص).
[63]. تاریخ کوفه، ص56.
[64]. مراقد المعارف، ج1، ص252/ حیاة الإمام موسی بن جعفر، ج2، ص429/ تذکرۀ آقای علی عباس، ص36.
[65]. مشاهد العترة الطاهره، ص190/ آرامگاههای خاندان پاک پیامبر، ص245.
[66]. المجدی فی انساب الطالبین، ص111/النفحة العنبریه، ص95/ حیاة الامام موسی بن جعفر، ج2، ص386.
[67]. التذکرة فی انساب المطهره، ص137.
[68]. النفحة العنبریه، ص96.
[69]. مراقد المعارف، ج1، ص254 و 294.
[70]. منتقلة الطالبیّه، ص348 / تهذیب الأنساب، ص157 – 159 / الاصیلی فی انساب الطالبین، ص190 / الشجرة المبارکه، ص105 / الفخری، ص17- 18 / روضة الالباب، ص107.
[71]. المجدی فی انساب الطالبین، ص115.
[72]. الشجرة المبارکه، ص105. الفخری، ص17 / عمدة الطالب، ص253 / الفصول الفخرّیه، ص141.
[73]. از افادات دوست ارجمد جناب آقای دکتر محمّد مهدی بحرالعلوم گیلانی، نویسندۀ دائرة المعارف بقاع متبرّکه است.
[74]. دائرة المعارف تشیع، ج2، ص420.
[75]. منتقلة الطالبیه. ص140.
[76]. التذکرة فی انساب مطهره، ص262.
[77]. المعقبون من آل ابی طالب، ج3، ص365.
[78]. التذکرة فی انساب مطهره، ص262.
[79]. الفخری، ص84 / الاساس، ص337.
[80]. المجدی فی انساب الطالبین، ص419 / الفخری، 84 / المعقبون، ج3، ص364.
[81]. المجدی فی انساب الطالبین، ص215.
[82]. نویسنده حدس میزند که واژۀ «باولین» مخفف «بابا ولیالدّین» است که در این صورت مانند «نظام الدّین» که لقب امامزاده احمد است، لقب امامزاده محمود خواهد بود، که بعداً در استعمال از باب تغلیب هر دو امامزاده را به این اسم خواندهاند.
[83]. ارشاد، شیخ مفید، ص303 / رجال بحرالعلوم، ج2، ص115.
[84]. منتخب التواریخ، ص468 / ناسخ التواریخ، ج7، ص150 / روضات الجنات، ج1، ص13 / رجال سیّد بحرالعلوم، ج2، ص114/ اعیان الشیعه، ج3، ص191/ تحفة العالم، ج2، ص130 / بحارالانوار، ج48، ص307.
[85]. اعیان الشیعه، ج3، ص191 / رجال بحرالعلوم، ج2، ص115 / منتخب التواریخ، ص468 / ارشاد مفید، ص303 / شاگردان مکتب ائمّه، ج1، ص145.
[86]. بحارالانوار، ج48، ص308.
[87]. بحارالانوار، ج48، ص308 به طریقی دیگر هم شهادت آن حضرت را نقل نموده است.
[88]. قیام سادات علوی، ص192.
[89]. شدّ الازار، ص289 / بحارالانوار، ج48، ص309 / ريحانة الادب، ج3، ص168 / شبهای پیشاور، ص120 / شیراز شهر جاویدان، ص577.
[90]. انوار پراکنده، ج1، ص276 به بعد.
[91]. التذکرة فی انساب المطهره، ص 262 / الاساس، ص337 / المعقبون ج3، ص366.
[92]. کرمانشاهان - کردستان، ج1ص 282 و 283 و 284.
[93]. تحفة الازهار، ج3، ص151.
[94]. کرمانشاهان – کردستان، ج1، ص288.
[95]. کرمانشاهان – کردستان، ج1، ص296.
[96]. دائرة المعارف بقاع متبرّکه 12، 186 – 187.
[97]. المعقبون، ج2، ص177.
[98]. التذکره فی انساب المطهره، ص125.
[99]. لباب الانساب، ص672.
[100]. کرمانشاهان – کردستان، ج1، ص297 – 298.
[101]. منتقلة الطالبیه،ص 139.
[102]. مناهل الضرب،ص 428.
[103]. تهذیب الانساب، ص256 / منتقلة الطالبیه،ص 242.
[104]. التذکرة فی انساب المطهره، 125 / الاساس لانساب الناس، ص194.
[105]. الارشاد، ج2، ص325 و 327 و 334 و 351.
[106]. المحدثون، ج3، ص13.
[107]. تاریخ بغداد ج2، ص37 – 38.
[108]. الکافی، ج1، ص506 و 508/ ارشاد ج2، ص325 و 329 و 330/ اعلام الوری، ص 359 – 360 / بحار الانوار، ج50، ص308 – 309 / امالی، شیخ طوسی، ص208 و 225 / بحارالانوار، ج71، ص139 / بشارة المصطفی، ص258 / دلائل الامامه، ص67.
[109]. کرمانشاهان – کردستان، ج1 ص297.
[110]. التذکرة فی انساب المطهره، ص 125.
[111]. کرمانشاهان، کردستان، ج1، ص161 / دائرة المعارف تشیع، ج3، ص317 / سیمای فرهنگی استان کرمانشاه، ص89.
[112]. دستخط مرحوم حاج شیخ حسین عندلیب زاده در صفحه 9 کتاب «شوریدگان»، تذکرۀ بزرگان و سخن سرایان تویسرکان، نوشتۀ آقای صحبت الله مرادی آورده شده است.
[113]. تهذیب الانساب، ص262 / المعقبون من آل ابی طالب، ج3، ص365.
[114]. کرمانشاهان – کردستان، ج1، ص182 – 190.
[115]. کرمانشاهان – کردستان،ج1، ص182 – 183.
[116]. المشجر الکشاف، ج1، ص890.
[117]. المشجر الکشاف، ج1، ص889 / الشجرة المبارکه، ص192 / الفخری، ص 84 / المجدی فی انساب الطالبین،ص 215 / عمدَة الطالب، ص381 / لباب الانساب، ج2،ص 530 – 539.
[118]. المشجر الکشاف، ج1، ص891 / دائرة المعارف بقاع متبرّکه، ج3، ص188 – 190.
[119]. شهداء الفضيله، ص347 / شهیدان راه فضیلت، ص510 - 511.
[120]. آقای بحر العلوم این ادعا را مطرح کردهاند که از نوادگان امام باقر7 احمد نام یافت نشده، این در حالی است که در منتهی الآمال از فاضل خبیر میرزا عبدالله افندی (صاحب ریاض العلماء) نقل کرده است که در اصفهان نزدیک مسجد شاه بقعه و مزاری به نام احمد بن علی بن امام باقرA است و سنگی در آنجا است که به خط کوفی بر آن نوشته است،
« بسم الله الرحمن الرحیم کل نفس بما کسبت رهينة، هدا قبر احمد بن علی بن محمّد الباقر7 و تجاوز عن سیّاته و الحقه بالصّالحین». و در بیرون بقعه سنگی است مستطیل که بر آن چنین نقش بسته است، « آمین یا ربّ العالمین به تاریخ سنة ثلاث و ستین و خمسأة» (563) (به نقل از: اختران تابناک یا کشف الکواکب، ج2، ص172).
[121]. الفصول المهمّه،ص 221 / نورالأبصار،ص 159/ تاریخ موالید الائمّه،ص 184/ الارشاد،ص 270 / اعلام الوری، ص271 / مصباح کفعمی، ص522 / بحارالأنوار، ج46،ص 366 / الشجرة المبارکه فی انساب الطالبیّه، ص75 / الأصیلی فی انساب الطالبییّن، ص47 / اعیان الشیعه، ج3، ص404 و، ج2، ص104 / بغية الحایر فی اولاد الامام الباقر7، ص152 – 148 / تهذیب الأنساب و نهاية الأعقاب، ص86 – 89 / منتقلة الطالبيّة، 247 / التذکره فی انساب المطهّره، ص174 و 83 / مناهل الضرب فی انساب العرب، ص125 و 375 / الفصول الفخرّيه، ص133 / لباب الأنساب و الألقاب و الأعقاب، ص238 / المجدی فی انساب الطالبییّن، ص84 – 86 و 284.
[122]. تحفة الازهار، ج3، ص151.
[123]. منتقلة الطالبیّه، ص139.
[124]. المعقبون من آل ابی طالب، ج1، ص558.
[125]. لباب الانساب، ج2، ص668.
[126]. منتقلة الطالبیه، 139.
[127]. تهذیب الانساب، 256 / منتقلة الطالبیه، 242.
[128]. التذکره فی انساب المطهره، ص264.
[129]. مزارات نهاوند، ص78- 79
[130]. التذکره فی انساب المطهره، ص264.
[131]. اکمال الدّین و اتمام النّعمه، ج2، ص433.
[132]. «جَعفَربنُ مَعروُف الکشّی قَالَ، کَتَبَ اَبوعبدِالله البَلخی اِلیَّ یذکر عَنِ الحُسین بنِ رُوح القُمی، اَنَّ اَحمدَ بنَ اِسحاقِ کَتَبَ اِلیهِ وَ یَتسَأذِنُه فِی الحجّ، فَاَذِنَ لَهُ وَ بَعَثَ بِثوبٍ، فَقَالَ اَحمدُبنُ اسحاق نَعی اِلیَ نَفسِی، قَد اِنصَرفَ مِنَ الَحجُّ فَمَاتَ بُحُلوان، احمد بن اسحاق بن سعد القُمی عَاشَ بعد وفاة ابی محمّد7 وَاَتَیتُ بِهَذا الَخبر لِیَکونَ اَصح لِصَلاَحه وَ ماختمَ لَه به».(اختیار معرفه الرجال، ص557)
[133]. «... اِستَأذَنَ فِی المَسیر اِلیَ قُمَ فَخَرجَ الاِذن بِالمضی وَ ذَکر اَنَّهُ لاَیَیلُغ اِلیَ قم وَ اَنَّهُ یَمرض یَمُوتُ فی الطَّریق بِحُلواَن وَ ماتَ وَ دُفّنَ بهارضی اللهُ عنه».( دلایل الامامة طبری، ج1، ص271)
[134]. اختیار معرفة الرّجال (رجال کشّی)، ص556 و 557.
[135]. اختیار معرفة الرّجال (رجال کشّی)، ص556 و 557.
[136]. فهرست، ص26.
[137]. الغيبه، ص258.
[138]. معالم العلماء فی فهرست کتب الشيعة و اسماء المصنفین منهم، ص14.
[139]. رجال، ابن داود، ص36.
[140]. نجم الثاقب، ص355 و 356.
[141]. منتهی الآمال، ج2، ص737.
[142]. قاموس الرّجال، ج1، ص293 – 298.
[143]. معجم رجال الحدیث، ج2، ص43 و 50.
[144]. در راه سفر به کربلا، ص117 – 120.
[145]. دُهات، زیرکان و هوشمندان.
[146]. الطبقات الکبری، ج3، ص557.
[147]. السیرة النبویّه، ج2، ص353 / الفتوح، ج1، ص 110 / اسدالغابه، ج2، ص352.
[148]. السیر و المغازی، ص326 / السیرة النبویّه، همان جا.
[149]. المغازی، ج1، ص76 / اسد الغابة، همان جا
[150]. السیرة النبویّه، ج3، ص71 / الطبقات الکبری، ج3، ص556 – 557.
[151]. السیرة النبویّه، ج3، ص87 / الطبقات الکبری، ج3، ص556 – 557.
[152]. همان، ج1، ص246 / الانساب ج1،ص 320.
[153]. الفتوح، ج1، ص18 – 19.
[154]. الرده، ص74 / الطبقات الکبری، ج3، ص557 / الانساب، ج1،ص 110.
[155]. تاریخ یعقوبی، ج2، ص130.
[156]. الغارات، ج1،ص 232 و 484 / الفتوح، ج2، ص348 / المؤتلف و المختلف، ج1، ص313 – 314.
[157]. وقعة صفین، ص375.
[158]. الاستیعاب، ج2،ص 651 – 652 / الاصابة فی تمییز الصحابه، ج2،ص128 / خمسون و مائة صحابی مختلق، ج2، ص195.
[159]. تاریخ طبری، ج3، ص581، ج4، ص148 – 149، 155 – 153 / تجارب السلف، ج1، ص249 / تاریخ جرجان،ص 6و 7.
[160]. خمسون و مائة صحابی مختلق، علامه عسکری، ج2،ص 204 – 193.
[161]. دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج5، 451 – 452.
[162]. کرمانشاهان باستان، ص143.
[163]. تهذیب القرائه، ص18.
[164]. دائرة المعارف تشیع، ج6، ص519 / معجم الرجال، ج6، ص266.
[165]. البیان فی تفسیر القرآن، ص136.
[166]. همان.
[167]. همان
[168]. همان.
[169]. غایة النهاية فی طبقات القراء، ج1، ص261.
[170]. دائرة المعارف تشیع، ج6، ص519.
[171]. ترجمه فهرست، ابن ندیم، ص51 / رجال، شیخ طوسی، ص177 / تنقیح المقال، ج24، ص200 / الذریعه، ج2، ص12 / ریحانة الادب، ج2، ص400 / روضات الجنّات، ج3، ص213.
[172]. غاية النهاية فی طبقات القراء، ج1، ص263.
[173]. از سازمان اوقاف و امور خیریۀ استان که خود از خادمان آستان مقدّس قرآن کریم است انتظار میرود که مرقد این پیشوای قاریان را احیا و بازسازی نماید و او را از غربت آتشکده نجات دهد.
[174]. در شمال دهکدۀ نیاق 20 کیلومتری قزوین واقع شده، در آن آرامگاهی است که مردم آن را امامزاده سلطان ویس قرنی میخوانند.
[175]. تاریخ گزیده، ص630 – 631.
[176]. دکتر محمّد مکری، گورانی.
[177]. اعیان الشیعه، ج3، ص512.
[178]. سفينة البحار، ج1، ص53 چاپ دو جلدی
[179]. معجم البلدان، ج4، ص231.
[180]. اعیان الشیعه، ج3، ص512.
[181]. اختیار معرفة الرجال (المعروف برجال الکشی)، ص99 / بحارالانوار، ج42، ص147.
[182]. اثبات الهداه، ج1، ص276 / بحار الانوار، ج42، ص155.
[183]. ریحانة الادب، ج4، ص433 – 444.
[184]. اسد الغابه، ج1، ص152.
[185]. اعیان الشیعه، ج3، ص513 / قاموس الرجال، ج2، ص131 / مجالس المؤمنین، ج2، ص282.
[186]. الاصابة فی تمییز الصحابه، ج1، ص119 – 120.
[187]. دايرة المعارف بستانی، ص701.
[188]. الاعلام، ج1، ص375.
[189]. اعیان الشیعه، ج3، ص513 / اویس قرنی، محمدرضا یکتایی، ص198.
[190]. اخباری که از حد خبر واحد گذشته ولی به حد تواتر نرسیدهاند، مستفیض گفته میشوند، به عبارت دیگر خبر مستفیض قویتر از خبر واحد و ضعیفتر از خبر متواتر است.
[191]. روزنامه کیهان. ش 159274، اویس قرنی، آقای یکتایی.
[192]. ریاض العلماء، ج3، ص238 / منتخب التواریخ، ص708.
[193]. یعنی راهی که زوار کربلا از آن عبور میکنند.
[194]. کرمانشاهان باستان، ص158.
[195]. شرح حال آقا محمّد علی در کتابهایی آمده است: منتهی المقال، ص290 / مرآة الاحوال، ج1، ص112 / تذکرة الانساب، ص104 / الفیض القدسی، ص26 / روضات الجنّات، ج7، ص150 / قصص العلماء، ص157/ طرایق الحقایق، ج1، ص98 / مکارم الآثار، ج2، ص562.
[196]. نجوم السماء فی تراجم العلماء، ص402.
[197]. مرأة الاحوال، ص142.
[198]. اعیان الشیعه، ج7، ص234.
[199]. نجوم السماء فی تراجم العلماء، ص401، ش46.
[200]. مکارم الآثار، ج2، ص561، ش226.
[201]. زندگانی سردار کابلی، ص228، به بعد.
[202]. فیض قلم (مجموعه مقالات)، آیت الله سید مرتضی نجومی، ص371.
[203]. زندگانی سردار کابلی، ص222.
[204]. منابع: منتقلة الطالبیه، ص39 / تهذیب الانساب، 144 / التذکرة فی الانساب المطهره، 107.
[205]. منابع: منتقلة الطالبیه، 139/ عمدة الطالب، تهذیب الانساب / الاصیلی فی انساب الطالبین، 162.
[206]. منابع: منتقلة الطالبیه، ص39 / تذهیب الانساب، 144 / التذکرة فی الانساب المطهره، 107.
[207]. منابع: تهذیب الانساب، 155 / المعقبون 2، 170، 81، 167، 171، 172 / مناهل الضرب، 430-431 / الفخری، 28 / لباب الانساب، 566.
[208]. منابع: منتقلة الطالبیه، 139/ عمدة الطالب، تهذیب الانساب / الاصیلی فی انساب الطالبین، 162.
[209]. منابع: تهذیب الانساب، 262 / المعقبون من آل ابی طالب، ج3، 365.
[210]. منابع: الدرالمنثور فی انساب المعارف و الصدور، 194 / الشجرة الطیّبه،ج1، 21 / دائرة المعارف بقاع متبرکه، ج1، ص / التذکره فی الانساب المطهره، 82
[211]. منابع: المعقبون من آل ابی طالب، ج1، 558.
[212]. منابع: منتقلة الطالبیه، 139/ عمدة الطالب،تهذیب الانساب / الاصیلی فی انساب الطالبین، 162.








